هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
يكشنبه، 10 شهريور 1398
ساعت 10:44
به روز شده در :
يكشنبه 23 تير 1398 ساعت 13:33 2019-7-14 13:33:41
شناسه خبر : 323304
دکترخزعلی گفت: در دوره اصلاحات برنامه ریزی هایی شد که بالغ بر 150 مورد برنامه ریزی سازمان ملل در تغییر فکر روش و منش زنان جامعه ایران را می بینیم از مدیران و مسئولین تا معلمان و... که برایشان دوره های آموزش از طریق سازمان ملل داشتند.
دکترخزعلی گفت: در دوره اصلاحات برنامه ریزی هایی شد که بالغ بر 150 مورد برنامه ریزی سازمان ملل در تغییر فکر روش و منش زنان جامعه ایران را می بینیم از مدیران و مسئولین تا معلمان و... که برایشان دوره های آموزش از طریق سازمان ملل داشتند.
گروه اجتماعی-رجانیوز: القای ول‌انگاری های فرهنگی به نام آزادی، تضعیف نهاد خانواده و تهاجم فرهنگی از مسائلی است که مدت‌هاست ذهن دغدغه مندان در حوزه های فرهنگی و اجتماعی را به خود مشغول کرده است. رجانیوز در خصوص پوشش زن در آیین های مختلف و تغییر نگاه به زن پس از رنسانس و هدف دشمن از حمله به جایگاه خانواده با دکتر کبری خزعلی استاد دانشگاه و قائم مقام رئیس شورای فرهنگی اجتماعی زنان به گفت و گو نشسته است که در ادامه مشروح آن را در اختیار مخاطبین قرار داده شده است. 
 
به نظر حضرتعالی آیا حجاب و پوشیدگی در فطرت و جان و روح انسان ها ریشه و نهادی مستحکم دارد یا مسئله ای است که القا شده است؟
بله. بر اساس آیه قرآن کریم «فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفًا  فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا»، آفرینش انسان مبتنی بر فطرت خدا خواهی و خداجویی است که به سوی او در حرکت می کند و همواره در حال حرکت به سوی محبوب مطلق است.  إنا لله وإنا إليه راجعون‎ یعنی اینکه از او هستیم و به سوی او بر می گردیم و روح و جان ما برگرفته از نفخ روح الهی است و این نیاز ما است که به سوی خدا و رشد و کمالی که ما از او می طلبیم توجه کنیم. همه انسان ها برای این مسیر هدایت آفریده شده اند و طالب آن نیز هستند. خداوند می فرماید فَطَرَ النَّاسَ یعنی نه مومنین، نه شیعان و نه مسلمین بلکه کل انسان ها فطرتا به سوی کمال و نیکی در حرکت هستند و عالی ترین حد و مرز این کمال و راه نجات را در افکار و ادیان مختلف پیدا می کنند و باعث تفاوت هایی در برداشت ها و عملکردها می شود.
 
بنابراین پوشش در همه ادیان ها و آیین ها با این نگاه که در فطرت انسان ها این نیاز وجود داشته پاسخ داده شده است و مبتنی بر نیاز پوشش ترسیم و تدوین شده و برای آن احکام و ضوابطی قرار داده شده است. این نوع پوشش که برای زنان ویژگی های خاصی دارد و همراه با حجاب، عفاف و وقار است، دورباشی در درون انسان ها است که هاله ای از عفاف را دور وجود زن می گیرد و زن را حفظ می کند و احتمال نگاه ابزاری و تفننی به زن را پیشگیری می کند. بنابراین کرامت انسانی زن حفظ می شود و در جایگاهی با کرامت امن و با ثبات واقع می شود. در واقع حجاب لباس حفظ تشخص زن در اجتماع است، تا به دلیل جذابیت هایی که دارد نگاه ابزاری به زن نشود و روابط اجتماعی را بر محور عفاف، عاطفه، علم و ارزش ها استقرار ببخشد و این نیز در همه ادیان ها وتمدن ها وجود داشته و از آن به عنوان یک ارزش یاد می شده است. بی حجابی تنها برای بردگان، افراد حقیر و زیر دستانی بوده است که مورد سوء استفاده ابزرای واقع می شدند، با زیر دست به نحوی برخورد می شد که گویا برده جانش هم برای ارباب است و ارزش وجودی آنها در حدی بوده که با هرنگاهی و با هر نوعی برخوردی، با آنها رفتار شود اما برای انسان های آزاده و زنان محترم به هیچ وجه در هیچ یک از ادیان این نوع نگاه ابزاری نبوده و زن در هاله ای از حجاب، عفاف و حیا، حضور اجتماعی داشت.
 
