هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
سه شنبه، 6 مهر 1400
ساعت 08:17
به روز شده در :

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

 

دوشنبه 4 مرداد 1400 ساعت 18:14
دوشنبه 4 مرداد 1400 18:03 ساعت
2021-7-26 18:14:39
شناسه خبر : 349844
سوال اینجاست که چرا صداوسیما با مشاهده نتیجه اقدامات خود هنوز هم بر این تاکتیک فشل پایبند است و توجهی به صدای منتقدان خود ندارد؟ آیا تبعات منفی و عواید خانمان سوز این تحرکات برای او عبرت شدنی نیست؟
سوال اینجاست که چرا صداوسیما با مشاهده نتیجه اقدامات خود هنوز هم بر این تاکتیک فشل پایبند است و توجهی به صدای منتقدان خود ندارد؟ آیا تبعات منفی و عواید خانمان سوز این تحرکات برای او عبرت شدنی نیست؟
رجانیوز-فائره سادات موسوی: تبدیل شدن یک اعتراض به یک مسئله امنیتی را باید در دستور پخت رسانه ملی جست! اعتراض به وضعیتی حل نشده و رهاشده که حداقل های زندگی را به مخاطره انداخته، بدیهی و حق طبیعی مردم است. رسانه ملی "مسئول" انعکاس این اعتراض است و باید زمینه مطالبه گری را در مقابل مسئولان فراهم کند. اما بطور معکوس، تنها راهکارش غلاف کردن دوربین و برخورد قهری با اصل ماجراست که فوریت و اهمیت برخورد و پیگیری مسئولان را مهار کرده و به آشوبناک شدن اعتراضات دامن میزند. 
 
این رسانه در مواجهه با انواع اعتراضات سکانسهای کلی به نمایش میگذارد که به ترتیب زیر می توان بیان داشت:
 
1- در ابتدا برشهای کوتاه گزینشی از اعتراضات را در انتهای اخبار جهت به حاشیه راندن موضوع نمایش میدهد که در آنها کوچکترین ردپایی از برداشتهای میدانی صداوسیما وجود ندارد.
نتیجه: مردم از این بی توجهی و طرد شدگی خشمگین شده و اعتراضات به نقطه جوش می رسد.
 
2- در گام دوم اقدام به برگردان خبری و مسکوت گذاشتن جامعه از اعتراض و سعی در انکار ابعاد آن دارد.
نتیجه: صبر مردم از این تحریم لبریز شده و از هر اقدامی برای رساندن صدای خود به مسئولان استفاده می کنند. معاندین که زمینه را مساعد می بینند وارد اقدامات اولیه می شوند و با کنترل نقطه جوش اعتراضات، آن را به درگیریهای اولیه و خسارت های مالی عمومی هدایت می‌کنند.
 
3- در این مرحله رسانه ورود پیدا کرده و تنها با نمایش خسارت‌ها و درگیری‌ها انگِ اغتشاشگر و اختلالگری را به بدنه معترضان وارد کرده و نارضایتی و نقد مسالمت آمیز را به عناد و مخاصمه تعبیر میکند. در نهایت با مصاحبه های زاویه دار، مردم معترض را به جبرِ وحدت برای حفظ نظام فرا میخواند و به نوعی به آنها اولتیماتوم می دهد.
 
نتیجه: معاندین که وجودشان توسط رسانه ملی به رسمیت شناخته شده، بطور علنی و مسلح فعال شده و با استفاده از خلا حاکمیت بر موج خشم اعتراضِ مردمی که به "عناصر معارض" توسط رسانه آلوده شده اند، سوار میشوند و آن را رهبری می کنند. در نهایت درگیریها به اوج خود می رسد و چندین کشته روی دست نظام می ماند که در آن نیروهای مظلوم امنیتی هم هستند.
 
4- در این مرحله رسانه با کتمان کشته ها، تنها با نتیجه سازی از شهادت نیروهای امنیتی و احساسی کردن جامعه به تجمیع افکار عمومی برای لزوم مهار معترضان می پردازد.
 
نتیجه: در این مرحله موضوع کاملا امنیتی می شود و رسانه اعتراض را به حد تقابل با کیانت نظام می رساند. درگیریها در این مرحله قابل کنترل نیستند و مردم دراین اعتراض برای شنیده شدن به هر وسیله ای که "هر" کس در اختیارشان بگذارد متوسل می شوند. در اینجا که بایکوت خبری توسط رسانه ملی و دیگر خبرگزاریها وجود دارد رسانه های غربی با در اختیار دادن فضای بروز اعتراض و به وسیله موبایلهای مدنی میدان داری می کنند. آنها با مهندسی فیلم های اعتراضی و گزینشی اعتماد مردم را می خرند و برای شعائر تقابلی خود با نظام دلیل و مدرک می تراشند. در اینجا رسانه ملی، اعتبار نظام را در برابر تمام مردم بازنده میکند و منبع خبری به خارج از مرزها منتقل می شود. از اینرو دشمنان نظام با دست آویز کردن کشته شدگان، خود را حامی معترضان میخوانند. 
 
5- بعد از پشت سر گذاشتن این فجایع و به گوش رسیدن صدای معاندان فرا مرزی، اکنون! رسانه تلاش می کند نقش حامی را بازی کرده و با میزگردهای کت شلواری و به دور از میدان، مشکلات مردم را در سطوح کارشناسان دست چندم بازگو و حل کند. اقدامی که در این مرحله با توجه به بی اعتبار شدن و رویگردانی مردم معترض از آن، کارائی لازم را ندارد.
 
نتیجه: رفتار مسئولان نیز به موازات این نوع پوشش خبری و عدم بازگویی صریح مسئله و پاسخ یابی آن در کنار امنیتی شدن موضوع، به اقدامات اورژانسی و چسب زخمی منتهی می شود، به مثابه مسکنی که تنها از شعله اعتراضات و بار امنیتی آن بکاهد.
 
6- در گام آخر بیان حل صورت مسئله و مشکلات موجود بعد از چندی که التهابات فروکش کرد با شیب ملایم به قهقرا می رود و رسانه پیگیری را به صفر می رساند. در همین راستا هم از اهمیت رسیدگی مسئولان کاسته شده و مشکل همچنان پابرجا باقی می ماند و در نهایت این سیکل معیوب نیز ادامه می یابد.
 
به طور کلی این تاکتیک کج دار مریض رسانه، سهم عمده ای در به انحراف کشیده شدن اعتراضات دارد و اقدامات مسالمت آمیز استیفای حق مردم را به خوراک معاندین تبدیل می کند. اما سوال اینجاست که چرا صداوسیما با مشاهده نتیجه اقدامات خود هنوز هم بر این تاکتیک فشل پایبند است و توجهی به صدای منتقدان خود ندارد؟ آیا تبعات منفی و عواید خانمان سوز این تحرکات برای او عبرت شدنی نیست؟
 
وظیفه مردم دغدغه مند نظام، در این ایستِ رسانه ای، حرکت مردم نهاد و جهادی است. هر جا که نیاز به یاری رساندن مردم است باید گروهها حضور پیدا کرده و خود را محصور زمینه های عمرانی و پزشکی و غیره نکنند. اگر آنها وارد شوند و صدای مردم رنج دیده را منعکس کنند نه اعتراض ها به این حد می رسد و نه دشمن جرات ورود پیدا کردن می کند و در نهایت هم اصالت موضوع به گوش همگان می رسد. اگر نیروها در این شیوه ممارست داشته باشند و ثمره مطلوب را به عرصه برسانند، شاید رسانه ملی هم در فهم مسئله تجدید نظر کند.