هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
دوشنبه، 10 آذر 1399
ساعت 14:05
به روز شده در :

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

 

جمعه 23 آبان 1399 ساعت 17:45
جمعه 23 آبان 1399 17:28 ساعت
2020-11-13 17:45:51
شناسه خبر : 341600
حجت الاسلام حمید سبحانی

امام صلح کیست؟

حجت السلام سبحانی به مناسبت سالروز صلح امام حسن(علیه السلام) نوشت؛

 

آیا امام حسن(ع) از ابتدا خواستار صلح بودند؟ اصلا ابتدای ماجرای امام حسن(ع) چه بود؟
پس از شهادت امیرمؤمنان(ع) مردم‌سالاری دینی رخ داد و اکثر سرزمین‌های اسلامی به‌جز مناطق تحت سیطره معاویه و اذنابش، با امام حسن(ع) بیعت کردند؛ چنان بیعت و گرایش عمومی که نوشته‌اند: «و کانوا احبوه اشدُّ حباً من ابیه». گرایش مردم به امام مجتبی(ع) بیش از پدرش علی(ع) بود. چرایی‌اش مفصل است که اکنون مجال تبیین آن نیست.


امام حسن(ع) به معاویه نامه نوشتند و از او خواستند که با جمهور مسلمین همراهی کرده و با حضرتش بیعت نماید. اما معاویه با طغیانگری از بیعت سر باز زد و خود ادعای خلافت کرد. نزدیک به دو ماه به نامه‌‌نگاری میان کوفه و شام گذشت، تا آنکه آتش جنگ شعله‌ور گردید. آری؛ امام(ع) عزم جنگ کرد! و سخنرانی و تبیین برای آماده‌سازی مردم جهت اعزام به میدان کارزار آغاز شد.


پس امام(ع) در ابتدا طرحی برای صلح نداشت! معاویه یا بیعت کرده و قانون را تمکین می‌کند و با حاکم جامعه اسلامی همراه می‌شود یا طبیعتا کار به جنگ و سرکوب مخالفان می‌کشد. با این مقدمه، آیا می‌توان قاطعانه گفت: «امام حسن(ع) امام صلح و پیوند بود»؟!


آری؛ امام حسن(ع) در سخنرانی عمومی خود مردم را به آمادگی برای جنگ فراخواندند و البته «فَلَم یُجِبهُ احدٌ»، هیچ‌کس دعوت امام را اجابت نکرد. چنان سکوتی حکمفرما بود که فریاد یاران پرشوری چون عدیّ بن حاتم را برآورد که «الا تجیبونَ امامَکُم؟!» آیا دعوت امام خود را لبیک نمی‌گویید؟!


چرایی این سکوت و عدم اجابت، به سالهای پیش از آن، به‌ویژه دوران حکومت امیرمؤمنان(ع) برمی‌گردد. زمینه‌سازیهایی که از سالها قبل شروع شد و در ماجرای حکمیت به اوج خود رسید. تخم فتنه‌ای که کاشته شد تا در زمان امام حسن(ع)، شیاطین اموی آن درو کنند.


آیا امام حسن(ع) به همین سکوت مردم در مسجد اکتفا کرد و آنگونه که صلح‌پرستان می‌پندارند از خداخواسته و خوش‌بیانه لبخندی زد و شروع به تنظیم مفاد صلح کرد؟! آیا راه امام همین بود که «من در مسجد رفتم برای مردم سخنرانی کردم و دیدم اکثریت قاطع جامعه صلح را می‌خواهند و وقتی که مردم این را می‌خواهند، صلحرا انتخاب می‌کنم»؟! این پندار شماست یا واقعیت تاریخ؟!


امام حسن(ع) به سکوت آن جماعت اکتفا نکرد و اتفاقا چون تکلیف خود را بر جهاد می‌دید، شروع به جمع‌آوری نیرو کرد و با وجود همان مطالبه عمومی که برخی امروز ادعای آن را می‌کنند، از شهر کوفه، دوازده هزار نفر آماده اعزام شدند. پس صلح خواسته همگانی نبود!