کامل ترین این پوشش ها در دین حضرت موسی و عیسی و بالاترین حد کمال در دین اسلام است که به صورت مجموعه ای در آیات سوره نور و احزاب به آن اشاره شده و نوع گفتار، رفتار و منش اجتماعی زن را مشخص کرده است. 
 
از چه زمانی بشیریت از این نگاه به زن دور شد؟
این تغییر را از زمان رنسانس شاهد هستیم. از از آن زمان تغییری در نگاه به بشریت با عنوان انسان محوری و نگاه به سکولاریسم شروع شد و جهت گیری ها نسبت به دین و مقابله با دین آغاز شد. در دوران رنسانس با این هدف که در پی این تغییر فکری و مبارزه با دین، جامعه سکولار می شود و در این راستا از وجود زن به عنوان ابزرا توسعه سود و سرمایه برای سرمایه داران استفاده می شود، نگاه به زن به عنوان یک مهره و کالا را آغاز شد. شهید مطهری بسیار زیبا  این موضوع را توصیف کرده اند که در دوران جاهلیت اولا (اول) در قبل از اسلام زن یک شیء و کالا بود. زن برای مرد و در اختیار مرد بود و حتی به صورت ارث به فرزندان  می رسید. قبل از اسلام، مادر به عنوان یک ابزاری به پسر خود به ارث می رسید و در  تملک آن در می آمد. در جاهلیت اخری (دنیای مدرن امروز) امکاناتی به زن داده شد و زن به عنوان یک شخصی که دارای بها و ارزشی به جهت تولید سرمایه و لذت است، یاد شد. بنابراین آن شیء بود و این شخص در خدمت تولید و سرمایه دار و لذت و تفنن برای مردان است. اما انقلاب اسلامی با رویکرد دینی با هر دو نگاه مقابله و مبارزه می کند و زن را یک شخصیت دارای کرامت در مسیر سیر و کمال که هم برای خود رشد می آورد و هم برای مردان جامعه و زمینه اروج را فراهم می کند، می بیند. بنابر این مدیریت، مادری کل بشیریت و تربیت نیروی انسانی بر عهده زن است و در این مسیر لازم است خود عالی ترین درجه رشد و کمال را داشته باشد اگرنه ذات نایافته از هستی بخش کی تواند که شود هستی بخش. رشد کمالی زن بزرگترین هدف است و شخصیت او برای حضور در اجتماع با بروز علمی، فکری و ارزشی مطرح است بدون بروز نگاه جنسی و ابزاری.
 
