جمعه، 8 خرداد 1394
ساعت 06:38
به روز شده در :

 

يكشنبه 10 بهمن 1389 ساعت 12:38 2011-1-30 12:38:36
شناسه خبر : 61543
تظاهرات مردمی در کشورهای عربی این روزها در حالی در صدر اخبار رسانه های جهان قرار دارد که بعد از فرار دیکتاتور تونس به عربستان، مردم دیگر کشورهای عربی منطقه به قدرت اتحاد خود ایمان آوردند و آتش انتفاضه ی مردم به مصر و اردن و یمن هم سرایت کرد.

محمد حسين‌زاده: تظاهرات مردمی در کشورهای عربی این روزها در حالی در صدر اخبار رسانه های جهان قرار دارد که بعد از فرار دیکتاتور تونس به عربستان، مردم دیگر کشورهای عربی منطقه به قدرت اتحاد خود ایمان آوردند و آتش انتفاضه ی مردم به مصر و اردن و یمن هم سرایت کرد.

تصاویری که از کشورهای تونس، مصر، اردن و یمن مخابره می شود، از قبیل آشوب های خیابانی و درگیری با پلیس به مانند اتفاقاتی است که در خرداد و تیر 88 در تهران رخ داد. شاید موسوی نیز در نوشته امروزش و در ادامه توهمات ادامه‌دار خود از همین جهت، جریان فتنه و این تحولات را در یک راستا می‌بیند. اما تفاوت های ماهوی این دو اتفاق یعنی، ایران 88 با آنچه در تونس، مصر، اردن و یمن می گذرد، در پیش بینی آینده سیاسی منطقه کمک می‌کند.

اسلام گرایی یا غرب گرایی؟

معترضین به نتایج انتخابات ریاست جمهوری در ایران از لحاظ خاستگاه فکری غرب‌گرا بوده و سران آنها دارای روابط نزدیک و دوستانه با کشورهای غربی بودند؛ به‌طوریکه بعد از شکست فتنه‌ی سبز در ایران، عده ای از آنها لندن را به عنوان پناهگاهی برای فرار از خشم ملت ایران برگزیدند و عده ای دیگر به سمت ایالات متحده امریکا روانه شدند. اما آنچه مردم کشورهای عربی را به خشم و قیام واداشته است، غرب‌گرا بودن حاکمان آن‌هاست. مردم مسلمان منطقه وقتی می بینند هم‌کیشان آنها در فلسطین به زیر رگبار صهیونیست‌های نژاد پرست به مانند برگ های پاییزی می ریزند و رهبران کشورهای آنها با قاتلین آنها دیدار می کنند و یکدیگر را در آغوش می گیرند، فریاد خشم‌شان بلند می شود. امروز در تونس و مصر اکثر معترضین را اسلام گرایان تشکیل می دهند. در تونس بعد از 20 سال، صدای اذان از رادیو پخش شد و این به تنهایی پیام انقلاب مردم تونس را به کشورها دیگر عربی رساند که انتفاضه‌ی آنها یک حرکت اسلامی است.

در ایران، گروه‌های هدایت کننده آشوب ها همه در یک اصل مشترک بودند و آن سکولاریسم بود. از جبهه ملی و نهضت آزادی و سلطنت طلب و اصلاح طلب امریکایی تا بهایی و منافقین (مجاهدین خلق)، با شعار جمهوری ایرانی، وحدت نظر خود را در اصل سکولاریسم نشان دادند. این در حالی است که اصلی ترین گروه مخالف مبارک در مصر اخوان المسلمین است که مبنای حرکت آن، نگاه دینی و اسلامی است.

استکبار دوستی یا استکبار ستیزی؟

آشوبگران خرداد و تیر 88 در تهران، با شعارهایی مانند "نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران" و درخواست کمک از رییس جمهوری امریکا، از همان ابتدا همبستگی و دوستی خود را با اسراییل و امریکا اعلام کردند. اسنادی که الجزیره به‌تازگی در مورد مراودات محمود عباس رییس تشکیلات خودگردان فلسطین با اسراییلی ها برملا کرده و کمک مالی 50 میلیون دلاری او با مأموریت از طرف امریکا به موسوی را افشا می‌کند، تأیید دیگری بر استکبار دوستی آشوبگران فتنه 88 است. ذوق زدگی ایالات متحده و اسراییل از اتفاقات داخل ایران و حمایت رسمی اوباما از موسوی و آشوبگران خیابانی تهران نشان از دلبستگی دو طرفه فتنه گران و امریکا و اسراییل دارد. اما در تونس و مصر اتفاقاتی در حال وقوع است که کاملا بر عکس وقایع ایران است.

در آشوب‌های سال 88 تهران، امریکا از فتنه‌گران حمایت کرد و به هجمه و اتهام زنی به نظام پرداخت، این در حالی است که در وقایع مصر، امریکا رسما از دیکتاتور مصر حسنی مبارک، حمایت می کند و مردم مصر بارها به‌خاطر ظلمی که مبارک در حق مردم بی گناه غزه انجام داده، فریاد مرگ بر امریکا و اسراییل سر داده اند.

وقایع خاورمیانه در سال های اخیر نشان داده هر جا که مردم توانستند انتخابات آزاد و سالم مبتنی بر دموکراسی واقعی برگزار کنند، کسانی را انتخاب می کنند که مخالف سیاست های امریکا در منطقه هستند مانند ترکیه، افغانستان و عراق. به همین دلیل امریکا از حاکمان دیکتاتور کشورهای عربی حمایت می کند و روابط دوستانه ای با آنها دارد.