راه امام مجتبی(ع) راه صلح و سازش نبود؛ آن هم صلح با شیطان بزرگی چون معاویه. راه امام جهاد و مقاومت بود، و باید این راه را تا آنجا که ممکن بود طی می‌کرد.


اما راه معاویه راه صلح بود! معاویه از ابتدا هم عزم جنگ نداشت و به‌ شیوه‌های براندازی نرم فکر می‌کرد، گرچه دستگاه‌های تبلیغاتی‌اش برای خالی کردن دل مردم، خبر حرکت لشگر 60 هزار نفری از شام را شایع کرده بودند.


امام حسن(ع) لشگر 12هزار نفری را اعزام فرمود و برای تقویت سپاه به ساباط مدائن رفت تا مردم را به قتال با شامیان طغیانگر بخواند. پس هنوز هم خبری از صلح نیست، امام ما امام صلح و سازش نیست!


تا اینکه طرح جامع براندازی معاویه که از مدتها قبل طراحی شده بود به اجرا درآمد. لشگر دوازده هزار نفری در مرزهای شام در برابر لشگر معاویه ایستاده اند. رسانه‌های چهره به چهره معاویه در میان مردم کوفه و مدائن چنین شایع کردند که چرا دعوت حسن بن علی(ع) برای جنگ را می‌پذیرید؟ سپاهیان او در میدان جنگ به معاویه پیوسته اند.

 

از سوی دیگر در میدان کارزار هم دو نوع تهاجم فکری به کار افتاد. جمعی از کارگزاران را با پول فریفتند و خریدند و آنها نیز از مرز همراهی با امام خارج شده و به معاویه پیوستند. مابقی هم با این شایعه و جنگ رسانه‌ای که »چرا خود را چنین به کشتن می‌دهید؟! حسن بن علی در کوفه، با معاویه معاویه صلح کرده است. نتیجه چنین جنگ فریبی چیست جز خالی کردن میدان جنگ؟!


و اما از طرف دیگر، فرستادگان معاویه در ساباط مدائن با بسته پیشنهادی صلح وارد خیمه امام شدند. بله؛ پیشنهاد صلح از سوی دیپلماتهای اموی! همان معاویه که پیشوای ضلالت است و یک روز قرآن برسر نیزه کرد تا در یک قدمی شکست، با استراتژی صلح، شکست را برای خود به پیروزی تبدیل کند. امروز هم آمده تا با طرح صلح، شکافی در لشگر امام (ع) ایجاد کند.


آیا امام حسن(ع) در همان جلسه پیشنهاد صلح را پذیرفت؟ خیر! اما آن خبری که از خیمه امام بیرون آمد این بود که حسن بن علی(ع) صلح را پذیرفته است. این خبر از زبان چه کسانی خارج شد؟ همان کارگزاران معاویه که با پیشنهاد صلح به محضر امام رسیده بودند. در همین لحظه بود که با شنیدن خبر پذیرش صلح، جمع قابل توجهی به خیمه امام یورش بردند.


حال شما بگویید در چنین شرایطی که سپاهیان امام را فریب داده و عقب نشانده اند؛ کارگزاران امام حسن(ع) به عشق سکه‌های طلای اموی و حور و قصور شامی و رسیدن به یک زندگی رفاهی در اروپای آن روز، از مرز خارج شده و به سوی معاویه رفته اند؛ نفوذی های معاویه به قصد ترور امام(ع) به سوی حضرتش تیراندازی کرده اند؛ خرابکارانی پول گرفته اند تا در میان اغتشاش نمایند که امام حسن(ع) خود از این فتنه پرده برداشته و فرمودند: «دسستَ الرجالَ للاحتیال و الاغتیال»؛ در دستگاه محاسباتی مردم اختلال ایجاد کرده و تصویری وارونه از مطالبه عمومی ارائه نموده اند؛ در چنین شرایطی امام چه باید کند؟!


