هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
چهارشنبه، 20 آذر 1398
ساعت 18:51
به روز شده در :

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

 

يكشنبه 23 تير 1398 ساعت 12:51 2019-7-14 12:51:32
شناسه خبر : 323289
سخنان دبیرکل حزب‌الله لبنان در گفت‌وگو با تلویزیون المنار، از وجود راهبرد رویارویی فراگیر در برابر اسرائیل حکایت دارد که به مرزهای لبنان و شهر الجیل اشغالی محدود نمی‌شود بلکه در آن احتمال نابودی رژیم اسرائیل از نقشه خاورمیانه وجود دارد.
سخنان دبیرکل حزب‌الله لبنان در گفت‌وگو با تلویزیون المنار، از وجود راهبرد رویارویی فراگیر در برابر اسرائیل حکایت دارد که به مرزهای لبنان و شهر الجیل اشغالی محدود نمی‌شود بلکه در آن احتمال نابودی رژیم اسرائیل از نقشه خاورمیانه وجود دارد.
 
به گزارش رجانیوز به نقل از تسنیم، «عبدالباری عطوان» تحلیلگر مطرح جهان عرب در بخش سخن سردبیر روزنامه فرامنطقه‌ای «رای الیوم» مصاحبه «سید حسن نصرالله» دبیرکل حزب‌الله لبنان  در روز جمعه با شبکه تلویزیونی «المنار» را کاملا متفاوت توصیف کرد و نوشت: او مواضعی را که مطرح بود نه به دلیل این بود که این سخنرانی‌اش به مناسبت سالگرد جنگ 33 روزه رژیم صهیونیستی انجام شد، بلکه منطقه خاورمیانه شاهد تنش و اقدامات تحریک‌‌آمیز است که به دلیل عدم جلوگیری از وقوع یک جنگ میان چند طرف و در رأس آن جبهه لبنان، این اوضاع شامل طرف‌های بسیاری می‌شود که ما نیز در میان آنها قرار داریم.
 
پاسخ‌های سید حسن نصرالله در این گفت‌وگو، بسیار قوی بود و ما را به یاد روزهای نخست رهبری وی در حزب الله می‌اندازد؛ زیرا این مواضع از وجود نوعی استراتژی مقابله جامع پرده برمی‌دارد که برای دشمن اسرائیلی تدارک دیده شده است و فقط به مرزهای لبنان و منطقه اشغالی «الجلیل» محدود نمی‌شود بلکه تا احتمال حذف وجودی اسرائیل از نقشه خارمیانه در صورت وقوع این جنگ امتداد می‌یابد.
 
برای اینکه غرق در کلیات نشویم و به اجتناب از پرداختن به مسائل اساسی متهم نشویم، برخود لازم می‌دانیم روی نکات اصلی این مصاحبه که بازتاب دهنده این استراتژی است، تامل کنیم:
 
نخست: سیدحسن نصرالله تاکید کرد که مقاومت اسلامی قوی‌تر از هر زمان دیگری شده و قادر است اسرائیل را به طور کامل نابود کند و به عصر حجر بازگرداند.
 
دوم: تاکید دوباره بر این موضوع، که موشک‌های مقاومت بسیار دقیق‌تر شده‌اند و قادرند سرتاسر اسرائیل از دورترین نقطه در شمال( الناقوره) تا شهر «ایلات» (ام الرشراش) در دورترین نقطه در جنوب را هدف قرار دهند.
 
سوم: حمله به الجلیل و آزادسازی آن یکی از اولویت‌های استراتژی مذکور است؛ یعنی این‌که مقاومت حزب‌الله در برابر اشغالگر تنها به استفاده از موشک‌ها برای حمله به اهداف و شهرهای اسرائیل محدود نخواهد شد بلکه همچنین شامل نفوذ زمینی می‌شود به ویژه این‌که یگان‌های مقاومت به برکت 7 سال جنگ در سوریه، تجربیات بسیار بزرگی در این زمینه به‌دست آورده‌اند.
 
چهارم: سخن گفتن درباره شکست رهبران اسرائیل در بازیابی اعتماد به نفس ارتش اسرائیل، که در جنگ ژوئیه 2006 شکست خورد و تضعیف نیروی زمینی این ارتش پس از ناکامی در پیشروی در داخل خاک لبنان در طول این جنگ و نابودی اسطوره تانک «مرکاوا» بازتاب دهنده حقایقی است که در نتیجه رصد دقیق توانمندی‌های نظامی اسرائیل ثابت شده است و افزایش اعتماد به پیروزی در هر دو جناح سیاسی و نظامی محافل مقاومت این امر را مورد تایید قرار می‌دهد.
 
پنجم: برای نخستین بار پس از سال‌هاست که یک رهبر عربی- اسلامی از قصد و اطمینان خود برای نماز خواندن در مسجد الاقصی در قدس اشغالی پس از آزادسازی آن سخن می‌گوید. سید حسن نصرالله به آزادی قدس و قطعا سراسر فلسطین امیدوار است و این آرزوی خود را از طریق درگیری نظامی محقق می‌سازد نه از طریق «معامله قرن» و یا مذاکرات بیهوده‌ای، که غیر از خواری و تحقیر هیچ دستاوردی برای امت نداشته است.
 
سید حسن نصرالله به خوبی می‌داند که چه می‌گوید و چگونه می‌گوید و چه زمانی می‌گوید. چیز جدیدی نیست اگر بگوییم این مرد دروغ نمی‌گوید یا گمراه نمی‌کند به همین دلیل است که او از اعتبار بالایی نزد اسرائیلی‌هایی برخوردار است که سخنرانی‌ها و مصاحبه‌های وی را دنبال می‌کنند و هر حرفی را که می‌گوید باور می‌کنند و به هیچ‌وجه سیاسیون اسرائیلی همچون «بنیامین نتیانیاهو»، را که در دروغ‌گویی و تهدیدهای توخالی تبحر دارد، باور نمی‌کنند.
 
سخنان سید حسن نصرالله از عزم قاطع وی برای ورود قدرتمندانه به میدان هرگونه جنگ آتی، چه بسا قریب‌الوقوع، حکایت دارد به این معنا که او این سخنان را تنها از رهگذر جنگ روانی علیه دشمن بیان نکرده است بلکه از رهگذر مجموعه‌ای از اطلاعات دقیق و خوانش دقیق تحولات سیاسی و نظامی در سایه تنش فزاینده میان ایران و آمریکا بر زبان رانده است.
 
سید حسن نصرالله وارد دو جنگ شده و در هر دو هم پیروز بیرون آمده است؛ جنگ اول زمانی بود که مقاومت تحت رهبری حزب‌الله در سال 2000 میلادی جنوب( لبنان) را آزاد کرد و پس از تحقیر اسرائیل و مالیدن پوزه‌اش بر خاک، بر اشغالگری این رژیم پایان داد و جنگ دوم هم زمانی بود که رژیم اشغالگر در سال 2006 به خود جرأت داد و به لبنان حمله کرد و بهای سختی را پرداخت که یکی از بارزترین نشانه‌های این شکست، فروپاشی اعتماد به نفس ارتش اسرائیل است که از آن به ارتش شکست‌ناپذیر تعبیر می‌شد. بر این باور نیستیم که پیروزی سوم هم دور باشد به‌ویژه اگر شعله جنگ در منطقه با تحریک اسرائیل، برافروخته شود.