هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

 

شنبه 11 آبان 1398 ساعت 13:38 2019-11-2 13:38:03
شناسه خبر : 329396
در نقاط مختلف قصه، شخصیت‌های داستان باید تصمیم‌های مهمی بگیرند و مسئله‌های مهمی را حل کنند. قرارگرفتن قهرمان‌های داستان، در این موقعیت‌ها، مخاطب را نیز به چالش می‌کشد و مخاطب نیز توی ذهنش به‌جای قهرمان تصمیم می‌گیرد یا راه‌حل پیشنهاد می‌کند و اگر تصمیم یا راه‌حل قهرمان با تصمیم یا راه‌حل خودش متفاوت بود، او را سرزنش می‌کند و گاهی هم غافلگیر می‌شود.
در نقاط مختلف قصه، شخصیت‌های داستان باید تصمیم‌های مهمی بگیرند و مسئله‌های مهمی را حل کنند. قرارگرفتن قهرمان‌های داستان، در این موقعیت‌ها، مخاطب را نیز به چالش می‌کشد و مخاطب نیز توی ذهنش به‌جای قهرمان تصمیم می‌گیرد یا راه‌حل پیشنهاد می‌کند و اگر تصمیم یا راه‌حل قهرمان با تصمیم یا راه‌حل خودش متفاوت بود، او را سرزنش می‌کند و گاهی هم غافلگیر می‌شود.
بسیاری از آثار هنری را که می‌بینی، فارغ از محتوا و شکلشان، داد می‌زنند که چقدر برای آن‌ها وقت و انرژی صرف شده. از رنگ و روی اثر هویداست که سازندگان اثر چقدر وسواس برای تولید آن به‌خرج داده‌اند و از همین رو، وقتی احساس می‌کنی برای یک اثر مایه گذاشته شده، آن کار به دلت می‌نشیند.
 
در این مقال قصد دارم دربارۀ فیلمی سخن بگویم که پیدا بود با حوصله و وسواس تولید شده. پیدا بود آشپزش برای تهیۀ محتویات آن غذا، وقت و انرژی صرف کرده و بعد، آن را بار گذاشته و خوب صبر کرده تا بپزد و جا بیفتد. گاهی هم همش زده تا ته نگیرد. دست‌آخر هم حسابی خوشگلش کرده و پیش روی مخاطب گذاشته تا با ولع بخورد و کیف کند.
 
«منطقۀ پروازممنوع» داستان چند نوجوان است که در کنار فعالیت‌های روزمره‌شان به کار علمی نیز مشغولند. آن‌ها به‌شکلی اتفاقی خود را درگیر در داستان پیچیده‌تری می‌یابند که از قضا، قدری هم جنایی است. آن‌ها به‌جای فرار از خطر، سعی می‌کنند خودشان وارد گود شده و از پس ماجرا برآیند و درگیر آن می‌شوند.
 
اولین نکته‌ای که دربارۀ این فیلم وجود دارد این است که فیلمنامۀ خوبی دارد. داستان، به خودی خود، پرکشش و جذاب است. داستان قهرمان دارد. ضدقهرمان دارد. تقابل قهرمان و ضدقهرمانش خوب از آب درآمده است. ماجراجویی دارد. تعلیق دارد. اوج دارد. فرود دارد. پایان‌بندی خوب دارد و الخ. این داستان، حتی اگر در قالب فیلم و تصویر هم در نمی‌آمد و فقط مکتوب بود، باز هم جذابیت لازم را داشت.
 
اگر از من بپرسند مهم‌ترین ویژگی این فیلم چیست، پاسخ خواهم داد: «چالش تصمیم‌گیری و حل مسئله». در نقاط مختلف قصه، شخصیت‌های داستان باید تصمیم‌های مهمی بگیرند و مسئله‌های مهمی را حل کنند. قرارگرفتن قهرمان‌های داستان، در این موقعیت‌ها، مخاطب را نیز به چالش می‌کشد و مخاطب نیز توی ذهنش به‌جای قهرمان تصمیم می‌گیرد یا راه‌حل پیشنهاد می‌کند و اگر تصمیم یا راه‌حل قهرمان با تصمیم یا راه‌حل خودش متفاوت بود، او را سرزنش می‌کند و گاهی هم غافلگیر می‌شود.
 
به‌همین‌دلیل فیلم برای مخاطب نوجوان بسیار جذاب خواهد بود. مخاطب نوجوان هم دوست دارد در موقعیت‌های تصویرشده در فیلم قرار بگیرد و هم دوست دارد تصمیم‌گیری‌اش را محک بزند.
 
چند سال پیش، رُمانی از نویسنده‌ای خواندم که بعد از آن رمان مشهور شد. رمان بدی بود. در مقدمۀ کتاب نوشته بود این رمان را چهل‌روزه تمام کردم. خاطرم هست وقتی کتاب تمام شد، توی جلدش نوشتم: «رمانی که چهل‌روزه نوشته شود، بهتر از این هم نمی‌شود.»
 