آقای روحانی! آری؛ امام حسن(ع) صلح کرد؛ اما تا به حال شده است از خود بپرسیم که چه کسانی با کوتاهی و همراهی نکردن، امام ما را که عزم جنگ و جهاد و ریشه کن کردن شیطان بزرگ داشتند، وادار به پذیرش صلح کردند؟!


کارگزارانی که منافعشان با معاویه گره خورده بود و به معاویه تضمین داده بودند در صورتی که لشگر معاویه به عراق برسد، امام حسن(ع) را به او تحویل خواهند داد، «ضمنوا له تسلیم الحسن(ع) الیه»؛ آیا این کارگزاران زمینه‌ساز صلح نبودند؟!


آقای روحانی! شما که برجام را به صلح امام حسن(ع) تشبیه می‌کنید، آیا فکر کرده‌اید که معنای حقیقی صلح امام حسن(ع) چه بود؟! سقوط حکومت عدالت علوی(ع) و کناره‌گیری اهل بیت پیامبر(ع) از حاکمیت برای همیشه، و بر مسند قدرت نشاندن شیطانی بزرگی چون معاویه! حقیقت صلح امام حسن(ع) این بود! بعید است که به این حقیقت توجه نداشته باشید و شاید هم اساساً اتاق فکر برجام، جز این منظوری نداشته باشند؛ براندازی نظام و تسلط شیطان بزرگ بر سرنوشت امت اسلامی. چرا؟! و به چه قیمت؟! آیا همچون کارگزاران و فرماندهان امام حسن(ع)، باز هم پای پول و ثروت و امکانات و ... در میان است؟!


آقای روحانی! چه کسی گفته مطالبه عمومی امروز، صلح است؟! آیا شما می‌خواهید جامعه پرقدرت و بصیر ایران اسلامی را با آن 10 ، 20 نفر یاران بصیری که آن روز گرداگرد امام بودند مقایسه کنید؟! شرایط امروز جامعه ما کجا و شریط آن روز امام حسن (ع) کجا؟!


آقای روحانی! تا کی مردم را به ثمرات پوشالی و توخالی برجام و صلح فریب می‌دهید؟! تا کی به مردم چنین القا می‌کنید که رونق زندگی‌شان بسته پذیرش صلح و سازش با شیطان بزرگ است؟! هیچ می‌دانستید که در زمان امام حسن(ع) هم با همین تصویرسازی غلط، در دستگاه محاسباتی مردم و مسئولان اختلال ایجاد کردند؟ طرحی که ریشه در وزارت خزانه‌داری معاویه داشت و نفوذی‌های معاویه‌گرای داخلی هم همان حرفها را برای مردم تکرار می‌کردند.

 

برای همین بود که امام حسن(ع) پس از پایان صلح فرمودند: «كَأَنِّي أَنْظُرُ إِلَى أَبْنَائِكُمْ وَاقِفِينَ‏ عَلَى أَبْوَابِ‏ أَبْنَائِهِمْ يَسْتَسْقُونَهُمْ وَ يَسْتَطْعِمُونَهُمْ بِمَا جَعَلَهُ اللَّهُ لَهُمْ فَلَا يُسْقَوْنَ وَ لَا يُطْعَمُونَ فَبُعْداً وَ سُحْقاً لِمَا كَسَبَتْهُ أَيْدِيكُم».(علل الشرائع ؛ ج‏1 ؛ ص221) ـ گویا دارم می‌بینم که فرزندان شما بر درب فرزندان آنها (بنی امیه) ایستاده‌اند و از آنها تمنای آب و غذا می‌کنند، اما آب و غذایی به آنها داده نمی‌شود؛ نفرین بر شما به‌خاطر آنچه خود با خویش کردید ـ


آقای رئیس جمهور! چندان عجیب نیست اگر مردم و حتی شخصیت هایی چون شما واقعیت ماجرای صلح امام حسن (ع) را درک‌نکنند، چراکه مورخین بزرگ اهل سنت چون بلاذری هم از درک واقعیتها بازماندند و دروغها و شایعاتی را که دستگاه تبلیغاتی اموی برای اختلال در دستگاه محاسباتی مردم در جامعه شایع ساخته بودند، واقعیت پنداشته و با ضد و‌نقیض، به عنوان تاربخ در کتابهای خود درج کردند.

