هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

 

پنجشنبه 6 شهريور 1399 ساعت 16:15
پنجشنبه 6 شهريور 1399 13:30 ساعت
2020-8-27 16:15:12
شناسه خبر : 338826
مرحـوم آیـت الله امینـی هرشـب بعـد از نمـاز مغـرب و عشـاء بـه حـرم امیرالمؤمنیـن(ع) مشـرف می شـدند و مدتـی روبـروی ضریـح می ایستادند به طوری که گویا توجهی به هیچ چیز ندارند و  ایشان زیارت را با اشـک چشـم می خواندند.
مرحـوم آیـت الله امینـی هرشـب بعـد از نمـاز مغـرب و عشـاء بـه حـرم امیرالمؤمنیـن(ع) مشـرف می شـدند و مدتـی روبـروی ضریـح می ایستادند به طوری که گویا توجهی به هیچ چیز ندارند و ایشان زیارت را با اشـک چشـم می خواندند.
گروه معارف-رجانیوز: علامه مصباح یزدی در سلسله سخنرانی‌های دهه اول محرم، در حسینیه مجازی مصباح الهدی، به موضوع معرفت حسینی پرداخته است. 
 
به گزارش رجانیوز، متن سه جلسه اول سخنرانی علامه مصباح یزدی به شرح زیر می‌باشد:
 
جلسه اول: مراتب زیارت
زمانی بوده که کسانی باید برای زیارت مرقد و قبر سیدالشهدا(ع) خطر جانی را هم به خود بخرند. چه قدر کسانی بودند که در این راه از طرف ستمگران و دشمنان اهل بیت خون های آنها ریخته شده است. در این شرایط مثلا  با شواهدی که اگر امام معصوم به کسی می فرماید زیارت بکن مخصوصا در مقدمه و مؤخرۀ کلامشان وارد شده استفاده می شود که منظور حتما حضور در مرقد، مزار و بقعه امام(ع) نیست؛ بلکه در مواردی تصریح شده که اگر شما در یک فضای باز یا پشت بام به مرقد سیدالشهدا(ع) رو کنید و سلام بدهید، این هم زیارت حساب می شود. گاهی هم مجموعه ای از عبارات و تسلیمات و دعاها به اسم زیارات خاص نامیده شده است.
 
آن کسانی که موفق می شوند بروند مرقد ائمه را از نزدیک زیارت کنند، عبادت همۀ آنها مساوی و ارزش کارشان مثل هم نیست. کسانی هستند که زیارت رفتن را در این می دانند که سفری کنند و یک یا چند روز آنجا باشند و روزی چند مرتبه به حرم مشرف شوند و آنجا یک سلامی بکنند و یک زیارت نامه ای بخوانند. شاید بسیاری از آنها هیچ اطلاعی از مضمون این زیارت نامه ندارند؛ فقط از آن «السلام» می فهمند که سلامی هم در آن هست؛ اما سایر مضامینی که در آن هست را هیچ نمی فهمند چیست. ولی می خوانند برای اینکه می گویند زیارت است، و منظورشان از زیارت خواندن این زیارت نامه است. از اینجا یک مرتبه ای از زیارت تحقق پیدا می کند. یک مرتبه  از زیارت هم هست که در بین انسان ها جز حضرات معصومین به آن نائل نمی شوند. بین این دو مرتبه، مراتب بی شماری است که ما درست حساب آن را نمی توانیم بدست بیاوریم که چند مرتبه می شود فرض کرد.
 
مرحـوم آیـت الله امینـی(رضـوان الله علیـه) هرشـب بعـد از نمـاز مغـرب و عشـاء بـه حـرم امیرالمؤمنیـن(ع) مشـرف می شـدند و مدتـی روبـروی ضریـح می ایستادند به طوری که گویا توجهی به هیچ چیز ندارند و ایشان زیارت را با اشـک چشـم می خواندند. این حال را با اینکه ما به حرم برویم و تند تند یک زیارتـی بخوانیـم و منتظـر ایـن باشـیم بـه جملـه آخـرش برسـیم و خداحافظـی کنیـم و بیاییـم، نمی شـود مقایسـه کـرد. تـازه آن بـزرگان شـاید خودشـان را در ایـن حـال می دیدنـد کـه: مـا لیاقـت زیارت شـما را نداریـم و فقط از اینکـه اجازه می دهیـد در مرقدتـان، در ایـن بقعه مبارکه حضور پیدا کنیم؛ همین را من بـرای خودمـان می دانیـم و از خـدا می خواهیـم توفیـق شـکر آن را پیـدا کنیـم. 
 
