هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
دوشنبه، 11 شهريور 1398
ساعت 23:45
به روز شده در :
پنجشنبه 6 تير 1398 ساعت 11:13 2019-6-27 11:13:10
شناسه خبر : 322218
بهشتی دارای فکر بلندی بود. مغز قوی و فعالی داشت. علاوه بر این، دارای اراده و روحیه ممتازی بود. بر خود و احساساتش غالب بود. یک فرد متفکر بود تا احساساتی. اگرچه گاهی اوقات احساساتش یک جمعیت میلیونی را به جوش می آورد.
انتشار مصاحبه‌ای منتشر نشده از رهبر انقلاب درباره شهید مظلوم برای اولین بار

شهید بهشتی یک انسان استثنایی بود/ هیچ‌گاه احساسات او بر فکرش غلبه نداشت/ او تربیت‌شده و تربیت‌کننده بود

بهشتی دارای فکر بلندی بود. مغز قوی و فعالی داشت. علاوه بر این، دارای اراده و روحیه ممتازی بود. بر خود و احساساتش غالب بود. یک فرد متفکر بود تا احساساتی. اگرچه گاهی اوقات احساساتش یک جمعیت میلیونی را به جوش می آورد.
گروه تاریخ-رجانیوز: شهید بهشتی از معدود شخصیت‌هایی بود که بنا به گفته امام خمینی و حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، چه در مبارزات پیش از انقلاب و چه پس از پیروزی انقلاب اسلامی، با تفکر و تشکیلاتی عمل می‌کرد.
 
از همین رو، رجانیوز به مناسبت سی و هشتمین سالروز فاجعه هفتم تیر و شهادت شهید بهشتی، برای اولین بار اقدام به انتشار مصاحبه‌ای منتشر نشده از رهبر انقلاب اسلامی در رابطه با شخصیت شهید دکتر می‌کند.
 
در ادامه می‌توانید صحبت‌های رهبر انقلاب اسلامی درباره فاجعه هفتم تیر و تحلیل ایشان از شخصیت شهید بهشتی را مشاهده کنید.
 
«بسم‌الله الرحمن الرحیم
فاجعه هفتم تیر یک مقطعی بود در روند حرکت انقلاب اسلامی پس از پیروزی. این فاجعه البته نقش موثری در ایجاد هیجانهای عظیمی که به تنبه و بیداری مردم منجر شد، داشت. 
 
اگر در این حادثه، شخصیتی مثل شهید بهشتی و افراد با ارزشی مثل هفتاد و دو نفر، به شهادت نمی‌رسیدند و وجدان مردم آنطور تحت تاثیر قرار نمی‌گرفت، شاید خطوط انحرافی افشا نشده و انقلاب به خط اصلی، باز نمی‌گشت.
 
می توان این قضیه(شهادت شهید بهشتی) را به حادثه شهادت مصطفی خمینی در سال 56 تشبیه کرد. که از بس حادثه برای وجدان و عواطف مردم تکان دهنده بود، ناگهان از اقیانوس ساکن و بی تحرک مردم یک دریای متلاطمی به وجود آورد و در نهایت با حوادثی که به دنبال خود داشت، به پیروزی انقلاب اسلامی و تشکیل جمهوری اسلامی منتهی شد. این حادثه(شهادت شهید بهشتی) هم مثل آن است.
 
تحلیل غلط منافقین
اینکه عاملان این حادثه و فاجعه(منافقین) بر اساس چه تحلیلی این حرکت را انجام دادند، باید بگویم که اینها احتمالاً اغراض و اهداف گوناگونی داشتند که همه‌شان به این نتیجه می‌رسید که باید یک حرکت فاجعه آمیز این چنینی را [علیه انقلاب اسلامی] انجام دهند.
 
یکی از اهدافشان همانطور که بعدها هم در صحبت‌های بنی‌صدر و فراری های منافقین هم منعکس شد، این بود که آنها به این نتیجه رسیده بودند که انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی بر دوش افراد است و به این ترتیب چند فرد را بعنوان چهره‌های اصلی نظام معرفی می‌کردند و خیال می‌کردند که اگر این افراد از میان مردم برچیده شوند، جمهوری اسلامی پا در گل خواهد شد و به بن بست خواهد رسید.
 
بزرگترین شخصیت و چهره‌ای که منافقین در این میان به او توجه می‌کردند، شخصیت شهید بهشتی بود. فکر می‌کردند اگر شهید بهشتی را از میان مردم بردارند، جمهوری اسلامی با تهی دست ماندن از شخصیتی مثل او، از فکر بزرگ و بلندی مثل تفکر او، به بن بست خواهد رسید. این بود که اقدام به این کار(به شهادت رساندن شهید بهشتی) کردند.
 
