هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
چهارشنبه، 30 مهر 1399
ساعت 07:30
به روز شده در :

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

 

دوشنبه 6 تير 1390 ساعت 11:24
دوشنبه 6 تير 1390 15:54 ساعت
2011-6-27 11:24:06
شناسه خبر : 77612
می‌‌گویند کار اين موسسه، احیای حکمت اسلامی است. در این صورت چرا دکتر طباطبایی که نظریه مشهورش انحطاط ایران توسط فلسفه اسلامی است می‌‌تواند در پناه موسسه پروژه خویش را ادامه دهد. اهل فن می‌‌دانند که کدیور در فلسفه اسلامی چیزی برای گفتن ندارد، پس چه چیز مسئولین موسسه را بر آن داشت که از وی حمایت کند؟

گروه فرهنگي رجانيوز - سعید قنبری: انجمن فلسفه كه در خيابان نوفل‌‌شاتو قرار دارد به سال 1352 توسط دكتر سيدحسين نصر تأسيس شد. او در هاروارد فلسفه آموخته بود و در ايران شاگرد اشخاصی  چون علامه طباطبايي، استاد رفيعي قزويني و استاد عصار بود. وی این موئسسه را به نام انجمن شاهنشاهی - ظاهراً براي تشبه اين مؤسسه به مؤسسه شاهنشاهي انگلستان (رويال آكادمي)-ثبت کرد. اشخاصی نظیر مرحوم ايزوتسو، هانری‌‌کربن، پرفسور گراد و اساتيد ايراني مانند مرحوم مصلح انصار، مرحوم شهابي، استاد آشتياني، استاد خوانساري و استاد مهدوي نيز عضو آن بودند. دیگر اينكه تعدادي از دانشجويان ايراني و خارجي كه دكترا مي‌خواندند در اينجا پژوهش مي‌كردند. بعضی از آنها امروز نام‌آور هستند. مثلاً‌ آقايان چتيك، موريس و ماچايوفسكي.

انجمن شامل یک گروه فلسفه اسلامي و یک گروه فلسفه غرب بود. مجله‌اي به نام جاويدان‌خرد نیز در آنجا به طبع می‌‌رسید. این مجله پس از انقلاب هم ادامه داشت. گفته می‌‌شود مجله 800 آبونه خارجي داشت و مقالات آن به دو زبان فارسي و انگليسي چاپ مي‌شد. انجمن شاهنشاهی فلسفه با یک مدير به كار خود ادامه مي‌داد كه دكتر نصر بود.

 انجمن پس از انقلاب دستخوش تحولاتی شد و سرانجام تحت عنوان «موئسسه»در سال 1380 مستقل گشت و در كنار آن يك انجمن تأسيس کردند. يعني هم اکنون هم يك مؤسسه است و هم انجمن علمي حكمت و فلسفه ايران در قالب آن فعاليت مي‌كند.این نهاد 6 رشته مصوب دارد: فلسفه اسلامي و  غرب و اديان و عرفان و  منطق وفلسفه علم و كلام.

طبیعتا فعالیت انتشاراتی انجمن حائز اهمیت است. آنها قريب به 50 اثر در زمان دكتر نصر به دست چاپ سپردند و وقتي انجمن زير نظر پژوهشگاه قرار گرفت كار كمتر شد ولي از زماني  كه مستقل شدند نزديك به 70 جلد كتاب منتشر كردند كه بعضي از آنها با همكاري دانشگاه‌ها يا ناشران بين‌المللي بوده است. حال سئوالی که مطرح است این خواهد بود که چه بخشی از میراث حکمی ایران و سنت کلاسیک فلسفی جهان توسط نهاد‌‌های زیربط عرضه شده‌‌اند.

می‌‌دانیم بخش ناچیزی از میراث فکری جهان به زبان فارسی ترجمه شده و پاره‌‌ای از آثار که به فارسی برگردانده شده‌‌اند چنان آشفته هستند که دسترسی به آن صعب و طاقت فرساست. مثلا محض نمونه کمتر کسی می‌‌داند(حتی در میان اهل فن) اغلب آثار فاربی ترجمه شده‌‌اند. زیرا این آثار توسط ناشران گوناگون به صورت‌‌های متفاوت به چاپ رسیده و در حالی که پخش ناشده باقی مانده کسی غم یکسان‌‌سازی و منسجم کردن آنها را نمی‌‌خورد. اگر کسی از این نهادها سئوال کند چه می‌‌کنند، فهرستی از امور متفاوت را ردیف می‌‌نمایند که در خوشبینانه‌‌ترین حالت تنها به کار حسابرسان مالی می‌‌آید بلکه مجاب شوند بودجه تخصیصی را تمدید کنند. پس باید پرسید در این نهادها و خاصه انجمن چه می‌‌کنند که با صرف بودجه‌‌های آنچنانی هنوز هگل و هوسرل و... حتی ابن سینا و ابن رشد و ... سرگردان‌‌اند؟!

