هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
يكشنبه، 4 مهر 1400
ساعت 08:24
به روز شده در :

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

 

چهارشنبه 16 تير 1400 ساعت 12:14
چهارشنبه 16 تير 1400 11:51 ساعت
2021-7-7 12:14:09
شناسه خبر : 349311
جلسه بیست و ششم از سلسله جلسات ماهانه شرح کلمات اخلاقی آیت الله بهجت(ره) به همت هیات کریم آل طاها(ع) (کانون دانش پژوهان نخبه) و مسجد لولاگر برگزار شد.
سلسله جلسات ماهانه شرح کلمات اخلاقی آیت‌الله بهجت(ره)؛ جلسه بیست و ششم

اخلاص در بندگی، جوهره عمل انسان است/ باید در هر عملی إذن الهی را در نظر داشته باشیم

جلسه بیست و ششم از سلسله جلسات ماهانه شرح کلمات اخلاقی آیت الله بهجت(ره) به همت هیات کریم آل طاها(ع) (کانون دانش پژوهان نخبه) و مسجد لولاگر برگزار شد.

گروه معارف-رجانیوز: جلسه بیست و ششم از سلسله جلسات ماهانه شرح کلمات اخلاقی آیت الله بهجت(ره) به همت هیات کریم آل طاها(ع) (کانون دانش پژوهان نخبه) و مسجد لولاگر برگزار شد. متن مشروح این جلسه را از نظر می‌گذرانید.

 

اعوذبالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد الله الذی هدانا سبل السلام و نهانا عن اتباع خطوات الشیطان و الصلاه و السلام علی افضل من دعا الی سبیل ربه بالحکمه و الموعظه الحسنه سیدنا و نبینا ابی القاسم المصطفی محمد. (اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم) صلی الله علیه و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین المعصومین المکرمین و اللعن الدائم علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین. الهی هب لی کمال الانقطاع الیک و انر ابصار قلوبنا بضیاء نظرها الیک حتی تخرق ابصار القلوب حجب النور فتصل الی معدن العظمه و تصیر ارواحنا معلقه بعز قدسک. الهی و اجعلنی ممن نادیته فاجابک و لاحظته فصعق لجلالک و ناجیته سرا و عمل لک جهرا. 
 
بحث ما درباره کلمات مرحوم آیت الله بهجت بود، بر طبق کتاب شط شراب، کلماتی از این کتاب را مورد بحث قرار دادیم و رسیدیم به کلمه پنجاه و یکم.
 
مرحوم آقای بهجت (رضوان الله تعالی علیه) در کلمه 51 توصیه می کنند بر عمل به یقینیات و می فرمایند که ائمه ما به ما یاد داده اند که به یقینیات عمل کنیم و هر جا یقین نداشتیم، توقف و احتیاط داشته باشیم.
 
عمل به یقینیات از سعادت بارترین دستورات اهل سیر و سلوک
این توصیه ای که ایشان دارند، یعنی عمل به یقینیات، از مهم ترین و نجات بخش ترین و سعادت بارترین دستورات اهل سیر و سلوک است. عمل به یقینیات، دو واژه در آن هست، یکی واژه عمل و یکی واژه یقین، یعنی همان عمل به یقینیات.
 
عمل در اینجا مطلق است، یعنی چه گفتاری، چه دیداری، چه شنیداری، چه دست، چه پا، خلاصه هر چیزی که نام آن را عمل می گذاریم، چه رفتنی، چه آمدنی، چه خواندنی، چه مشاهده کردنی و ... همه عمل هست. 
 
به واژه یقین هم باید در اینجا توجه شود که یقین به چه؟ متعلق یقین در اینجا ذکر نشده، فرموده عمل به یقینیات، خب یقین به چه؟ متعلق این یقین در اینجا هم إذن الهی است.
 
یعنی من یقین داشته باشم این حرفی که می خواهم بزنم، جایی که می خواهم بروم، امضایی که می خواهم بکنم، خلاصه هر عملی که می خواهم انجام دهم، باید یقین داشته باشم که إذن الهی را به همراه خود دارد. و به تعبیر دیگر یقین دارم که انجام این عمل، حلال است و حرام نیست. که این از یک جهت مراقبه اول در سیر و سلوک إلی الله است و از جهت دیگر این مقدمه ای است برای آماده شدن و ورود به مراقبه اول، و نتیجه این دستورالعمل هم رهایی از گناه است، یعنی بساط گناه از زندگی انسان برچیده شود.
 
