هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
چهارشنبه، 5 ارديبهشت 1397
ساعت 09:55
به روز شده در :

 

 

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‎های اجتماعی دنبال کنید

 

سه شنبه 14 آبان 1387 ساعت 15:26 2008-11-4 15:26:06
شناسه خبر : 3932

روز يكشنبه دانشگاه كاشان ميزبان مصطفي تاج‌زاده عضو ارشد سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي و حزب مشاركت و قاسم روان‌بخش دبير سرويس سياسي هفته نامه پرتو سخن و عضو هيأت علمي مؤسسه امام خميني(ره) بود.
به گزارش رجانیوز، بخش اول مشروح مناظره در ادامه آمده است:

مجري: قرار است طبق حروف الفبا اول آقاي تاج‌زاده 15 دقيقه صحبت كنند و بعد 15 دقيقه آقاي روان‌بخش و بعد از 10 دقيقه از يكديگر سؤال كنند و بعد به پرسش‌هاي دانشجويي پاسخ دهند.

تاج زاده: چون تازه آمده‌ام خسته‌ام؛‌ ابتدا آقاي روان‌بخش صحبت كند.

روان‌بخش: روز سيزده آبان را تبريك عرض مي‌كنم. سالروز مبارزه ملي با استكبار جهاني و روز حماسه آفريني دانشجويان پيرو خط امام و فرزندان امام است كه امام بزرگوار آن را «انقلاب دوم» ناميدند و به مناسبت شهادت دانش‌آموزان عزيز ما در چنين روزي به عنوان روز دانش‌آموز هم شناخته شده است. از برادران عزيزمان در انجمن اسلامي كه اين نشست را ترتيب دادند و از همه شما دانشجويان عزيزي كه با شور و اشتياق در چنين جلسه با شكوهي شركت فرموده‌ايد، تشكر مي‌كنم.

هم‌چنين از برادرمان جناب آقاي سيد مصطفي تاج‌زاده كه پذيرفتند اين مناظره انجام گيرد. با توجه به اين‌كه ايشان دقايقي ديرتر آمده‌اند و خسته هستند، فرمودند كه من براي فتح باب مطالبي را عرض كنم و بعد در خدمت ايشان خواهيم بود. نكته‌اي كه لازم است به آن توجه كرد اين است كه شيوه خود مناظره مورد تأمل قرار گيرد. من تصور مي‌كنم چون مناظره بين بنده و جناب آقاي تاج‌زاده به عنوان دو نماينده از دو جريان فكري و سياسي است و جلسه پرسش و پاسخ دانشجويي به زمان ديگري موكول شود. من فكر مي‌كنم اين جلسه، جلسه‌اي است كه دانشجويان عزيز آمده اند تا ما با همديگر بحث كنيم و از اين مباحث ما مطالبي را استفاده كنند؛ در مجموع نقطه نظرات هر دو را مورد دقت قرار دهند و آن را كه تشخيص مي‌دهند حق است، بپذيرد. حالا در پايان اگر فرصتي شد بحث ديگري است.

مباحثي كه من مطرح مي‌كنم با مباحثي كه آقاي دكتر تاج‌زاده مطرح مي‌كنند، وقت مفيد جلسه را خواهد گرفت. اجازه دهيد بحث را انجام دهيم و مباحث ما ابتر نماند.

نكته دوم اين است كه در چنين جمع دانشجويي و دانشگاهي، پرداختن به يك سلسله مسايل حاشيه‌اي و سطحي را دور از شأن دانشجويان عزيز و محيط دانشگاه مي بينم. بنابراين جمع علمي و آكادميك اقتضا مي‌كند به مباحث مبنايي‌تر پرداخته شود؛ مخصوصاً كه مقام معظم رهبري تأكيد فرمودند در دانشگاه‌ها بايد چنين مباحثي مطرح شود. نكته سوم اين‌كه هم ما و هم شما شنوندگان بحث، بناي‌مان بر اين باشد كه اگر حقي در جايي گفته شد آن را بپذيريم و بر مجادله و مباحثه اي كه سرانجامي ندارد، اصرار نداشته باشيم. ما براي كشتي گرفتن با آقاي تاج‌زاده اين‌جا نيامده‌ايم كه حالا كسي بگويد آقا اين زمين خورد يا بلند شد. اين بحث ها نيست. بحث هماني است كه قرآن كريم از ما خواسته است: َفبَشِّر­ عِبَادِ الَّذِينَ يَستَمِعُونَ القَولَ فَيَتَّبِعُونَ احسَنَه.ُ مي فرمايد: بشارت بده به آن بندگان من كه ويژگي مهم آن‌ها اين است كه سخنان را مي‌شنوند و بهترينش را انتخاب مي‌كنند. پس آمده ايم كه اين‌جا بحث شود و بهترين سخنان را هر چه تشخيص داديم بشنويم و انتخاب كنيم. هدف ديگري در اين‌جا نداريم.