یـک فـرق دیگـری هـم بیـن زیارت هـا وجـود دارد و آن فـرق مربـوط می شـود بـه تفـاوت در نیـت. کسـانی هسـتند کـه شـنیده انـد زیـارت سیدالشـهدا(ع) یا سـایر ائمـه اطهـار (صلوات الله علیهم اجمعیـن) خیلی ثواب دارد؛ برای اینکه ثوابـی ببرنـد زیـارت می کنند. فی الجملـه بـرای امثـال مـا افـراد کم معرفـت اینکـه ثـواب ببریـم اهمیـت دارد. اگـر زیـارت مفصـل می خوانیـم بـرای ایـن اسـت کـه ثـواب آن بیشـتر اسـت. اگـر یک روز چندبار می رویم برای اینکه ثواب آن چند برابر شـود. این یک مرحله از ارزش زیـارت. همیـن هم بسـیار خوب اسـت. بسـیار تأکید شـده که همین را انجـام بدهیـم و شـاید بـرای امثـال مـا غیـر از ایـن هـم میسـر نباشـد بخاطـر اینکـه معرفـت ما ضعیف اسـت. 
 
چـون تفـاوت در نیت هـا مبتنـی اسـت بـر تفـاوت در معرفـت و محبـت؛ پـس مهم تریـن پایـه اختـلاف ارزش دو زیـارت، اختـلاف معرفـت ظاهـر و محبـت ظاهـر اسـت. بنابرایـن برای اینکه در این جهـت پیش برویم و زیارت ما ارزش پیـدا کنـد، بایـد سـعی کنیـم معرفتمـان را بـه اهـل بیـت(ع) زیـاد کنیـم کـه به دنبـال آن محبـت می آیـد. هرقـدر نیـت مـا خالص تـر و اخـلاص مـا زیادتـر باشـد، ارزش زیـارت مـا بیشـتر خواهـد بـود. شـاید بـه همیـن مناسـبت اسـت کـه در فضیلـت زیـارت سیدالشـهدا(ع) تأکید شـده اسـت.
 

جلسه اول.mp4 | دانلود فیلم 
 
جلســــه دوم: تاثیر زیـــــارت در زندگی ما
کســـی کـــه صدهـــا فرســـخ راه پیـــاده رفتـــه تـــا خـــودش را بـــه حـــرم سیدالشـــهدا(ع) برســـاند و بـــا چـــه زحمتـــی نزدیـــک ضریـــح شـــده و زیـــارت خوانـــده و همـــه معانـــی آن را بفهمـــد و حضـــور قلـــب کامـــل هـــم داشـــته باشـــد بـــا یـــک کســـی کـــه در یـــک پســـتو یـــک زیـــارت تنـــد بخوانـــد و هیـــچ معنایـــش را هـــم نفهمـــد خیلـــی متفـــاوت اســـت؛ امـــا حتـــی ایـــن هـــم مطلـــوب اســـت. ولـــی میـــزان مطلوبیـــت و تأثیـــر آن متفـــاوت اســـت.
 
زیارتی که در اینجا صدق می کند، شبیه نمازهایی است که ما می خوانیم و مثلا خیای از ماها کـم توجه تـر می ایسـتد رو بـه قبلـه و وقتـی می رسـد  بـه آخـر نمـاز و می گویـد «السلام عیلکم و الرحمه الله و برکاته» یادش می آیـد کـه دارد نمـاز می خوانـد؛ امـا بالاخـره اگـر همیـن را نخوانـد یکـی از گناهـان کبیره مرتکب شـده. چراکه طبـق روایات فراوانی افضل عبادات نمـاز اسـت و بالاتریـن گناهـان هم ترک نماز اسـت.
 
