هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
چهارشنبه، 7 آبان 1399
ساعت 00:11
به روز شده در :

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

 

چهارشنبه 17 شهريور 1389 ساعت 16:31
چهارشنبه 17 شهريور 1389 21:01 ساعت
2010-9-8 16:31:37
شناسه خبر : 45273

يك خبرنگار افغانستاني كه در لحظه انفجار انتحاري و شهادت، همراه احمدشاه مسعود بود، جزئيات اين حادثه را براي فارس بازگو كرد.

"فهيم دشتي " در گفت‌وگو با فارس، وقايع و جزئيات حادثه حمله انتحاري كه منجر به شهادت احمدشاه مسعود شد را بيان كرد.

اين خبرنگار كه خود نيز در اين حادثه به شدت زخمي شده، وقايع آن روز را چنين توصيف مي كند: صبح هيجدهم شهريور سال 1380بود كه از منزل خود خارج شدم و به سمت مهمان سراي وزارت خارجه كه در خيابان "خواجه بهاءالدين " ولايت "تخار " بود حركت كردم.

در مسير راه شنيدم كه 2 خبرنگار عرب براي انجام يك مصاحبه به تخار آمده اند.

از يكي از دوستان سوال كردم كه خبرنگاران خارجي كجا هستند و در پاسخ شنيدم كه در اتاق "آمر صاحب " (افغان‌ها براي اداي احترام به احمدشاه مسعود به عنوان يك فرمانده بزرگ نظامي، به جاي نام وي اين كلمه را به كار مي برند) هستند.

با عجله به سوي اتاق آمر صاحب حركت كردم، و اين درست زماني بود كه من بر روي فيلم مستندي كار مي كردم كه از جبهه مقاومت فيلم برداري مي كرد.

دشتي گفت: يكي از مسئوليت‌هايي را كه ما بر عهده داشتيم، تهيه تصاوير و ثبت فعاليت‌هاي آمر صاحب در جبهه، نشست‌هاي خبري، كنفرانس‌هاي مطبوعاتي و همچنين ديدار با مردم عادي و يا فرماندهان جنگ بود.
وي ادامه داد: من دوربين فيلم برداري خود را برداشتم و به طرف فرماندهي حركت كردم، فاصله ميان مركز فرماندهي و محل سكونت ما هفت دقيقه بيشتر نبود.

وقتي كه نزديك مركز فرماندهي رسيدم، اين خبرنگاران در حال برگشتن بودند.

از مترجم آنان پرسيدم كه مصاحبه تمام شد؟ مترجم جواب داد : نه، آمرصاحب به ما گفت كه نزديك ظهر براي مصاحبه بيائيد.

به اتفاق آنان به مهمانسراي وزارت خارجه برگشتيم و نزديكي ظهر مترجم اين خبرنگاران به من گفت اگر ممكن است، ما را همراهي كن.

اين شاهد صحنه گفت: اين 2 عرب مترجم نداشتند و فرد مترجم، يكي از كارمندان وزارت خارجه بود كه به زبان عربي و انگليسي تسلط كامل داشت.

من به اتفاق 2 مرد عرب و مترجم وارد اتاق شديم در حالي كه آمر صاحب پشت ميز كار خود نشسته بود.
در اين ديدار، مهندس "عارف " رئيس امنيت دولت، "جمشيد " دستيار آمر صاحب و "مسعود خليلي " كه آن زمان سفير افغانستان در هند بود نيز حضور داشتند.

بعد از احوال پرسي همه در جاي خود نشستند و من طبق معمول مشغول فيلم برداري شدم.

در اين وقت عرب‌ها خود را به آمر صاحب معرفي كردند كه از كجا آمده اند.

آنان توصيف كردند كه چگونه از انگلستان به پاكستان و از پاكستان وارد افغانستان شده اند و چگونه از خط جبهه مقاومت گذشته اند و خود را به آمر صاحب رسانده اند.

دشتي اظهار داشت: آمر صاحب از آنان خواست كه قبل از آغاز مصاحبه سوالات خود را مطرح كنند.

يكي از اين 2 تروريست كه به آمر صاحب نزديك تر نشسته بود، كاغذي را از جيب خود خارج كرد و شروع به خواندن سئوالاتي كرد كه تعدادشان به 15 سوال مي‌رسيد و اغلب اين سئوالات در مورد طالبان، القاعده و پاكستان بود.

