هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
سه شنبه، 11 آذر 1399
ساعت 12:25
به روز شده در :

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

 

سه شنبه 3 اسفند 1389 ساعت 01:10
سه شنبه 3 اسفند 1389 04:40 ساعت
2011-2-22 01:10:34
شناسه خبر : 63454
در قصه روز عاشورا آن اتفاق بزرگ افتاد و همه فهمیدند مسئله چیست وقتی شعار مرگ بر اصل ولایت فقیه داده شد، تازه مردم فهمیدند که داستان چیست! اگر چه که باز هم حزب الله در صحنه بود اما خط مقدم مشكل داشت. دشمن با فاصله دو گام تا بیت رهبری قرار داشت و آن خیانت ها را کردند.

حاج سعید قاسمی هفته گذشته در تحصن بزرگ طلاب و فضلاي مسجد اعظم قم در اعتراض به فتنه و سران آن حاضر شد. رجانيوز مشروح سخنراني اين فرمانده دفاع مقدس را كه به تحليل تاريخي و جامعه شناختي فتنه اختصاص دارد، منتشر مي‌كند.

السلام علیک یا روح الله
 
ای کاش با شهدای شما بودیم حضرت روح الله و داغ چنین روزهایی را نمی دیدیم اما به تعبیر سید شهیدان اهل قلم، براي هر کس که ادعای شیعه بودن دارد کربلايی است و عاشورایی که جبرا از آن عبور داده خواهد شد. کربلای ما کجاست، نمی دانیم، عاشورای ما کی است، نمی دانیم لذا در این مکان شریف که سلام و صلوات خاصه همه مجاهدان فی سبیل الله ای که صفحه خونین تاریخ را امضا کردند خدمت بی بی فاطمه معصومه(س) عرض می کنیم و از همه علمای اسلام و علمای گرام و جلیل القدر و از این منبر شريف که به حق جایگاه من نیست، عذر می خواهم که به اجبار، مجبور شدم حتی در این دو پله اش نشستم. از همه شما عزیزان و اساتید جلیل القدر معذرت می خواهم و دست و پای همه شما عزیزان رو می بوسم که هر وقت که احساس خطر می کنید، دل به دریا می زنید و آتش بلا را بر خود می خرید و سرنوشت تاریخ را آنگونه که خدا می خواهد و حضرت روح الله به شما سفارش کرده است، بر آن اساس تغییر واقعی مي‌دهيد نه تغييري که برخي از اين آقایان می خواستند.
 
تغییر را شما رقم می زنید بر مبنای آیه " ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم" این جماعت که بخشی از آن‎ها در جمهوری اسلامی در این جا متحصن و بخش عظیم دیگری از دوستان ما در تهران مسجد ارك، در قزوین، در رشت، بیرجند و سایر اقصی نقاط بلاد این سرزمین، پاي كار آمدند که تکلیف فتنه گران را یک‌سره کنند، حرف و حدیثی دارند که این حرف و حدیث بر مبنای بصیرت است و هوشیاری نه احساسات. کسی حق ندارد حرکت ما را به حرکت یک سری جوان های تندرو و احساساتی که آمده‌اند و از جایی دیگر خط می گیرند و تحريك شده هستند و حالا به مسجدها آمده و حرف ها و حدیث هایی می زنند و نمی دانند که چه می گویند و از این جور خزعبلاتی که به دوستان ما نسبت می دهند، منتسب كند.

اما دوستان چند نکته برای اینکه همان طور که حضرت آقا فرمودند اگر چه این فتنه آثار زیان باری براي ما داشت، قلب آقا امام زمان (عج) و امام روح الله و شهدا به خاطر اتفاقاتی که پیش آمد، جریحه دار شد، اما حضرت آقا فرمودند برکاتی هم داشت و حرفی که آخر قصه می خواهم بزنم همین جا بزنم، از برکاتش این است که اگر از این فتنه سر به سلامت ببریم، این فتنه باعث ریزش و رویش جدیدی می شود و این به منزله پالایش در انقلاب است، ما به فال نیک می گیریم و حداقل بعد از عبور از این مقطع تاریخی، مطمئناً دوستان سه دهه دیگر بیمه خواهند شد.
 
این که چه کسانی در این مرحله غربال و حذف می شوند و چه کسانی با امام روح الله و رهبر انقلاب فرزند خلف صالح بعد از او می مانند، به عملکرد خود آن‌ها، مواضع و مدل رفتاري آن‌ها بر می گردد که خیلی ها در واقع اگر هم برگردند، باید به کنج انزوا بروند و حق گرفتن مسئولیت‌های کلیدی را ندارند. این چهره هایی که الان می بینیم دو مرتبه چفیه می اندازند و...، اینها دیگر حق ندارند منصب های کلیدی داشته باشند بنا به این دلیل که در مقاطع حساس که اينها خواص جامعه ما محسوب مي‌شدند و پرچم دست‌شان بود و جامعه عادت کرده بود به این علمدارها نگاه کند، تعلل کردند و جا ماندند.
 