ما در مادیات نوعاً به این دستور عمل می کنیم، یعنی در یقینیات عمل می کنیم و در مشکوکات توقف می کنیم. مثلا اگر ظرفی باشد و یقین کنیم در آن آب است، از آن استفاده می کنیم، اگر ظرفی باشد که شک داریم در آن سم است یا آب، اینجا توقف می کنیم و احتیاط می کنیم و دست به این آب نمی زنیم، برای اینکه مبادا گرفتار بیماری یا از بین رفتن یا آسیب دیدن به جانمان شویم.
 
سم جسمانی کجا و سم روحانی کجا؟
سم جسمانی با جسم انسان سر و کار دارد و این جسم هم یک زمان محدودی در این عالم خواهد بود و بعد خاک می شود. وقتی انسان جان به جان آفرین تسلیم کند، دیگر این جسم از کار می افتد. اما سم روحانی با ابد انسان سر و کار دارد، یعنی ابد انسان را نابود می کند.
 
مرحوم آقای بهجت وقتی می فرماید عمل به یقینیات، پس ما در ابتدای هر عملی باید توجه کنیم که این عمل إذن الهی دارد یا نه. اگر یقین داریم که إذن الهی دارد عمل می کنیم و اگر شک داریم احتیاط و توقف می کنیم. 
 
مراقبه و محاسبه بر پایه یقینیات 
این مراقبه، یک محاسبه ای هم بر همین پایه می خواهد که انسان در هر شب چند دقیقه ای را خلوت کند و در این خلوت فکر کند که در صبح تا شب چه کارهایی انجام داده؟
 
دو چیز را باید در این محاسبه توجه کند، یکی اینکه در این اعمال اصلاً توجه داشت که آیا إذن الهی هست یا نه؟ ولو عملی انجام داده که إذن الهی داشته است، اما این "توجه" را داشته در هنگام عمل یا نه؟ اگر توجه نداشته نشانه غفلت است و باید از این غفلت توبه کند.
 
دوم اینکه ببیند که عملی از او سر زده که إذن الهی نداشته یا نه؟ اگر چنین چیزی از او سر زده باید اینجا توبه کند و اگر قابل جبران است قضا بردار است، باید جبران کند. خاصیت این محاسبه فقط منحصر به این مسئله نیست، بلکه آنچه که در این محاسبه به دست می آید این است که اگر در طول یک هفته انسان وقتی محاسبه می کند و می بیند انسان از یک جا بیشتر آسیب خورده است، مواظبتش را نسبت به آنجا دقیق تر می کند.
 
مثل این می ماند که انسان در خانه اش چند روز پشت سر هم دزدی می آید و سرقت می کند، شما وقتی پیش مأمور آگاهی می روید، می آید بررسی می کند و می گوید شما این پنجره را باید خیلی مراقبت کنید، این دزد از اینجا می آید وارد می شود و سرقت می کند.
 
در محاسبه هم همینطور است، در محاسبه نسبت به رفتار و اعمال هم همینطور است. وقتی ما می بینیم یک روز یک آسیبی خوردیم و فردا هم دوباره همان آسیب را خوردیم، بررسی می کنیم و می بینیم مثلاً در معاشرت با فلان شخص بیشتر این آسیب را می بینیم، لذا آنجا را باید مواظبت و مراقبت بیشتری داشته باشیم.
 
إذن الهی در هر عملی باید دوام داشته باشد
نکته دیگری که باید اینجا توجه شود این است که ابتدای هر عملی که انسان توجه می کند که آیا این إذن الهی در آن هست یا نه؟ اگر یقین کند که إذن الهی در آن هست، عمل را شروع می کند، اما این إذن الهی باید دوام داشته باشد. یعنی چه ؟ یعنی مثلا یکی از بستگان بنده من را خانه شان دعوت می کند و دعوت یک مومنی را اجابت کردن، إذن الهی در آن هست و می دانم هیچ گناه و معصیتی هم در آن نیست، یقین دارم و بلند می شوم می روم. دو ساعت باید در این مجلس بمانم، ساعت اول می بینم هیچ گناه و معصیتی نیست، اما ساعت دوم می بینیم که آلوده شد، بقای در این مجلس دیگر إذن الهی ندارد. پس ابتدای یک عمل وقتی انسان توجه می کند و یقین پیدا می کند که إذن الهی هست، این إذن الهی باید تا پایان عمل دوام داشته باشد. 
 
