هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
سه شنبه، 29 مرداد 1398
ساعت 00:14
به روز شده در :

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‎های اجتماعی دنبال کنید

 

سه شنبه 7 ارديبهشت 1389 ساعت 08:55 2010-4-27 08:55:52
شناسه خبر : 33228
درطی سال ۲۰۰۱ درحالی که ارزيابی های مذکور (در خصوص 6 یا 7 پروژه پیشنهادی) در حال انجام بودند، شرکت استات اويل ايران با فردي که از او تحت عنوان "جونيور" ياد می شد. تماس برقرار نمود. اولين جلسه در دفتر استات اويل در " برگن" برگزار گرديد.

گروه سیاسی- محمد مهدي تهراني: اگر چه تا پیش از این برخی پرونده استات اویل و ماجرای رشوه گیری در این پرونده را مختومه تلقی می کردند اما اطلاعات دریافتی حاکی از به جریان افتادن دوباره این پرونده در قوه قضائیه است.

ابهاماتی که پایان نیافت

مطبوعات نروژ ماجرای شرم آوری از رشوه گیری از سوی مقامات یک کشور مسلمان شیعی(ایران) را منتشر می کنند، مسئولین شركت استات اويل به رشوه دادن اعتراف می کنند و یکی بعد از دیگری از مقام خود استعفا می دهند، رئیس بخش عملیات‌های بین‌المللی در پی این رسوایی شرکت را ترک می کند، مدیر اجرایی شرکت از سوی هیئت مدیره اخراج می شود و در نهایت حتی رئیس هیات مدیره هم استعفا می کند، نامه ریچارد هوبارد مدیر مستعفی استات اویل به هیئت مدیره این شرکت که در آن از يك مقام ايراني، سخن به میان آمده در اختیار افکار عمومی دنیا قرار می گیرد، در آمریکا، نروژ و سوئیس تحقیقات گسترده ای در خصوص اتهامات استات اویل صورت می پذیرد، در پی اثبات این فساد اقتصادی، در نروژ استات اویل 3 میلیون دلار و در آمریکا 20 میلیون دلار جریمه می شود، رسانه های برون مرزی می نویسند:«رشوه خواران نفتی در نروژ جریمه شدند، در ایران حکومت می کنند.»، در گزارش هیئت تحقیق و تفحص مجلس غیر مستقیم از همان آقازاده بانفوذ به عنوان متهم احتمالی پرونده یاد می شود، اما با این همه...

سکوت می شکند. بعد از برخي بيانيه‌هاي دانشجویان، نوبت به مناظره احمدی نژاد با میرحسین موسوی می رسد، تا او بگوید:«جناب آقای موسوی! استات اویل بی‌قانونی است كه طرف می‌آید اینجا محاكمه می‌شود و محكوم می‌شود، از زندان فراری داده می‌شود، می‌رود خارج...»

درخواست پلیس مبارزه با جرایم مالی نروژ(موسوم به اواکوکریم) برای بازجویی ایران از اين مقام بانفوذ ايراني بی پاسخ می ماند. اسنادی که دانشجویان به مسئولین ارائه می کنند، بي‌نتيجه مي‌ماند و مناظره هم به خاطره ها می پیوندد و چندی بعد آمریکا به دنبال اثبات حسن نیت شرکت استات اویل و با وجود قطعی بودن تخلف آن، پیگرد قضایی اش را متوقف می کند! سوالات زیادی باقی می ماند؛ در بریتانیا چه خبر است؟ عباس یزدی کیست؟ چرا، چگونه و با دخالت کدام شخصیت برجسته آزاد شد؟ چرا فعالیت های شرکت هورتون محرمانه است؟ و...

ماجرا چه بود؟

«به: هيئت مديره شرکت استات اويل؛ از: ريچارد هوبارد؛ می خواهم خلاصه ای از حقايق وقايعی که قبلا نيز به پليس اقتصادی اعلام نموده ام به اطلاع اعضاء محترم هيئت مديره برسانم.» ریچارد هوبارد رئیس هیئت مدیره استات اویل بود؛ همان کسی که بعدها به واسطه رسوایی ناشی از رشوه دادن به شرکت هورتون که ادعا شده بود ارتباط نزدیکی با برخي مقامات بلندپایه وقت ایران ودارد، از سمت خود استعفا داد.

سال 2000 صورت جلسه ای بین ایران از یک سو و استات اویل از سوی دیگر امضا شده بود. اولاف اسکلسن در نوامبر 2000 به ایران آمده بود و در دیداری بین شرکت ملی نفت ايران و استات اويل، درخواست ارزيابی ۶ يا ۷ پروژه مختلف مطرح شده بود. در این شرایط بود که کم کم باب ارتباط آقازاده بانفوذ با استات اویل باز شد.

