هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
پنجشنبه، 10 مهر 1399
ساعت 12:15
به روز شده در :

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

 

يكشنبه 31 فروردين 1399 ساعت 14:36
يكشنبه 31 فروردين 1399 14:28 ساعت
2020-4-19 14:36:53
شناسه خبر : 336252
ما باید با همه کشورهایی که گارد توهین و تحریم با ایران ندارند، بازی برد-برد و صمیمی تجاری راه بیندازیم. چه غرب چه شرق. کلا این مسایل، جناحی نیست لطفا منافع ملی را درحد رقابتهای سخیف سیاسی پایین نیاورید.

سیدامیر سیاح در یادداشتی نوشت: در دروزهای اخیر، کرونا یکبار دیگر توجه ها را به موضوع روابط چین با ایران جلب کرده است.
رشد اقتصادی چین طی 30 سال اخیر، مستمر و بالا بوده بطوری که نه تنها این کشور از فقر نجات داده بلکه چین را به یک قدرت اقتصادی درجه یک جهانی تبدیل کرده که طی سی سال گذشته، همه قدرتهای اقتصادی جهانی از جمله انگلیس و آلمان و فرانسه و ژاپن را پشت سرگذاشته و از سال 2015 حجم تولید ناخالص داخلی آن بطور واقعی (برابری قدرت خرید) از اقتصاد آمریکا هم بزرگتر شده است. هرچند بطور اسمی، حجم اقتصاد آمریکا فعلا بزرگتر از چین است اما تحولات سالهای اخیر نشان داده قدرت اقتصادچین به حدی رسیده که آمریکا دیگر نمی تواند نظرش را آن کشور تحمیل کند.

چین به عنوان اقتصادی مبتنی بر صادرات، در همه مناطق جهان از جمله خاورمیانه به شرکای تجاری مطمئن و نزدیک نیاز دارد. بخصوص که از نظر انرژی به واردات نفت وابسته است.

در ششم بهمن 1394، شی جین پینگ، بعنوان اولین رهبر یک قدرت خارجی حاضر در 5+1 به تهران آمد و آنطور که اعلام شد، قراربود ایران را بعنوان مفصلی از پروژه راه ابریشم جدید معرفی کند. پروژه بزرگ بین المللی موسوم به یک راه یک کمربند که شاهراه تجاری قرن بیست و یکم خواهد بود. اما در تهران از شی استقبال چندان گرمی به عمل نیامد. دولت  تصور می کرد بعد از برجام، اروپایی ها و حتی آمریکایی ها شریک قابل اتکایی برای اقتصادایران خواهند بود. لذا به هیات بلند پایه چینی گفته شد ما دیگه به شما احتیاجی نداریم، چشم آبی ها دارند میایند.

چین در دور اول تحریمها برای دور زدن تحریم ایران هزینه داده و عملا جلوی آمریکا ایستاده بود اما با این برخورد، رهبر قدرت اول واقعی اقتصاد دنیا طبعا سرخورده شد و هنگامی که آمریکا و اروپا در اجرای برجام، نقض عهد کردند و تحریم ها را برنداشتند، مانند دور اول تحریم با ایران همراهی نکرد. مثال نه نفت چندانی از ایران خرید و نه مانند سال 91، بانکی را معبر تبادل مالی و مامور حمایت از تجارت با ایران کرد.

موش دواندن در روابط ایران با چین،  فقط به ماجرای سفر شی به تهران محدود نمیشود. در سال 2018 زمانی که ترامپ با وضع تعرفه سنگین فولاد وارداتی از چین، جنگ تجاری سرنوشت سازی را با رقیبش در رهبری اقتصادی جهان شروع کرد، چین هم در تلافی، واردات سویا از آمریکا را قطع کرد تا ترامپ را حسابی پشیمان کند. دراین میان، ناگهان ایران از آمریکا بطور رسمی سویا خرید! آن هم از مسیر رسمی تجاری در سنگین ترین تحریم تاریخ. روشن بود خرید سویای آمریکا توسط ایران، چندان تاثیری در جنگ تجاری سنگین چین و آمریکا نمیگذاشت اما یک علامت خیلی روشن از تهران به پکن داد. پیامی که به وضوح می گفت در تهران همچنان ازشما استقبال نمی شود. ماجرای سویا یک پیام هم برای واشنگتن داشت: نمیگذاریم مانند دور قبل، تحریم دور بخورد و تنها قدرت جهانی که تمایل داشت و میتوانست تحریم را بی اثرکند را از ایران دلسرد و دور می کنیم.