نكته چهارم اين است كه تصور مي‌كنم بحث را بايد از اين‌جا آغاز كرد كه تعريف اصلاح طلبي و اصولگرايي كدام است. خوب است ابتدا مشتركات همديگر را بدانيم. و بعد ببينيم بر سر چه چيز با يكديگر اختلاف داريم. تا آن‌ها مورد بحث قرار گيرد. آن‌جا كه مشترك است، با همديگر بحثي نداريم. و چه بسا نقاط مشترك مي‌تواند پايه و اساس حركت ما باشد؛ يعني وقتي مشخص شد در اين نقطه با هم مشترك هستيم، مي توانيم آن را مبنا قرار دهيم و به مباحث بعدي بپردازيم. اخيرا جناب آقاي خاتمي - رييس جمهور سابق - نيز در مصاحبه اي گفته اند يكي از مشكلاتي كه ما داشتيم و داريم، اين است كه اصلاحات تعريف نشده است. و آقاي منتجب‌نيا هم چند روز پيش بر همين نكته تأكيد كردند و بنا دارند كه در اين دوره ان‌شاء‌ا... اصلاحات را به معناي حقيقي كلمه به صورت شفاف تبيين و مباني آن را مشخص كنند! خوب است مباني اصلاحات و اصولگرايي و به عبارت ديگر پايه ها و جهان بيني ما روشن شود. درباره مباحث بعدي خيلي راحت مي توانيم صحبت كنيم.

تاج‌زاده: با عرض سلام خدمت حضار محترم و سپاسگزاري از عزيزاني كه اين برنامه را ترتيب داده‌اند و تشكر از جناب روانبخش كه در اين مجلس حاضر شدند و عذرخواهي از اين‌كه من چند دقيقه تأخير كردم.

من مقدمتاً بگويم گفت‌وگو به هر شكلش خوب است و براي جامعه ما كه جامعه متنوعي هستيم و ديدگاه‌هاي گوناگوني داريم ضروري است. و هيچ كدام هم توان حذف هيچ يك از اين ديدگاه‌ها را به طور كامل نداريم. نهايت اين است كه مي‌توانيم يك مقدار ديگران را از حقوقشان محروم كنيم؛ ولي افراد در سطح جامعه وجود دارند. بنابراين اجازه دهيد همين جا گله بكنم از فضاي نابرابري كه متأسفانه جناح اصولگرا براي گرايش‌هاي مختلف از جمله اصلاح‌طلبان ايجاد كرده‌ و امكان گفت‌وگو را در سطح ملي از ما گرفته‌اند. چقدر خوب بود اين نوع جلسات مي توانست در صداوسيما برگزار شود و ديدگاه هاي مختلف در مورد مهم ترين مسايل كشور چه در سياست خارجي چه در مسايل اقتصادي فرهنگي ديني و سياسي بيان بشود و همين طور رسانه ها مي توانستند. در واقع هر حزب قانوني رسانه خاص خودش را داشته باشد و ديدگاه هايش را آن‌جا بيان كند و اين حق را به جامعه مي داديم كه بر اساس اين ديدگاه ها، قضاوت كند. اين نابرابري شعار انقلاب و خواست امام و مردم نبوده است. در عصر كنوني هم پاسخگو نيست. ممكن است ابزارهاي قدرت بعضي از ما را كمي مغرور كند كه فكر كنيم مي‌توانيم اين نابرابري را ادامه دهيم. از جناب روان‌بخش كه لطف كردند اين‌جا تشريف آوردند و در اين مناظره شركت كردند، به عنوان اولين سؤال كه در نوبت خودشان توضيح خواهند داد مي پرسم با كدام معيار ديني و قانوني ايشان حق دارد نامزد نمايندگي مجلس بشود و من حق ندارم؛ چون با افكار آقاي مصباح يا آقاي جنتي يا دوستان از اين قبيل مخالف هستم؟

