هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
سه شنبه، 12 شهريور 1398
ساعت 15:48
به روز شده در :
سه شنبه 12 شهريور 1398 ساعت 15:47 2019-9-3 15:47:10
شناسه خبر : 326458
با استانی شدن انتخابات ارتباط مردم با حاکمیت کم می‌شود، بدین معنا که رابطه مردم با نمایندگان با توجه به گستردگی حوزه انتخابیه و به ویژه در شهرستانها و روستاها کاهش می یابد و نارضایتی مردم را به همراه خواهد داشت.
با استانی شدن انتخابات ارتباط مردم با حاکمیت کم می‌شود، بدین معنا که رابطه مردم با نمایندگان با توجه به گستردگی حوزه انتخابیه و به ویژه در شهرستانها و روستاها کاهش می یابد و نارضایتی مردم را به همراه خواهد داشت.
 
به گزارش رجانیوز به نقل از فارس، عابد گل‌کرمی فعال دانشجویی و مسئول سابق بسیج دانشجویی دانشگاه خوارزمی طی یادداشتی با عنوان « بایسته‎ها، بازدارنده‌‏ها و پیامدهای استانی‌شدن انتخابات مجلس شورای اسلامی نوشت: مجلس شورای اسلامی رکن اصلی نهاد قانون‌گذاری در کشور است که از نمایندگان منتخب مردم تشکیل شده‌است. بر پایه فصل ششم قانون اساسی این نهاد از قدرت بالایی در حوزه تصمیم‌‏گیری، نظارت تا اجرا دارد.
 
سیری در چهار دهه تجربه پارلمانتاریسم در کشور نشان می‌‏دهد این نهاد نتوانسته است به فراخور ظرفیت‏‌های قانون اساسی و قدرتی که از آن برخوردار است منشأ تحول و اثرگذاری باشد. بخشی از این ضعف از یک سو به پیچیدگی ساختار نظام حقیقی قدرت در کشور و بخش دیگر نیز به برگزیدگان یا نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی بر می‎گردد.
 
از آنجا به دست آوردن کرسی مجلس برای نامزدها یا حفظ آن توسط نمایندگان مستقر نخستین الویت بیشینه (یا همه) آنها به شمار می‌‏رود. توجه به نیازها و تحولات حوزه انتخابیه به‌عنوان خاستگاه ترقی آنها در سلسله مراتب قدرت بر مسائل و چالش‌‏های ملی ارجحیت می‌‏یابد. از این‌رو، اولویت‏های ملی و راهبردی در مقیاس ملی، تحت الشعاع مقیاس خرد و محلی یا همان حوزه انتخابیه فرد برگزیده قرار می‏ گیرد.
 
از دیگر سو، شوراهای محلی شهر و روستا نیز به‌واسطه مشخص نبودن جایگاه قانونی و حقوقی و تجربه ناموفقی که از خود طی چند دوره اخیر به دست داده ‏اند ناتوان از تأمین و پیگیری مطالبات محلی مردم بوده ‏اند. از این رو، بازتعریف شیوه انتخاب نمایندگان که به صدرنشینی و اولویت مسائل ملی بر مطالبات محلی بیانجامد و شوراها نیز در جایگاه یکی از ارکان تصمیم ‏گیری در مقیاس محلی بتوانند مؤثر واقع شوند، گریزناپذیر است. بر بنیاد چنین دغدغه ‏هایی طی چندین دوره از فعالیت‏های مجلس طرح استانی شدن انتخابات مجلس شورای اسلامی در دستور کار مجلس قرار داشته است.
 
اکنون روشن است استانی شدن انتخابات که به نوعی در مقابل سیستم شهرستانی فعلی مطرح شده همچون هر طرح دیگری موافق و مخالفانی دارد که هرکدام بر جنبه هایی از آن انگشت گذاشته و در رد یا قبول آن اظهار نظر می کنند. در این پیوند و برای پاسخ به پرسش طرح شده، نخست مزایا و معایب طرح مطرح و در پایان نظر نهایی ارائه خواهد شد.
 