چین نه فقط در تولیدناخالص داخلی، بلکه در فناوری هم دارد جای آمریکا را میگیرد و آمریکا از اینکه متحدان سنتی اروپایی اش هم برخلاف توصیه و درخواست و حتی تهدید او، اینترنت نسل آینده (G5) مورد نیاز خود را از هواوی خریده اند، به شدت سرخورده و شاکی است. طبیعی است که آمریکا از چین شاکی باشد. و طبیعیست که براندازان جمهوری اسلامی از چین بخاطر اینکه دارد مچ آمریکا (تکیه گاه و حامی براندازان) را میخواباند، شاکی و متنفر باشند. اما معلوم نیست برخی سیاسیون داخلی دیگر چرا از چین شاکی و متنفر هستند؟

در موضوع کرونا، در حالی که آمریکا با جدیت تحریم ایران را اعمال می کند و مراقب است کسی به ایران چیزی نفروشد و از ایران نخرد، حتی انگلیس هم محموله بهداشتی خریده شده ایران را توقیف کرده، چین تنها قدرت جهانی است که بیش از 30هواپیما به ایران تجهیزات پزشکی هدیه داده. در حالی که رسانه های فارسی زبان دولتهای غربی، دایم به مردم ایران در مبارزه با کرونا، انرژی منفی و یاس ارسال می کنند، رسانه ها و دولت چین دایم در فضای مجازی پیام می فرستند که ایران، قوی باش، باهم کرونا را شکست می دهیم. سلبریتی ها و شرکتهای خصوصی برای بیمارستانهای ایران تجهیزات درمانی هدیه می فرستند.

در چنین فضایی، هفته گذشته سخنگوی وزارت بهداشت، در توئیتی، تهمت دولت ترامپ به چین درباره دروغگویی چینی ها درباره کرونا را تکرارکرد. طبعا عده ای به ایشان خرده گرفتند که حالا که چین، بدون توجه به تحریم، دارد به ایران کمک میکند، چرا چینی ها را دلسرد می کنید و تنها مسیر واردات تجهیزات پزشکی را به خطر می اندازید؟

این تذکر به سخنگوی وزارت بهداشت، موج عظیمی از اعتراض برانگیخت. موجی که یک سر آن شبکه های برانداز بود و سر دیگرش برخی رسانه ها و نمایندگان تندروی مجلس..
در این جنجال، تهمتهای متنوعی به منتقدان توئیت سخنگوی وزارت بهداشت زده شد،
از چینوفیل! و نه شرقی نه غربی و وااسلامای ایوغور، گرفته تا حرفهای منطقی تر مثل اینکه چین تجارتش با آمریکا را بخاطر ایران رها نمیکند و اینکه چرا چرا قطعنامه های علیه ایران را وتو نکرد و اینکه چرا به چین باج میدهید ولی به آمریکا باج نمی دهید؟ و... درباره این ابهامات و سوالات، یادآوری چند نکته ضروری است:

1. روشن است که چین تجارت هنگفتش با آمریکا را بخاطر ایران به خطر نمی اندازد اما ما باید طوری رفتار کنیم که از جنگ تجاری این دو، منافع ملی ما حداکثرشود. رفتارهای چند سال اخیر با چین، چندان درجهت منافع ملی ما نبود.
2. طبعا چین برایش بصرفد، حق وتویش را برای منافع ملی خودش خرج می کند. آنها در خاور میانه، شریک تجاری مطمئن، قابل اتکا و عاقل می خواهند. نه دولتی ذلیل که هروقت تحریم میشود، کاسه گدایی دستش میگیرد و هروقت غرب چراغ سبز نشان دهد، زیر توافقاتش می زند. چین جایی برای سرمایه گذاری می خواهد نه کشوری که خود دولتش چوب لای چرخ تولیدش میگذارد. در کشوری با این همه موانع تولید، نه شرق سرمایه گذاری میکند و نه غرب.
3. میگویند چرا به آمریکا باج نمی دهید؟ از نگاه این عده رابطه اقتصادی یعنی باج دادن. خیر قربان رابطه یعنی طراحی و اجرای بازی برد-برد. براندازها و ضدانقلابها ایران را در حدی نمی بینند که با یک ابرقدرت بازی برد-برد راه بیندازد.
4. تهمت چینوفیل و اشک تمساح براندازان برای مسلمانان چینی هم دیگر آنقدر مضحک است که ارزش پاسخ ندارد. فقط محض یادآوری، فرهنگ و زبان و حتی فیلمهای چینی، هیچ جذابیتی برای ما ندارد!
5. خلاصه اینکه ما باید با همه کشورهایی که گارد توهین و تحریم با ایران ندارند، بازی برد-برد و صمیمی تجاری راه بیندازیم. چه غرب چه شرق. کلا این مسایل، جناحی نیست لطفا منافع ملی را درحد رقابتهای سخیف سیاسی پایین نیاورید.سیدامیر سیاح در یادداشتی نوشت: در دروزهای اخیر، کرونا یکبار دیگر توجه ها را به موضوع روابط چین با ایران جلب کرده است.

رشد اقتصادی چین طی 30 سال اخیر، مستمر و بالا بوده بطوری که نه تنها این کشور از فقر نجات داده بلکه چین را به یک قدرت اقتصادی درجه یک جهانی تبدیل کرده که طی سی سال گذشته، همه قدرتهای اقتصادی جهانی از جمله انگلیس و آلمان و فرانسه و ژاپن را پشت سرگذاشته و از سال 2015 حجم تولید ناخالص داخلی آن بطور واقعی (برابری قدرت خرید) از اقتصاد آمریکا هم بزرگتر شده است. هرچند بطور اسمی، حجم اقتصاد آمریکا فعلا بزرگتر از چین است اما تحولات سالهای اخیر نشان داده قدرت اقتصادچین به حدی رسیده که آمریکا دیگر نمی تواند نظرش را آن کشور تحمیل کند.

چین به عنوان اقتصادی مبتنی بر صادرات، در همه مناطق جهان از جمله خاورمیانه به شرکای تجاری مطمئن و نزدیک نیاز دارد. بخصوص که از نظر انرژی به واردات نفت وابسته است.

در ششم بهمن 1394، شی جین پینگ، بعنوان اولین رهبر یک قدرت خارجی حاضر در 5+1 به تهران آمد و آنطور که اعلام شد، قراربود ایران را بعنوان مفصلی از پروژه راه ابریشم جدید معرفی کند. پروژه بزرگ بین المللی موسوم به یک راه یک کمربند که شاهراه تجاری قرن بیست و یکم خواهد بود. اما در تهران از شی استقبال چندان گرمی به عمل نیامد. دولت  تصور می کرد بعد از برجام، اروپایی ها و حتی آمریکایی ها شریک قابل اتکایی برای اقتصادایران خواهند بود. لذا به هیات بلند پایه چینی گفته شد ما دیگه به شما احتیاجی نداریم، چشم آبی ها دارند میایند.

چین در دور اول تحریمها برای دور زدن تحریم ایران هزینه داده و عملا جلوی آمریکا ایستاده بود اما با این برخورد، رهبر قدرت اول واقعی اقتصاد دنیا طبعا سرخورده شد و هنگامی که آمریکا و اروپا در اجرای برجام، نقض عهد کردند و تحریم ها را برنداشتند، مانند دور اول تحریم با ایران همراهی نکرد. مثال نه نفت چندانی از ایران خرید و نه مانند سال 91، بانکی را معبر تبادل مالی و مامور حمایت از تجارت با ایران کرد.

موش دواندن در روابط ایران با چین،  فقط به ماجرای سفر شی به تهران محدود نمیشود. در سال 2018 زمانی که ترامپ با وضع تعرفه سنگین فولاد وارداتی از چین، جنگ تجاری سرنوشت سازی را با رقیبش در رهبری اقتصادی جهان شروع کرد، چین هم در تلافی، واردات سویا از آمریکا را قطع کرد تا ترامپ را حسابی پشیمان کند. دراین میان، ناگهان ایران از آمریکا بطور رسمی سویا خرید! آن هم از مسیر رسمی تجاری در سنگین ترین تحریم تاریخ. روشن بود خرید سویای آمریکا توسط ایران، چندان تاثیری در جنگ تجاری سنگین چین و آمریکا نمیگذاشت اما یک علامت خیلی روشن از تهران به پکن داد. پیامی که به وضوح می گفت در تهران همچنان ازشما استقبال نمی شود. ماجرای سویا یک پیام هم برای واشنگتن داشت: نمیگذاریم مانند دور قبل، تحریم دور بخورد و تنها قدرت جهانی که تمایل داشت و میتوانست تحریم را بی اثرکند را از ایران دلسرد و دور می کنیم.

