هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

 

سه شنبه 14 آبان 1398 ساعت 12:50 2019-11-5 12:50:58
شناسه خبر : 329570
انتظار می‌رود فیلمسازان به دور از شعار و با رعایت بهترین تکنیک‌های انتقال محتوا و حس بتوانند جامعه‌مان را از خطری که آینده‌اش را تهدید می کند، اندکی دور کنند.
علت کمرنگ شدن نقش خانواده در سینمای ایران چیست؟

خانواده، موضوعی فراموش شده در سینمای ایران/ از هالیوود یاد بگیرید!

انتظار می‌رود فیلمسازان به دور از شعار و با رعایت بهترین تکنیک‌های انتقال محتوا و حس بتوانند جامعه‌مان را از خطری که آینده‌اش را تهدید می کند، اندکی دور کنند.
گروه فرهنگی-رجانیوز: «همچنان که بدن انسان از سلول‌ها تشکیل شده که نابودی و فساد و بیماری سلول‌ها بطور قهری و طبیعی، معنایش بیماری بدن است و اگر توسعه پیدا کند به جاهای خطرناکی برای کل بدن انسان منتهی می‌شود، همین طور جامعه هم از سلول‌هایی تشکیل شده، که این سلول‌ها خانواده‌اند. هر خانواده‌ای یکی از سلول‌های پیکره‌ی اجتماع و بدنه‌ی اجتماع است. وتی اینها سالم بودند، وقتی اینها رفتار درست داشتند، بدنه‌ی جامعه، یعنی آن پیکره‌ی جامعه سالم خواهد بود.» 
 
به گزارش رجانیوز، پس از آن که بنا شد تا در دهه ۷۰ جمعیت کشور کنترل شود، سیاست های کاهش جمعیت دولت سازندگی نیز مانند بسیاری از سیاست‌های اقتصادی‌اش ابتر و نادرست اجرا شد، به تمام رسانه‌های آن زمان ابلاغ شد و بر اساس قانون تنظیم خانواده که در سال ۷۲ به تصویب رسید وزارت فرهنگ جمعی از فیلمسازان و روزنامه نگاران را به خدمت درآورد تا این سیاست را اجرایی کنند. 
 
همان طور که بمب اتمی آمریکایی ها آینده هیروشیما و ناکازاکی را نابود کرد، پمپاژهای رسانه ای دهه هفتاد هم آینده ایران را تحت تاثیر قرار داد، آینده ای تلخ که اگر فکری به حالش نشود در چند سال آینده ایران را در صدر کشورهای سالخورده دنیا قرار خواهد داد.
 
رهبر معظم انقلاب در مدح جایگاه خانواده می گویند: «خانواده، کلمه‌ای طیبه است. کلمه‌ی طیبه هم خاصیتش این است که وقتی یک جایی به وجود آمد، مرتب از خود برکت و نیکی می‌تراود و به پیرامون خودش نفوذ می‌دهد. کلمه‌ی طیبه همان چیزهایی است که خدای متعال آن را با همان اساس صحیح به بشر اهدا کرده. این‌ها همه کلمه‌ی طیبه است؛ چه معنویات و چه مادیات.»
 
اخیرا دو فیلم بر روی پرده سینما رفته‌اند که هر دو شمشیرشان را برای خانواده و خاصه تقبیح مقام پدر از رو بسته اند؛ «خانه پدری» و «درخونگاه».
 
خانه پدری سعی دارد نقش پدر در خانواده را به عنوان نقشی خشن، غیرمعقول و متعصب جلوه دهد، نقشی که به هیچ عنوان نمی‌تواند وظیفه رهبری خانواده را به پیش ببرد و با یک شک بی‌مورد بحرانی عظیم را در خانواده به وجود می‌آورد.
 
فیلم دیگری که کانون خانواده را به وسیله تغعیف نقش پدر هدف گرفته است درخونگاه نام دارد.
فیلمی که در آن پدر لاابالی پس اندازهای پسرش را خرج می کند، دخترش را به مردی به مسئولیت شوهر می‌دهد و زندگی‌اش را در خماری و نعشگی می گذارند.
 
البته حمله این دو فیلم به نقش پدر و خانواده موضوع جدیدی نیست، از همان اوایل دهه هفتاد جریان موسوم به روشنفکری ترویج موضوعاتی از قبیل فمنیسم، تقبیح خانواده گسترده و ترویج خانواده محدود به این کانون ضربه وارد کرده اند.
 
نکته‌ی جالب ماجرا جایی است که بسیاری از این قبیل فیلم‌ها به بهانه‌ی عبور از سنت و رسیدن به مدرنیته به خانواده حمله می کنند، در حالیکه هم در سینمای کلاسیک غرب که اوج باروری‌اش دهه ۷۰ میلادی است و چه در سینمای مدرن و پست مدرن غرب بسیار بر مفهوم خانواده تاکید می‌شود. 
 
بسیاری از کمپانی‌های بزرگ انیمیشن‌سازی هالیوودی که غالبا برای قشر کودک و نوجوان تولید محتوا می‌کنند، محوریت فیلم‌نامه هایشان بر حفظ اقتدار برای نقش پدر استوار است؛ انیمیشن های شیرشاه، در جستجوی نمو، بامبو، شگفت انگیزان و بسیاری دیگر همگی بر اصالت نقش پدر در خانواده تاکید دارند. بدیهی است از آن جایی که در غرب بحران خانواده وجود دارد، ساختن محتوای این چنینی برای کودک و نوجوان غربی در اولویت است.
 
در قسمت سریال‌های هالیوودی هم شاید معروف‌ترین و قابل‌فهم‌ترین مثال موجود را بتوان برای سریال «بریکینگ بد» زد. سریالی که به زعم بسیاری از منتقدان بهترین سریال تاریخ غرب است، محوریت قصه را روی خانواده بنا کرده است.
 
والتر وایت که معلم شیمی دبیرستان است برای رساندن خانواده‌اش به رفاه، به تولید ماده‌ی مخدر شیشه روی می آورد، او در این راه از هیچ خطری دوری نمی‌کند، چندین نفر را به قتل می رساند، با بیماری سرطانش می جنگد تا تنها خانواده اش احساس آرامش کنند.
 
در سینمای کلاسیک غرب هم بهترین مثال به سه گانه پدرخوانده تعلق می گیرد، سه گانه‌ای که تمام رویدادهای قصه‌اش در بستر محیط خانواده شکل می‌گیرد و کوچکترین کنشی خارج از این محیط ترویج نمی شود.
 
منطقی است که سینمای هالیوود بر طبق هنجارها و عرف‌های جامعه اش فیلم بسازد و سینمای ایران نیز موظف است طبق شرع و اخلاق و عرف خودش فیلم بسازد، مراد از ذکر مثال های بالا رساندن این مفهموم بود که بخش عمده‌ای از سینمای غرب در تلاش است تا دوباره نهال خانواده‌اش را استوار کند، همان نهالی که چند ده سال قبل خودش تیشه به ریشه‌اش زده بود. 
 
انتظار می‌رود فیلمسازان به دور از شعار و با رعایت بهترین تکنیک‌های انتقال محتوا و حس بتوانند جامعه‌مان را از خطری که آینده‌اش را تهدید می کند، اندکی دور کنند.


10
پسندیدم