البته که این تحلیل، تحلیل غلطی بود. زیرا اگر بهشتی از دست مردم رفت، اما خاطره او عکس‌العملی که از این واقعه برای مردم به وجود آمد، و در ذهن مردم گذاشت، شاید از وجود خود بهشتی فوائدش بیشتر بود.
 
به هر حال آنها (منافقین) بر اساس این تحلیل بود که عمل می کردند و آن فاجعه را به بار آوردند.
 
همان وقت‌ها و پس از به شهادت رساندن شهید بهشتی نیز بنی‌صدر و دیگران در خارج، صحبت‌هایی کرده بودند و اسم چند نفر دیگر را آورده بودند که عناصر موثر اینها هستند. افتادند دنبال شهید رجایی که او را به شهادت برسانند و شهید هم کردند. لکن در نهایت استقرار جمهوری اسلامی از گذشته بیشتر شد. 
 
یک شخصیت استثنایی داشت
شهید بهشتی جزو آن دسته از شخصیت هایی بود که یک حالت استثنایی داشت.
 
انسان‌ها به دو دسته تقسیم می‌شوند؛ آدم‌هایی که هیچ ویژگی استثنایی در آنها نیست و یک فرد معمولی هستند. لکن برخی ها نیز هستند که از معمول انسانها یک چیزی بیشتر دارند و بهشتی از این قبیل انسان‌ها بود.
 
بهشتی دارای فکر بلندی بود. مغز قوی و فعالی داشت. علاوه بر این، دارای اراده و روحیه ممتازی بود. بر خود و احساساتش غالب بود. یک فرد متفکر بود تا احساساتی. اگرچه گاهی اوقات احساساتش یک جمعیت میلیونی را به جوش می آورد. یعنی گاهی هم اینطور احساساتی می شد.
 
اما در همان زمانی هم که احساساتی می‌شد، آدم می‌توانست مطمئن باشد که او منطقی حرف می زند. از آن قبیل آدم هایی نبود که احساساتشان آنها را سوار یک اسب سرکشی کند که مهارش در دست خودشان نیست. 
 
دین و شریعت را از بن دندان قبول داشت
بهشتی را من سالهای طولانی می شناختم و سالها باهم همکار و هم‌فکر و همسنگر بودیم. این مرد مردی شدیداً متعبد بود. یعنی دین و شریعت را به درستی و از بن دندان قبول داشت. عامل به شرع و معتقد به دین بود؛ با کمال خلوص و صمیمیت. 
 
انقلاب را از روی فکر پذیرفته بود
از تظاهر و ریاکاری به شدت بیزار بود و رویگردان بود. انسانی بود که انقلاب را از روی فکر و محاسبه پذیرفته بود.
 
در جریان انقلاب به صورت طبیعی و غیر اختیاری وارد نشده بود. فکر کرده و انقلاب را پذیرفته بود. البته ایشان از سالهای پیش از حوادث 42 در مسائل مبارزاتی شرکت داشته که من آن سالها را به یاد ندارم و اصولا اینجانب در سنین مبارزاتی نبودم. ایشان ده سال از من بزرگتر بود.
 
تربیت شده و تربیت کننده بود
از سال 42 که این مبارزات شروع شده بود، یادم است که ایشان در مبارزات تاثیر داشت. از جمله خصوصیات شهید بهشتی این بود که کارها را از بنیان جلو می برد. با رژیم پهلوی هم که مبارزه می‌کرد، مبارزاتش بنیانی بود. درس می‌داد، تعلیم می‌داد. روی مسائل اسلامی کار می‌کرد. گویی می‌دید که یک روزی جمهوری اسلامی تشکیل خواهد شد و به اندیشه شکل گرفته اسلامی نیاز خواهد شد. تربیت شده و تربیت کننده بود.
 
شخصیتی فاخر و نفیسی بود
آن روزی که مردم می‌گفتند «بهشتی با خون خود نوشتی»، نیمی‌شان همانهایی بودند که تا دو ماه قبل از شهادتش، اصلا بهشتی را قبول نداشتند. به خاطر تبلیغات سوئی که علیه بهشتی شده بود. هرچه می‌گذشت حرفهای بهشتی بیشتر مطرح می شد. افکارش بیشتر شناخته می شد و کتابهایش بیشتر منتشر می شد. من اکنون احساس می کنم که مردم ما بهشتی را بعنوان میزان و معیار می‌شناسند.
 
مثل شخصیت شهید مطهری. یعنی طرفدار فکر مطهری بودن و نبودن تعیین کننده است. بهشتی هم همانطور است و میزان اثر گذاری‌اش بیشتر هم خواهد شد. 
 
من اعتقاد دارم که شهید بهشتی بیشتر شناخته تر می‌شوند.