هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
چهارشنبه، 30 مهر 1399
ساعت 01:53
به روز شده در :

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

 

سه شنبه 7 تير 1390 ساعت 18:23
سه شنبه 7 تير 1390 22:53 ساعت
2011-6-28 18:23:11
شناسه خبر : 77770
در چنین موسساتی باید نظام های مفهومی بررسی می‎شوند و نظرها به چارچوبی واحد و نو برای حرکت جدید ملی تبدیل می‎شود. اما در ایران آنها با یک مشکل مواجه می‎شوند: به محلی برای بازتولید غربزدگی تبدیل شده اند. شاید راست می‎گویند؛ وقتی سید حسین نصر انجمنی فلسفی راه انداخت نام آن را انجمن سلطنتی فلسفه در ایران نهاد. آنها از میان همه متفکران قدیم بر روی "سهروردی" کار کردند. شیخ اشراق، یک نوع ایران گرایی پس از اسلام را رواج می‎داد.

دکتر ابراهیم فیاض: وقتی "دیدرو" و "دالامبر"و...سایر اصحاب دایره المعارف در حال جمع آوری اطلاعات جامع علوم بودند، می‎دانستند تحولی را رقم خواهند زد. آنها به گونه‎ای از اندیشمندان انگلیسی تاثیر می‎گرفتند و امید داشتند فرانسه را عوض کنند. حال بعد از چند قرن مردم اعتقاد دارند آنها جهان را تغییر دادند. از میان همه آن تحولات در این بحث، مهم این است که موسسه های ملهم از طرح دایره-المعارف، یعنی فرهنگستان‎ها و در ایران موسساتی نظیر انجمن حکمت و فلسفه و... تبدیل شده‎اند به جایی که باید کثرت اطلاعات را به وحدت نظریه‎ای برای عمل تبدیل کنند.

در چنین جایی نظام های مفهومی بررسی می‎شوند و ارتباط تئوری‎ها روشن می‎شود و نظرها به چارچوبی واحد و نو برای حرکت جدید ملی تبدیل می‎شود. اما در ایران چنین موئسساتی با یک مشکل مواجه می‎شوند؛ می‎گویند آنها به محلی برای بازتولید غربزدگی تبدیل شده اند. شاید راست می‎گویند؛ وقتی سید حسین نصر انجمنی فلسفی راه انداخت نام آن را انجمن سلطنتی فلسفه در ایران نهاد. آنها از میان همه متفکران قدیم بر روی "سهروردی" کار کردند. شیخ اشراق، یک نوع ایران گرایی پس از اسلام را رواج می‎داد. از این رو آدمی احساس می‎کند ظن و گمان‎های رایج در مورد غربزدگی انجمن چندان بی راه نیست. فلسفه غربی در ذات ملی گراست

قبل از این حرف ها مرحوم فروغی کتابی در تاریخ فلسفه غرب نوشت و به همراه همفکرانش تلاش زیادی کردند تا نوعی ایرانی گرایی پیش از اسلام را رواج دهند.  این ایرانی گرایی، چه از نوع ایران پیش از اسلام و چه از نوع ایرانی گرایی پس از اسلام مشابهت‎هایی دارند. اول اینکه هر دو سلطنت را توجیه می‎کنند.

دوم اینکه غربگرا هستند. راز غربگرایی آنها در تمایل به ملی گرایی نهفته است. چگونه می توان غربگرایی را با ملی گرایی جمع کرد؟ این هواداری از زادبوم همان هواداری قدیمی از وطن نیست که میان ملل باستان رایج بود. بلکه از یک طرف به ناسیونالیسم غربی بر می‎گردد و از سوی دیگر با فلسفه تنیده است. پس از فروپاشی رم باستان کشورها رفته رفته برای استقلال مجبور شدند بر مرزهای خود تاکید کنند. این تلاش‎ها ناسیونالیسم را بنیان کرد و بعدها ایرانیان شیفته غرب در میان شیفتگی به انواع اطوارهای غربی به این یکی علاقه‎مند شدند. فلسفه در یونان بسیار نژادی و ملی بود به شکلی که  آن را فلسفه‎ای شهری می‎دادند. چه یونان در حقیقت یک شهر-کشور بود.

فلسفه جدید با دکارت شروع شد. او برای نوشتن کتاب خود از زبان فرانسوی استفاده کرد که زبان ملی بود در حالی که در قرن شانزدهم زبان فسفه، زبان لاتین بود و این کار دکارت عجیب به نظر می‎رسید. امروزه می‎دانیم که بسیاری از شباهت‎ها و تفاوت‎های سیستم های فلسفی به ملیت فیلسوفان برمی‎گردد. فلسفه غربی در ذات ملی گراست. در این میان تنها فیلسوفان مسیحی مستثنی هستند.

سید حسین نصر، ملا صدرا را صوفی شیراز می‎نامید. او چندان به ابن سینا توجه نداشت. فلسفه غربی بود در مقابل عرفان شرقی(هند و چین) است، ایران محل حکمت است که جمع فلسفه و عرفان است. اما انجمن نصر هر چند نام حکمت دارد هنوز کمتر به آن می‎پردازد و در عوض پر شده از متخصصین فلسفه غربی. این موضوع ممکن است به اداره کنندگان آن باز نگردد و بیشتر مربوط به ساختار آن باشد. اما در هر صورت برای اصلاح همین ساختار شاید بهتر باشد به معنی حقیقی کلمه عملا به حکمت اهتمام  ورزد.

 ***

پرونده نقد انجمن حكمت و فلسفه