 

شاید تنها مورخی که به واقعیت ماجرا پی برد و به خوبی آن را در کتاب خود ترسیم کرد، احمد بن ابی یعقوب از مورخین قرن سوم هجری است که در کتاب مشهور خود تاریخ یعقوبی می‌نویسد: «معاویه مغیره بن شعبه، عبدالله بن عامر و عبدالرحمان بن ام الحکم را به سوی حسن(ع) فرستاد. اینان در مدائن درحالی‌که حضرت در خیمه خود بود به محضر امام رسیدند. سپس از نزد ایشان خارج شدند در حالی‌که با صدای رسا به گوش همه مردم می‌رساندند که: خداوند به واسطه پسر رسول خدا(ص) از جنگ و ریخته شدن خونها جلوگیری کرد و آتش فتنه را فرونشاند؛ او صلح را پذیرفت! در این حال، لشگر به هم ریخت و هیچ کس تردیدی در راستگویی این چند نفر نکرد! پس جماعتی به خیمه‌های امام حمله کردند و به غارت آن پرداختند. حسن(ع) سوار بر مرکب خود به سوی مظلم ساباط رفت. جراح بن سنان جایی کمین کرده بود و ناگاه با دشنه‌ای به امام حمله کرد و ران پای ایشان را مجروح کرد...


حسن(ع) را به سوی مدائن بردند در حالی‌که به شدت از بدن حضرت خون می‌رفت. چون بیماری‌اش شدت یافت، مردم از اطراف او پراکنده شدند. در این حال معاویه به سوی عراق حرکت کرد و بر جریان امور مسلط شد. حسن(ع) بسیار بیمار بود و آنگاه که دید هیچ توانی ندارد و یارانش دست از مقاومت برداشته و او را رها کرده‌اند، با معاویه صلح نمود. حسن(ع) بر منبر بالا رفت و بعد از حمد و ثنای خداوند گفت: ای مردم! خداوند شما را با اولین ما اهلی بیت(ع) هدایت نمود و با آخرینمان، جانتان را حفظ کرد. من با معاویه صلح نمودم؛ نمی‌دانم، شاید این فتنه‌ای باشد برای شما و بهره‌ای تا زمانی معین.» (تاریخ یعقوبی ج2، ص 215)


آقای رئیس جمهور! همه تاریخ دیدند که امضای معاویه تضمین نبود. اصلا هیچ شیطانی امضایش تضمین ندارد. معاویه نامه سفید امضا برای امام فرستاده بود که برای صلح، هر پیشنهادی بنویسید قبول است. چرا؟! چون اصلا قرار نبود به آن پایبند باشد و همه دیدند که در همان مجلس انتقال خلافت، صلح نامه را زیر پایش له کرد.


آقای روحانی! به این جمله امام حسن(ع) استناد کردید که: «انّی رأیت هوی عظم الناس فی الصلح، و کرهوا الحرب»؛ بله؛ تردیدی نداریم که مردم تمایلی به جنگ نداشتند و خواهان صلح با معاویه بودند؛ اما امام حسن(ع) این سخن را چه زمانی فرمود؟ آیا همان آغاز خلافت که معاویه اعلام جنگ کرد؟ یا پس از آنکه راهبرد نظامی و مقاومت امام جواب نداد و بخش عمده‌ای از همان لشگر دوازده هزار نفری هم با فتنه اموی پا پس کشیدند.

