هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

 

چهارشنبه 22 آبان 1398 ساعت 15:39 2019-11-13 15:39:39
شناسه خبر : 330050
مستند ایکسونامی برخلاف برخی از مستندهای هم‌طیف‌ش نگاه سطحی و تک خطی به مسئله‌ی انقلاب جنسی ندارد؛ بلکه در تلاش است تا با رعایت تمام اصول فنی مستندسازی اثری پخته را به مخاطب نشان دهد.
مستند ایکسونامی برخلاف برخی از مستندهای هم‌طیف‌ش نگاه سطحی و تک خطی به مسئله‌ی انقلاب جنسی ندارد؛ بلکه در تلاش است تا با رعایت تمام اصول فنی مستندسازی اثری پخته را به مخاطب نشان دهد.
گروه فرهنگی-رجانیوز: مستند ایکسونامی به یقین در ردیف چند مستند برتر تاریخ مستندسازی ایران قرار خواهد گرفت؛ اثری که از دل پژوهش‌های بسیار پدید آمده است و این نکته را یادآور می شود که اصلی‌ترین رکن هر مستندی، پژوهش دقیق و قوی اثر است.
 
به گزارش رجانیوز؛ مستند ایکسونامی برخلاف برخی از مستندهای هم‌طیف‌ش نگاه سطحی و تک خطی به مسئله‌ی انقلاب جنسی ندارد؛ بلکه در تلاش است تا با رعایت تمام اصول فنی مستندسازی اثری پخته را به مخاطب نشان دهد.
 
محوریت قصه‌ی مستند درباره مسئله انقلاب جنسی در آمریکا و وقایع و پیامدهای مرتبط با آزادی‌های فردی در حوزه جنسی و قیاس این مصائب با معضلات جنسی امروز ایران است.
 
خصوصیتی که ایکسونامی را با بسیاری دیگر از مستندها متمایز می کند به آرشیو غنی مستند برمی‌گردد، آرشیوی که احاطه‌ی کارگردان بر تاریخ آمریکا را به رخ منتقدین می‌کشد. فرم خوب و موثق بودن منابع پژوهشی مستند می‌تواند بسیاری از غیرفارسی‌زبانان را هم در برابر ادله‌ی مستند متقاعد کند، به روایتی دیگر کارگردان علی رغم شرقی بودنش توانسته مانند غربی‌ها قصه‌ی انقلاب جنسی آمریکا را روایت کند.
 
 مستند علاوه بر آرشیو غنی و در کارگردانی نیز بسیار دقیق عمل کرده است، کارگردان در طول 100 دقیه‌ی مستند به هدفش می‌رسد و به خوبی مخاطب را با خود تا انتهای مستند می ‌آورد. اصولا تعریف واقعیت در دل قصه یا دراماتیزه کردن مستند کار سختی است که کارگردان از عهده‌اش برآمده است.
 
روایت قصه‌ی مستند از زبان بازیگر فیلم‌های مستهجن است که بنا به دلایلی که در طول مستند ذکر می‌شود از راه اشتباهی که چندین سال رفته برگشته است. 
شاید انتخاب یک بازیگر فیلم مستهجن یا به قول فرنگی‌ها بازیگر فیلم‌های بزرگسال(!) برای روایت این اثر بهترین تصمیم کارگردان بود و باعث شد تا به خوبی بتواند حس و محتوا را به بیننده منتقل کند.
 
کارگردان درباره انتخاب این فرد می گوید:
«یکی از چالش‌های بزرگ مستند همین بود. شایدم بزرگ‌ترینش! اول با جست‌وجو، تعدادی از این خانم‌ها را پیدا کردیم. درباره بعضی از این‌ها مستند ساخته‌شده بود که اطلاعات بیشتری از سوژه‌ها به ما می‌داد. بعد فیلترهای سخت‌گیرانه‌ای برای انتخاب آن‌ها قراردادیم که عملاً خیلی از گزینه‌ها را حذف می‌کرد. چالش بعدی این بود که خیلی از این افراد وقتی متوجه می‌شدند از ایران با آن‌ها ارتباط گرفتیم، دیگر جواب ما را نمی‌دادند. حالا یا می‌ترسیدند یا با فضایی که در ذهنشان ساخته‌شده بود، از ما خوششان نمی‌آمد. ولی به‌هرحال اولین ایمیل رد و بدلی، آخرین ایمیل بود. بعضی‌ها هم قول همکاری دادند ولی وقت اجرا دیگر اثری از آن‌ها نبود.
ابتدا قرار بود میشل مارن در فیلم حضور داشته باشد، ما با او ارتباط گرفتیم، اما دیگر هفت، هشت ماه از او خبری نشد، چراکه اوضاع خوبی نداشت. او یک فرد تنها بود و هیچکس را نداشت. آن موقعی که می‌خواستیم با او کار کنیم به او گفتیم ما اصلا نمی‌خواهیم راه بروی چراکه سانحه‌ای برای او رخ داده و مشکلاتی برایش پیش آمده بود.
 