مدير مسئول هفته نامه كابل گفت: همزمان با اين گفت‌وگو، عرب دومي در حال آماده كردن دوربين فيلم برداري خود بود.

دوربين را بر روي 3 پايه نصب كرد و به آمر صاحب نزديك شد و ميكروفون خود را در مقابل آمر صاحب گذاشت و سيم آن را به دوربين وصل كرد.

اين خبرنگار افغان افزود: وقتي احساس كردم مصاحبه به زودي آغاز مي شود، پشت سر اين فيلم بردار جاي گرفتم و فكر كردم كه از اين مكان موقعيت خوبي براي فيلم برداري دارم.

براي اين كه دوربين خود را مستحكم‌تر كنم، بر روي زمين نشستم و 3 پايه را جا بجا مي كردم، شايد 15 تا 20 ثانيه گذشته بود كه صداي انفجاري شنيدم و احساس سوختگي كردم.

چون مشغول تنظيم دوربين بودم، فكر كردم كه برق دوربين اتصال كرده و من را سوزانده است و براي اين كه مزاحم مصاحبه آمر صاحب نشوم از اطاق بيرون رفتم و نمي دانستم كه چه اتفاقي افتاده است.

در بيرون از اتاق يكي از دوستان را ديدم و از وي خواستم كه مرا به بيمارستان برساند و او از من سوال كرد كه بر سر آمر صاحب چه آمد؟

من متوجه قضيه شدم و دوباره به طرف اتاق برگشتم و ديدم كه دود و خاك تمام اتاق را فرا گرفته، تمام درب و پنجره‌ها سوخته اند و2 تن از محافظان آمر صاحب در حال بيرون كردن وي از اتاق هستند.
فهيم دشتي افزود: تمام بدن آمر صاحب مملو از خاك، خون و سوختگي بود، ما را در داخل خودرو آمر صاحب انداختند و توسط بالگرد ما را توسط بالگرد به "فرخار " تاجيكستان انتقال دادند.

به گفته وي، در فرخار تاجيكستان بيمارستاني براي زخمي شدگان جنگ افغانستان بود و ما را نيز به همين بيمارستان انتقال دادند.
پرستاران آمر صاحب را از بالگرد بيرون برده و به بيمارستان انتقال دادند و اين آخرين باري بود كه من آمر صاحب را ديدم.

وي افزود: من نيز مانند بسياري از مردم جزء كساني بودم كه تا خبر شهادت وي فاش نشده بود نمي دانستم چه اتفاق افتاده است و حتي ديرتر از ديگران خبر شدم، زيرا در بيمارستان تحت درمان بودم و نخواستند كه مرا از اين خبر آگاه كنند.

وي در مورد اين كه وقتي احمدشاه مسعود را از داخل اتاق بيرون مي كشيدند و يا در داخل بالگرد، توانايي صحبت كردن را داشت يا خير گفت: خير، زماني كه آمر صاحب را از اتاق خارج كردند، نمي‌خواستيم قبول كنيم كه وي را از دست داده ايم و نمي خواستيم اين مسئله را باور كنيم، اما وي در لحظات اول به شهادت رسيده بود.
وي راجع به تروريستان گفت: فيلم بردار همزمان با انفجار از بين رفته بود و فقط سر و 2 پاي وي باقي مانده بودند.
دشتي ادامه داد: تروريست دوم كه موفق به فرار شده بود، توسط يكي از محافظان تعقيب شده و بر اثر تيراندازي كشته مي شود.

وي اظهار داشت: طبق تحقيقاتي كه انجام داديم؛ ثابت شد كه مواد منفجره در داخل دوربين نبوده، بلكه در كمربند خبرنگار عرب، مواد منفجره به جاي باتري جا سازي شده بود.
به گفته وي، در بررسي دوربين اين تروريست‌ها، فقط درب آن آسيب ديده، در صورتي كه اگر مواد منفجره در داخل دوربين جاسازي شده بود، بايد آثاري از دوربين باقي نمي ماند.
دشتي افزود: وضعيت بدن عامل انتحاري نيز نشان مي داد كه مواد منفجره در كمربند وي جاسازي شده بود، زيرا فقط سر و 2 پاي وي باقي مانده بود و قسمت وسط بدن او به كلي از بين رفته بود.