هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
شنبه، 25 مرداد 1399
ساعت 19:01
به روز شده در :

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

 

دوشنبه 6 مرداد 1399 ساعت 02:54
دوشنبه 6 مرداد 1399 02:39 ساعت
2020-7-27 02:54:10
شناسه خبر : 338150
با وجود این اخبار اما وزارت امورخارجه به کمترین اقدام دیپلماتیک نیز دست نزده است. این درحالی است که حداقلی ترین اقدام می‌توانست احضار یا اخراج کاردار پادشاهی اردن  و دادن اخطار جدی به این کشور باشد.
با وجود این اخبار اما وزارت امورخارجه به کمترین اقدام دیپلماتیک نیز دست نزده است. این درحالی است که حداقلی ترین اقدام می‌توانست احضار یا اخراج کاردار پادشاهی اردن و دادن اخطار جدی به این کشور باشد.
گروه سیاسی-رجانیوز: اقدامات آمریکا و متحدان منطقه‌ای آنها علیه ایران ابعاد جدیدی به خود گرفته است. ترور سردار سلیمانی و ابومهدی المهندس در عراق نه فقط جنایتی آشکار علیه ایران و عراق بوده که جنایتی بزرگ علیه اصلی‌ترین عناصر مقاومت و امنیت در مبارزه با تروریست‌های تکفیری بشمار می‌رفت. در آخرین رخداد نیروهای متجاوز آمریکایی با نقض حریم هوایی سوریه جان مسافران پرواز ایران به بیروت را به خطر انداختند. این جنایات هر کدام به تنهایی میتواند محور دیپلماسی ضدآمریکایی باشد و راهبرد خروج آمریکا از منطقه را توسط دستگاه دیپلماسی پیگیری کند. اما وزارت خارجه در انفعالی عجیب نه تنها پاسخ قابل قبولی به آمریکا نداده که درصدد برخورد دیپلماتیک با متحدان آمریکا همچون اردن هم درنیامده است.
 
به گزارش رجانیوز؛ پس از اینکه جنگنده‌های آمریکایی با تهدید هواپیمای ماهان منجر به زخمی شدن مسافران شدند بخش عربی شبکه خبری العالم به نقل از برخی منابع اعلام کرد: جنگنده‌های آمریکایی که به هواپیمای مسافربری ایرانی در آسمان سوریه تعرض کردند از پایگاه الازرق اردن پرواز کرده بودند.
 
این شبکه خبری می گوید به اطلاعاتی دست یافته است که جنگنده‌های آمریکایی که سردار شهید قاسم سلیمانی را در فرودگاه بغداد ترور کردند نیز از همین پایگاه به پرواز درآمده بودند.
 
این تنها خبری نبود که در خصوص نقش اردن در این اقدام شبه تروریستی خبر می‌داند. رسانه نزدیک به شورایعالی امنیت ملی نیز این خبر را تایید کرده و نوشته است: اطلاعات رسیده به «نورنیوز» حاکی از آن است که با توجه به بعد مسافت و مسیر‌های پروازی به‌احتمال قوی دو جنگنده اف‌ــ‌۱۵ مزاحم از پایگاه هوایی آمریکا در اردن موسوم به «الازرق» به پرواز در آمده و این عملیات را اجرا کرده‌اند. «الازرق» یکی از پایگاه‌های محل استقرار هواپیما‌های جنگنده اف‌ــ‌۱۵ آمریکا در منطقه است.
 
این همان پایگاهی است که به‌احتمال بسیار زیاد پهپاد‌ها و هواپیما‌های آمریکایی اجراکننده طرح ترور سردار سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی و حاج ابومهدی المهندس نیز از آنجا برخاستند.
 
دولت اردن سال گذشته و پس از مطرح شدن موضوع پرواز هواپیما‌های اجراکننده طرح ترور شهدای مقاومت از پایگاه الازرق، این رخداد را تکذیب کرد و حاضر به پذیرش مسئولیت آن نشد، اما تواتر بهره‌گیری ارتش تروریست آمریکا از خاک این کشور برای ایجاد ناامنی در منطقه و تهدید منافع سایر کشورها، موضوعی نیست که امکان کتمان و تکذیب آن وجود داشته باشد.
 
این رسانه همچنین پشتیبانی پادشاهی اردن از تروریست‌های آمریکایی را به‌معنای مشارکت در رفتار‌های شرورانه و غیرقانونی آنها معرفی کرد که به ناامن کردن خطوط هوایی منجر و تبعات آن دامنگیر این کشور نیز خواهد شد.
 
با وجود این اخبار اما وزارت امورخارجه به کمترین اقدام دیپلماتیک نیز دست نزده است. این درحالی است که حداقلی ترین اقدام می‌توانست احضار یا اخراج کاردار پادشاهی اردن  و دادن اخطار جدی به این کشور باشد. 
 
متاسفانه وزارت امور خارجه در سال‌های اخیر خود را به وزارت مذاکرات هسته ای با غرب محدود کرده است به نوعی که پایان برجام و بن بست مماشات با اروپا و آمریکا به پایان وزارت خارجه ظریف شباهت دارد.
 