مزایا:
 
1- استانی‌شدن انتخابات باعث می شود تا وکلای ملت از سطح بالاتری مسائل را رصد کرده و با نگاه ملی به قانونگذاری بپردازند. به¬نظر می¬رسد این موضوع مهمترین هدفی باشد که طرح استانی شدن انتخابات برای آن مطرح شده و امید می رود در سایه آن کیفیت انتخاب نمایندگان ارتقاء پیدا کند و نماینده از مسائل جزئی و شهرستانی به مسائل ملی بپردازند. انتظار می رود با استانی شدن انتخابات به رهاسازی نمایندگان از امور جزئی و اهتمام به امور کلان قانونگذاری منتهی می شود.
 
2- استانی شدن انتخابات موجب تقویت فرهنگ تحزب در کشور می شود و یا نتیجه بلندمدت آن پا گرفتن احزاب در کشور است. این طرح باعث می¬شود انتخابات از حالت فردی خارج شده و لیست-های انتخاباتی جایگزین آن شود.
 
3- استانی شدن از رفتارهای پوپولیستی و پول¬پاشی¬ها در شهرستان¬ها و تبلیغات تعریف¬نشده در جریان انتخابات جلوگیری می کند.
 
4- در شرایط فعلی نمایندگان در عزل و نصب¬ها و مسائل جزئی دستگاه های اجرایی کشور بیش از اندازه دخالت دارند. با استانی¬شدن انتخابات پیش¬بینی می¬شود این دخالت ها کاهش و نمایندگان بر وظیفه ذاتی خودشان که همانا تقنین و نظارت بر دستگاه¬های اجرایی است متمرکز شوند.
 
5- حذف طایفه گرایی، قبیله گرایی و دنبال کردن منافع قشر خاص در شهرستانها از دیگر مزایایی این طرح می تواند باشد.
 
6- عصبیت های محلی ناشی از همارودهای غیرسازنده ها نامزدها کاهش می یابد و به نظر می رسد امنیت عمومی مردم در شهرستانها به وقت انتخابات به نسبت سیستم فعلی کاهش یابد.
 
معایب:
 
1- با استانی شدن انتخابات ارتباط مردم با حاکمیت کاهش یابد، بدین معنا که رابطه مردم با نمایندگان با توجه به گستردگی حوزه انتخابیه و به ویژه در شهرستانها و روستاها کاهش می یابد و نارضایتی مردم را به همراه خواهد داشت، چرا که انتخابات شهرستانی فعلی با اینکه دچار مشکلاتی مانند خرید رأی، پول پاشی، غلبه صبغه محلی- طایفه گرایی است اما گویای رأی مردم محلی است و مردم نماینده را همچون کسی می بینند که می تواند مطالبات محلی آنان را در سیستم به شدت متمرکز و کُند کشور تحقق بخشد. از این رو، استانی شدن انتخابات به کمرنگ شدن هرچه بیشتر افراد دور از مرکز در تصمیمات و به نوعی به انزوای بیشتر این نواحی خواهد انجامید و در گسترش شکاف سیاسی مردم و حاکمیت کمک می کند.
 
2- یکی دیگر از ضعف های استانی شدن انتخابات نداشتن زیرساخت و بستر مناسب در سطوح پایین تر و یا نبود یا ضعف نهادهای جایگزین دیگر برای پیگیری و تحقق خواسته های محلی است. شوراهای محلی یا پارلمان های شهری در نظام مدیریتی کشور که می¬باید در صورت انتخاباتی¬شدن استان¬ها فعال شوند غیر فعال هستند و ناتوان از مسئولیت واگذار شده در شرایط فعلی می باشند.
 
3- در استانی شدن انتخابات چون بر احزاب و ائتلاف های سیاسی استوار است از این رو بسترها برای راهیابی افراد فاقد شهرت اما متخصص و متعهد به قوه مقننه از بین می¬رود و گردش نخبگانی در سیستم مدیریتی کشور تحقق پیدا نمی¬کند که این برای آینده کشور تهدید خواهد بود.
 