حکم دادگاه آمریکا: «در بهار سال 2001 كارمندان شركت استات اويل در ايران، دعوت يك مسئول ايراني را از طريق يكي از وابستگان وي پذيرفتند. بعد از ديدار با مسئول ايراني، استات اويل براي سنجش نفوذ اين مقام ايراني از او خواست تا پاسخ خود را از طريق وزير نفت ايران به شركت استات اويل بفرستد. كارمند شركت استات اويل گفت كه اين مساله قدرت مقام ايراني را نشان داد و راهي براي به دست آوردن فرصت‌هاي تجاري در ايران بود . بعد از تماس‌هاي اوليه، استات اويل دريافت كه مسئول ايراني مشاور وزير نفت ايران بوده و خانواده او قدرت و نفوذ زيادي در تجارت نفت و گاز ايران دارد.»

ریچارد هوبارد گزارش می دهد: «درطی سال ۲۰۰۱ درحالی که ارزيابی های مذکور (در خصوص 6 یا 7 پروژه پیشنهادی) در حال انجام بودند، شرکت استات اويل ايران با فردي که از او تحت عنوان "جونيور" ياد می شد. تماس برقرار نمود. اولين جلسه در دفتر استات اويل در " برگن" برگزار گرديد...»

پیغام عجیب

آقازاده بانفوذ،بعدها ضمن تایید این جلسات، آنها را مربوط به سازمان بهینه سازی و مسئولیت های قانونی خود دانست اما این ادعا با توجه به مفاد پرونده چه قدر می توانست قانع کننده باشد؟ مطابق ادعای ریچارد هوبارد، درست یک ماه بعد از این ماجرا بود که پیغامی عجیب ازسوی یک طرف ایرانی به طرف نروژی فرستاده شد.

ریچارد هوبارد: «او اعلام کرد که آيا استات اويل در صورت موفقيت در پروژه های نفتی آمادگی کمک به موسسات عام المنفعه و آموزشی را دارد؟» این پیشنهاد برای استات اویل خیلی عجیب به نظر می رسید. کمک به موسسات عام المنفعه از سوی یک شرکت خارجی که در حوزه نفت فعالیت می کند، چه معنی ای می توانست داشته باشد؟

تری آدام که آشنایی بیشتری با نوع تعاملات داشت، به هوبارد توضیح داد که يک مفهوم شفاف در ايران وجود دارد که مطابق آن انتظار می رود کمپانی های فعال خارجی در ايران کمک هايی اجتماعی ارائه دهند!

از اینجا به بعد باید یک راه قابل قبولی برای کمک ها پیدا می شد. یک تیم حقوقی می بایست همه چیز را بررسی می کرد تا مشکلی پیش نیاید. رفت و آمدها و مکالمات زیادی در این میان وجود داشت. وزير نفت ايران (زنگنه) نیز طرف برخی گفتگوها در خصوص مسائل نفتی با استات اویل بود.

شرکت هورتون (Horton) مسیری بود که در این راه انتخاب شد تا مشکل حقوقی نیز باقی نماند. هورتون، شرکتی ایرانی بود که در لندن دفتر نمایندگی داشت و برخلاف شرکت های رایج، نام و نشان زیادی هم از آن وجود نداشته و ندارد. یک قرارداد صوری برای مشاوره منعقد شد.

ریچارد هوبارد: «بر پايه جمع بندی استات اويل، مقرر شد به منظور دريافت مشاوره های مورد نياز مقدماتی و ارتباط مستمر مشاوره ای در طول ۱۰ سال فعاليت نفتی با NIOC قرارداد خدمات مشاوره ای مورد نياز با يک شرکت معتبر منعقد گردد. براساس مطالعات جامعی که انجام شد از بين چند شرکت مطرح، شرکت انگليسی هورتون که می توانست اطلاعات جامعی از مقررات و قوانين ايرانی را نيز در اختيار قرار دهد طی تشريفاتی انتخاب و عقد قرارداد صورت گرفت.»

15 میلیون دلار مبلغ قراردادی بود که با هورتون بسته شد. در روند تصميم گيری انعقاد قرارداد به ظاهر مشاوره ای، ۵ نفر از مديران اصلی استات اويل یعنی اولاف فيل، اينگ هانسن، ويلی اولسن، جاکوب ميلدلتون و ریچارد هوبارد دخالت داشتند. و به این ترتیب به بهانه خدمات مشاوره ای قرارداد منعقد شد.