نتایج دستور عمل به یقینیات
نتیجه این دستور مرحوم آقای بهجت (رضوان الله تعالی علیه) این است که بساط گناه از زندگی انسان بیرون می رود. لذا در مسائل سلوکی اولین مسئله ای که مطرح می کنند، می گویند گناه نکنید. چون گناه مثل این می ماند که شما انباری را جمع کرده باشید و کبریتی بزنید و همه اینها خاکستر بشود.
 
اینکه بساط گناه از زندگی انسان بیرون برود، برای عرفا و اینها نیست، از مرجع تقلید گرفته تا یک لبو فروش سر خیابان، تا یک استاد دانشگاه و یک کشاورز ساده، این کف را ذات اقدس ربوبی از همه خواسته، یعنی گناه باید بساطش از زندگی انسان بیرون برود.
 
گوشی همراه دستم است، اگر یقین دارم إذن الهی در آن هست، باز کنم و اگر شک دارم بازش نکنم. الان بستر گناه خیلی زیاد است. بستر معرفت و کمال هم خیلی زیاد است. بستر کمال و معنویت و رشد هم خیلی زیاد است. این حرف هایی که الان زده می شود، در زمان طاغوت زده نمی شد و به ندرت، در جلسات خصوصی زده می شد. اما الان به لطف الهی این سفره ها پهن است، منتها یک کسی غذای سالم دارد و می تواند استفاده کند و در مقابلش هم هست و انتخاب غلط می کند.
 
پس توصیه این فقیه عارف این است که عمل کنید به یقینیات و در مشکوکات متوقف بشوید. و به تعبیر عامیانه یقین یعنی اینکه انسان بتواند قسم حضرت عباس (ع) بخورد، این می شود یقینیات. 
 
خطر بیخ گوش بچه های انقلابی: نپرداختن به خود و دیگر پردازی کردن!
یک نکته ای هم اینجا عرض بکنم، این مناظرات را دیدید، اینکه شما می بینید این بازتاب های سوء و منفی را در مناظرات مشاهده می کنید، برای چیست؟ برای اینکه یک کسی در این نظام، در جمهوری اسلامی، سی سال، چهل سال مسئولیت داشته، شاید در زمان مسئولیتش هم رسیدگی هم می کرده و کار هم می کرده و گره هایی را هم باز کرده، اما مشکلش این است که الان موی سرش سفید شده و محاسنش سفید شده و به خودش نپرداخته و شاید دیگر پردازی کرده است، اصلاً آنها را هم بهشتی کرده است. چون یکی از نگرانی های انسان در روز قیامت همین است که افرادی به واسطه کلمات انسان و هدایت های انسان، بهشتی شوند، اما آن گوینده و آن نویسنده، چون خودش اهل عمل نیست، مریدهایش به بهشت می روند و این آقا به جهنم می رود و اینها را می بیند و این خیلی رنج آور است. و آنها هم می گویند که ما به واسطه هدایت های تو بهشتی شدیم، تو چرا اینگونه شدی؟
 
لذا جوان ها! برادران! خواهران! قبل از اینکه جامعه رو به سوی ما بیاورد و مسئولیتی داشته باشیم، باید خودمان را بسازیم. اگر این آقایان نامزدها، عکس یک قبر را جلویشان بگذارند و به آن نگاه کنند، همانطور که به آن صفحه نگاه می کنند که وقتشان تمام نشود، به این عکس نگاه کنند، خیلی چیزها عوض می شود، که هر لحظه ممکن است، همانجا نه بیرون از اتاق، اتفاقی بیفتد. چه تضمینی هست که در همان اتاق مناظره مأموران الهی جان انسان را نگیرند؟ چه تضمینی هست و بعد چطور می شود جبران کرد؟ 
 
آنها هم که طرفدار هستند، همینطور. باید خدا را در نظر بگیرند و آنچه که تکلیفشان هست و وظیفه شان هست و حجت دارند، صلاح جامعه هست و خیر اسلام و انقلاب در آن هست و تقویت آرمان های شهدا هست را به آن توجه کنند.
 
اخلاص در بندگی، جوهره عمل انسان
توصیه دیگری که مرحوم آقای بهجت در کلمه پنجاه و دوم دارند، اخلاص در بندگی هست.
 
ببینید عزیزان هر چه انسان از جهت کمی کار انجام دهد، اخلاص نداشته باشد ذره ای ارزش ندارد. جوهره عمل به اخلاص است.
 