كدام نكته منفي در پرونده‌ام بوده كه اين حق را مي‌گيرد و اجازه انتشار روزنامه به من نمي دهد؟ هرگونه نقطه ضعف مالي، اخلاقي، سياسي و غيره هست - الان دوستان خوشبختانه به نيمه‌هاي پنهان ما هم دسترسي دارند ؛- در حضور جمع اعلام كنند كه چرا بايد از اين حق محروم شويم. چون سخن را با گراميداشت روز سيزدهم آبان آغاز كردند، مي خواهم يك چيزي را تذكر بدهم. چرا وقتي هم سن و سال شما بوديم، نسل ما يك دست ضد امريكا بود؟! اين سؤال را حتما از خودتان كرده ايد. چرا اين اتفاق افتاده بود؟ كاري به اين ندارم كه قضاوت ارزشي بكنيم. يكي بگويد درست است، غلط است. به عنوان يك امر توصيفي مي گوييم. چرا چنين اتفاقي در آن دوره افتاده بود؟ علتش ‌اين بود كه ما در زمان رژيم گذشته روي هر حقمان انگشت مي گذاشتيم، مي‌ديديم رژيم شاه آن را از ما سلب كرده است. مي گفتيم: رژيم شاه به چه پشتوانه اي اين حق را از ما گرفته است؟ مي گفتند: به دليل اين‌كه متكي به حمايت هاي غرب به طور عام و دولت امريكا به طور خاص است. چرا دولت ملي و قانوني دكتر مصدق ساقط شده است؟ براي اين‌كه واشنگتن و لندن تصميم گرفتند به كمك دربار اين دولت قانوني و مردمي را ساقط كنند، چون منافعشان ايجاب مي كرده است يك ديكتاتوري سياه را بر ما حاكم كنند. هر چقدر هم آمديم جلوتر، به دهه پنجاه كه رسيد، از آزادي قلم، بيان، تحزب، انتخابات، اتحاديه سنديكا، فعاليت‌هاي دانشجويي و غيره هيچ خبري نبود. هر كس مي خواست در اين زمينه كاري كند، راهي جز پناه بردن به زيرزمين وجود نداشت. مبارزات مخفي و زيرزميني به دليل اين در جامعه ما شكل گرفت كه در روي زمين امكان اين فعاليت‌ها وجود نداشت. بنابراين طبيعي بود كه در چنين فضايي وقتي صحبت از امريكا بشود، نسل جوان به عنوان نبض بيدار جامعه نسبت به اين روند، حساسيت منفي نشان دهد و اعتراض كند. خوب اگر اين علت العلل بود، امروز در جامعه ما وضعيت جريان هاي سياسي چگونه است؟

چه كسي حق آزادي بيان را سلب مي‌كند؟ آزادي قلم، آزادي تحزب، تجمع، اتحاديه، سنديكا، ان جي او و غيره را؟ چه كسي در انتخابات حق وتو اعمال مي‌كند و ديگران را از حقوق خودشان محروم مي‌نمايند و اگر كساني چنين روش‌هايي را اعمال كنند آيا آماج انتقادهاي نسل جوان نخواهند شد؟ از بدو پيروزي انقلاب - البته قبلش همين طور بود - هر دولتي هم كه در ايران سر كار آمده به حق وتوي امريكا انتقاد كرده و گفته است اين حق، حق انساني و عادلانه نيست. خوب اگر كساني همين حق وتو را در داخل اعمال كنند، آيا اخلاقاً مجاز هستند به امريكا اعتراض كنند كه چرا تو داري حق وتو را عليه ما اعمال مي كني؟ حق وتو يعني چه؟ يعني چند قدرت و كشور بزرگ در دنيا هستند و آن‌چه مصلحت مي دانند كه دنيا بر اساس آن بايد سير كند، بر اساس آن در شوراي امنيت سازمان ملل راي مي‌دهند و بر اساس منافع خودشان مي‌توانند از حق وتو استفاده كنند، براي اين‌كه منتقدين خودشان را در فشار قرار دهند. فاتحان جنگ جهاني دوم، بر اساس قدرت برتر اين حق را گرفته‌اند. اگر اين حق غير اخلاقي و غير انساني است، جناب آقاي روان‌بخش اين جا توضيح دهند آيا در داخل كشور هم اگر كساني اين حق را اعمال كنند، كاري غير عادلانه و غير انساني انجام داده‌اند يا نداده اند. يا حق وتو براي امريكا بد است براي ما وقتي قدرت داريم خوب است؟!

