هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
دوشنبه، 28 مرداد 1398
ساعت 02:59
به روز شده در :

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‎های اجتماعی دنبال کنید

 

چهارشنبه 16 تير 1389 ساعت 16:40 2010-7-7 16:40:38
شناسه خبر : 38843
امیرحسن خواجوی

امیرحسن خواجوی                                                   

پدیده روشنفکری در کشور های اسلامی با ورود استعمار مصادف می شود که این امر خود مبین ارتباط ماهوی این دو پدیده با یکدیگر است.

از این رو روشنفکران در جوامع اسلامی همواره قاصدان سیاست های فرهنگی مغرب زمین بوده اند و خواهند بود. برای مثال در کشور ما ایران افرادی چون میرزا ملکم خان و آدمیت را می توان شاهد مثال خوبی برای این امر دانست.

از سوی دیگر مهد تمدن فرهنگی در بلاد اسلامی همواره دو منطقه ایران و مصر بوده است که از دیرباز این دوکشور به علت سوابق کهن تمدنی به جایگاهی اصلی برای نشو ونمای فرهنگ اصیل اسلامی قلمداد می شدند و استعمار هم با فهم درست از این مهم سرمایه گذاری اصلی خود را جهت تغییر فرهنگ اسلامی در امت مسلمان  در این دو کشور انجام داد و از این رو منور الفکری هم در این دو قطب تمدنی گسترش داد.

حامد ابوزید از جمله این افراد است که آگاهانه یا نا آگاهانه ادامه دهنده سیاست های فرهنگی غرب در منطقه خاور میانه است که خبر در گذشتش این روزها در صدر اخبار جریانات سکولار، لیبرال منطقه و جهان قرار دارد.

از سوی دیگر ارتباط و هماهنگی فکری روشنفکران منطقه خود حکایت گر عمق استراتژیک استعمار در منطقه خاورمیانه است. اما ارتباط روشنفکران در بلاد اسلامی با یکدیگر تنها یک اتفاق ساده نیست که بتوان به سادگی از کنار آن گذشت. گویی فحوای کلام روشنفکران همواره در طول تاریخ ظهورشان یک چیز بوده است که در صور مختلف بیان می شود.

جان کلام این روشنفکران را می توان در قرائتی زمینی از کلام الهی دانست و به طبع آن راز زدایی از حقایق شریعت و و مهجور گذاردن امر قدسی در نتیجه رسیدن به نوعی سکولاریسم دینی که در ظاهر با ادبیات دینی وارد می شود ولی در باطن به نوعی ادامه دادن سنت مدرنیزم در جلوه های گونا گون آن با ابزار تحصلی گرایی.

نصر حامد ابوزيد یکی از روشنفکران  معاصر مصري بود که سعی داشت با روشي جديد و از نگاهي نو قرآن را مورد بررسي و تفسير قرار مي  دهد وی در تلاش بود تا با استفاده از تاویل، به زعم خود خشونت را از قرآن بزداید و در نهایت امر به نوعی دین غیر سیاسی و غیر فعال در زمینه اجتماعی و سیاسی برسد.

ابوزید در کتاب "مفهوم النص" سعي مي کند که علوم قرآني را با قرائتي نقدي مورد مطالعه قرار دهد تا مفهوم و معنائي براي متن قرآن پيدا کند. وي کوشش براي يافتن معناي متن را تلاشي از درون ميراث اسلامي مي داند.

روشن است هنگامی که با عقل نقاد کانتی به سراغ کلام الله بروی با پاردوکس مواجه می شوی چرا که در دو پاردایم مختلف قصد وحدت بخشیدن داری.

به هر ترتیب این روش حامد همان روش مستشرقین است چه که او قرآن را با نگاه سوبژکتیوته نگاه می کند و به عنوان فاعل شناسا قصد دارد تا تاویلی در سطح علوم مدرن از کلام الهی ارائه دهد.

از طرف دیگر افرادی مثل عبدالکریم سروش در کشور ما سعی دارند در پرتو همین راهی که امثال ابوزید مصری برایشان باز کرده اند تا آنجا پیش روند که قرآن را یکسره به شعر تقلیل دهند و در پس پشت این جریان به نوعی سکولاریسم دینی را در تمام شئون وارد کنند.

اما از سوی دیگر همانطور که اشاره ایران و مصر به صورت سنتی مهد فرهنگ اسلامی بوده اند، پر واضح است که روشنفکران این دو سرزمین هم با یکدیگر نوعی هم سخنی و هم نظری داشته باشند.

این مطلب که ابوزید در مصر و سروش دباغ در ایران هردو در تاویل  قرآن حرکت می کنند خود نشان دهنده این اصل است که اربابان فکری منورالفکران قصد تخریب یکی از اصلی ترین پایه های دین اسلام را دارند. به هر ترتیب اکنون که ابوزید مرد خوب است پیروان ایرانی او هم قدری به فکر مرگ و سعادت اخروی باشند!