انقلاب که شد، اولین کشوری که ما را به‌عنوان جمهوری اسلامی ایران به رسمیت شناخت، آمریکا بود. چرا؟ چون پای پلکان هواپیما اولین عکسی که مخابره می شود، آمریکا می بیند موفق است، پای پلکان هواپیما وقتی که امام روح الله در حال پایین آمدن است، یک طرف قطب زاده یک طرف بنی صدر یک طرف ابراهیم یزدی قرار دارند. حلقه محاصره از همان اولین گامی که هنوز امام روح الله پایش را به ايران نگذاشته، تنگ است و به محض اینکه نهضت آزادی سر کار می آید با روی کار آمدن اولین نخست وزیر منتخب (آقای بازرگان) قند در دل آمریکایی‌ها آب شد. پس از اولین جلسه ای هم که آن‌ها با برژنسکی در الجزایر گذاشتند ، آمریکایی ها واقعا به این باور افتادند که کار خمینی تمام است.

در این مرحله خیلی ها بر این باورند که امام خیلی خوب بازی کرد، چون آمریکایی ها در این چهار ماه بر این باور بودند که با یک کودتای نظامی و یا یک بمب گذاری در منزل امام کار را تمام خواهند کرد و این برنامه در مدل های مختلف و پروسه های مختلف اتفاق افتاد. یکی از چند سناریو از وزیر اطلاعات وقت فرانسه بود که در جنگ هشت ساله ما نقش زیادی داشت (کتابی هم تحت عنوان جنگ جهانی چهارم دارد) که فقط سه تا از عملیات ها بر ضد امام را او طراحي می کند. وي می گوید اگر این آمریکایی های احمق طرح های مرا اجرا می کردند، جهان این‌قدر دچار مصیبت نمی شد!
 
نظام از همان اول با غائله های زیادی مثل هشت سال جنگ و... مواجه شد تا اینکه قصه به گونه ای تمام شد که اتفاقی در کشور رخ داد که بیشتر برای ما ملموس است که چرا جنگ به گونه ای تمام شد که امام روح الله نمی خواست و قطعنامه ای هم که نوشت از آن به عنوان زهرنامه یاد کرد نه شیرینی که احلي من العسل باشد. بچه‌ها متعجب بودند كه خدایا آن فرامینی که حضرت روح الله تا 15 روز قبل آن هم می گفت که عزیزان امروز عاشورای دیگری است، کمربندهای خود را محکم ببندید، کربلاهای دیگری در راه است و هیچ درنگی از هیچ کس پذیرفته نیست، چطور ظرف مدت 15 روز آمد گفت خدایا از هر آنچه گفتم گذشتم و زهرنامه را امضا کرد.
 
امروزه با نگاهی عمیق به عواملی که پشت این پرده بودند، بايد یک‌بار دیگر برای شما نسل دومی و سومی ها که آن وقت نبودید، ماجرا را ورق زد. ما صرفاً برای اعدام دو نفر اینجا جمع نشده ایم، ما برای روشن شدن یک جریان انحرافی تاریخی که سعی داشت مشخصاً چه در مقطع حیات طیبه امام(ره)، چه در مقطع دو دهه بعد از رحلت ایشان در مسیر این انقلاب خونین انحراف ايجاد كند، صحبت مي‌كنيم. فکر نکنیم با بازداشت اینها، ما هم برویم و تخت بخوابیم! بنده هیچ علاقه ای ندارم که اینها را قوه قضائیه دستگیر کند و اعلام کند که مردم شریف ما اینها را دستگیر کردیم، بروید خانه هایتان و تخت بخوابید، مشکل ما اصلاً این نیست.
 
داستانی که سال گذشته اتفاق افتاد محصول مسمومیت دو دهه جامعه است که در آموزش و پرورش مسموم در تمام مقاطع تحصیلی و در دانشگاه ها و بعضاً‌ حتي در حوزه این مسمومیت ایجاد شده لذا جامعه باید آن را قي مي‌كرد،‌ به تعبیر حضرت آقا شاید صورت ظاهر قی کردن خوب نیست، اما جامعه ای که مسموم است باید بالا بیاورد و اگر این طور نشود این مسمومیت موجب مرگ می شود.
 
نگاه ما به اندیشه امام روح الله خمینی بسیار سطحی است. این تفکرات باید نرم افزاری و اجرایی شود. کار دست ما است، نباید طوری عمل می کنیم که در دانشگاه ها فقط دو واحد درسی به نام وصیت نامه امام قرار دهیم.
 