مجري: آقاي دكتر تاج‌زاده‌! عذرخواهي مي‌كنيم. بعد از اين‌كه صحبت شما در مورد اصلاح طلبي و صحبت آقاي روانبخش در مورد اصولگرايي انجام شد، عرض كردم ده دقيقه حضرت‌عالي به انتقاداتتان از اصولگرايان بپردازيد، ده دقيقه هم ايشان و سپس به سمتي مي رويم كه شما سؤالي را مطرح مي كنيد و ايشان جواب مي‌دهند و برعكس. الان چون وقت شما رو به اتمام است مي خواهم در مورد اصلاح طلبي، مشخصه ها و تعريفي كه آقاي روانبخش فرمودند اشاره بفرماييد.

تاج‌زاده: من انتقاداتم به اصولگرايان را خواهم گفت؛ يعني آن‌جا من بحث مبنا را خواهم گفت. اين‌جا چون ايشان سيزده آبان را مقدمتاً گفتند، گفتم كاري بكنيم كه ان‌شاء‌اله ما آماج آن انتقادها قرار نگيريم. چون آن روش ها بود كه افكار عمومي را جذب كرد.

اما در مورد اصلاح طلبي. از نظر ما اصلاح طلبي، دكترين امنيت ملي ايران است كه هم مي‌تواند وحدت داخلي را تأمين كند و هم مي‌تواند جامعه را در برابر تهديدهاي بيگانه مصون نگه‌دارد.

جهت كلي و راهبرد كلي‌مان اين است كه هيچ نياز و اولويتي براي ما مهم تر از توسعه همه جانبه كشور - توسعه اقتصادي، علمي و فني- وجود ندارد. همين توسعه مي‌تواند رفاه شهروندي را تأمين كند. از آن طرف هم معتقديم كه اصلاح طلبي پايه اصلي اش در دفاع از حقوق شهروندي نهادينه شده و براساس اين از جمهوري اسلامي ايران - نه وضعيت كنوني كه به هيچ وجه قابل دفاع از نظر ما نيست - از آن چيزي كه امام در پاريس به مردم وعده داد، از آن چيزي كه در قانون اساسي ذكر شد و از آن چيزي كه در سال هاي اوليه انقلاب در جامعه رواج داشت دفاع مي‌كنيم. فكر مي‌كنيم جمهوري اسلامي درختي است كه آفت زده شده است. همان تعبيري كه مرحوم استاد مطهري در مورد روحانيت شيعه مي گفت. مي‌فرمود مانند درختي است كه اصلش خوب و فرعش بد است. آفتي كه هم به جمهوري اسلامي زده شده، استبدادورزي و محروم كردن مردم از حقوق خودشان است. به همين جهت يكي از مهم ترين وجوه اصلاح طلبي را مقابله با اين آفات و دفاع از حقوق ملت - چه فردي چه جمعي و چه ملي آن - مي دانيم. فكر مي‌كنيم آن‌چه جامعه ما نياز دارد، عدالت همه جانبه است، نه فقط عدالت توزيعي. يعني عدالت اجتماعي، سياسي، قضايي، آموزشي، جنسيتي و حتي قومي.

فكر مي‌كنيم همه شهروندان مي‌توانند از يك زندگي شرافتمند بهره مند باشند و كشور سوق پيدا كند به سمت اين‌كه نسبت به همسايگان خودش و در سطح منطقه داراي وضعيتي نباشد كه باعث شرمندگي شهروندان ايران زمين شود. از نظر ما انقلاب اسلامي، با اسلحه و زور پيروز نشد كه در تداوم خودش لازم باشد بر اسلحه يا با زور يا شعاري كه بعضي از دوستان در اصولگرايان مطرح مي‌كنند -نصر بالرعب- استوار باشد. يعني همان ماكياوليست كه مي‌گويد حاكم براي ماندن خودش بايد به گونه‌اي عمل كند كه مردم از او بترسند و اگر بخواهد به سمت اين برود كه رضايتشان را جلب كند، كلاهش پس معركه است. فكر مي‌كنيم مردم ايران وقتي انقلاب كردند، اين قدر بالغ شده بودند كه بتوانند بر سرنوشت خودشان حاكم شوند و فكر مي‌كنيم سخنراني تاريخي امام در بهشت زهرا بيان جاودانه همين حق است كه هر ملتي حق دارد آن گونه كه مي خواهد بر سرنوشت خودش حاكم باشد ولو بر خلاف رضايت يا نگرش پدران و مادرانشان. از اين زاويه فكر مي‌كنيم كه گذشت زمان، اين بلوغ را علي القاعده بيش‌تر كرده است. بنابراين حكومت امروز بايد بيش از ديروز به شهروندان خودش اعتماد كند. و اجازه دهد آن‌ها آن‌گونه كه مي‌خواهند نمايندگان خودشان را انتخاب و ديدگاه خودشان را در كشور دنبال كنند.