با این رویکرد، سکولارها در دوران رنسانس و بعد از آن جامعه صهیونیستی سرمایه داران، وارد تغییرات در جوامع بشری شدند. بزرگترین دشمنان سرمایه داران سکولار زن هایی بودند که با حیا و عفاف، با دورباشی که داشتند کرامت خود را حفظ می کردند و محیط کار و کانون خانواده را مدیریت و مهندسی می کردند. حضور زنان همراه با حجاب و عفاف بود و در کانون گرم خانواده، استقراری انسان های مستقل را رقم می زدند که به نفع جریان سرمایه داری نبود. بنابراین آنها سعی کردند با این کانون تولید نیروی انسانی مستقل، با نشاط، شاداب و آزاده مبارزه کنند. از همان زمان با دعوت از زن به بهانه حضور اجتماعی، اشتغال، حق و حقوق و به با عنوان زن مستقل، او را از کانون گرم خانواده و از بهترین حامیان آن جدا کردند و به جای مدیریت نیروی انسانی مبتکر، خلاق، شجاع و فعال او را در راستای تولید ابزار در جامعه مشغول کردند که وجود زن بی حجاب نیز ابزاری در دست مردان شود و در جهت انواع رویکرد های تفننی و تبلیغ کار و در راستای درآمد و سوددهی از زن استفاده شود. سرمایه داران و صهیونیسم جهانی زن را جدای از خانواده می‌خواهند و وجود خانواده برای آن ها مضر است زیرا وجود خانواده، ازدواج، فرزندآوری و... با سود وسرمایه مغایرت دارد.
 
پس از زمان رنسانس تغییر نگاه ها به پوشش شروع به تغییر کرد.
بله. پس از رنسانس این نگاه تغییر کرد و برای اینکه بتواند جایگاه پیدا کند و با فطرت خدای جوی انسان ها بازی کرد، این نگاه سکولار شروع به بازی با همه ادیان کرد و به تحریف ادیان از بینش ها و نگرش ها و مبانی نظری ادیان پرداخت و سپس در روش ها و عملکرد که شامل احکام و بُعد اخلاق می شود، تغییر رفتار را به وجود آورد.  با استفاده از این موراد و با ایجاد تزلزل و شک و شبهه، تغییرات را ایجاد کرد. تنها دینی که توانست مستحک حضور پیدا کند و بروز اجتماعی داشته باشد و انقلاب به وجود آورد، اسلام و به ویژه شیعه است که جلوه های آن را در ایران مشاهده می کنیم. انقلاب اسلامی با حفظ همه ارزش ها، عقاید و احکام به وجود امده است. در بقیه ادیان توانسته اند تغییر را در اعتقادات و رفتار ایجاد کنند و این تغییر از نگرش و بینش ها آغاز شده و منجرب به تغییر در منش و شخصیت فرد و در نهایت در تغییر جامعه منجرب شد. جامعه تغییر یافت و جامعه ای که به اصطلاح پیرو حضرت عیسی و موسی هستند به گونه ای شد که شاهد هستیم.  میبینیم که بسیار با ارزش و آرمان های این ادیان فاصله گرفته است و به تدریج مریم مقدسی که تا سالها نماد مادری در هاله ای از قداست و پوشش و حیا بود به صورت نیمه برهنه ترویج و تبلیغ می شود.
 
در یک دوره ای از تاریخ ایران به ترویج فرهنگ برهنگی پرداختند اما با توجه به مقاومت مردم این کار صورت نگرفت -مثل دوره پهلوی که اوج گرفت- به نظر شما پهلوی ها در چه راستایی رو به مبارزه با حجاب اوردند یعنی آیا صرفا کپی فرهنگ غربی را دنبال می کردند یا اینکه خط گرفته از یک جریان بودند برای به حاشیه بردن شیعه و مذهب تشیع؟
 
در رویکرد تغییر جهان بر اساس الگوی توسعه که قبل از انقلاب به نام الگوی مدرنیته بود - در ترکیه آتاترک و در ایران رضا خان و... که انجام شد- شیوه به این صورت است که ابتدای باید از نهاد مقدس دین و نهاد مقدس خانواده در ابتدا تقدس زدایی بشود و به اصلاح مبارزه با دین انجام شود و تردید در اعتقادات و تردید در احکام به وجود بیاورند و به تدریج همه دین را از بین ببرند برای اینکه الگوی سکولار غرب اجرایی و منافع غرب تامین شود، همانطور که اکنون در کشورهای غربی انجام می شود. در زمان قاجار و رضاخان و محمدرضا این الگوی مدرنیته وجود داشت. پس از انقلاب نیز در برنامه توسعه اول تا ششم نماد الگوی توسعه غربی را می بینیم که نگرش مادی و سرمایه داری به زن دارند و او را از روح خانواده بودن جدا کردند که خود غربی ها هم مثل خانم شارن اسلیتر اشاره می کنند به نابودی خانواده و دکتر هوارد گاردنر جنگ علیه خانواده را بیان می کنند.
 