از اینجـا معلـوم می شـود کـه همیـن انـدازه از نمـاز هـم یـک تأثیـری بـرای خواننده آن دارد. همین که پیش از آفتاب مقید باشد بلند شود وضو  توجـه به ًبگیـرد و آفتـاب نـزده ایـن دو رکعـت را بخوانـد؛ خـود همیـن اولا خـدا را دارد. یـادش مـی آیـد کـه وظیفـه ای دارد. بعـد مقدمـات و حرکاتـی هم که انجام می دهد، چیزهایی اسـت که خدا دسـتور داده؛ پس انجام اینهـا بـاز تـوأم اسـت با یاد خدا کـه به او امر کرده این کارهـا را انجام دهد. پـس حتـی در همیـن حـال هـم یـک مرتبـه ای از توجـه بـه صاحـب نمـاز وجـود دارد؛ ولـو خیلـی کمرنگ. 
 
چیزهایی که به عنوان عبادت و اطاعت و ارتباط با خدا انجام می گیرد به یک معنا انسان را به خدا نزدیک تر می کند. البته مفهوم نزدیک  در جسمانیات به کار می رود ولی همین توجه بیشتر را ًشدن معمولا می گوییم تقرب بیشتری است؛ بیشتر نزدیک شدیم. اگر آن مرتبه اول که یک توجه ضعیفی بود و هیچ تمرکزی نداشت، ثوابش هم بیشتر ًداشته باشد؛ وقتی تمرکز و توجه بیشتر شود، طبعا خواهد بود. نسبت این ها مثل نسبت شعاع انباشته خورشید است به شعاع کمرنگی که از یک منفذی به اتاق تابیده است.
 
اصـل اینکـه زیـارت تشـریع شـده بـرای ایـن اسـت که ما بـه یک نحـوی ارتباط پیـدا کنیـم بـا آن کسـی کـه داریـم او را زیـارت مـی کنیـم.  ایـن ارتبـاط بـا او مقدمـه ای یـا وسـیله ای اسـت بـرای ارتبـاط بـا خالـق او کـه همـه هسـتی او از خالقـش اسـت. درسـت اسـت توجـه مـا بـه امـام(ع) یـا پیغمبـر اکـرم(ص) اسـت، امـا هویـت حقیقی اینها، هویت جسـمانی آنها نیسـت؛ بلکه هویت روحانـی و نورانـی آنهاسـت، تـا برسـد بـه آنجـا کـه دیگـر واسـطه ای بیـن آنهـا و خـدا نیسـت. البتـه مـا هرگـز یـک چنیـن لیاقتـی پیـدا نمی کنیـم، ولـی آنهـا یـک مرتبـه وجودشـان کـه همان مرتبـه نورانیت باشـد، با آنجـا ارتباط دائمـا دارد و مـا هرقـدر بتوانیـم ارتباطمـان را با آن مقام نورانیتشـان یا لااقل مقام روحانیـت آنهـا بیشـتر کنیـم، باعـث ایـن می شـود کـه بـر نورانیـت مـا افزوده شـود یـا بـه تعبیـر فلسـفی بـر کمـال وجودمـان افزوده شـود.
 
خـدای متعـال بـرای اینکـه هیچ کس را از این راه تقرب محروم نکرده باشـد، مراتبـی را قـرار داده اسـت. اعلـی مرتبـه آن مثـل نمـازی اسـت کـه حضـرت  از خـود بی خـود می شـد. امیرالمؤمنیـن(ع) می خوانـد و در آن اصـلا از خود بی خود می‌شد. داسـتان معروفـی اسـت کـه سـلمان نیمـه شـبی در خانـه حضـرت زهـرا(س) آمـد، در زد و عـرض کـرد: علـی را دریابیـد! گفتنـد: چـه شـده؟ گفـت: در نخلسـتان ها دیـدم علـی بیهـوش افتـاده اسـت! حضـرت زهـرا(س) فرمـود: ایـن کار هرشـب اوسـت؛ شـما یکبـار دیده ایـد! ایـن اعلـی مرتبـه اسـتفاده از نماز برای علی(ع) است. چنین توجهی به پیغمبر اکرم(ص) و ائمه اطهار(ع) توان ما باشـد باعث می شـود که زیارت ما ارزش به آن اندازه که در حد بیشـتری پیـدا کنـد تـا آنجـا کـه گاهـی طـوری شـود کـه انسـان در حـال زیـارت  خـودش را فرامـوش کنـد. نقـل می کننـد کـه کسـانی بودنـد کـه در حـرم حضـرت علـی(ع) یـک حالـی برایشـان پیـش آمـده بـود کـه می گفتنـد: مـن  کـی هسـتم؟ کجـا هسـتم؟ با چـه کسـی دارم حرف می زنـم؟! اصلا خـودش را فرامـوش کـرده بـوده اسـت.
 