دوستان و دشمنان؟

با شروع ناآرامی ها در تهران و پوشش رسانه ای برنامه ریزی شده ی غربی‌ها از درگیری‌های خیابانی در رسانه ها، در کنار خوشحالی زاید الوصف صهیونیست ها و امریکایی ها، نگرانی ها در میان مردم و جنبش‌های مبارز منطقه بالا گرفت، دلیل آن هم روشن است، بعد از سید حسن نصرالله، بر طبق نظر سنجی ها، احمدی نژاد محبوب‌ترین فرد در میان اعراب بوده و ایران به عنوان حامی ملت‌های مظلوم مسلمان شناخته می شود، بنابراین، آشوب و نارآرمی در این کشور، همه‌ی مسلمانان آزاده جهان را نگران کرد. اما برخلاف وقایع تهران که بعضی از دوستان دیکتاتور امریکا در منطقه (مانند عربستان) از بحران داخلی ایران خوشحال بودند، امروز از رخ‌دادهای تونس و مصر ناراحت و نگران هستند و از خشم دندان می سایند. وقایع مصر و تونس، ناراحتی غربی ها و سران دیکتاتور دیگر کشورهای عربی را به همراه داشته است و موجی از خوشحالی و امیدواری مسلمانان منطقه را به ارمغان اورده است. مردم ترکیه در حمایت از مصری ها تظاهرات می کنند و الجزیره قطر به صورت خاص بر روی تحولات مصر و قیام مردم مانور می دهد.

مردم له یا علیه حکومت؟

آنچه در تهران اتفاق افتاد یک آشوبگری بود تا یک تظاهرات مردمی، چرا که اولا منحصر در تهران بود و مردم دیگر شهرهای کشور با عدم همراهی خود با آشوبگران نشان دادند با آنها مخالفند و دیگر اینکه در همان تهران هم فقط قشر خاصی از جامعه با اشوبگران و اراذل و اوباش خیابانی همراهی کردند، تظاهرات میلیونی 9 دی و 22 بهمن سال 88 نشان داد که نظام جمهوری اسلامی از چنان پشتوانه‌ی مردمی برخوردار است که شکستن چند شیشه و آتش زدن چند سطل زباله آن را ساقط نمی کند. از سوی دیگر، آشوبگران با داشتن سازماندهی قبلی به مردم حمله کرده و اموال عمومی را به آتش می کشیدند که این حرکات افراطی به‌ويژه آنچه در عاشورا نشان دادند، این ادعا را ثابت کرد که آشوبگران از هیچ جایگاهی در بین مردم برخوردار نیستند و تنها پشتوانه ای که آنها را در میدان نگه داشته است، حمایت های امریکا و رژيم اشغالگر قدس است.

اما آنچه در تونس و مصر در حال وقوع است، قیامی مردمی است. نه تنها پایتخت های آنها شاهد تظاهرات های اعتراض آمیز است بلکه تمام شهرهاي کشور آنها را در بر گرفته است. دولت های دیکتاتور عربی از هیچ پشتوانه‌ی مردمی برخوردار نبوده و تنها اتکای آنها به حمایت غرب است.

تشکیل خاورمیانه جدید

رایس تولد خاورمیانه‌ی جدید را سال 2006 در آستانه جنگ 33 روزه لبنان اعلام کرد اما شاید هیچ گاه تصور نمی کرد که خاورمیانه جدید، با روحیه ضد امریکایی شکل بگیرد. درست در زمانی که غرب و کشورهای غرب‌زده‌ی عربی در صدد عملی کردن نقشه خود برای خلع سلاح حزب الله لبنان به بهانه واهی دادگاه ترور رفیق حریری بودند، انقلاب مردم تونس و سپس اشاعه‌ی آن در مصر، اردن و یمن تمام معادلات آنها را با شکست مواجه کرد.

آنچه امریکایی ها و اسراییلی ها را به خشم آورده است، به خطر افتادن موقعیت دولت هایی است که با آنها در مقابله با حزب الله و جمهوی اسلامی هم پیمان بوده اند. از سویی به نخست وزیری رسیدن گزینه حزب الله و مقاومت به جای سعد حریری شکست دیگری برای امریکا در خاورمیانه جدید بود. اما در این میان، عربستان که به اولین دیکتاتور فراریِ دومینوی سقوط دیکتاتورهای عربی پناه داده است و در جنگ 33 روزه لبنان و 22 روزه غزه با صهیونیست ها هم‌صدا بوده، به ظاهر آرام است، آرامشی از جنس قبل از طوفان. اگر دیوار قصر مبارک شکسته شود، مسلما آل سعود لرزه‌ی آن را در ریاض احساس خواهد کرد، اگر چه عربستان در سال گذشته از آشوبگری دوستانش در تهران در پوست خود نمی گنجید ولی امروز در شک به سر می برد. هر لحظه امکان دارد مبارک هم به بن‌علی در عربستان بپیوندند و این یعنی زنگ خطر جدی برای آل سعود. صحنه امروز خاورمیانه به نفع اسلام‌گرایان در حال رقم خوردن است، انقلاب رنگی غرب‌گرایان در ایران به شکست انجامید ولی انقلاب اسلام‌گرایان در تونس به ثمر نشست و جوانه‌های امیدوار کننده آن در دیگر کشورهای عربی شروع به رشد کرده است.
 

 

 

 


تبلیغات متنی در رجانیوز

021-66481855