روانبخش: من بنا نداشتم به مباحث حاشيه‌اي بپردازم. فقط دو سه نكته عرض مي‌كنم و بعد به مباحث اصلي مي‌پردازم. پيشنهادي كه جناب آقاي تاج‌زاده براي مناظره در صداوسيما داشتند، ما هم مدت ها است دنبال آن هستيم. اتفاقاً از كساني كه سال هاي سال دنبال اين قضيه بوده، حضرت آيت الله مصباح است كه جهت مناظره با آقاي دكتر سروش اعلام آمادگي كردند؛ ولي متأسفانه اين مناظره برگزار نشد. البته آقاي سروش خودش هم اعلام آمادگي نكرد. چون دانشجويان دانشگاه‌هاي اصفهان خيلي دنبال كردند. اگر شما بتوانيد زمينه آن را فراهم كنيد صداوسيما اين مناظره را در سطح عالي انشاء‌الله برگزار خواهد كرد. ولي در حد ما و آقاي تاج‌زاده هم ما آمادگي داريم. اگر جناب آقاي ضرغامي آماده باشد اين كار را انجام دهد، كار بسيار مطلوبي است. اتفاقاً ما بارها به آن‌ها گفتهايم وقتي شما اين كار را انجام نميدهيد، خيلي از مسايل براي مردم روشن نمي‌شود. اگر در صدا و سيما مناظرههايي باشد و ديدگاه‌ها به‌طور دقيق و ريز بيان شود، براي مردم بسيار مفيد است و حقايق بيش از اين روشن خواهد شد.

در مجامع عمومي نيز ما هميشه آماده بوديم. در سال گذشته، جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه فردوسي مشهد از بنده و آقاي خاتمي رييس جمهور سابق تقاضا كردند كه در دانشگاه فردوسي مناظره كنيم. ما پذيرفتيم حتي به مشهد هم رفتيم ولي ايشان نيامدند و مناظره برگزار نشد. موارد متعددي هم بوده كه به مناظره دعوت شده‌ايم ولي وقتي رفتيم تنهايي بحث كرديم! نكته بعدي در باب مناظره مكتوب است كه خوب، در عرصه رسانه هاي ديگر مثل مطبوعات مي‌شود مناظره مكتوب داشت متأسفانه روزنامه هاي مدعي اصلاح‌طلبي آمادگي اين را هم ندارند. من در دوره هشت ساله اصلاحات كتابي نوشتم تحت عنوان «جامعه چند صدايي و مقالات چاپ نشده». حتما ملاحظه بفرماييد. اين‌ها مقالاتي بوده كه بنده در پاسخ به مقالات آن نشريات نوشته‌ام. يكي دو تا از آن مقاله مربوط به نشريه «عصر ما» ارگان سازمان مجاهدين انقلاب است كه جناب آقاي تاج‌زاده عضو شوراي مركزي آن هستند. پيگيريهاي مكرري كرديم ولي گفتند ما چاپ نمي كنيم. آن مقاله در آن‌جا هست. مقالا‌تي است در باره روزنامه «بيان» مقاله‌اي آقاي محتشمي پور عليه آيت‌الله مصباح مقاله‌اي و به معظم له نسبت خارجيگري داد. به اين مقاله پاسخ داده شده؛ ولي هر چه پيگيري كرديم گفتند چاپ نمي كنيم! به مناسبت صدمين شماره «بيان» مجدد آن مقاله آقاي محتشمي پور را به عنوان بهترين مقاله اين صد شماره چاپ كردند. براي دومين بار مقاله ارسال و پيگيري شد كه آقا چاپ كنيد، گفتند چاپ نميكنيم! هر كار دلتان مي خواهد بكنيد! آن مقاله در پرتو چاپ شده. به نظرم آن مقاله در كتاب جامعه چند صدايي هم هست. الان هم آمادگي داريم آقاي دكتر تاج‌زاده بياييد اگر مناظره حضوري در دانشگاه‌ها مؤونه و وقت مي برد، مناظرات مكتوب كه خوب است. بحمدالله مطبوعاتي كه در اختيار جريان اصلاح‌طلبي است، در مقايسه با جريان اصولگرايي قابل مقايسه نيستند. در دولت نهم هم اين مطبوعات حفظ شدند و بلكه بر تعداد آن‌ها هم در اين دوره افزوده شده است. بياييد يك ستوني باز كنيم و مناظره مكتوب داشته باشيم.