در طول دو دهه یک انحراف فکری، یک جنگ بزرگ فکری بین روح الله بر اساس تفکری که او دارد كه اسلام پا برهنه ها، اسلام مجاهدین و اسلام مخلصین بود در مقابل اسلام اشراف زاده ها، اسلام مرفهین بی درد و در یک کلام به تعبیر او اسلام آمریکایی، یعنی آنها هم مسلمانند، حاجی و شیخ و آیت الله دارند اما از مدل آمریکایی؛ لذا جنگ از اینجا شروع می شود. جنگی که خیلی وقت پیش شروع شده بود که یک طرف علمدارش، امام روح الله است و طرف دیگر اسلام آمریکایی. تکلیف با آمریکا و یهود مشخص است، چون در آن جبهه شعار آنها واضح و مبرهن است. اما گیر این طرف قصه است كه هم ولایتی ها، هم لباسی ها، هم درجه ای ها هستند و اين در طول این 1400 سال تاريخ اسلام بوده است. من حضرت علی ابن ابی طالب را سال گذشته شناختم، سال گذشته متوجه شدم پنج سال نبرد داخلی حکومت با قاسطین، مارقین و ناکثین یعنی چه؟ هشت سال دفاع مقدس و جنگ با عراق كه مانند جنگ آقا رسول الله(ص) برای آوردن و معرفی دین بود. اما تاسف برای وقتی است که در جبهه ای قرار می گیری که در مقابلت، فرزند خودت هست، اقوام و دوستانت هستند،... که چقدر سخت است. این مسمومیت هنوز که هنوز در درون جامعه و خانواده ها وجود دارد.

وقتي كه از جبهه و جنگ بر می گشتی، مردم تکریمت می کردند و با استقبال از تو پذیرایی می کردند، به آغوشت می کشیدند. اما سال گذشته خوب فهمیدی وقتی که علی(ع) از جنگ داخلی برگشت، زن‌ها در کوچه و پس کوچه به امیرالمومنین(ع) فحاشی می کردند که تو شوهرم را، پسرم را کشتی و آقا سر به پایین می انداختند و جواب نمی دادند. شما اين را کی متوجه شدید، موقعی که بر ضد شما شعار می دادند "بسیجی ما مثل تو نیستیم پول بگیریم بایستیم" و شعار "ما اهل کوفه نیستیم" تو را زیر سوال می بردند.


وای از جنگ داخلی! به ما هم امیر المومنین(ع) و هم امام روح الله سفارش کرد‌اند که جبهه را گسترده کنید و به درون کشورهای اسلامي بکشید، مرزها را فراتر از مرزهای خود ببرید، چرا که امیر المومنین فرمودند که اگر جنگ را خارج از مرزهاي خود نبرید، باید در کوچه و پس کوچه های خودتان جنگ داخلی کنید. وقتی حرف های امام روح الله را گوش ندهیم، آن‌وقت باید در داخل درگیرت کنند.
 
قرار گذاشته بودند که این اتفاق بیافتد يعني با یک شیب ملایم از حذف تفکرات امام روح الله به حذف خلف صالحش برسند و بگويند که اگر اجرايیات دست ما باشد، کار را تمام می کنیم.
 
اما این روند طبیعی! از سوی مردم حزب الله پذیرفته نشد. بر خلاف تمام پيش‌بيني‌هایی که اين جريان كرده بود، داستان از یک جایی دوباره برگشت. در انتخابات سوم تیر 84 بر اساس همه تحلیل هایی که در دانشگاه و در جامعه می كردند یا باید بر اساس آن شیب به معین رای داده می شد یا دوباره هاشمی بر سر کار می آمد. اما در 3 تیر84 ناباورانه یک نه بزرگ به جریان حاکم و قلدرمابانه زر و زور وتزویر گفته شد که باعث غافل گیری همگان شد.

اصلا کسی باور نمی کرد چرا که این رای مردم، رای به احمدی نژاد نبود. در مقابل او کسانی کاندیدا شده بودند كه هر فرد دیگری هم می آمد که سالم بود، چهره‌اش چروکیده تر از احمدی نژاد بود، یک برگ جرم اقتصادی و زد و بند اقتصادی نداشت و مهم‌تر از همه احیاگر تفکر امام روح الله بود و انقلابی تر از احمدی نژاد حرف می زد، مردم قطعاً به او رای می دادند. در مقابل این تفکر، تفکرات انحرافی دیگری بود و چراغ سبزهایی که به آمریکا نشان مي‌دادند و حرف های دو پهلویی که می زدند، همگان در خاطرشان هست.
 
