89/6/1 - 14:31 1970-1-1 03:30:00
شناسه خبر : 43361
البته این نوشته به هیچ وجه قصد تفرقه افکنی و عمیق‌تر کردن شکاف اختلافات را ندارد که رهبر انقلاب آن را حرام شرعی دانسته‌اند، بلکه فقط از باب گوشزد کردن اشتباهی است که برخی از دوستان را به خود مشغول کرده و احساس می‌کنم آنها غافلند از پیامدهای فاجعه بار آن...

جواد درويش

برداشت اول:

حاج آقا مجتبی تهرانی که همیشه و به‌خصوص این روزهای ماه مبارک رمضان نَفَس حق و مجلس گرمی دارند، در شب‌های قدر برای اینکه بر ارزش و اهمیت این شب‌ها تاکید کنند، اصطلاح جالبی را بکار می‌برند. ایشان وقت قرآن سرگرفتن و نزدیک سحر با صدای محزون و بلند می‌گویند "لحظات بسیار حساسی است..."

برای کسی که اولین بار است این اصطلاح در اینجا به گوشش می‌خورد، صحنه فوتبال و صدای گزارشگر آن تداعی می‌شود! ولی بیشتر که فکر می‌کند ارزش این ماه، مخصوصاً آن روزها و به‌ويژه آن ساعات را به کمک این عبارت بهتر درک می‌کند.

قصدم به حاشیه رفتن نبود، می‌خواستم یک تَشَر به خودم بزنم و همه کسانی که فرهنگ را تقلیل داده‌اند به فیلم و کنسرت؛ و فرهنگ‌سازی را به نقد اقدامات فرهنگی مشایی.

قصد تبیین ظرفیت‌های ماه مبارک رمضان برای تحقق فرهنگ اصیل اسلامی را هم ندارم. هرچند که جای صد افسوس و آه است در این ماه پر خیر و برکت، به جای همه چیز موضوع مکتب ایرانی و منتقدانش صدر اخبار رسانه‌ها و نُقل محافل و هیئت‌های مذهبی است. ماهی که به تعبیر رهبر معظم انقلاب نسبتش با کل سال مثل نسبت اوقات نماز است به کل روز در ایام دیگر...

اما اگر نگاهمان را کمی گسترده‌تر کنیم و کلاهمان را کمی قاضی کنیم می‌توانیم پای دفاع از اقدامات فرهنگی دولت تمام قد بایستیم. چراکه نه فرهنگ اینقدر مفهوم سخیفی است که از دایره وزارت فرهنگ و معاونت‌های تحت کنترل آقای مشایی بیرون نرود و نه مدیریت دولت نهم و دهم که به زعم من یک نوع مدیریت فرهنگی است محدود به همین هاست. مصادیقش هم بسیار است. نزدیکترین و کمترینش همین کاهش ساعات کاری در ماه مبارک رمضان که برای بزرگداشت این ماه و دراختیار گذاشتن فرصت مناجات و عبادات برای مردم روزه‌دار صورت گرفت و به خاطر آن مدعیان فرهنگ‌سازی از هیچ تلاشی برای تخریب دولت فروگذار نکردند. اما دولت یک قدم هم از آن کوتاه نیامد.

از این نمونه تصمیمات که تحت یک مدیریت فرهنگی و مطابق با الگوهای دولت اسلامی است، در این دولت کم سراغ نداریم. از افزایش بیمه کارگران و فرهنگیان و حساب‌های طرح آتیه نوزادان، تا عزم دولت برای افزایش جمعیت و افزایش وام ازدواج و...