 

پس امام ما امام صلح نبود! امام اساسا راضی به صلح نبودند، از این رو در ادامه همان کلام بالا فرمودند: «فَرَأیتُ دَفعَ هذِهِ الحروب الی یومٍ ما»؛ نظرم بر این شد که پاسخ نظامی معاویه را به زمانی دیگر موکول کنم.


آقای روحانی! درست است که تمایل مردم آن زمان (به تعبیر خود امام حسن ع: هوای مردم) به صلح بود، اما ببینید که چه عواملی باعث تغییر در مبدأ میل مردم شد؟! سالها راهبرد سیاسی و نظامی دستگاه خلافت و البته سیاست ویژه معاویه، برای تزریق رفاه‌طلبی در درون جامعه بود. فتوحات گسترده و کسب غنایم فراوان و اشرافیگری کارگزاران و فرماندهان، چنان حرص و طمع دنیایی در مردم پدید آورد، که آرمانهای بزرگ الهی را که به خاطر آن مقاومت و جهاد می‌کردند، زیر پا گذاشته، و همه دغدغه‌شان رسیدن به رفاهی بود، دستگاه تبلیغاتی اموی، به آن وعده دروغین می‌داد.


مطالبه صلح از سوی مردم، ثمره چند چیز بود:
1ـ عملکرد خلفا برای تغییر آمال مردم برای دستیابی به یک زندگی پر زرق و برق که در حکومت امام علی(ع) و به خاطر متوقف شدن فتوحات برون مرزی و اشتغال به درگیریهای داخلی، کمرنگ شده بود.


2ـ معاویه در شام، اروپایی ساخته بود که قبله آمال بسیاری از مردم عراق بود. تاریخ ثبت کرده است که معاویه با وعده سکه‌ها و قصرها و زنان شامی، برخی از اطرافیان امام را به خود جلب کرده بود. این‌سو همه اغتشاش و ناامنی و فقر و بیچارگی، و آن‌سو ظاهرا همه رفاه و امنیت و خوشبختی. ظاهرا هم همه مسلمان‌اند.


3ـ معاویه بارها به جامعه القا کرده بود که نه علی بن ابی‌طالب(ع) و نه حسن بن علی(ع)، توان حکومت‌داری ندارند؛ نشانه‌اش هم همین آشفتگی سیاسی، ناکارمدی کارگزاران امام، خوی اشرافیگری و اختلاس و فساد اقتصادی برخی فرماندهان، مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم، ناامنی جاده ها و شهرها. اما آیا واقعا امیرمؤمنان(ع) و فرزندش حسن(ع) توان حکومت‌داری نداشتند؟! یا باز نیرنگی سیاسی برای ایجاد تردید در جامعه در کار است؟


4ـ خواص جامعه آن روز، که بخشی از آنها سران قبایل و کارگزاران و فرماندهان بزرگ امام حسن(ع) بود و بعضا با امام نسبت خویشاوندی هم داشتند، با وعده‌های دنیایی به سوی معاویه رفته بودند. در چنین فضایی رویکرد مردم چه خواهد بود؟


 قضاوت این مطلب با شما که آیا مطالبه عمومی صلح و سازش از سوی مردم که ثمره چنین سیاستهای شیطنت‌آمیزی بود، قابل استناد است؟ آیا پذیرش صلح از سوی امام(ع) پس از چنین بحرانی در جامعه، اجتناب‌ناپذیر است؟ همه حرف ما این است که مشکلات امروز جامعه ما حاکی از تکرار همان نیرنگهای سیاسی از سوی جبهه شیطان است تا بدون هزینه نظامی، تنها در قالب مذاکرات صلح‌آمیز، به سوی براندازی پیش روند. و چقدر عجیب است که صلح امام حسن(ع) نیز در چهل سالگی حکومت اسلامی پیامبر واقع شد، و پافشاری بر روی صلح در عصر حاضر نیز، در فضای چهل سالگی انقلاب اسلامی.


در پایان شما را به مطالعه کتاب «پس از چهل سال» به قلم این کمترین فرامی‌خوانم.



36
پسندیدم