هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
يكشنبه، 4 آبان 1399
ساعت 14:20
به روز شده در :

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

 

شنبه 11 تير 1390 ساعت 10:20
شنبه 11 تير 1390 14:50 ساعت
2011-7-2 10:20:29
شناسه خبر : 78007
مسئولین انجمن می‎توانند مانیفست تازه‎ای روی میز بگذارند و با توجه به تحولات جهان و منطقه درباره آینده نگرانی بیشتری نشان دهند. آینده نگری وظیفه فلسفه است. فیلسوفان بزرگ همواره آینده را در افکار خویش پرورانده‎اند.

یادداشت شفاهی / دکتر منوچهر آشتیانی: عجیب است که انجمن قلسفه هنوز ساختار و اساس نامه و نظام نامه قدیمی خود را حفظ کرده است. آقای اعوانی، رئیس انجمن که مرد خوبیست شاگرد و فامیل نصر بود. سید حسین نصر مردی فاضل است که زبان فارسی و عربی و فرانسه و انگلیسی را خوب میداند. او کتابهای با ارزشی دارد که بعضی از آنها را خواندهام. اما اینها موجب نمیشود مسئولیتی نداشته باشند.

نصر در آمریکا مشاور اسلامشناسی است، که من را به یاد پاپرمیاندازد؛ پاپر سالها نماینده رسمی سی آی ای و رئیس بخش شوروی شناسی بود. او ماموریت داشت کار تئوری براندازی شوروی را انجام داد. وقتی اتحاد جماهیر شوروی فروریخت ما میدانستیم که اشکال کار بیشتر از سیاستمداران حزب کمونیست بوده است. اما این دلیل نمیشد که آمریکایی ها به پاپر حقوق ندهند. بعضی معتقدند اگر نصر از ایران نمیرفت محاکمه میشد. یک بار آقای انوری(موسس مدرسه عالی کامپیوتر در ایران) گفت مدارکی در مورد ایشان بود که اگر میماندند علیه وی مورد استفاده قرار میگرفت. شاید مدارکی که روابط او و شاه دستگاههای دربار را نشان میداد.

از اینها که بگذریم میتوانیم بپرسیم چرا مانیفست سی و چند سال پیش هنوز  تغییر نکرده است. انجمن فلسفه از ابتدا داعیه دوری از سیاست داشت که به نظر بیشتر دوری از جامعه است. میدانیم که فلسفه و فیلسوفان هرگز از جامعه و خاصه سیاست دور نبودند. افلاطون، جمهور را نوشت و ارسطو، کتاب سیاست را نگاشت؛ این دو کتاب هنوز از کتابهای مهم نظریه سیاسی هستند. در ایران از فارابی اندیشه سیاسی آغاز شد. دوباره در غرب کنت و هگل و کانت و دیدرو و روسو کم و بیش سیاسی بودند. در دوران ما نیز پراگماتیستها از جیمز و دیویی تا رورتی سیاست ورزیدند. به گونهای که میلز پراگماتیسم را دین آمریکایی ها میداند و مرتون در کتابی نشان میدهد در آنجا همه طبقات و قشرها پراگماتیست هستند.

در این اوضاع و احوال موسسهای وجود دارد که به کلی از ماجراهای جهان و ایران جدا افتاده و خود را جدا نگاه میدارد. در آنجا مجموعهای از دیدگاههای پراکنده و مغشوش دیده میشود که گاه برای نشان دادن هماهنگی با جهان معاصر به بررسی افرادی چون فوکو و دریدا میپردازند . این همه با توجه به اینکه هنوز به درستی فلاسفه بزرگ غرب و ایران معرفی نشدهاند تغریبا سرگرمی است.

در غرب متفکرانی چون ابن سینا و ابن رشد باعث تحول شدهاند. این نظر شخصی من نیست. بلکه خانم کواشن، گلدزیهر، بورکلمان، نوردکله، کربن و حتی مارکس و انگلس بر آن تاکید کردند. آنها اغلب روشنگری غربی را نتیجه روشنگری فلاسفه ما و امثال ابوریحان و زکریا میدانند. حال چرا باید در شناختن متفکران بزرگ غربی و ایرانی اهمال کنیم.

در کمال تعجب به نظر میرسد در حوزه علمیه روشن بینی و تکاپوی بیشتری دیده میشود.در شرایطی که رهبری مدام بر لزوم روشنگری و نوآوری و نقد تاکید میکند، این جدایی از مسائل روز توجیه پذیر نیست.این در حالیست که همه متفکران جدی دنیا مدام از اقتصاد و سیاست و جامه میگویند.

مسئولین انجمن  میتوانند مانیفست تازهای روی میز بگذارند و با توجه به تحولات منطقه درباره آینده نگرانی بیشتری نشان دهند.آینده نگری وظیفه فلسفه است. فیلسوفان بزرگ همواره آینده را در افکار خویش پروراندهاند.فلسفه از ابتدا درباه  خدا و جهان و انسان نظر داشته و انجمن بایستی موضع فلسفی خود را آشکارا اعلام کند.

 ***

پرونده نقد انجمن حكمت و فلسفه