بله. بسیاری از آثار هنری را که می‌بینی، فارغ از محتوا و شکلشان، داد می‌زنند که چقدر برای آن‌ها وقت و انرژی صرف شده. از رنگ و روی اثر هویداست که سازندگان اثر چقدر وسواس برای تولید آن به‌خرج داده‌اند و از همین رو، وقتی احساس می‌کنی برای یک اثر مایه گذاشته شده، آن کار به دلت می‌نشیند.
 
در این مقال قصد دارم دربارۀ فیلمی سخن بگویم که پیدا بود با حوصله و وسواس تولید شده. پیدا بود آشپزش برای تهیۀ محتویات آن غذا، وقت و انرژی صرف کرده و بعد، آن را بار گذاشته و خوب صبر کرده تا بپزد و جا بیفتد. گاهی هم همش زده تا ته نگیرد. دست‌آخر هم حسابی خوشگلش کرده و پیش رویمخاطب گذاشته تا با ولع بخورد و کیف کند.
 
«منطقۀ پروازممنوع» فیلمی نوجوان به تهیه‌کنندگی حامد بامروت‌نژاد و و نویسندگی و کارگردانی امیر داسارگر است.
 
این فیلم داستان چند نوجوان است که در کنار فعالیت‌های روزمره‌شان به کار علمی نیز مشغولند. آن‌ها به‌شکلی اتفاقی خود را درگیر در داستان پیچیده‌تری می‌یابند که از قضا، قدری هم جنایی است. آن‌ها به‌جای فرار از خطر، سعی می‌کنند خودشان وارد گود شده و از پس ماجرا برآیند و درگیر آن می‌شوند.
 
اولین نکته‌ای که دربارۀ این فیلم وجود دارد این است که فیلمنامۀ خوبی دارد. داستان، به خودی خود، پرکشش و جذاب است. داستان قهرمان دارد. ضدقهرمان دارد. تقابل قهرمان و ضدقهرمانش خوب از آب درآمده است. ماجراجویی دارد. تعلیق دارد. اوج دارد. فرود دارد. پایان‌بندی خوب دارد و الخ. این داستان، حتی اگر در قالب فیلم و تصویر هم در نمی‌آمد و فقط مکتوب بود، باز هم جذابیت لازم را داشت.
 
تولید اثر برای نوجوان کار بسیار سختی است و مستلزم شناخت روحیات و نیازهای نوجوانان است. «منطقۀ پروازممنوع» اثری است که مستظهر به مطالعۀ روحیات نوجوانان و نیازهای آنان است و این ویژگی به‌وضوح در فیلم به چشم می‌آید. 
 
اگر از من بپرسند مهم‌ترین ویژگی این فیلم چیست، پاسخ خواهم داد: «چالش تصمیم‌گیری و حل مسئله». بله. به‌نظر من، فارغ از همۀ ویژگی‌های خوب فیلم، مهم‌ترین ویژگی این فیلم برای مخاطب نوجوان، این است که در این فیلم نوجوان با چالش «تصمیم‌گیری» و «حل مسئله» مواجه است
 
در نقاط مختلف قصه، شخصیت‌های داستان باید تصمیم‌های مهمی بگیرند و مسئله‌های مهمی را حل کنند. قرارگرفتن قهرمان‌های داستان، در این موقعیت‌ها، مخاطب را نیز به چالش می‌کشد و مخاطب نیز توی ذهنش به‌جای قهرمان تصمیم می‌گیرد یا راه‌حل پیشنهاد می‌کند و اگر تصمیم یا راه‌حل قهرمان با تصمیم یا راه‌حل خودش متفاوت بود، او را سرزنش می‌کند و گاهی هم غافلگیر می‌شود.
 
به‌همین‌دلیل فیلم برای مخاطب نوجوان بسیار جذاب خواهد بود. مخاطب نوجوان هم دوست دارد در موقعیت‌های تصویرشده در فیلم قرار بگیرد و هم دوست دارد تصمیم‌گیری‌اش را محک بزند. 
 
جالب اینجاست که قهرمان‌های این داستان هم گاهی اشتباه می‌کنند. این مسئله فیلم را باورپذیرتر می‌کند؛ اما مهم‌تر از باورپذیری فیلم، افزایش سطح درگیری مخاطب با قهرمان در اثر این اشتباهات است. مخاطب یک عنصر منفعل نیست که باید بنشیند و از قهرمان فیلم الگوگیری کند. خیر.
 
مخاطب، قهرمان را می‌بیند. به‌جایش تصمیم می‌گیرد. تصمیم‌های درستش را می‌ستاید و او را بابت تصمیم‌های غلطش سرزنش یا بازخواست می‌کند. و این خیلی مهم است. البته شاید کسی بگوید این ویژگی همۀ فیلم‌هاست که به‌نظر من این‌گونه نیست. حتی اگر بسیاری از فیلم‌ها این‌گونه باشند، این ویژگی در این فیلم بسیار پررنگ است. 
 
درکل به‌عنوان یک مخاطب، این فیلم را دوست داشتم. البته نقاط ضعف جزئی‌ای نیز در فیلم وجود داشت که به خوبی‌های بسیارش در.