اغلب بعید می دانستند که تفکرات امام روح الله بار دیگر به جامعه (مدارس، دانشگاه و حوزه ها) بر گردد. من نمی دانم که این آب از جوي رفته با چه قدرت و عنایتی برگردانده شد. ورق برگشت و تمام تحلیل هایی که داشتند، اشتباه درآمد چون رفته بودند که کار را تمام کنند و قطعا اگر دوباره بر می گشتند، کارشان را با آقا یک‌سره می کردند. به تعبیر حضرت آقا که در همین قم خدمت شما فرمایش کردند این روزها می فهمیم که از 15 سال پیش براي فتنه برنامه ریزی کرده بودند. در این چهار سال هم نشستند و داستان را بستند و کلید فتنه با یک رمز تقلب در انتخابات گذشته زدند و دیدیم که چه شد!
 
داستان در این هشت ماه فتنه ادامه پیدا کرد تا که به داستان روز عاشورا رسید، در قصه روز عاشورا آن اتفاق بزرگ افتاد و همه فهمیدند مسئله چیست وقتی شعار مرگ بر اصل ولایت فقیه داده شد، تازه مردم فهمیدند که داستان چیست! اگر چه که باز هم حزب الله در صحنه بود اما خط مقدم مشكل داشت. دشمن با فاصله دو گام تا بیت رهبری قرار داشت و آن خیانت ها را کردند. نمی دانم برخی از آقایان منتظر چه هستند منتظر هستند که ادای مختار را دربیاورند؟ سر امام را بالای نیزه ببرند و در خیابان ها اهل بیت اش را بچرخانند، چندین ماه بعد مختار پیدا شود! روزی که رهبر فریاد "این عمار" می زند، آن روز وقت عمل است نه این که بعد بیایید و ادای مختار را دربیاورید، مختار به چه کار می آید؟


رهبر معظم انقلاب فرمودند که زیاد مانند مختار آمدند و شهید هم شدند اما فایده ندارد، حادثه عاشورا یک صبح تا ظهر است و هرکس هر جایی بود و خودش را رساند، می تواند پای رکاب آقا اباعبدالله کربلا را درک بکند و زمانی که آن مقطع تاریخی گذشت، باید تواب بشوی، مختار بشوی و کار از کار گذشته است.
 
این تحصن‌ها و اعتراض‌ها نشان می دهد که جامعه درک واقعی دارد و نمی خواهد دوباره ادای مختار را دربیاورد. موسوی کروبی و خاتمی کار را به جایی رساندند که برای اهدافشان رفتند به سراغ پول های کثیف، در چه جهتی؟ در جهت حمایت از انقلاب مصر؟ البته داستان به این حرف‌ها ختم نمی شود. این اتاق فکری که دارد جریان را وارد این گونه مسائل می کند در اختيار این آدم های احمق و آلزایمر گرفته داخلی نیست، موسوی خاتمی و کروبی اصلا عقل‌شان به این حرف‌ها نمی رسد، احمق تر از این حرف‌ها هستند. باید توجه کرد که مرکز و اتاق فکر فتنه در دست امثال موسوی خوئینی‌هاست و بايد ديد كه ديگر عوامل پشت پرده فتنه چه کسانی هستند؟ این چیزی است که ما از سیستم امنیتی و قضایی می خواهیم. اگر ریشه فتنه را آشکار نکنیم، در دوره بعد انتخابات هم ممكن است دوباره با تغيير چهره برگردند و مثلاً بگويند دنبال کسی باشيد، که سید باشد، عینکش قشنگ باشد، از اقوام امام باشد... و دوباره روز از نو و روزی از نو...
 
این منشور روحانیت برای این روزها نوشته شده است که امام می فرمایند: "اینجانب کراراً گفته ام که روحانی نمای غیر مهذب و در غیر خط اسلام از ساواکی برای اسلام و جمهوری اسلامی خطرناک‌تر است و در هر صورت احمد در این باره از خط اسلام و خط روحانیت متعهد پیروی می کند و امید است که انشاءالله تعالی در این خط مستقیم که صراط الله است پایدار باشد" وصیت نامه را برای این می نویسند که بگویند ما هوشیاریم. نمی خواهد به نام امام(ره) دو میلیارد پول بدهید برای ساخت فیلمی که نه امامش، امام ماست و نه حتی فکر کنم که امام شما آلزایمر گرفته ها باشد. از کجا می آورید چنین پول‌هایی را خرج می کنید؟ اگر دروغ است بیایید تکذیب کنید، مرد هستید تکذیب کنید شماها با این پول فیلم ساختید یا اینکه مانتوهای فیروزه ای خریدید برای کف خیابان ها و برای راه اندازی اغتشاشات، اگر شرف دارید تکذیب کنید...
 
سخنان امام خمینی هم در دانشگاه ها و هم در حوزه و صدا وسیما سانسور می شود و برخی ها نمی خواهند بگذارند که تفکر اسلام ناب که همان تفکر امام است، گسترش پیدا کند چون سر سازش با ظلم و کفر را ندارد، که انشاء الله آگاهی ایجاد شده در مقابل این جریان خواهد ایستاد.