حکم دادگاه آمریکا: «هدف قرارداد مشاوره ای(که شامل پرداخت 15 میلیون دلار طی 11 سال می شد)، ترغیب مقامات ایرانی بود برای استفاده از نفوذشان تا سهم استات اویل در قراردادهای پارس جنوبی افزایش پیدا کند و در عین حال درها برای پروژه های بعدی نفت و گاز در آینده به روی استات اویل باز شود.»

با وجود صراحت رسیدگی ها مبنی بر رشوه گرفتن مقامات ایرانی، طرف ایرانی این ماجرا هیچ گاه مورد مواخذه جدی قرار نگرفت و معرفی نشد. عباس یزدی طرف استات اویل در شرکت هورتون بود؛ کسی که بعدها گفته می شد فراری داده شده است.

پرداخت ها به یک حساب offshore انجام می شد. حساب هایی که گفته می شود معمولا در مناطق آزاد یا مناطقی که کمتر با مقررات سخت حکومت ها دست و پنجه نرم می کنند، باز می شود و بعد از انجام معاملات هم به راحتی قابل بستن هستند.

ملاقات ها اما ادامه داشت. ریچارد هوبارد: «بعد از امضای قرارداد اعضاء تيم من با جلسات منظمی با عباس يزدی داشتيم. البته به طور موردی ملاقاتهای با جونيور داشتيم و در اين ملاقاتها مشورت های خوبی در خصوص فضای کار و مسائل سياسی جاری دريافت می کرديم که بسيار هم مفيد بود. اعضای تيم ما که در جلسات با جونيور شرکت داشتند، عبارت بودند از: Olejohan Lydersen, Odd Mosberguik , Tor ivan pederson صورت جلسات نيز توسط اعضای تيم تهيه گرديده که مدارک آن موجود است. يکی از صورت جلسات خودم نيز در دست Okekrim می باشد. طرف قرارداد مشاوره نيز دسترسی به کارشناسان را برای ارائه گزارشات مورد نظر ما فراهم می نمود.»

نقش آفرینی مدیران پتروپارس

مسئولین استات اویل با چهره های مختلفی در ایران جلسات خود را برگزار می کردند. در این میان نام برخی چهره های فعال پتروپارس هم به چشم می خورد. شرکتی که از همان آغاز با حاشیه شروع به کار کرد و با استعفای بهزاد نبوی از هیئت مدیره اش همراه بود. بعدها یکی از اعضای هیئت مدیره همین شرکت، مسئول هیئت تحقیق و تفحص مجلس در ماجرای استات اویل شد تا استات اویل از سوی مجلس ششم به اندازه کافی ماست مالی شود.

رسوایی

با افشاگری روزنامه نروژی DN همه چیز به هم ریخت. پلیس نروژ (Okekrim) رسما پیگیری هایی را آغاز کرد و از آنجا که استات اویل در بازار بورس آمریکا نیز سهام داشت، دادگستری ایالات متحده آمریکا نیز رسما وارد میدان شد. در این شرایط بود که استات اویل اتهام وارده را پذیرفت. جریمه ای که نروژ برای استات اویل در نظر گرفت 3 میلیون دلار بود. استات اویل در آمریکا نیز 20 میلیون دلار جریمه شد. اما در ایران باز هم خبری نشد.

«آقایان و خانم ها، اعضای هیات محترم مدیره! شما خوب می دانید که شرکت ما در سال های اخیر به دنبال گسترش فعالیت های خود در خاورمیانه و بخصوص ایران بوده است و نیز خوب می دانید به دلیل عدم شفافیت در قراردادهای مالی چنین کشورهایی، گرفتن کار در چنین مناطقی قواعد خاص خود را دارد. همانطور که مطلع هستید ما از اوایل 2001، مطالعات و مذاکرات خود را با ایرانی ها آغاز کردیم. پس از آشنا شدن به قواعد بازی در بازار نفت و پروژه های نفت و گاز ایران، من به دنبال فرصتی برای ملاقات با پسر جوان بودم و این فرصت سرانجام در برگن در محل شرکت خودمان به من دست داد. او به من گفت "برای موفقیت کار" بايد کمیسیونی از طریق هورتون و عباس یزدی 34 ساله که از ایرانیان مقیم لندن و موسس هورتون است، به وی پرداخت شود. البته او پیشنهادهایی را هم برای انتقال پول از طریق خیریه هایی که در ایران بنیاد نامیده می شوند، ارائه کرد. من بیشتر آنها را رد کردم تا اینکه بر سر یکی از آنها به توافق رسیدیم. اطلاع دارید که ما در ژوئن امسال یک قرارداد اسمی و فرمالیته مشاوره با هورتون منعقد کردیم که براساس آن قرار شد ظرف 15 سال، مبلغ 11میلیون دلار به هورتون پرداخت شود. هم چنین مطلع هستید که ما، بر اساس تقاضای آقای یزدی پس از این قرار داد با پرداخت حدود نیمی از مبلغ 11 میلیون دلار و طی دو فقره انتقال وجه از طریق یک حساب بانکی در نیویورک به یک حساب بانکی در شبه جزایر قبرس و جمعا به مبلغ 5.2 میلیون دلار، به اولین بندهای قرارداد عمل می کنیم. و نیز اطلاع دارید که چهار ماه بعد از قراداد اولیه مان، یعنی همین چند هفته پیش، اولین ثمره قرار داد مشاوره خود را با بردن یک پروژه 300 میلیون دلاری در پارس جنوبی به دست آوردیم. البته از جریانات بعدی هم لابد همه اعضا اطلاع دارند که چگونه با مشکوک شدن حسابرس ها به پورسانت غیر عادی ما برای این پروژه ها و جنجال های بعدی رسانه ای، آن ماجرا به دادگاه کشید. من، ریچارد هابرد، به عنوان نائب رئیس اجرایی استات اویل خود را در این رسوایی شریک می دانم و همانند همقطاران خود، رئیس و رئیس اجرایی استت اویل استعفا می دهم.»