بنده به سهم خودم در هفته نامه پرتو براي مناظره مكتوب اعلام آمادگي مي‌كنم. مناظره هاي علني و حضوري در جمع دانشجويان در جمع حوزويان و هر كجا كه مثل اين انجمن اسلامي باعث و باني آن شوند، ما هم آمادگي داريم. اما راجع به بحث وتو و اين‌كه قانون اساسي الان درست است يا نه. من فكر مي‌كنم بايد به بحث اساسي و ريشه اي پرداخت و از آن نبايد فاصله بگيريم. خوشم آمد اينجا جناب آقاي تاج‌زاده از امام و قانون اساسي گفتند و فرمودند از قانون اساسي دفاع مي‌كنيم، از امام و آن‌چه امام فرمودند در اول انقلاب در آن 10 سال دفاع مي‌كنيم. خوب اين نكته مشترك ماست. بسيار جالب است ببينيم امام را كه واقعاً قبول داريم و اتفاقاً سازمان مجاهدين انقلاب، خودشان را جزو آن جريان خط امام هم ميدانند و در انتخابات نيز تحت عنوان خط امام شركت مي‌كنند، اين نشان مي‌دهد كه بالاخره امام را هم انشاء‌الله قبول دارند. بنابراين من فكر كنم قبل از اين‌كه به اين مباحث بپردازيم، آن كار اساسي را بايد اين‌جا مشخص كنيم.

مطالبي که شما راجع به اصلاح‌طلبي فرموديد يک سري از ويژگي‌هايي است که در اصلاح‌طلبي وجود دارد مثلاً مي گوييد ما اينها را مي خواهيم، پايه اصلي تان بر حقوق شهروندي است، از آن‌چه که امام گفته و قانون اساسي دفاع مي‌کنيد، عدالت همه جانبه باشد، مردم ايران بر سرنوشت خودشان مسلط باشند و مسايلي از اين قبيل. البته هشت سال دولت و مجلس در اختيار سازمان مجاهدين و حزت مشارکت بود و مردم بايد قضاوت کنند که تا چه اندازه قوه مقننه و قوه مجريه اي که کاملاً در دست اين جريان فکري بوده، توانسته اند به اين آرمان‌ها دست پيدا کنند و چه قدر تلاش کرده‌اند. البته خود کساني که از سردمداران اين جريان هستند و در کشور باقي مانده‌اند، همواره تأکيد دارند که ما اشتباه کرديم و درست برخورد نکرديم، بعضي ها افراطي بودند، تندروي کردند و مسايلي از اين قبيل، که در کتاب عملکرد مجلس ششم آمده است. يا مثلاً بحث قانون گرايي و غيره. خوب اينها عملکردي است که هشت سال در جلوي چشم مردم هست. کسي نيست که تازه بخواهد بيايد و بگويد اگر ما بياييم چنين و چنان خواهيم کرد.

اگر بيايند، هماني که قبلا بوده هست. ديگر کار جديدي که اتفاق نمي‌افتد. اگر قانون اساسي را قبول داريم، پل زدن بر قانون اساسي چرا؟ اگر قانون اساسي و امام را قبول داريم، پل زدن بر امام و به موزه سپردن افکار و انديشه هاي امام چرا؟ اگر امام را قبول داريم، انديشه‌هاي ناب حضرت امام به عنوان مانيفست در صحيفه نور موجود است. بياييم دانه دانه اين موارد را بحث کنيم و ببينيم که عملکرد جبهه اصلاحات، چقدر با انديشه هاي امام مطابقت داشته و دارد. خوشبختانه عملکرد روشن است. عملکرد دولت اصولگرا هم در اين سه چهار سال در معرض ديد مردم هست. هر دو مکتوب و روشن هست. در روزنامه‌ها و رسانه‌‌ها، همه‌جا هر دو را مردم ديده‌اند. من بحثم را از اين‌جا شروع مي‌کنم. اول سخن گفتم بايد دقيقا بدانيم دو نفرمان چه چيز را قبول داريم و چه چيز را قبول نداريم. من اگر بدانم شما قانون اساسي را قبول داري، از اول تا آخرش يک جور حرف مي‌زنم. من باید بدانم امام و انديشه هاي امام را صد در صد قبول داري يا بعضي‌هايش را؟ قرآن را قابل استناد مي‌دانيد يا نه؟ حق حاکميت خدا چقدر است؟ اين بايد مشخص شود. اين‌ها اگر مشترکاتمان روشن شود، خيلي بهتر مي‌توانيم بحث کنيم، تا اين‌که همين طور شروع کنيم يک که بله آقا ما روي حقوق شهروندي و عدالت همه جانبه تأکيد مي‌کنيم. اين را همه مي‌دانند؛ اما ‌ببينيم پايه‌ها و مباني فکري اصلاح‌طلبي چيست؟ پايه‌ها و مباني اصولگرايي چيست؟