منتها این اخلاص مراتب دارد. شما صد رکعت اینجا نماز بخوان، اما برای اینکه دیگران به به می کنند. یک قرائت خوبی در نماز داشته باش که دیگران بگویند چه قرائتی! چقدر زیبا نماز می خواند! اگر اینگونه باشد، ذره ای ارزش ندارد که هیچ، چون ریا هست، هم آن عمل باطل است و هم وزر و بال آن دامن انسان را در دنیا و آخرت می گیرد. اما دو رکعت نماز بخواند با اخلاص، دو سطر بنویسد با اخلاص، یک جمله بگوید با اخلاص، این ارزش دارد.
 
مراتب اخلاص
این اخلاص مراتب دارد. آن کسی که از ترس جهنم عبادت خدا می کند، اخلاص دارد. آن کسی که به طمع بهشت کاری را انجام می دهد، او هم اخلاص دارد، اما هر دوی این انگیزه ها وقتی نسبت به مرتبه بالاتر در نظر گرفته می شود، آلوده به شرک خفی می شود و اخلاص یک چیز دیگر است.
 
اخلاص یعنی اعمال من، عبادات من، انگیزه ای که باعث شده من سراغ این عمل و عبادت بروم، نه آتش جهنم در من انگیزه ایجاد کرده که من بترسم حالا نماز بخوانم، و نه شوق و طمع به بهشت در من انگیزه ایجاد می کند، که من این عمل را انجام می دهم.
 
پس انگیزه چیست؟ عشق به حضرت حق، محبت الهی، " بل وجدتک اهلا للعبادة" اینها انگیزه است. لذا استاد بزرگوار ما مرحوم آقای جعفری (رضوان الله تعالی علیه)  که وارث علمی و عملی مرحوم علامه طباطبایی (قدس سره) بود،می فرمودند که مرحوم امام ره در بعضی از درس هایشان فرموده بودند که اگر این جهنم و بهشت و اینها نبود، جز اولیای الهی کسی خدا را بندگی نمی کرد.
 
منتها اینجا یک مسئله ای هست، و آن اینکه امیرالمومنین (علیه السلام)، که می فرماید "بل وجدتک اهلا للعبادة" ، آیا از جهنم نمی ترسد؟ چرا می ترسد، اصلا ترس امیرالمومنین (علیه السلام) از جهنم با ترس ما قابل مقایسه نیست. چون ما در ترس از جهنم آتش را می بینیم، اما امیرالمومنین (علیه السلام) جهنم را مظهر قهر الهی می بیند. ترس ایشان از جهنم قابل مقایسه با ما نیست. آیا ما شوق به بهشت داریم ؟
 
بله. امیرالمومنین (علیه السلام) ترس ندارد؟ چرا ایشان هم دارد، اما شوق ایشان با شوق ما قابل مقایسه نیست. چون او بهشت را مظهر جمال الهی می بیند. پس چطور می فرماید "بل وجدتک اهلا للعبادة"؟ این عبارت یعنی شوق به بهشت دارد، ترس از جهنم دارد، اما این شوق و این ترس انگیزه ایشان برای عبادت نیست. 
 
لذا مرحوم آقای بهجت (رضوان الله تعالی علیه) می فرماید، قصه، قصه شمع و پروانه است. پروانه عاشق شمع است و اینقدر می چرخد تا می سوزد و خودش را در شمع فانی می کند. آنها هم اخلاص هست اما این اخلاص کجا و آن اخلاص کجا؟ به این مراتب انسان باید توجه کند.
 
درکلمه پنجاه و سوم، مرحوم آقای بهجت (ره) می فرمایند که ما یک مظهر داریم که این مظهر زیبایی هایی دارد، گاهی جمال مظهر است که از انسان دلربایی می کند.
 
