هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

 

پنجشنبه 3 بهمن 1398 ساعت 23:21
پنجشنبه 3 بهمن 1398 23:10 ساعت
2020-1-23 23:21:56
شناسه خبر : 333495
 برنامه سرچشمه این هفته با موضوع بررسی وضعیت شخصیت های رژیم شاه پس از پیروزی انقلاب اسلامی و با حضور قاسم تبریزی پژوهشگر تاریخ معاصر پخش شد.
برنامه سرچشمه این هفته با موضوع بررسی وضعیت شخصیت های رژیم شاه پس از پیروزی انقلاب اسلامی و با حضور قاسم تبریزی پژوهشگر تاریخ معاصر پخش شد.
گروه سیاسی-رجانیوز: برنامه سرچشمه این هفته با موضوع بررسی وضعیت شخصیت های رژیم شاه پس از پیروزی انقلاب اسلامی و با حضور قاسم تبریزی پژوهشگر تاریخ معاصر پخش شد.
 
تبریزی در ابتدای این برنامه طی سخنانی اظهار داشت" رجال پهلوی شیفته غرب بودند و عمدتا همسران آنها اروپایی و انگلیسی بودند. برای مثالی برخی وزرا مانند عالیخانی وزیر اقتصاد نیر همسر خارجی داشتند و لذا این افراد ایران را خانه اجاره ای خود می دانستند و خارج از ایران نیز مستغلاتی داشتند و از لحاظ فرهنگی و روحی وابسته به خارج بودند.
 
وی افزود: وقتی سال56 نهضت به کف خیابان ها رسید  این افراد احساس خطر کردند و برخی از آنها ثروت خودشان را به خارج انتقال دادند و سال 57 این روند شتاب بیشتری گرفت و خود شاه هم خانواده اش را در سال 57 به خارج از کشور منتقل کرد.
 
تبریزی ادامه داد: بعد از 17 شهریور سیر فروپاشی رژیم با سرعت بیشتری طی شد و با حماقت آمریکایی ها اوضاع بدتر شد. اینها در ابتدا فکر می کردند 17 شهریور تبدیل به 15 خرداد دیگری می شود اما دیدند که سرعت و ابعاد نهضت عمیق تر شد.
 
این پژوهشگر تاریخ معاصر گفت: ساواک بیشترین قدرت خود را تا سال 55 نشان داد و بالاتر از آن کاری نمی توانستند بکنند و لذا ساواک ناکارآمد شد.
 
ثابتی رییس اداره سوم ساواک یک طرحی داده بود که اگر 2500 نفر از سران انقلاب رابه قتل برسانیم مشکل حل می شود. حتی رئیس سرویس اطلاعاتی فرانسه هم ماهانه برای سرکوبی جریانات دانشجویی خارج از کشور 50 هزار دلار از ساواک پول می گرفت.
 
وی تصریح کرد: اما رجال پهلوی از 17 شهریور احساس کردند رفتنی هستند. آنها در همان آبانماه راه حل را در رفتن شاه  می بینند و و قتی علی امینی به شاه پیشنهاد شورای سلطنت را می دهد شاه نمی پذیرد. حتی رئیس اطلاعات فرانسه  پیشنهاد قتل امام در فرانسه را هم مطرح می کند که بازهم شاه  می گوید اغتشاش در ایران گسترده می شود و ساواک هم می گوید این کار منجر به شهید نمایی آیت الله خمینی می شود و طرح پذیرفته نمی شود.
 
تبریزی با اشاره  به خاطرات آخرین رئیس تشریفات شاه خاطرنشان  کرد: از آبان سال 57 کاخ سعد آباد خلوت می شود و عمده مقامات حکومتی ثروتشان را به خارج انتقال می دهند.
 
این پژوهشگر تاریخ معاصر در ادامه در باره شکل گیری تشکل های سلطنت طلب بعد از انقلاب گفت: یکی از این تشکیلات ها نهضت مقاومت ملی توسط شاپور بختیار بود. وی از سال 31 با سفارت آمریکا در ارتباط بود. وی در فرانسه با راهنمایی سازمان سیا و سرویس اطلاعاتی انگلیس تشکیلات خود را راه اندازی کرد. مصر عربستان و عراق در یک مرحله  50 میلیون دلار به او کمک کردند.
 
وی ادامه داد: در کنار او علی امینی است که جبهه نجات را ایجاد می کند و با جمع کردن عده ای از نویسندگان  به موازات بختیار حرکت می کند. اصل حرکت آنها بر این بود که جمهوری اسلامی سقوط کند.
 
تبریزی اظهار داشت: بهرام آریانا از ارتشیان وابسته به سیاست انگلیس است که در 15 خرداد عشایر را بمباران می کند. وی حتی در سال 60 یا 61 موجب دزدیده شدن یک کشتی ایرانی هم می شود. در ادامه فرح پهلوی هم تشکلاتی را دور خود جمع می کند که ار دشیر زاهدی هم با این تشکیلات در رفت و آمد است. زاهدی کسی است که  در کودتای 28 مرداد یکی از ارکان اصلی کودتا است و در سال 34مباحثی پیرامون ولیعهدی او هم  مطرح می شود.
 
این پژوهشگر تاریخ معاصر ادامه داد: اشرف پهلوی هم دو تشکیلات ایجاد می کند تا در یکی از آنها به کسانیکه وارد مبارزه مسلحانه با جمهوری اسلامی شده اند کمک کند و یک تشکیلات فرهنگی هم در آمریکا به نام موسسه تحقیقات ایرانی که  زیر نظر حسین نصر با 5 میلیون بودجه ایجاد می کند.
 