میشل مارن آخرین بار به من(کارگردان) گفت: من یک فرد تنها هستم که اگر مراقب خودم نباشم، کسی نیست کمکم کند هرچند از اینکه در فیلم حضور نداشت ناراحت بود. ما نهایتا یک خانم آمریکایی را انتخاب کردیم و او هم تنها یک روز در تصویربرداری ما حاضر شد و دیگر نیامد. او هر بار بهانه‌ای می‌آورد این شد که جای راوی در این فیلم بسیار خالی است. البته می‌دانم که «ایکسونامی» اشکالات دیگر هم دارد، به هر حال دنیای مستند همین است.»
 
یکی  دیگر از نقاط قوت مستند تدوین موشکافانه و ریزبینانه اثر است، تدوینی که چه در بخش تیتراژ و چه در بخش هماهنگ کردن صدا و تصویر بسیار موفق ظاهر شده است و در بازه‌های زمانی زیادی از مستند برش‌های چندثانیه‌ای از تصاویر را می‌بینیم که نشان دهنده دقت نظر کارگردان و تدوینگر است.
 
ساختن مستندی درباره تابوترین مسئله اجتماعی راه رفتن بر لبه‌ی تیغ است، آن هم از آن جایی که بخش عمده‌ای از جامعه نگاه رادیکال و محدودی به این قضیه دارند؛ کارگردان اثر در این باره می‌گوید:
«قطعاً جامعه ما ازنظر جنسی، یک جامعه طبیعی نیست. هم آمارها و هم تحلیل‌ها حرف مرا تأیید می‌کند. جامعه‌ای که 20 میلیون نفر در آن زندگی می‌کنند که دسترسی درستی برای تأمین نیاز جنسی‌شان ندارند و کسی هم برای این نیاز کاری نمی‌کند، باید جامعه عادی‌ای باشد؟ آمارهای دیگری هم هست که شاید بهتر باشد خیلی به آن‌ها اشاره نکنیم، ولی قابل‌مطالعه است. البته این را بگویم که نمی‌خواهم سیاه نمایی کنم و بگویم وضع ما از همه‌جا بدتر است و... اتفاقاً وضع ما نسبت به کشورهای دیگر بد نیست ولی نسبت به استانداردهای خودمان افتضاح است.»
 
حرف دیگری که مستند علنا بیان می کند زیر سوال بردن آموزش‌های جنسی است، آموزش‌هایی که در غرب ابتدا با هدف کاهش ناهنجاری‌های جنسی شروع شد اما نتیجه‌ای جز افزایش خشونت‌های جنسی به دنبال نداشته است؛ هیچ یک از این آموزش‌ها منجر به مدیریت تمایلات جنسی جامعه آمریکا نشد و این آموزش ها بیشتر شبیه پوسته‌ای بود که نتوانست حقیقت متعفن جامعه آمریکا را پنهان کند و هر ساله جامعه‌ی آمریکا چندین برابر تلفات جنگ های عراق و افغانستان قربانی جنسی دارد، جامعه‌ای که از دوران کودکی با انواع مسائل جنسی آشنایی دارد، اما آمار ثابت کرده است جرایم جنسی بعد از این قبیل آموزش‌ها خیلی بیشتر از قبل از این آموزش‌ها است.
در جامعه‌ی آمریکا چیزی به عنوان تفکیک جنسیتی وجود ندارد، همه بانوان جامعه به استادیوم می‌روند و حجاب اجباری نیست، اما طبق آمار جرایم جنسی ثبت‌شده و رسمی آن‌ها چندین برابر وقتی است که پوشش و روابط زن و مردشان قانون‌مدارانه بود.
 
مستند ایکسونامی توانست تمام کارهای قوی و ضعیف قبلی درباره مسائل جنسی ایران را جمع‌بندی کند؛ مستند توانست با مقایسه‌ی سیر تاریخی مشابه جوامع ایران و آمریکا اثبات کند که «برداشتن روسری و حجاب تنها شروع ماجرا است.»
 


42
پسندیدم