ایشان زنان مصری را مطرح می فرمایند که وقتی حضرت یوسف (ع) را دیدند، اینها آنچنان محو یوسف شدند که با چاقو دست خود را بریدند و نفهمیدند که دست خود را بردیدند! اینها محو چه چیزی شده بودند؟ محو جمال یوسف (علیه السلام). حضرت یوسف (ع) کیست؟ مظهر است، یکی از مظاهر حضرت حق است. اینها محو جمال مظهر شدند، و دست خود را بریدند. جمال مظهر کجا و جمال محبوب حقیقی کجا؟ آن کسی که یک جلوه کرده و یوسف (ع) خلق شده. می گوید " چرا زاهد اندر هوای بهشت است     چرا بی خبر از بهشت آفرین است؟" 
 
می فرماید مسئله این است که امیرالمومنین (علیه السلام) وقتی در نماز است، تعبیر مرحوم آقای بهجت ره این است که به توصیه امام مجتبی (علیه السلام) می فرمایند که تیر را در موقع نماز از پای او بکشید، چون او متوجه نمی شود. زنان مصری، جمال مظهر که حضرت یوسف (ع) باشد را دیدند و دست خود را بریدند و نفهمیدند. اما برای  امیرالمومنین (علیه السلام) خود حضرت حق و جمال محبوب حقیقی مشهودش است.
 
یک مقدار باید در نماز ها و عباداتمان، در فهم مان و در معرفتمان کمی بالا بیاییم. مظاهر که نگاه می کنید مثل این تابلو های در راه ها است، تابلویی که در راه ها است، یک صفحه ای است و یک نشانه ای، مثلا زده به سمت قم یا به سمت تهران و ...، شما وقتی آن را می بینید به چه نگاه می کنید؟ به صفحه؟ نه، بلکه نشانه را می بینید که این تابلو باید آنجا را نشان دهد، " و فی کل شی ء له آیه" هر چه در عالم هست، همه آیت الهی است. آیه باید ذو الآیة را نشان دهد، ذو الآیه کیست؟ حضرت حق جل جلاله. یک کسی جمال مظهررا می بیند و به جمال حضرت حق منتقل می شود، یک کسی اما در همین جا متوقف می شود.
 
با چه کسانی معاشرت کنیم؟
در کلمه پنجاه و چهارم مرحوم آقای بهجت (رضوان الله تعالی علیه) می فرماید که رؤیت کسی که ذاکر خداست، مذکِّر است. کسانی که دلشان به یاد خداست و با یاد خدا می خورند و می خوابند و حرف می زنند.
 
می فرماید نگاه به چهره اینها مذکِّر است و انسان را به یاد خدا می اندازد. بر خلاف کسانی که غافل از خدا هستند، نگاه به اینها هم غفلت ایجاد می کند. این توصیه خیلی خوبی در باب معاشرت هست که در روایت می فرماید "من یذکّرکم الله رؤیته" ، با چه کسی معاشرت کنیم؟ با کسی که وقتی نگاهش می کنی به یاد خدا بیفتی.
 
یعنی ما باید با چیزهایی سر و کار داشته باشیم که ما را به یاد خدا بیندازد، غفلت از حضرت حق پیدا نکنیم. لذا این خوب است که انسان در خاه خودش بعضی از این تصاویر را داشته باشد، و اینها را نگاه کند و به یاد خدا بیفتد.
 
تصویر مرحوم امام ره، تصویر مرحوم علامه طباطبایی ره، تصویر شهید سلیمانی، اینها انسان را به یاد خدا می اندازد. انسان هایی که مثل من و شما شصت سال در این دنیا زندگی کردند اما خوب جمع کردند، خوب بار خودشان راب بستند، جان خودشان را در کف دست گذاشتند و تقدیم حضرت حق کردند.
 
حالا همه عالم را به آدم بدهند، بعدش چی؟ من همین امروز برای یکی از دوستان بهشت زهرا س بودم، آنجا عرض کردم که تهش این است.
 
از قبر کن خواهش کردم که مستحب است که قبر مقداری وسعت داشته باشد و اینها، اگر می شود شما مقداری این را گشاد کنید. با خواهش و اصرار و اینها حاضر شد سه سانت از این طرف با بیل بزند و سه سانت از آن طرف، این وضع دنیاست.
 
رفتن همه ما هم یقینی است و مشکوک نیست. یقینا همه ما خواهیم رفت و این راه را طی خواهیم کرد، اما مهم این است که چگونه برویم و چگونه می رویم و چگونه توشه بر می داریم؟ 
 
باید ببینیم این آدم دلش به یاد خدا هست؟ أنس بگیریم و به یاد خدا بیفتیم. بهشت زهرا س می رویم، آنجاهایی را انتخاب کنیم که به یاد خدا می افتیم.  اگر تصویر به محیط خانه مان می زنیم، یا اگر صفحه موبایلمان را باز می کنیم، چیزی باشد که به یاد خدا بیفتیم.
 
امیدوارم خدا به همه توفیقی عنایت کند که بتوانیم عامل به این کلمات بشویم.