اگر از دکتر اعوانی، رئیس موسسه سئوال شود مهمترین طرح ایشان پس از استقلال موئسسه چه بوده به طرح تجمیع و چاپ آثار ابن سینا اشاره می‌‌کنند. به گفته دکتر اعوانی دولت آقای خاتمی وقعی به طرح نگذاشت؛ اما در دولت نهم بودجه قابل قبولی به آن اختصاص داده شد. ولی علیرغم حمایت شخص رئیس جمهور هنوز کاری به چاپ نرسیده  است.

از ابتدا گروهی وضع انجمن را نمي‌پسنديدند و در اينجا و آنجا مخالفت مي‌كردند. از جمله مرحوم فردید آنها را مجموعا مشغول کارهایی «بیهوده و کم‎هوده» می‌‌دانست و بعضي از ماركسيست‌ها که فعالیت فلسفی انجمن را به بورژوازي مربوط و مرتبط مي‌ديدند. هنوز صدای این اعتراضات شنیده می‌‌شود؛ در این میان روایت‌‌های عجیی به گوش می‌‌رسد. بعضی از این ماجراها را مرور می‌‌کنیم:

می‌‌گویند دکتر نصر از علامه‌‌طباطبایی خواست که«شیعه در اسلام» را به رشته تحریر در آورد. علامه که در کنج تحقیق و تدریس عزلت گزیده بود کتاب را نوشت. اما امام خمینی(ره) در مورد این موضوع به صورت خصوصی به علامه گلایه کرد . امام که دستی توانا در فلسفه و عرفان اسلامی داشت چرا باید به چنین چیزی اعتراض داشته باشد؟ پاسخ چندان دشوار نیست. امام می‌‌دید که این کتاب ارزشمند چگونه در کنار سایر فعالیت‌‌های انجمن، تبدیل به تائیدیه‌‌ای برای رژیم شاهنشاهی می‌‌شود. بعدها نصر یک سال قبل از انقلاب از ایران به آمریکا رفت. در مورد این سفر که هنوز به پایان نرسیده حدس‌‌هایی می‌‌زنند که نگران کننده است. نویسنده این سطور نمی-خواهد که رای بد بزند و فال نامبارک بگیرد؛ ولی پس از انقلاب، انجمن گاه به ماوای کسانی بدل شد که موجه نبودند. از  جمله دکتر سید جواد طباطبایی و کدیور که اولی به خاطر زبان توهین آمیز و اخلاق تندش و دومی به سبب دشمنی آشکار به انقلاب از دانشگاه-های خود کنار گذاشته شدند. این دو بلافاصله در انجمن با مزایای قابل توجهی به کار گرفته شدند.

می‌‌گویند دكتر نصر زمانی حسینیه ارشاد را برای اعتراض به شریعتی ترک کرد. وی ناراحت بود که چرا شریعتی امام حسین(ع) را با چه‎گووارا مقایسه کرده و از این رو به هواداری از اسلام حسینیه را اصطلاحا تحریم کرد. کسی حرف و حدیث شریعتی را تایید نمی‌‌کند ولی باید پرسید اسلام نصر چگونه اسلامی است که حکومت محمدرضا را توجیه می‌‌کند و سپس ایرادی بر همکاری با آمریکا نمی‌‌گیرد؟ می‌‌گویند کار اين موسسه، احیای حکمت اسلامی است. در این صورت چرا دکتر طباطبایی که نظریه مشهورش انحطاط ایران توسط فلسفه اسلامی است می‌‌تواند در پناه موسسه پروژه خویش را ادامه دهد. اهل فن می‌‌دانند که کدیور در کلام و فلسفه اسلامی چیزی برای گفتن ندارد. پس چه چیز مسئولین موسسه را بر آن داشت که از وی حمایت کنند؟

*** 

پرونده نقد انجمن حكمت و فلسفه: