هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
سه شنبه، 4 مهر 1396
ساعت 01:51
به روز شده در :

 

 

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‎های اجتماعی دنبال کنید

 

جمعه 10 ارديبهشت 1389 ساعت 14:11 2010-4-30 14:11:49
شناسه خبر : 33529
دکتر عبدالرضا داوری- اين هجوم هاي تبليغاتي كه به شخصيت هاي برجسته و انسان هاي والا و با اخلاق برجسته وارد مي كنند، نشان دهنده اهداف و نيات دشمن است. يك نفر مثل جناب آقاي مصباح... مورد هجوم تبليغاتي قرار مي گيرند! حرف رسا و نافذ، منطق قوي و مستحكم هر جايي كه باشد، آن جا را دشمن زود تشخيص مي دهد، چون حسابگر است. با مرحوم شهيد مطهري هم همين جور برخورد كردند. حضرت آيت الله خامنه اي 78.6.14

دکتر عبدالرضا داوری

"اين هجوم هاي تبليغاتي كه به شخصيت هاي برجسته و انسان هاي والا و با اخلاق برجسته وارد مي كنند، نشان دهنده اهداف و نيات دشمن است. يك نفر مثل جناب آقاي مصباح... مورد هجوم تبليغاتي قرار مي گيرند! حرف رسا و نافذ، منطق قوي و مستحكم هر جايي كه باشد، آن جا را دشمن زود تشخيص مي دهد، چون حسابگر است. با مرحوم شهيد مطهري هم همين جور برخورد كردند."
حضرت آيت الله خامنه اي 78.6.14

سنگرهاي ايدئولوژيك اسلام از ابتداي بعثت تاكنون همواره آماج حملات اصحاب كفر و شرك و التقاط و تحريف بوده اند و چنين است كه پاسداران اين سنگرها نيز بر مبناي ارائه «حرف رسا و نافذ و منطق قوي و مستحكم» همواره در معرض تيرهاي مسموم دشمنان مردم قرار مي گيرند. اين سناريوي تلخ در هر دوره اي از زمان و متناسب با مقتضيات عصر بازتوليد مي شود. حملات اخير و هماهنگ سايت ها، روزنامه ها و برخي شخصيت هاي مدعي اصلاحات به شخصيت معلم برجسته تفكر اسلامي، استاد محمدتقي مصباح يزدي، آنچنان از نظر مضمون، محتوا و فرم با حملات گروهك ها به منش و روش استاد شهيد مرتضي مطهري(ره) شبيه مي نمود كه نگارنده را بر آن داشت تا با ارائه شواهدي از اين حملات مشابه، گوشه هايي از پرونده ترور شخصيت پاسداران سنگرهاي ايدئولوژيك اسلام را بگشايد.

1- تجدیدنظرطلبان مدعي اصلاحات با تحريف فرازهايي از تاريخ معاصر ايران تلاش نمودند تا مبارزات سياسي استاد مصباح يزدي در دوران پيش از انقلاب را ناديده انگاشته و از ايشان تصويري به عنوان فردي غيرانقلابي و مخالف خط امام(ره) ارائه دهند و ادعا كنند:"در كارنامه سياسي ايشان (استاد مصباح) نقطه تاريكي وجود دارد كه شاگردان و مقلدان و مريدان امام(ره) نمي توانند به راحتي از آن بگذرند و آن داستان برمي گردد به ساليان سياه رژيم پهلوي و اعلام عزاي عمومي در جشن نيمه شعبان سال 56 از سوي امام(ره) و جالب آن است كه آقاي مصباح از مدرسين و روحانيوني بودند كه در موسسه خويش مراسم شادماني برپا ساختند."

2- اما اتهام «غيرانقلابي بودن» تنها متوجه استاد مصباح نشده است.بيش از 30سال پيش استاد مطهري(ره) نيز از سوي مدعيان روشنفكري نه تنها به عنوان چهره اي غيرانقلابي معرفي مي شد بلكه هتاكان روشنفكرنما پا را از اين هم فراتر نهاده و شهيد مطهري را همكار و هميار رژيم ستمشاهي مي خواندند!

به عنوان نمونه اين جريان در كتابي كه مهرماه 57 با طراحي و هدايت ناصر ميناچي(وزير ارشاد دولت بازرگان ) منتشر نمود به بهانه اولين سالگرد درگذشت مرحوم شريعتي، اتهامات سنگين را به استاد مطهري(ره) وارد ساخت.
اين كتاب با اشاره كنايه آميز به آثاري از شهيد مطهري نظير «عدل الهي» و «خدمات متقابل اسلام و ايران»، استاد مطهري را به عنوان همكار و حامي ساواك، كه آثارش به سفارش رژيم ستمشاهي و با هدف انحراف مبارزات مردم نگاشته مي شود، معرفي مي نمايد.

به اين بخش دقت كنيد:"رژيم پهلوي به كمك انجمن شاهنشاهي فلسفه (به رياست دكترحسين نصر) و نظائر آن به ساختن دين و فلسفه رسمي با ظاهر علمي مورد تائيد برخي از مدعيان علم و فضل مشغول است و اصرار دارد از «خدمات متقابل اسلام و ايران» و خلاصه خدمت ايران به اسلام سخن بگويد."

"همه اين حرفها را كساني نوشتند و زدند كه معتقد به آخرتند و مردم را به «عدل الهي» اميدوار مي سازند."

"بعضي از افراد كه خود را خيلي نيز با حسن نيت و پاك طينت مي دانند نخست در اين دام كه سازمان امنيت سالهاست گسترده است مي افتند كه سازمان امنيت از همه چيز باخبر است و به همه كار تواناست و لابد چون به «عدل الهي» معتقدند و نمي توانند بگويند سازمان امنيت مويد به تائيد الهي است در ته دل اين سازمان را مويد به تائيدات شيطاني مي دانند و بدين ترتيب در يك دام ديگر نيز كه ثنويت اهورا مزدا- اهريمن است مي افتند كه البته اين را نيز شايد جزو همان خدمات متقابل ايران باستان به اسلام محمدي بتوان دانست!!!» (ويژه نامه يكمين سالگرد دكتر علي شريعتي)

3- تشابه عجيبي است! امروز تجدیدنظرطلبان مدعي اصلاحات و ديروز جريان فكري حامي گروهك فرقان و منافقين در تلاشند تا «پاسداران سنگرهاي ايدئولوژيك» را غيرانقلابي و حتي شاهنشاهي معرفي كنند.

اگر روشنفكرنمايان و پدران معنوي گروهك فرقان و منافقين مي توانستند سوابق درخشان استاد شهيد مرتضي مطهري را در سازماندهي نظري و عملي فعاليت هاي انقلابي از مديريت حسينيه ارشاد تا رياست شوراي انقلاب را ناديده بينگارند و ايشان را غيرانقلابي و شاهنشاهي و همسو با ساواك بنامند، ديگر چه تعجب از غيرانقلابي خواندن استاد مصباح!

با آنكه استاد مصباح از آذر 43 و پس از تبعيد امام خميني(ره) در يك نمونه از فعاليت هاي مبارزاتي، نشريه اي را به نام «انتقام» پايه گذاري مي كند و در دفاع از امام مردانه مي ايستد و مي نويسد كه «خورشيد تابناك ملت مسلمان ايران آيت الله(امام) خميني بود كه دستهاي شوم و بدخواه جلو تابش او را گرفته، او را از افق ايران بيرون بردند... اما دل و جان مردم ايران با محبت او پيوند خورده است و هرگز اين رابطه استوار گسسته نخواهد شد تا ملتي در ايران باقي باشد او نيز باقي و دوست داشتني خواهد بود زيرا اراده و حيات و شرافت و اصالت همه ملت بر سر هم انباشته شده و به صورت اين مرد كامل درآمده است. آيت الله (امام) خميني مظهر روح ملت ايران است.» (كتاب مصباح دوستان) اما تجدیدنظرطلبان مدعي اصلاحات كه خود را سبز می نامند، چشم خود را بر روشناي اين «مصباح مطهر» مي بندند و استاد مصباح را مخالف فرمان امام(ره) در تحريم چراغاني نيمه شعبان سال 56 معرفي مي كنند!

4-اما ريشه ترور فيزيكي «مطهري» و ترور شخصيت «مصباح» از كدام آبشخور مسموم سيراب مي شود و كدام دست ناپاك بر آن است تا اين «مصباح مطهر» را بشكند؟

از منظر روشنفكرنمايان ، جرم «مطهري» و «مصباح» تنها و تنها دفاع از حاكميت اسلام و برپايي حكومت اسلامي است. گروهك منحرف فرقان، در چارچوب آموزه هاي روشنفكري وابسته و براي توجيه اعمال تروريستي رهبران خود در شهادت استاد مطهري چنین نوشته بود: "پيشتازان جنبش توحيدي خلق (یعنی رهبران معدوم گروهک فرقان) در شرايطي به نبرد با «اختناق» و «استبداد به نام دين» برخاستند كه بسياري از چهره هاي موجه "انقلابي"، "ملي"، "مذهبي"... تسليم شده و جرات و جسارت لازم را براي درگير شدن با ارتجاع درخود نمي ديدند. عناصر برجسته اي كه حتي پيش از آغاز حاكميت آخونديسم (بخوانيد ولايت فقيه) نسبت به فاجعه اي كه در راه بود، هشدار دادند. هشداري كه در شرايط آنارشيستي ناشي از قيام حق طلبانه خلق ايران كمتر گوش شنوايي داشت. آنان در حالي به نبرد با ارتجاع و آخونديسم برخاستند كه تعداد زيادي از سازمان ها و گروه هاي چپ انقلابي مذهبي و غيرمذهبي، به تفسير مواضع «انقلابي و ضدامپرياليستي خط امام» پرداخته بودند و آزادي را زير قباي آخونديسم مي جستند."

كينه قاتلان استاد مطهري نسبت به حكومت اسلامي و ولايت فقيه- كه از آن به عنوان حاكميت آخونديسم ياد مي كنند- از لابلاي اين سطور به خوبي هويداست و امروز هم استاد مصباح تنها به دليل استقامت بر انديشه «حكومت اسلامي» به عنوان رمزگشاي انديشه امام خميني(ره) آماج دروغ پراكني مدعيان روشنفكري قرار دارد و در ماجراي اين پروژه كينه توزانه، داستان جعلي ساخته و آن را به امام بزرگوارمان نيز نسبت مي دهند!



 

 

 

 

دروپال طراحی سایت آموزش مجازی lms