چرا خانواده باید نابود شود؟
علتش این است که برنامه ریزی برای تغییر شکل جامعه بر اساس نگاه صهیونیستی  باید طوری انجام شود که نگاه شرقی و مخصوصا اسلامی که بیش از یک میلیارد و 750 میلیون جمعیت دارند و فکر، علم و تکنولوژی آن ها که مورد اعتراف خود غرب نیز است از بین برود و نگاه صهیونیست جهانی بر انسان های مطلوب حاکم بشود. این  نگاه به دنبال این است که انسان های محدود بر روزی زمین بماند و اغلب انسان های دیگر نابود شوند. برای حاکم شدن این مسئله روش های مختلفی را به کار بردند و از طریق جنگ، کنترل جمعیت، بیو تروریسم و مسائل اقتصادی حمله کردند اما بی شک که موفق نمی شوند مگر از طریق از بین بردن اخلاق و خانواده و با تغییر فرهنگ و تغییر فکر انجام شود و مهم ترین بعد این تغییر بدین صورت است که توجه جامعه از تشکیل خانواده برداشته شود وزن ها همه همه همت خود را به اشتغال و حضور اجتماعی بدون پوشش مناسب بگمارند تا نیاز های درون خانواده به درون جامعه سوق داده شود و زن و مرد بدون تشکیل خانواده نیازهای خود را خارج از خانواده با روش های  انحرافی و غزق فساد و فحشا برآورده کنند و به سمت سرمایه داری و سود آوری برای صاحبان کارخانه و صنعت به ویژه صنعت مد جهت داده شوند و زن هم دراینجا عواطف و جاذبه های آن بازیچه و مهره دست سیاستگذاران شود که از وجود زن با نگاه ابزاری برای نابودی مردان جامعه استفاده کنند.
 
مسئله نفوذ را بیان کردید لطفا آن را بیشتر توضیح دهید و این مسئله ای که کشورهای دیگر بر ضد حجاب فعالیت می کنند لطفا نقش کشورهای خارجی را ضد حجاب بررسی بفرمایید.
 
نفوذ از زمان قاجار آغاز شد و شاهدیم که در دوران محمدرضا پهلوی بدتر نوع استعمار و استثمار با برنامه ریزی تغییر فرهنگ برای سلطه بر ایران و برده سازی از مردم ایران به وجود آمد که این برنامه نیز انقلاب سفید شاه و مردم نام داشت. در این برنامه اجرایی که تغییر هویت، فرهنگ و اقتصادی ایرانی گنجانده شده بود و با انقلاب اسلامی متوقف شد. اگر چه برخی از افراد در اواخر دوره محمد رضا شاه تغییراتی کرده بودند اما فطرت آنها پاک باقی مانده بود و در انقلاب اسلامی متجلی شد. لذا نتوانستند به اهداف خود برسند.
 
بعد از انقلاب در دهه اول این نفوذ متوقف شد و با رهنمودهای حضرت امام جلوی آن گرفته شده بود اما در دهه دوم انقلاب و در دوره کارگزاران هم زمان با اجرای برنامه توسعه اول تا توسعه ششم تلاش شد تا تغییراتی در برنامه به وجود اورند و پس از آن تلاش شد در کنار مسئولین عالی رتبه نظام تقریبا قرار بگیرند و از درون خانواده این افراد عضو گیری کنند و در مواردی نیز توانستند موفق عمل کنند و نتیجه آن حضور کارشناسان غیر متعهدی بود که به مسئولین متعهد آمار اشتباه می داند و جریان کشور را به سمت نفع خود می برند و باعث می شدند چرخش ها و کوتاه آمدن هایی انجام می شد که به ضرر زن بود همانطور که در برنامه اول، حرکتی که برای زن ها کردند به جای بالا بردن رشد شخصیتی و اجتماعی و کرامت او تلاش کردند زن را از خانواده جدا کنند و به جای تولید و تربیت نسل بعدی به کارهای خارج از خانواده او را ترغیب کنند. فرزندآوری را محدود کنند که البته برنامه شان هم نتیجه داد و توانستند فرزند اوری را به حدی کم کنند که فرانسه و انگلیس در مدت 100 سال آن میزان کاهش رسیده بودند اما در ایران ظرف 10سال به آن رسید.
 
