هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
چهارشنبه، 1 خرداد 1398
ساعت 10:06
به روز شده در :

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‎های اجتماعی دنبال کنید

 

يكشنبه 11 مهر 1389 ساعت 19:28 2010-10-3 19:28:50
شناسه خبر : 48400

عطاءالله بیگدلی

1- من به حال اين عزيزان انقلاب اسلامي غبطه مي‌خورم. چه خوب است که شيطان بزرگ با تو قهر کند و بلند مرتبه‌ترين مقام ابليسي آن بگويد نمي‌گذارم به تمدن تاريک و ظلماني مغرب زمين بيایي و تو به آنان بخندي که اگر اصرار هم مي‌کردند، تو نمي‌رفتي. چه خوب است که آدم را به ظلمت و جهنم راه ندهند و بعد فکر کنند که از چه نعمت عظيمي محرومت کرده‌اند و تو اينجا در بهشت نائب‌الامام نشسته‌اي و به مزاح و لبخند او مي‌خندي که «شما را هم تحريم کرده‌اند؟! عجب!» و از ته دل خوشحال مي‌شوي و مي‌خندي.

از آن خوب‌تر آنکه مي‌گويد اموال تو را مصادره کرده‌اند و باز مي‌خندي که جز لباس سبز و خاکي سپاه يا لباسي که از گذرخان، قديم‌ها خريدي و عبا و عمامه‌اي است؛ و يک خانه متوسط الحال در تهران که گه‌گاه اجاره‌اي هم بوده، و البته چفيه‌اي که ولي‌فقيه‌ات داده تا يادت باشد هنوز جنگ است، چيزي نداري و طرف فکر مي‌کند مثل مستکبرين داخلي و خارجي که منافع دلاري دارند و حساب رمزي سوئيس‌شان شب‌ها، موقع خواب هوش و حواس برايشان نگذاشته يا تجارتشان با فلان شيوخ عرب يا اسلحه‌ها و کارخانه‌هايشان در ماوراي بحار يا پسته‌هاي خندانشان در کانادا را مي‌شود مصادره کرد تو هم چيزي داري که مصادره کنند، بندگان خدا نمي‌دانند که جز جان چيزي نداري و آن را هم که سال‌هاست در کف اخلاص نهاده‌اي که آخر سر کجا مصادره کنند و تو تازه خوشحال بشوي که شهيد شده‌اي و دل تنگت برود پيش رفقايي که گه‌گاه عکس‌هاشان را مي‌بيني و مي‌خندي و بعد گريه مي کني.

ممنوعيت ورود به آمريکا! آن هم براي چه؟ چون بزرگ‌ترين آدم کش تاريخ که حق الله را در کره زمين لگد مال مي‌کند و امام را بيابان گرد کرده و نائب الامام را و سربازان نوراني و الهي او را به قتل و کراهت بمب اتم مي ترساند و گرگ صفتي مي کند؛ و چون بزرگ‌ترين مظهر طاغوت زمان که ظاهراً و باطناً خوبان عبادالله را به اسيري و محروميت مي‌برد و مي کشد، به تو مي‌گويد که چون مخالفان ولي‌فقيه و نائب‌الامام را فرستاده‌اي خانه و نگذاشتي ظلمت و شهوت غلبه پيدا کند، پس مخالف حقوق ميمون صفتان خاسئه‌ي غربي هستي و نبايد بيایي به باغ وحش ما! چه خوب است آدم آدم باشد و در باغ وحش راهش ندهند و بعد بگويند علف‌هايش را هم بگيريد تا بميرد! بندگان خدا فکر مي‌کنند همه مثل خودشان هستند و چه خوب است که شما فقط از دور به آنها بخندي و در نماز شبت خدا را شکر کني که مغضوب شيطاني و مرحوم نائب‌الامام حق، و بعد مي‌گويي کل دنياي شما با همه علف‌هايش براي خودتان و يک کلمه "الحمدالله"  از ته دل بگويي. چه خوب است اينجوري باشد آدم.

2- راه مبارزه همين است، نبايد شکي کرد. مبارزه در عقلانيتي که براي دشمن مستکبر قابل فهم نيست؛ و الا اگر ما يک سلاح داريم، او هزاران بهترش را دارد، او اهل کشتار و قتل است. اصل قدرت ما همين زهد و مقام "موت قبل از اماته" است، همين "نداشتن" دنيا و مشغول نشدن به چرب و شيرين است. همين اشک و نماز و حسين، حسين است. او گمان مي‌کند ما هم مثل روسيه و چين و برخي داخلي‌ها هستيم که اگر سود سر ماه کم و زياد شود يا تجارت بين‌الملل کاستي نهد يا نرخ رشد اقتصادي‌مان بالا و پایين رفت، خودمان را ببازيم؛ و فکر مي‌کند اينها براي ما اصالت دارد، او فکر مي‌کند مسئولين ما براي ميز و رياست دست و پایي مي‌زنند و اگر ميز لرزيد، قلب هم بلرزد. منطق او اين است و خارج از اين منطق نمي‌تواند کاري کند و حال آنکه همه اينها براي فرزندان روح‌الله، زاهدان شب و شيران روز که نزدشان چرب و شيرين دنيا مانند مولايشان به آب دهان بز نمي‌ارزد، به همان کفش پينه خورده شبيه است، زنده باد فرزندان روح‌الله، زنده باد آنان که ميت‌اند از حب دنيا. آري راه مبارزه همين است.

3- من اگر جاي اين هشت نفر بودم، همين اندک تعلقي هم که باقي است، دور مي انداختم، اگر خانه‌اي هم داشتم مي‌فروختم و مستأجر مي‌شدم، اگر چيزي از دنيا داشتم، رها مي‌کردم و مي‌آمدم منطقه‌اي پایين‌تر در تهران زندگي مي کردم؛ به پاس آنکه مبغوض شيطان بزرگ واقع شده‌ام.

آري، تا مبارزه هست ما هستيم، و تا کفر و شرک هست، مبارزه هست و مبارزان و مجاهدان، طعم فقر چشيدگان و پابرهنگان و مستضعفين‌اند. آنان که گمان مي کنند دنيا خواهي و دنياطلبي و تکاثر و ثروت و قدرت با نور الله و مجاهده الي الله و برفراشتن پرچم لااله الاالله برفراز قله‌هاي جهان جمع مي‌شود، سخت در اشتباه‌اند. با امثال سربازاني زاهد و هيچ‌ندار، مي‌توان مبارزه عليه شرک و کفر و شيطان را پيش برد...

4- راستي چند نفر از مسئولان ما اينگونه‌اند؟