عبدی: هدف منفعت بیگانگان بود

عباس عبدی طی یادداشتی با اشاره به خبر محکوم شدن استات اویل نوشت: «اين خبر داراي دو وجه است. وجه اول آن مربوط به نروژ و آمريكاست كه تا چه حد نسبت به تخلف‌هاي شركت‌هاي خويش حساس هستند و آن‌را پيگيري و در نهايت محكوم مي‌كنند، حتي اگر اين شركت‌ها، مقامات خارجي را خريداري كرده باشند تا از اين طريق به منافعي دست يابند، منافعي كه طبعاً و به ظاهر به نفع كشور متبوع آن شركت نيز هست.»

او همچنین در ادامه گفت:«اما وجه دوم اين خبر مهم است كه مربوط به ما مي‌شود. در واقع اخذ چنين رشوه‌اي از طرف يك ايراني منفعتي براي كشور نداشته بلكه با هدف از ميان بردن منافع كشور بوده، ضمن اين كه در هر حال عمل غيرقانوني است، اما در ايران قضيه به هيچ جايي ختم نشد. آن موقعي كه من زندان بودم، ‌امكان پيگيري خبري اين واقعه را نداشتم، اما اجمالاً فهميدم كه اين قضيه فقط موجب يك سفر براي برخی از نمايندگان مجلس و گروهي ديگر شد تا از نروژ بازديدي به عمل آورند. (با اين حساب معلوم است كه نگاه جامعه به فساد اداري و سياسي چگونه خواهد بود؟) نكته‌ي ديگري كه مهم است عدم انتشار رسمي نام مقام رشوه گيرنده در ايران از سوي نروژ و آمريكاست. در حالي كه انتظار مي‌رود كه اين نام از سوي آنان منتشر شود، اما ظاهراً آنان اعتمادي به بی‌طرفی قضايي ايران ندارند كه حتي حاضر نيستند اين نام را اعلام كنند.»

انصراف آمریکا از پیگرد قضایی استات اویل

با وجود اثبات جرم استات اویل و نهایی شدن حکم این شرکت در دادگاه، آمریکا اعلام کرد که با توجه به روند چند سال اخیر این شرکت و اثبات حسن نیت او پیگیری قضایی استات اویل را متوقف خواهد کرد. توقف این پیگیری در حالی بود که تداوم این داستان در جریانات انتخاباتی می توانست تاثیراتی را در فضای خبری ایران با خود به همراه داشته باشد.

دفاع هاشمی رفسنجانی از مهدی

رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام نيز چندي پيش، طی سخنانی به ماجرای استات اویل اشاره و ضمن يادآوري اتهاماتي كه به فرزند خود در اين ماجرا وارد شده بود، گفت: «در آن ماجرا كه برخي از دانشجويان شلوغ‌بازي كردند و قضيه به مجلس كشانده شد ماجرا اين بود كه در داخل استات اويل چند نفر بازي در آورده بودند و بين خودشان پول‌هايي را رد و بدل كرده بودند و همه را به گردن مهدي انداخته بودند درحالي كه پشت اين قضيه اسرائيل بود و مي‌خواست ما را خراب كند.»

به نظر می رسد اکنون این قوه قضائیه است که بايد درستی یا نادرستی این اتهامات را بررسی کند و به حرف و حدیث ها در مورد پرونده جنجالی استات اویل پایان دهد.