تشکیلات دیگر برای خود رضای پهلوی است که  آمریکایی ها در ابتدا روی او سرمایه گذاری کردند تا در صورت سقوط جمهوری اسلامی از او استفاده کنند. وی ثروتی نزدیک به 11 میلیارد که شاه به آمریکا انتقال داده بود را در اختیار داشت که بین او و مادرش تقسیم شده بود.
 
تبریزی گفت: تعداد تشکیلات زیاد یک نوع قدرت نمایی است که نشان دهند فقط یک گروه با جمهوری اسلامی مبارزه نمی کند. اما اختلافاتی هم بین آنها وجود دارد. برای مثال اردشیر زاهدی زیر بار رضا پهلوی نخواهد رفت. اما آنها این اختلافات را صراحتا را بیان نمی کند که این امر موجب به ایجاد رقابت های پنهان در بین آنها می شود. 
 
این پژوهشگر تاریخ معاصر تاکید کرد: اما در برهه ای از زمان این اختلافات تا حدی علنی شد. برای مثال داریوش همایون می گفت ما اصل را بر مبارزه با اسلام گذاشتیم که با انتقاد برخی مواجه می شد. یا همسران برخی راجال پهلوی در لندن مراسمات مذهبی می گرفتند که با انتقادات شدید روبرو می شد.یا برخی همدیگر را متهم می کردند که پنهانی با جمهوری اسلامی ارتباط دارند و این موضوع بیشتر در بین روزنامه نگاران مطرح بود.
 
وی ادامه داد: مثلا خود احمد مدنی که متهم به ارتباط با جمهوری اسلامی هم بود یک میلیون و پانصد هزار دلار از آمریکایی ها برای مبارزه با جمهوری اسلامی پول گرفت که وقتی در روزنامه ها منتشر شد گفت که من قرض الحسنه از آمریکایی ها پول گرفتم.
 
تبریزی تصریح کرد: یا مثلا بختیار هویدا را متهم  می کرد که او ایران را وابسته به واردات کرد. اینها مطالبی است که بعد از انقلاب مطرح می کردند. این افراد اما در براندازی جمهوری اسلامی و ارتباط با سرویس های اطلاعاتی انگلیس و آمریکا متحد بودند و تنها اردشیر زاهدی می گوید که ارتباطی نداشته و پولی نگرفته است.
 
این پژوهشگر تاریخ معاصر با اشاره منابع تامین مالی تشکیلات ضد انقلاب در خارج از کشور گفت: در ابتدای انقلاب کشورهایی مانند عربستان سعودی و مصر کمک های بسیاری به این تشکیلات کردند. 
 
وی درباره سرنوشت پرویز ثابتی گفت: او و عطارپور از ابتدا مرتبط به موساد بودند. اطلاعاتی از عطار پور وجود دارد که در اسرائیل زندگی می کند گاهی هم رد پای او در سوئیس دیده شده است. وقتی ثابتی در اداره کل سوم ساواک کار می کرده است به احزاب، تشکل ها، بیون مراجع و بسیاری از موارد دیگر مسلط است و آمریکایی ها چنین افرادی را رها نمی کنند.
 
اطلاعات چندانی از او در دسترس نیست اما در سال 58 خبری رسیده بود که پرویز ثابتی در لندن تعدادی از افراد ساواک را جمع کرده وبرای آنها سخنرانی کرده است. در دوبی نیز سال 60 نشستی می گذارد. در آمریکا هم فردی به نام عباس میلانی با او در ارتباط بوده است.ثابتی به عنوان یک عنصر ناپیدا بی کار نیست. پرویز ثابتی رئیس اداره ای بوده است که اسناد متعددی از اقدامات او در شکنجه و سرکوب انقلابیون و حتی بستن مساجد و حسینیه ها وجود دارد. اما اقدامی از او علیه بهاییان یا صهیونیست ها نمی بینیم.
 
این پژوهشگر تاریخ معاصر درباره کودتای نوژه تصریح کرد: مدیریت کل این ماجرا با بختیار و امینی بود. در درون ارتش و روزنامه نگاران منابعی داشتند و امیدوار بودند که بتوانند اقدامی انجام دهند. برخی رجال سیاسی در حزب ایران و جبهه ملی هم با آنها بودند.  در این کودتا نیروهای خود را در تهران و کرج سازماندهی کرده بودند و از سیستم اطلاعاتی انگلیس و آمریکا هم حمایت می شدند و عراقی ها و سعودی ها هم با آنها همکاری داشتند. 
 
اینها طراحی کرده بودند تا جماران، مقر سپاه، کمیته و نخست وزیری را بمباران کنند و بعد کودتا که موفق شود عفوی هم به رده های پایین سپاه و کمیته بدهند.
 
از نظر اینها کار تمام شده بود و یک جنگ روانی ایجاد کرده بودند که رهبران انقلاب هم با این کودتا موافق هستند. در این مسئله حزب توده ادعا کرد که شوروی ها ادعا کردند که  در ایران اتفاقی در حال رخ دادن است. گزارشاتی هم مبنی بر تحرکاتی از دزفول آمده بود اما نشانه روشنی در دست نبود. یکی از افراد کودتا که  آدم مذهبی بوده است وقتی می فهمد شهادت امام هم در میان است موضوع را با مادرش در میان می گذراد که او هم می گوید برو و به آقای خامنه ای بگو.
 
نهایتا نیمه های شب موضوع را اطلاع می دهد. صبح که قرار بود در پارک لاله اجتماع را ترتیب دهند که اولین مرحله در پادگان دزفول اجرا می شود در حقیقت همان صبح اول وقت افرادی که در پارک لاله بودند و تشکیلات کرج دستگیر می شوند. 


5
پسندیدم

دیدگاه کاربران