اما به نظر من مهمترین دستاورد فرهنگی دولت که باز مستقیماً ارتباطی با وزارت فرهنگ پیدا نمی‌کند احساس غرور و خودباوری مردم ایران است که طی سال‌های پیش‌از این دولت، به شدت خدشه دار شده بود و خودباختگی و تکریم و تعظیم درمقابل غرب چه در بین مسئولین و چه تاحدی در بین مردم جای آن را گرفته بود. اما ایستادگی دولت نهم و دهم بر منافع به حق مردم ایران و عزم دولت برای مدیریت جهانی آنطور که امام راحل تاکید فرموده بودند، عزت نفس و به تعبیر رهبری اعتماد به نفس ملی را برای مردم به همراه آورد تا شاهد صادقی باشد بر این فرمایش حضرت علی(ع) که "الناس علی دین ملوکهم" 

امروز همانطور که کسی به خاطر پایبندی به ارزش‌ها و آرمان‌های اسلامی در جامعه تحقیر نمی‌شود، جمهوری اسلامی هم به خاطر زنده کردن هویت اسلامی-ایرانی خود در جامعه جهانی منزلت دیگری یافته است. رهبر معظم انقلاب در جمع دست‌اندرکارن ساخت ناوشکن جماران فرمودند " جمهورى اسلامى اگر فقط همين كار را كرده باشد كه روح خودباورى را، روح احساس عزت و هويت را به اين ملت و اين كشور و ماها برگردانده باشد، ساليان سال بايد شكرگزارش بود. و من مي‌خواهم به شما عرض كنم: اسلام، تفكر اسلامى و روح برخاسته‌ى از ايمان قرآنى اجازه نمي‌دهد كه يك ملت اينجور توانايى‌هايش سركوب شود"

برداشت دوم:

در اوایل اردیبهشت ماه امسال جلسه‌ای با حضور جمعی از دانشجویان در خدمت آقای مشایی بودیم. در آن جلسه که قدری هم خبرساز شد، بنده به ایشان گفتم: "ما با اصل نظریه پردازی شما مشکل داریم با ورود شما به مسائل تخصصی مشکل داریم. خود نظریات شما و اشتباهات و انحرافاتش فرع بر این مسئله است. شما بزرگان و صاحب‌نظرانی چون علامه مصباح را کنار گذاشته‌اید و سراغشان نمی‌روید و به جای ایشان خودتان ایفای نقش می‌کنید!" بعد اضافه کردم "شما در این دولت و با این حجم کار و این خدمات ارزنده، نه تنها کمکی به دولت نمی‌کنید که با ورورد به حواشی، تمام وقت و سرمایه دولت را صرف توجیه حرف‌های خودتان می‌کنید. آن هم در دهه‌ای که رهبری دهه پیشرفت و عدالت نامگذاری کردند."

حالا ظرف این بحث را همینجا رها کنید و محتوای آن را منتقل کنید به ظرف رسانه‌های منتقد دو آتیشه مشایی که رسالت تخصصی و هدف غایی خود را به زیرکشیدن هیمنه مشایی و رحیمی تعریف کرده‌اند و به نظر من فقط خودشان بودند که آنها را بزرگ کردند و مجسه ابوالهول ساختند!

به راستی فرق آنها با خود جناب مشایی چیست؟ غیر از این است که هر دو به حواشی می‌پردازند و اصل را رها کرده‌اند؟

این نوشته به هیچ وجه درصدد توجیه و تطهیر آقاي مشایی یا حتی دفاع از دولت نیست. اتفاقاً سخن این است که در این حاشیه‌پردازی رسانه‌ها، بسیاری از اشکلات ریز و درشت دولت به اندازه کافی نقد نشده است. بعد از این همه حرف و حدیث و جار و جنجال در مورد مکتب ایران و همایش ایرانیان خارج از کشور، رهبری در دیدار کارگزاران نظام نه تنها به این مسئله نمی‌پردازند، که حتی اشاره وار هم نهیبی به دولت و رئیس دفتر محترم نمی‌زنند؛ ولی به جای آن، مسئله مذاکره با آمریکا را باز به میان می‌آورند و راجع به آن هشدارهایی به دولت می‌دهند. این رویکرد درس‌آموز است. حرف این نیست که رهبری با مسائل مطرح شده مشکل ندارد یا دارد، رهبری ورود به مسائل اصلی و گریز از مسائل فرعی را می‌خواهد به ما بیاموزد. سربازان اصیل رهبری مثل آيت‌الله مصباح هم که نسبت به این مواضع ابراز نگرانی کرده‌اند باید توجه کرد که اولاً آنها تمام مسائل اصلی و اساسی نظام را نگذاشته‌اند زمین تا به این یکی بپردازند و ثانیاً آنها با حسن نیت "ما قال" را نقد کردند نه با غرض ورزی "من قال"را؛  مشکل آنها اصل این حرف‌هاست که نباید وارد ادبیات رایج مردم شود نه کسی که این‌ها را گفته است. ثالثاً بهترین کسانی که شایسته نظردادن راجع به این مسائل هستند ایشانند، نه رسانه‌هایی که اگر سواد دینی‌شان کمتر از مشایی نباشد حتما بیشتر نیست! و از همه مهمتر اینکه ایشان به یک تذکر و نهیب بسنده کردند نه اینکه مدام به این ماجرا و حواشی آن دامن بزنند و همه کسانی که این حرفها به گوششان هم نخورده بود را مطلع کنند.