من در اين چند دقيقه مباني فکري مان را به سرعت عرض مي‌کنم که ما چه مي گوييم و چه مقدار از اين‌ها را آقاي تاج‌زاده قبول دارند. آن مقداري را که قبول دارند، نقطه مشترک ماست. آن‌جايي را که قبول ندارند بفرمايند من اين‌جا را قبول ندارم. ما حرفي هم نداريم. آن‌چه هست شفاف مي گوييم در هفته نامه پرتو هم ما هميشه متهم به شفاف نوشتن هستيم. مي‌گويند اين‌ها ادبيات‌شان خيلي شفاف و تند است. حرف ما همين است. حالا هر کس مي‌پسندد نمي‌پسندد. حقايق را کتمان نمي‌کنيم. آن‌چه هست بيان مي‌کنيم.

ببينيد. در واقع مهم ترين مباني اصولگرايي، اعتقاد به خدا، پيامبر، ائمه و حاکميت همه جانبه خدا و پيامبر و ائمه و کسي است که از جانب امام معصوم منصوب شده است. در جهان‌بيني توحيدي که مبناي اعتقادي اصول‌گرايي است، ما معتقديم که طبق دستور قرآن مجيد، خداي تبارک و تعالي خالق کل اين آسمان و زمين و از جمله ما انسان‌ها است و «لله ملک السموات و الارض» و انسان در ديدگاه توحيدی و جهان‌بيني توحيدي مملوک خداست، ملک و بنده خداست؛ حتي خداوند در قرآن براي بالاترين انسان که حضرت محمد صلي الله عليه و آله است، تعبير عبد به کار مي برد. وَإِن كُنتُمْ فِي رَيْبٍ مِّمَّا نَزَّلْنَا عَلَى عَبْدِنَا در نماز هر روز مي خوانيم «اشهد ان محمداً عبده و رسوله». جايگاه انسان عبوديت و بندگي خداست. خدا در قرآن مي فرمايد «و ما خلقت الجن و الانس الا ليعبدون». اصلاً ما جن و انس را خلق کرديم براي عبادت و بندگي خدا. عبادت فقط نمازخواندن نیست؛ عبوديت یعنی اطاعت خدا. هدف کسي که ما را خلق کرده اين است. اين نکته اول.

نکته دوم اگر پذيرفتيم او خالق و مالک ماست. «الحمد لله رب العالمين».هر روز در نماز مي خوانيم. ربوبيت و تدبير اين عالم به دست اوست. کس ديگر نيست. همان کسي که خالق است رب هم هست. ربوبيت دو شاخه دارد: ربوبيت تکويني و تشريعي. تکويني يعني هر گونه تصرف در اين عالم مال خداست يا کسي که از جانب خدا اين اختيار را داشته باشد، مثلاً خدا در قرآن درباره حضرت عيسي عليه‌السلام مي‌فرمايد: و اذ تبرء الأَكْمَهَ وَالأَبْرَصَ بِإِذْنِي. من به تو قدرت دادم که شفا دادن کور را و زنده کردن مردگان را انجام دهي.

