87/10/18 - 22:19 1970-1-1 03:30:00
شناسه خبر : 7628

مهدي مصطفايي

مدتي است كه فيلم مستندي در باره‌ي آنچه که تخلفات و تعرضات واحد علوم و تحقيقات دانشگاه آزاد خوانده شده است، در سطحجامعه منتشر شده و واكنش‌هاي پراكنده‌اي را هم به دنبال داشته است. از جمله، چندي پيش عده‌اي از دانشجويان در جلسه‌ي سخنراني آقاي عباس‌پور، نماينده‌ي مجلس -كه به حمايت از دانشگاه آزاد شهره است-، لب به سؤال و اعتراض گشودند. البته موارد ديگري هم بوده كه در حدّ ذكر كردن نيست. از آن سو نيز، يعني از سوي دانشگاه آزاد و سينه‌چاكان آن، پاسخ‌هايي مطابق معمول، مبهم، كلي و غير قابل قبول بيان شده است.

سؤالي كه اين نوشتار به آن خواهد پرداخت، اين است كه آيا براي يك پرونده با چنين وقايع شرم‌آوري كه در فيلم "بازخواني يك پرونده" به تصوير در آمده، اين پاسخ‌ها و آن واكنش‌ها كفايت مي‌كند؟ آيا در جامعه‌اي با اين ابعاد و اين تنو‌ع گروه‌ها و اقشار سياسي و اجتماعي، دستگاه‌هاي الوان خبررساني، مراجع انقلابي و دولتي و غيره و غيره، جز چند دانشجو كس ديگري نيست كه بخواهد از حقيقت موضوع مطلع شود؟ آيا در ميان همه‌ي اين‌ها نه براي اعتراض، بلكه تنها براي پرسش، صدايي نيست كه بلند شود؟

در معركه‌ي مناقشات سياسي با اين حجم از تخالف و تضاد آراي سياسي، اصول‌گرا و اصلاح‌طلب و پيرو خط امام و روشن‌فكر و بسيجي و عدالت‌طلب و... آيا يك دسته‌ي منسجم يافت نمي‌شود كه پرونده‌ي آقاي هادوي با آرمان‌ها و اهداف بلند و كوتاهشان يا حتی مطامع صنفي‌شان سرشاخ شده باشد؟

آيا در ميان رسانه‌هايي كه همواره رسالت خود را "حق‌گويي" و "آگاهي‌بخشي" مي‌دانند، يك خبرنگار پيدا نمي‌شود كه بخواهد از ته و توي اين ماجرا سر در بياورد و متهم را مورد پرسش قرار دهد؟

آيا در ميان غيرت‌مندان انقلابي و رزم‌آوران و ايثارگران نيز كسي نيست كه خونش به جوش آمده باشد و رگ غيرت مسلماني و مردانگي‌اش بيرون زده باشد؟ هر چند، شايد هنوز خيلي‌ها از وجود اين فيلم بي‌خبر باشند...

در ميان دوستاني كه اين فيلم را ديده‌اند، غالباً روايت معروف ربودن خلخال از پاي زن اهل كتاب و آن بيان تكان‌دهنده‌ي حضرت امير(ع) تداعي شده بود، اما در مقابل به نظر مي‌رسد که در حال حاضر پرونده‌ي کتک زدن دختران يک شهروند و کشيدن روسري از سر و آتش‌زدن چادر و... به ساده‌گي به دست فراموشي سپرده مي‌شود!

اين سطور با اين فرض تحرير مي‌شود كه حضرات دانشگاه آزاد، از اتهامات مطروحه در اين فيلم مبرّا هستند. عجالتاً از پرداختن به پرونده‌هاي مفتوحه و مختومه‌ و بلاتكليف دانشگاه آزاد هم صرف نظر مي‌كنيم و سخن را به اين سو مي‌بريم كه آيا كسي نمي‌خواهد سؤال كند و يا كسي نمي‌خواهد پاسخي به افكار عمومي و علامت‌هاي سؤال بي‌شمار بدهد؟ آيا در چنين مواقعي، نبايد مرجعي باشد كه تحقيق كند و يا اگر تحقيق شده، نبايد رسانه‌اي باشد كه نتايج را به اطلاع مردم برساند؟ اگر دانشگاه آزاد بري از اتهام است، آيا نمي‌خواهد در حد يك بيانيه و توضيح به ساحت امت، به خود زحمت بدهد؟! آيا سكوت حقايق را روشن مي‌كند، يا سايه‌ي شوم بي‌اعتمادي را بر سر جامعه گسترده‌تر مي‌كند؟