در کدام برنامه توسعه چنین نفوذی رخ داد؟ 
از برنامه اول شروع شد و تمرکزش هم فقط روی این مسئله بود که زن در اشتغال و در فعالیت های اجتماعی جضور داشته باشد و به هیچ وجه کمال و کرامت زن در نظر قرار داده نشد. در حالی که سیاست های ابلاغیه مقام معظم رهبری در همه سال ها با این مسئله شروع می شود که جایگاه زن و جایگاه خانواده بسیار مهم است. بعضی مسئولین در این راستا تلاشهای زیادی کردند و برخی مسئولین هم به تبع ان شبکه نفوذ که در آمار ها و اطلاعات دستکاری می کردند متاسفانه ضعف هایی را وارد کردند که آثارش را می بینم. در دوره اصلاحات برنامه ریزی هایی شد که بالغ بر 150 مورد برنامه ریزی سازمان ملل در تغییر فکر روش و منش زنان جامعه ایران را می بینیم از مدیران و مسئولین تا معلمان و... برایشان دوره های آموزش از طریق سازمان ملل با نفوذ در مرکز مشارکت امور زنان و بهزیستی داشتند و تغییرات فرهنگی را از مهد کودک ها، مدارس و معلمین و مدیران تا مسئولین انجام دادند که سرفصل ها و اسناد این برنامه ریزی ها نیز موجود است و به عنوان سند نفوذ این مسئله از آن یاد می شود. در این مسیر مردم به شدت توفیق داشتند و استقلال و پایبندی خودشان را نشان دادند با این مسئله و ارزش ها و زندگی ایرانی اسلامی و سعی کردند الگوهای وارداتی وشبکه نفوذ را شناسایی کنند و دست رد به سینه آن بزنند. اربعین های 20 میلیونی، عاشوراها، حضور پرشور جوانان و زنان ما در شب های قدر و اعتکاف نشان از عمق نگرش و بینش آن ها به دینداری دارد.
 
راجع به نقش رسانه های خارجی با توجه به اینکه تریبون در اختیار معاندان می گذارند نیز اشاره بفرماید.
همانطور که اشاره شد غیر از اینکه در درون تمام آژانس های سازمان ملل کارگاه هایی قرار دادند، زنان ایرانی را به کشورهایی مثل سوئد و فنلاند بردند و با دیدگاه های فمینستی و سکولار آشنا کردند البته زیاد توفیق نداشتند اما تعدادی هم به دلیل فریب یا ظاهر یا عقده های درونی به آن زمینه کشیده شدند. تریبون هایی در اختیارافراد فریب خورده قرار گرفت. حاصل این امر ظهور و بروز افرادی سرتا پا کمبود شد به طور نمونه می توان به مسیح علینژاد اشاره کرد و او را معصی به معنای عصیان گر خطاب کرد که در کنار دولت ضعیف و زبون آمریکا قرار می گیرد و دختران جوان ما به قیام علیه حجاب دعوت می کند.در این بخش هم شاهد هستیم که چه زیبا خانواده ما جواب او را می دهند. چون این افراد ماموریت هایی دارند که باید انجام دهند و پول بگیرند. تا دشمن و شیطان وجود دارد این مشکلات وجود دارد و ما باید با قدرت و بیش از پیش مقاومت و مبارزه کنیم که تا کنون به حمدالله به هدفشان نه رسیده اند و نه خواهند رسید.