برداشت سوم:

دکتر احمدی نژاد بعد از سخنان جنجالی اخیر مشایی در مصاحبه‌ای گفت: "البته برخی دنبال این هستند که موضوع دشمنان کشور، توطئه آمریکا، تحریم های غیرقانونی و همراهی برخی با آنان را به موضوع دست دوم و سوم کشور تبدیل کنند."

این حرف منطقی را بگذارید کنار بسیاری از خدمات بی‌بدیل و دستاوردهای ارزشمند اخیر دولت همچون راه اندازی نیروگاه اتمی بوشهر، اجرای فاز اول طرح هدفمند کردن، بیانیه تهران و...

همچنین همه اینها را ضمیمه کنید به انحرافات واضح دستگاها و نهادهای دیگر مثل مجلس و صدا و سیما که در سریال ماه رمضانش (که قرار است معنویت درآن به مردم تزریق کند!)، تمام اقدامات نظام برای دفع فتنه را جلوی چشم مردم به سخره می‌گیرد و قوه قضائیه را با ادبیات شنیعی ریشخند می‌کند.

حالا این همه را مقابل کنید با سکوت رسانه‌های گریبان چاک کرده فرهنگ و تشنه به خون مشایی...

آیا می‌توان با این همه به حسن نیت این رسانه‌ها اعتراف کرد؟ آیا درحاشیه امنیت قرار دادن تمام نهادها غیر از دولت، چشم‌پوشی از خدمات ارزنده دولت، سکوت درمقابل دشمنان بالفطره جمهوری اسلامی و ندادن تحلیل درست از اتفاقات مهمی که به سرنوشت نظام ارتباط پیدا می‌کند (مثل مواردی که رهبری در دیدار اخیر با دانشجویان فرمودند از جمله بیانیه تهران، قطعنامه شورای امنیت و تحریم‌های یك‌جانبه امریكا و اروپا) ، خدمت است به نظام یا خیانت؟

البته این نوشته به هیچ وجه قصد تفرقه افکنی و عمیق‌تر کردن شکاف اختلافات را ندارد که رهبر انقلاب آن را حرام شرعی دانسته‌اند، بلکه فقط از باب گوشزد کردن اشتباهی است که برخی از دوستان را به خود مشغول کرده و احساس می‌کنم آنها غافلند از پیامدهای فاجعه بار آن...

اشتباهی که قبل از انتخابات هم در طول چهار سال اول حیات این دولت اتفاق افتاد؛ رسانه‌ها و تریبون‌های خودی با نقدهای بی‌مهابا و غیرمنصفانه و پرداختن به حواشی، مدام دولت را تحت فشار قرار دادند. در این بین هرچه رهبری بیشتر از دولت حمایت کرد، آنها هم بیشتر بر نقدهای مغرضانه اصرار ورزیدند، همین شد که دشمن بیرونی به طمع افتاد و این خیال خام را در سر پروراند که میان اصولگرایان و جریان حاکم هم اختلاف است و می‌توان در این آب گل آلود به صید ماهی فکر کرد...