در ربوبيت تشريعي هم همين بحث است. ما بنده و ملک خدا هستيم؛ همان‌گونه همان‌گونه که خدا مي‌تواند ما را بميراند، زنده کند، مريض کند و.... همه اين‌ها دست اوست. فقط او مي‌تواند به ما امر و نهي کند و غير خدا هيچ کس حق ندارد؛ چون مالکيت ندارد. اگر کسي مي خواهد به ما امر و نهي کند، بايد از طرف خدا مأذون باشد. او چه کسي است؟ پيامبر(ص) وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلاَّ لِيُطَاعَ بِإِذْنِ اللّهِ. اگر پيامبر اطاعت مي‌شود، به اين علت است که خدا گفته «اطيعوالله و اطيعوا الرسول و اولي الامر منکم». مصاديق بارز و متعین اولي الامر ائمه(ع) هستند. و در زمان بعد از پيامبر خدا، ائمه از اميرالمؤمنين تا امروز مقام آقا امام زمان که در غيبت به سر مي برند واجب الاطاعه هستند. در زمان غيبت امام زمان عليه‌السلام هم در اين زمان، ولي فقيه جانشين بحق امام زمان عليه‌السلام است. خودشان فرمودند در زمان غيبت بايد به کساني مراجعه کنيد که متخصص دين باشند؛ تدبير و تقوا و ورع داشته باشند، سياستمدار و آشنا به مسايل روز باشند. چنين شخصيتي را که نزديک‌ترين شخص به امام زمان و تالي تلو ايشان است، بايد مشخص کنيم. ساختارش هم مشخص شده است که خبرگان بنشينند اين کار را انجام دهند. اين جهان‌بيني توحيدي است و فکر مبناي اصولگرايي هم همين است. جايگاه مردم هم نسبت به خدا و پيامبر و ائمه، اطاعت و بندگي خداست؛ مردم مي‌توانند زمينه را براي حاکميت امام زمان و حاکميت ولي فقيه فراهم کنند که اين درجه بسيار بالايي است. معنايش اين نيست که مردم حتما مي‌توانند در برابر خدا قانون‌گذار باشند. مردم قانوگذار نيستند ولي مي‌توانند زمينه اجراي احکام الهي را فراهم کنند؛ مانند انقلاب اسلامي که فراهم شد.

تاج‌زاده: در مورد مناظره که اعلام کردند، بنده همين جا اعلام مي‌کنم جناب آقاي مصباح يا هر بزرگوار ديگري از جناح اصولگرا چه در صداوسيما چه در دانشگاه‌ها چه در رسانه ها تشريف بياورند بنده آماده هستم و فکر مي‌کنم اين مناظرات به نفع است. البته تأکيد مي‌کنم اين بخشي از حقيقت است. آقاي روانبخش ترجيح دادند از کنار قضيه رد شوند. جناب آقاي روانبخش! ما يک حزب قانوني هستيم، روزنامه نداريم. باز مي گوييد روزنامه هاي اصلاح طلب اين طوري کار مي‌کنند، آن طوري کار مي‌کنند. حزب مشارکت، حزبي قانوني است دارد کار مي‌کند. دولت اصولگرا غيرقانوني به او روزنامه نمي‌دهد. اين را با شعار آقاي خاتمي مقايسه کنيد که شعارش اين بود: زنده باد مخالف من. بله 8 سال را مردم ديده‌اند و کاملاً يادشان هست. شما هرگز در دوره ما نه از انتشار روزنامه محروم شديد، نه مراسمتان را به هم زدند، نه رد صلاحيت شديد؛ از هيچ يک از حقوقتان که محروم نشديد هيچ، اتفاقاً آن موقع تيراژتان بيش‌تر از الان بود. براي اين‌که اميد و نشاط بود. مردم هم توجه مي کردند ببينند ديدگاه دو جناح چيست؛ همچنان که ديدگاهتان ديگران را هم مقايسه مي کردند. امروز هم سه سال است داريم مي بينيم از همين دانشگاه‌ها که معلوم است چه اتفاق دارد در آن‌ها مي‌افتد. يواش يواش تهران که متأسفانه گيت گذاشته اند در سبزوار دوربين مدار بسته گذاشته اند اخيرا هم که آقاي رهبر اعلام کرد که بايد فرم واحد بپوشند دانشگاه يعني رسما اعلام کردند که دانشگاه شده است پادگان ديگر.

الان مناظره براي ما راحت تر است؛ براي اين‌که قبلش وقتي در دوره اصلاحات بود، ما را با کشورها مقايسه مي کردند که در فلان جا حقوق بشر رعايت مي‌شود؛ در اين‌جا با وجودي که اصلاح طلبان هستند رعايت نمي‌شود. اين دوره سه ساله در واقع به نظر من يک امکان منطقي ايجاد کرده است که ما در چه جامعه اي داريم زندگي مي‌کنيم و مقياس ها براي مقايسه هاي ما چگونه بايد باشد. از لحاظ اداره کشور که من بحثي نمي‌کنم؛ چون خود اصولگرا مي گويند کشتي اين مملکت بدون قطب‌نما رهاست...



 

 

 

دروپال طراحی سایت آموزش مجازی lms

 

 

 

 

 

تبلیغات متنی در رجانیوز 09197136882
نرم افزار حسابداری سپیدار همکاران سیستم 81022222-021
صرافی ستاره سهیل
۵۴۵۰۶ - ۰۲۱

 

 

x