4- انتخابات استانی در حوزه های بزرگ تر به انتخاب نمایندگانی می انجامد که از جمعیت بیشتری برخوردارند که در این صورت همیشه شهرهای بزرگ  تعیین کننده خواهد بود و توجه به شهرهای کوچک تر کمتر خواهد شد که در بلندمدت می تواند به توسعه نامتوازن مناطق بینجامد.
 
5- در شرایط فعلی که احزاب بیشتر به هیئت های مذهبی می مانند و غیرفعال هستند، نمایندگان انتخاب شده پاسخگو نبوده و مجلس کارآمد تحقق پیدا نمی کند.
 
6- استانی شدن انتخابات منجر به کاهش مشارکت می شود و از آنجا که یکی از دلایل اصلی که در شهرهای کوچک منجر به حضور حداکثری آنها در انتخابات می شود سطح ارتباط آنها با نامزدها بوده است که در این صورت این سطح از ارتباط با استانی شدن بیشتر می شود و احساس مسئولیت و انگیزه افراد را در شرکت در انتخابات نسبت به گذشته به مراتب کاهش می یابد.
 
7- یکی از دیگر از پیامدهای منفی این طرح وجوه امنیتی آن است، از آنجا که کشور ایران از یک بافت ناهمگن قومی و مذهبی به ویژه در مناطق مرزی با امتدادی فرامرزی برخوردار است. از این رو، این طرح بر ناحیه گرایی مذهبی و زبانی مناطقی که در حاشیه با مرکز واگرایی دارند دامن بزند و ضمن اختلافات قومی – قبیله‌ای امنیت استانهای مرزی تحت الشعاع این موضوع قرار بگیرد.
 
نتیجه آنکه:
 
هرچند دغدغه طراحان اصلی طرح استانی¬شدن انتخابات تمرکز نمایندگان بر مسائل کلان و ملی کشور است و همزمان دنبال مجلسی کارآمد، سیاسی و فعال هستند اما نمی توان به بهای دستیابی به این اهداف از نقاط قوت سیستم شهرستانی بودن انتخابات همچون احساس مردم در تاثیرگذاری بر سرنوشت خود، احساس نزدیکی بیشتر مردم با مجلس و غیره هم چشم پوشید.
 
با علم به نقاط ضعف سیستم فعلی، استانی شدن انتخابات باید ضمن تحت پوشش قراردادن احساس مردم در تعیین سرنوشت خویش، بایستی مکانیزم¬های کارایی برای تحقق خواست¬های محلی بیندیشد. بنابراین، لازمه چنین طرحی کاهش تمرکزگرایی فعلی و فعال¬شدن استان¬ها در امورات جاری سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و...، فعال¬شدن احزاب، فرهنگ حزبی و رقابت آنها به معنای واقعی، فعال¬شدن نهادهایی برای پیگیری و تحقق خواست¬های محلی در سطوح پایین تر نظیر شوراهاست.
 
گذشته از این، به نظر می رسد محوریت این طرح بر تحزب و تقویت احزاب استوار است. اما به دلایل متعدد احزاب موجود، از کارآمدی لازم برای این مهم توانمند نیستند. از دیگر سو، برخاسته از موقعیت ژئوپلیتیک کشورمان، تنوع فرهنگی (زبانی و مذهبی) کشور، احتمال تشدید تنش با برخی قدرت‏های منطقه ‏ای و فرامنطقه ‏ای و برخی محدودیت‏ها در مقیاس استانی را به وجود آورد که پیامدهای آن هنوز برای کارشناسان ناشناخته است. بر این اساس، توصیه می ‏شود این طرح از یک سو مورد واکاوی قرار گیرد به گونه ای که به کارآمدی مجلس بیانجامد.
 
از دیگر سو، از آنجا که برخی پیامدهای امنیتی آن هنوز ناشناخته است توصیه می‏شود این طرح در استان‏هایی که از نظر زبانی و مذهبی مباحث واگرایی و ناحیه‏گرایی با مرکز ندارند، به صورت آزمایشی در قالب تواناسازی احزاب پاسخگو اجرایی شود. از آن پس در صورت موفق بودن ضمن مطالعه و راهکاریابی ابعاد مختلف آن در سراسر کشور عملیاتی شود.