برداشت چهارم:

بیانات صریح رهبر انقلاب در دیدار روز یکشنبه با دانشجویان حجت را در این زمینه بر همگان تمام کرد. آنجا که دانشجویی درمورد انحرافات اطرافیان رئیس جمهور ابراز نگرانی می‌کند و جویای نظر رهبری می‌شود. رهبر انقلاب باز با کمال صراحت بحث اصلی و فرعی را به میان می‌آورند و می‌فرمایند: "من در این زمینه ورود و قضاوتی نمی‌كنم البته ممكن است اشكال و ایراد وارد باشد اما باید مسائل را اصلی- فرعی كرد و مراقب بود كه مسائل درجه دوم، جای مسائل اصلی و تعیین كننده را نگیرد."

در این بیانات هرچند مختصر چند نکته بسیار ظریف و کلیدی نهفته است. اولاً رهبری می‌فرمایند من در این زمینه ورورد و قضاوت نمی‌کنم. یک معنای جمله این است که مسئله اساساً آنقدر مهم نیست که نیازی به ورود من باشد. معنای دیگر آن این است که اگر هم این مسئله مهم باشد، در شرایط فعلی "اهمی" وجود دارد که نباید مهم‌ها ما را ازاهم ها باز بدارد. و این نکته‌ای است که در ادامه هم خود ایشان به آن تاکید می‌کنند. آنجا که می‌فرمایند "ممکن است ایراد و اشکال وارد باشد اما باید مسائل را اصلی – فرعی كرد و مراقب بود كه مسائل درجه دوم، جای مسائل اصلی و تعیین كننده را نگیرد."

ثانیاً رهبری درجواب سوالی که صراحتاً به اطرافیان رئیس جمهور اشاره دارد، صراحتاً این مسئله را درجه دومی می‌خوانند و هشدار می‌دهند که این مسائل نباید جای مسائل درجه اولی که مسائل کلان نظام است را بگیرد.

ثالثاً رهبری این حرف را در فضایی می‌زنند که احساس می‌کنند بینش و منش  ایشان راجع به این مسئله هنوز در جامعه دانشجویی و رسانه‌ای، آنطور که باید درست درک نشده است. درموارد متعددی که به بهانه‌های مختلف جار وجنجال رسانه‌ای راجع به اظهارات تأویل پذیر آقای مشایی ایجاد شده است، رهبری یا اساساً ورود پیدا نکرده‌اند و یا آن را "اشتباه جزئی" نامیده‌اند. این درحالی است که در جمع‌های دانشجویی و رسانه‌ها، ساعت‌ها و روزها وقت صرف تحلیل این مسائل شده، اختلافات شدید و البته کودکانه بوجود آمده و درنهایت هیچ چیز تغییر نکرده جز اینکه جای پای آقای مشایی محکم و محکم‌تر شده است! همین است که نگاه به رفتار و منش رهبری برای درک وظیفه ولایی در این عرصه کفایت نمی‌کند و رهبری در مقابل سوال صریح دانشجویان مجبور می‌شوند جواب صریح بدهند.

برداشت آخر:

حالا که با رمضان که منزل قرآن است شروع کردیم، خوب است این آخر هم پای درس قرآن بنشینیم..

در منطق قرآن پرداختن به اصول برای فهم درست و منحرف نشدن از مسیر حق، لازم است. برای فهم این اصول علی‌الخصوص در تقسیر و درک قرآن، باید به راسخون در علم و صاحبان خرد که بهترین جلوه‌اش در ائمه اطهار و اولیای خدا و در زمان ما ولی فقیه وجود دارد، رجوع کنیم. در این منطق کسانی که از روی عمد و غرض‌ورزی، جای اصل و فرع امور را عوض می‌کنند، در دلهایشان فکر توطئه و فتنه را می‌پرورانند:

«هُوَ الَّذِى أَنزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ ءَايَاتٌ محُّكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَ أُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ  فَأَمَّا الَّذِينَ فىِ قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ وَ مَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ  وَ الرَّاسِخُونَ فىِ الْعِلْمِ يَقُولُونَ ءَامَنَّا بِهِ كلُ‏ٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا  وَ مَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُوْلُواْ الْأَلْبَابِ» (7 آل‌عمران)