تحولات اخیر نیز به خوبی موید این تحلیل می‌باشد. با وجود اینکه دستگاه دیپلماسی ایران می‌تواند در اقدامی حقوقی و دیپلماتیک کشورهای دیگر را با خود همراه کند و  رفتارهای تروریستی آمریکا نسبت به ایران، عراق و سوریه را به کارزار فشار سیاسی، رسانه‌ای و دیپلماتیک تبدیل کند سکوت و بسنده کردن به یک پیام دیرهنگام توئیتری می‌تواند انتظار ادامه داشتن چنین اقدامات متجاوزانه ای را توسط دشمن در پی داشته باشد.
 
ظریف که همیشه علاقه زیادی به همکاری با نهادهای بین المللی داشته است در ماه‌های اخیر و به خصوص بعد از تجاوز به هواپیمای مسافربری می‌توانست به طرح بحث مشترک کشورهای منطقه در سازمان ملل، شورای امنیت و ایکائو بپردازد و نقشی مهم در نشان دادن چهره تروریستی آمریکا داشته باشد. اما رفتار دستگاه دیپلماسی به گونه ای بوده است که نتواسنته به احقاق حقوق ملت‌های ایران و منطقه منجر شود و به تجاوزگری‌های آمریکا و متحدان آن واکنش مناسبی نشان دهد. نه تنها این مساله در پرونده ترور سرداران مقاومت منطقه مشهود است که در اقدامات تروریستی آمریکایی‌ها و صهیونیست‌ها در حمله به مواضع مقاومت و حتی خرابکاری در سایت هسته‌ای نظنز به خوبی به چشم می‌آید. 
 
تاکنون تامین منافع ملی ایران با راهبرد سکوت و مماشات وزارت خارجه تامین نشده است که حتی به غلط پیام ضعف و انفعال را به دشمن مخابره کرده و منجر به تسری این ماجراجویی ها و اقدامات خرابکارانه و تروریستی و تهدید امنیت ملی نیز خواهد شد.
 
خویشتن داری منفعلانه اقدامی ضدامنیت ملی
خویشتن داری منفعلانه دولت روحانی پس از خروج آمریکا از برجام و بی خاصیت شدن این توافق توسط غرب‌گرایان داخلی عملیاتی شد. معنای عملیاتی این راهبرد نیز در عدم اقدام متقابل در برابر آمریکا و اروپا و دوری از بازگشت کامل به فعالیت‌های هسته‌ای گذشته‌ی کشور دیده شد. کارشناسان معتقدند این راهبرد منفعلانه حتی در زمان دولت اوباما و نقض های مکرر برجام در تحریم‌های آیسا و کاتسا و ویزا و ... وجود داشته است و اگر در همان زمان بر اساس برجام دولت ایران دست به اقدام متقابل و کاهش تعهدات و محدودیت‌های هسته‌ای میزد نه تنها دونالد ترامپ خروج از برجام را اعلام نمی‌کرد که دشمنی‌ها به این حد نمی‌رسید. چرا که واکنش متقابل و سریع ایران هزینه هر اقدام بعدی آمریکا را افزایش می‌داد.
 
در ماجرای حادثه نظنز نیز با اینکه رسانه‌های صهیونیستی مدعی شدند که این رژیم در این حادثه دست داشته است، دولت روحانی حتی به تهدید زبانی عوامل این حادثه دست نزد و با تکرار مواضع مماشات جویانه خود ترجیح داد در این خصوص سکوت کند.
 
به عنوان نمونه عراقچی چهار روز پس از این انفجار در نشست مدیران ارشد وزارت امور خارجه با معاون اول رئیس جمهوری گفت : « هر حرکتی که ایران را در عرصه بین‌المللی به عنوان یک تهدید معرفی کند، بازی در زمین آمریکا است و نباید بهانه‌ای به آمریکا بدهیم.»عراقچی به انتخابات آمریکا اشاره کرده و اعلام کرد نباید حرکتی کنیم که ایران تبدیل به وجه‌المصالحه رقابت های انتخاباتی شود!
 
قبلا رجانیوز به اشاره به این موضع عراقچی نوشته بود: تا انتخابات آمریکا بیش از سه ماه دیگر زمان باقی است و اینگونه صحبت‌ها میتواند به دشمنان این پیام را بدهد که ایران در برابر هر شیطنت و خرابکاری در ماه‌های آینده هم سکوت خواهد کرد. این پیام خطرناک پس از انفجار در یکی از حساس ترین مراکز هسته‌ای کشور می‌تواند پیامدهای ناگواری برای امنیت ملی ایران داشته باشد.
 
حالا باید دید با مشخص شدن پیامدهای راهبرد غلط دولتمردان آیا وزارت اخراجه به جای خویشتن داری منفعلانه راهبرد خروج آمریکا از منطقه را پیگیری میکند یا خیر؟ همچنین دستگاه دیپلماسی ظریف با کشورهایی همچون اردن که در اتحاد با آمریکا جان شهروندان ایرانی را به خطر انداخته چه برخوردی خواهد کرد؟!