در فيلم مذكور، جدا از دانشگاه آزاد، مراجعي از نظام نيز مورد اتهام قرار گرفته و يا عدم توانايي‌شان در احقاق حق مطرح مي‌شود؛ از جمله قوه‌ي قضائيه، نيروي انتظامي و رياست جمهوري وقت. اگر اسناد و مدعيات اين فيلم دروغ است، آقاي هادوي و توليدكنند‌گان فيلم بايد تحت پيگرد قرار بگيرند و مراجع مورد اتهام از ايشان شكايت كنند و اگر حقيقت دارد، بايد به اتهامات رسيدگي شود؛ اما اين سكوت در هيچ‌ يك از اين 2 حالت نمي‌گنجد. نه دفاعي در كار است و نه حمله‌‌اي!

اي كاش، يكي از اين دستگاه‌ها زبان به سخن مي‌گشودند و مي‌گفتند: «مردم عزيز! آن‌چه ديده‌ايد، يك فيلم داستاني است، نه مستند. اين‌جا جمهوري اسلامي است، ميراث بزرگ امام ظلم‌ستيزان و عدالت‌خواهان كه با خون هزاران هزار از پدران و فرزندان شما بيمه شده است. مردم عزيز! اگر در اين جمهوري چنين فسادي رخ دهد، امكان ندارد كه ما دست روي دست بگذاريم و اجازه دهيم تا ظالم به مراد برسد...»

اي كاش، كسي بود كه ما از خواب بيداركند و بگويد: «اخوي! جمهوري اسلامي و اين حرف‌ها؟! خواب‌نما شده‌اي. بيا و ببين كه همه‌ي متخلفين و فاسديني كه در اين جمهوري رخنه كرده بودند، به اشدّ مجازات رسيدند و اكنون جمهوري عزيز تو پاك پاك است...»

ما حيثيت نظام اسلامي‌مان را قائم به عدالت‌خواهي و ظلم‌ستيزي مي‌دانيم. هم‌چنان كه ره‌برمان فرمود: «اگر به دنبال عدالت نباشيم، وجودمان پوچ است و جمهوري اسلامي معنا ندارد.»

نظام ما در برابر مظهر جهاني ظلم و استكبار تمام قامت ايستاده و موجوديت ظالمانه‌‌ي او را به خطر انداخته و نقطه‌ي اميد تمام آزادي‌خواهان جهان شده است. پس نمي‌تواند ظلم و بي‌عدالتي را در درون خود تحمل كند و اگر مسئولين به وظيفه‌ي خود عمل نكنند، مردم و رهبري هستند.

چه بخواهيم و چه نخواهيم، ابعاد پرونده‌ي آقاي هادوي آن‌قدر گسترده شده است كه حيثيت نظام مقدس را در معرض آسيب قرار دهد، پس بايد از اين حيثيت دفاع كنيم. آيا جز دانشجويان عدالت‌طلب و آرمان‌خواه، كس ديگري هست كه حيثيت جمهوري اسلامي را مدافع باشد؟

نکته‌اي را که بايد مورد توجه قرار داد، اين است که اگر امروز مفاسدي از اين دست در كشور مي‌بينيم و حدود و ثغور بعضي به جايي رسيده كه نابوديشان كاري دشوار بوده و به آرزويي دور بدل شده است، نتيجه‌ي سكوت‌ها و مصلحت‌انديشي‌هاي بي‌جايي است كه از سال‌ها قبل، حاشيه‌ي امني براي نفوذ و رشد كرم‌هاي فساد فراهم كرده و اكنون بايد گفت كه برخي دستگاه‌ها به اين واسطه‌، بيمار و رنجور شده‌اند. از اين رو، اگر كسي به دنبال حفظ حيثيت جمهوري اسلامي باشد، بايد مستقيماً با عامل فساد، چه متهم باشد يا اتهام‌زننده، روبه‌رو شود، نه با كساني كه خبر اين فساد را منتشر كرده‌اند. آن‌چه خطر محسوب مي‌شود، خود فساد است، نه کسي که وجود فساد را خبر مي‌دهد.

آيا كسي هست كه حقيقت را روشن كند و خاطي را به سزاي عملش برساند، يا آن‌كه باز قرار است، اشتباهات گذشته ادامه پيدا كند؟