بنابرایـن تأثیـر زیـارت و تأکیداتـی کـه بـرای زیـارت شـده بـرای ایـن اسـت که از  انسـان بتواند مراتبی را طی کنـد که به مقامات راه هـای خیلـی آسـان تدریجـا بسـیار ارزشـمند و کمـالات روحـی بسـیار عالی برسـد؛ هم ثواب هـای ابدی  و هـم آن قـرب حقیقـی کـه مـا نمی دانیـم چیسـت و بـا اینگونـه کلمـات بـه آن اشـاره می کنیم. بــی جهــت نیســت کــه دربــاره زیــارت ایــن چنیــن تأکیــد شــود کــه بزرگانــی از مراجــع تقلیــد کــه کارهــای مهمــی مثــل تدریــس و تحقیــق داشــتند، امــا بــاز مقیــد بودنــد زیــارت عاشــورا را تــرک نکننــد. بخاطــر اینکــه هــم بــه اخبــاری کــه در ایــن زمینــه رســیده، مطمئــن بودنــد و هــم خودشــان تجربیاتــی داشــتند و آثــاری از اینهــا دیــده بودنــد و مقیــد شــده بودنــد بــه اینکــه ایــن عبــادت را تــرک نکننــد. 
 

جلسه دوم.mp4 | دانلود فیلم 
 
جلســــه سوم: مراتب معرفت امام(ع)
نمونۀ آن مرحوم آقای بهجت (رضوان الله علیه) بودند که همیشه لبشان تـکان می خـورد و وقتـی نزدیـک ایشـان می شـدی، می دیـدی دارنـد زیـارت عاشـورا می خواننـد، حتـی سـر درس آقـای بروجـردی کـه نشسـته بودند، زیر عبـا تسـبیح دستشـان بود و داشـتند زیارت عاشـورا مـی خواندند.
 
مشـابه آن تفصیلـی کـه در مراتـب زیـارت عـرض کردیـم، در بـاب مراتـب معرفـت هـم مطـرح می شـود. مـا یـک وقـت می گوییـم فلانـی را می شناسـی؟ می گویـد: نـه. می گوییـم: پسـر فلانـی. می گویـد: حـالا شـناختم. پـس مرتبـه شـناخت از اینجـا شـروع می شـود کـه انسـان بتوانـد کسـی را از دیگـران تمییـز دهـد. 
 
یـک نـوع معرفـت ایـن اسـت کـه مـا قیافـه کسـی و پـدر و مـادر او را می شناسـیم. ولـی گاهـی اینهـا را معرفـت حسـاب نمی کنیـم. می گوییم فلانی را می شناسی چه آدمی است؟ یعنی چه ویژگی ها و صفاتـی دارد؛ مثـلا بخیـل اسـت یـا سـخاوتمند؛ عالـم اسـت یـا جاهل. این یک مرتبه ای اسـت بالاتر از آن معرفت، تا می رسـد به  رئیـس فـلان اداره اسـت. شـناخت موقعیت هـای اجتماعـی، مثـلا یـا وزیـر اسـت یـا رئیـس جمهـور اسـت. ایـن هـم معرفـت دیگـری اسـت فـوق صفـات نفسـانی خـود شـخص. 
 
امـا دربـاره معرفـت امـام چیـزی شـبیه اینها و بیـش از اینهـا قابل طـرح اسـت. مثـلا فـرض کنیـد اگـر مـا زمـان امـام جعفـر صـادق(ع) بودیم و دو عالم سنی که در درس ایشان شرکت می کردنـد دربـاره جعفـر بـن محمـد(ع) صحبـت می کردنـد. آن یکی می گوید: منظورت کیست؟ می گوید: آن کسی که آن روز به درس او رفتیـم. ایـن شـخص و قیافه ایشـان را می شناسـد، علم ایشـان را هم می شناسـد، اما موقعیت دینی ایشان را نمی داند. اینکه «امام معصوم واجب الاطاعة هست» را نمی داند. دشمن هـم نیسـت، چـه بسـا خیلـی هـم ایشـان را دوسـت مـی دارد. ولـی کسـی کـه ایـن را بدانـد بـا کسـی کـه ایـن را ندانـد، هرچنـد خیلـی صفـات دیگـر را بدانـد، بـا هم تفـاوت زیـادی دارند.
 