چین نه فقط در تولیدناخالص داخلی، بلکه در فناوری هم دارد جای آمریکا را میگیرد و آمریکا از اینکه متحدان سنتی اروپایی اش هم برخلاف توصیه و درخواست و حتی تهدید او، اینترنت نسل آینده (G5) مورد نیاز خود را از هواوی خریده اند، به شدت سرخورده و شاکی است. طبیعی است که آمریکا از چین شاکی باشد. و طبیعیست که براندازان جمهوری اسلامی از چین بخاطر اینکه دارد مچ آمریکا (تکیه گاه و حامی براندازان) را میخواباند، شاکی و متنفر باشند. اما معلوم نیست برخی سیاسیون داخلی دیگر چرا از چین شاکی و متنفر هستند؟

در موضوع کرونا، در حالی که آمریکا با جدیت تحریم ایران را اعمال می کند و مراقب است کسی به ایران چیزی نفروشد و از ایران نخرد، حتی انگلیس هم محموله بهداشتی خریده شده ایران را توقیف کرده، چین تنها قدرت جهانی است که بیش از 30هواپیما به ایران تجهیزات پزشکی هدیه داده. در حالی که رسانه های فارسی زبان دولتهای غربی، دایم به مردم ایران در مبارزه با کرونا، انرژی منفی و یاس ارسال می کنند، رسانه ها و دولت چین دایم در فضای مجازی پیام می فرستند که ایران، قوی باش، باهم کرونا را شکست می دهیم. سلبریتی ها و شرکتهای خصوصی برای بیمارستانهای ایران تجهیزات درمانی هدیه می فرستند.

در چنین فضایی، هفته گذشته سخنگوی وزارت بهداشت، در توئیتی، تهمت دولت ترامپ به چین درباره دروغگویی چینی ها درباره کرونا را تکرارکرد. طبعا عده ای به ایشان خرده گرفتند که حالا که چین، بدون توجه به تحریم، دارد به ایران کمک میکند، چرا چینی ها را دلسرد می کنید و تنها مسیر واردات تجهیزات پزشکی را به خطر می اندازید؟

این تذکر به سخنگوی وزارت بهداشت، موج عظیمی از اعتراض برانگیخت. موجی که یک سر آن شبکه های برانداز بود و سر دیگرش برخی رسانه ها و نمایندگان تندروی مجلس..
در این جنجال، تهمتهای متنوعی به منتقدان توئیت سخنگوی وزارت بهداشت زده شد،
از چینوفیل! و نه شرقی نه غربی و وااسلامای ایوغور، گرفته تا حرفهای منطقی تر مثل اینکه چین تجارتش با آمریکا را بخاطر ایران رها نمیکند و اینکه چرا چرا قطعنامه های علیه ایران را وتو نکرد و اینکه چرا به چین باج میدهید ولی به آمریکا باج نمی دهید؟ و... درباره این ابهامات و سوالات، یادآوری چند نکته ضروری است:

1. روشن است که چین تجارت هنگفتش با آمریکا را بخاطر ایران به خطر نمی اندازد اما ما باید طوری رفتار کنیم که از جنگ تجاری این دو، منافع ملی ما حداکثرشود. رفتارهای چند سال اخیر با چین، چندان درجهت منافع ملی ما نبود.
2. طبعا چین برایش بصرفد، حق وتویش را برای منافع ملی خودش خرج می کند. آنها در خاور میانه، شریک تجاری مطمئن، قابل اتکا و عاقل می خواهند. نه دولتی ذلیل که هروقت تحریم میشود، کاسه گدایی دستش میگیرد و هروقت غرب چراغ سبز نشان دهد، زیر توافقاتش می زند. چین جایی برای سرمایه گذاری می خواهد نه کشوری که خود دولتش چوب لای چرخ تولیدش میگذارد. در کشوری با این همه موانع تولید، نه شرق سرمایه گذاری میکند و نه غرب.
3. میگویند چرا به آمریکا باج نمی دهید؟ از نگاه این عده رابطه اقتصادی یعنی باج دادن. خیر قربان رابطه یعنی طراحی و اجرای بازی برد-برد. براندازها و ضدانقلابها ایران را در حدی نمی بینند که با یک ابرقدرت بازی برد-برد راه بیندازد.
4. تهمت چینوفیل و اشک تمساح براندازان برای مسلمانان چینی هم دیگر آنقدر مضحک است که ارزش پاسخ ندارد. فقط محض یادآوری، فرهنگ و زبان و حتی فیلمهای چینی، هیچ جذابیتی برای ما ندارد!
5. خلاصه اینکه ما باید با همه کشورهایی که گارد توهین و تحریم با ایران ندارند، بازی برد-برد و صمیمی تجاری راه بیندازیم. چه غرب چه شرق. کلا این مسایل، جناحی نیست لطفا منافع ملی را درحد رقابتهای سخیف سیاسی پایین نیاورید.