علـی الظاهـر در نـوع روایاتـی کـه مخصوصـا در مقـام اهمیـت ایـن معرفت ها و زیارت ها هست و ثواب زیارات را به معرفت موکول می کنـد، منظـور آن معرفتـی اسـت کـه ارتبـاط بـا خـدا و قـرب الهی دارد. اولـش همیـن اسـت که او را به عنـوان امام مفترض الطاعۀ بشناسد و طبعا کسی که شخصی را به این عنوان بشناسد، روز به روز آشـنایی او بیشـتر می شـود و بر مراتب او افزوده می شود؛ مراتبـی کـه قابـل شـمارش بـرای امثال ما نیسـت و همیـن اندازه بایـد بگوییـم از صفر رو به سـوی بی نهایت دارد.
 
در روایات بسیاری باب دیگری هم برای ارتباط با امام بیان شده کـه همـه مـردم توان درک آن را ندارند. گاهی این دوگونه ارتباط با امام را بعضی ها اینگونه تعبیر کرده اند: امام از آن جهت که رهبر تشـریعی یـا رهبـر اجتماعـی اسـت، و امـام از آن لحـاظ کـه واسـطه در فیـض الهـی اسـت. یـک نـوع ارتبـاط بـا امـام هسـت کـه ناظر به مقامـات معنـوی و روحـی و تقـرب الهـی و وسـاطت او بین خلق و خالـق و از ایـن مقـولات اسـت. بـه نظـرم چنـدان مشـکل نیسـت که بفهمیم اگر کسی این ارتباط را داشته باشد، ارتباطش چقدر مزیـت دارد بـر ارتباطـی که امام را صرفا واجـب الاطاعه بداند.
 
اگر خواسـتیم زیارت مان، بخاطر معرفت، زیارت ارزشمندی باشد، بـدون شـک معرفـت بـه مقـام تشـریعی فـی الجملـه مؤثـر اسـت در اینکـه زیـارت مـا ارزش بیشـتری پیـدا کنـد. امـا ایـن چنـدان باعـث کمـال نفـس ما نمی شـود، چون خیلی هنر کنیم، کار مـا ثواب پیدا می کنـد، بـرای اینکـه اطاعـت خـدا سـت و اطاعـت خـدا در اطاعـت از امـام اسـت. امـا اگـر کسـی ایـن معرفـت را پیـدا کنـد کـه غیـر از ایـن امامـت تشـریعی، یـک نـوع امامـت باطنـی هـم هسـت کـه امـام  هدایت می کند به سوی خدا. یعنی امام معصوم ً انسان ها را باطنا دارای مقامی است که برای کسانی با شرایط خاصی می تواند دست آنهـا را بگیـرد و آنهـا را بـه عالی تریـن مقامات ببرد. این عبارتی اسـت کـه مـا مـی توانیـم بگوییـم آن مقـام معنـوی چـه کار می کند.
 
اگـر بفهمیـم کـه ایـن مراتب ایمـان و معرفت و اعتقـاد به امامت و بـه خصـوص امامـت باطنـی و وسـاطت بیـن خالـق و مخلـوق، چـه در مقـام ایجـاد و چـه در مقام تربیت و به کمال رسـاندن، چه رابطـه ای هسـت، آنوقت مـا می فهمیم که خیلی عقب هسـتیم. شاید در بین بعضی از علماء و بزرگان کسانی باشند که آنچنان محبـت اهل بیـت(ع) کـه برخاسـته از معرفـت به آنها هسـت در آنهـا وجـود دارد و آنچنـان مقامـی پیـش خـدا دارنـد کـه اگـر تمـام لذائـذ عالـم را از بـدو وجـودش تـا پایـان ایـن عالـم در یـک کفـه بگذارنـد، حاضـر نیسـتند بـا آن عـوض کنند.

 


جلسه سوم.mp4 | دانلود فیلم