هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
دوشنبه، 8 مهر 1398
ساعت 11:48
به روز شده در :

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‎های اجتماعی دنبال کنید

 

سه شنبه 4 تير 1398 ساعت 17:27 2019-6-25 17:27:07
شناسه خبر : 322009
سوال این‌جاست که آیا نباید فیلمسازی در خارج از کشور توجیه درون متنی داشته باشد؟ اغلب ایده‌ها و احیانا مفاهیم این‌گونه فیلم‌ها، در داخل کشور هم امکان تولید دارند و هیچ توجیه روایتی‌ای برای حضور شخصیت‌ها در کشوری خارجی وجود ندارد.
سوال این‌جاست که آیا نباید فیلمسازی در خارج از کشور توجیه درون متنی داشته باشد؟ اغلب ایده‌ها و احیانا مفاهیم این‌گونه فیلم‌ها، در داخل کشور هم امکان تولید دارند و هیچ توجیه روایتی‌ای برای حضور شخصیت‌ها در کشوری خارجی وجود ندارد.
گروه فرهنگی-رجانیوز: برای توضیح به اصطلاح فیلم «دختر شیطان»، بهترین واژه «تهی» است. فیلمی که نقد سینمایی آن توهین به نقد و سینماست. قربان محمدپور پس از فروش فیلم محصول مشترک قبلی‌اش یعنی «سلام بمبئی»، یک بار دیگر و در آرزوی گیشه، شبه فیلمی با حضور عوامل و بازیگران هندی ساخته است؛ اما این بار ساخته‌ی جدید او  آن‌قدر تهی از هرگونه محتوا، تکنیک و روایت سینمایی است که  حتی در سینمای ایران هم کم‌تر موردی را  می‌توان به ضعیفی آن پیدا کرد.
 
به گزارش رجانیوز، داستان از این قرار است که دختر ابلیس پس از پشیمانی و بازگشت از راه پدرش، تصمیم می‌گیرد توبه کند و شرط پذیرفته شدن توبه‌‌اش، سجده به یک انسان بی‌گناه و رستگار است. آن انسان رستگار هم کسی نیست جز حمید فرخ‌نژاد؛ کسی که سابقا انسان پاکی بوده اما بنا به دلایلی غرق در گناه است و نهایتا در پایان فیلم متحول شده و با تبدیل شدن به آدم درستکار قبلی، آماده‌ی سجده دختر شیطان می‌شود!
 
ایده‌ی «دختر شیطان» از یک خطی‌های مبتذل شبکه‌های اجتماعی گرفته شده است، اما آن‌قدر تهی از همه چیز است که حتی به آن جملات یک خطیِ به اصطلاح قصار هم بدهکار است. نکته‌ای که باید منتقد در نظر بگیرد این است که اصلا به مضمون و حرف‌های صد من یک غاز فیلم نزدیک هم نشود؛ نگاه عقب‌مانده‌ی "فیلمساز" به مسائل عمیقی مثل گناه، دین، توبه، شیطان و خدا وقتی قابل نقد می‌بودند که ما یک فیلم به معنای واقعی می‌دیدیم و پس از درگیر شدن با قصه و شخصیت‌ها، حالا به بحث درباره‌ی محتوای آن می‌رسیدیم. آن‌وقت بود که می‌شد پرسید که چرا برای فیبمساز دو نوع مسلمان وجود دارد؟ یک نوع مسلمانی که غرق در انواع فسق و فجور است اما دل پاکی دارد؛ و نوع دیگر مسلمانی که داعشی است!
 
این به اصطلاح فیلم، حتی در حد کلیپ‌های بد ویدویی نیست. ایده‌‌ی آن شاید در راه سفر به هند برای ساختن فیلمی جدید و فتح گیشه به ذهن فیلمساز رسیده باشد و عوامل فیلم آن‌قدر ذوق‌زده و مطمئن از فروش بالای فیلم بوده‌اند که کم‌ترین وقتی برای سر و شکل دادن حداقلی به فیلمشان نگذاشته‌اند. در عین ناباوری و خوش خیالی سازندگان، «دختر شیطان» در اکران حتی نتوانسته است به نزدیکی دیگر فیلم‌های مبتذل روی پرده‌ برسد؛ فیلم‌هایی مثل «تگزاس»، «سامورایی در برلین» و «ما همه با هم هستیم» که هنگام تماشای آن‌ها  فکر می‌کنید که دیگر مبتذل‌تر از این ممکن نیست، اما در سینمای ایران گویا انتهایی برای ابتذال نباید متصور شد.
 
یکی از حواشی اصلی فیلم که انتقادات زیادی را در پی داشته است، حضور بازیگر زنی است که به عنوان مدل شناخته می‌شود،  مدلی که از فرط بدنامی حتی در فرهنگ غالب مردم هند هم مورد تایید نیست. در سال‌های اخیر، یکی از تمهیدات به اصطلاح فیلمسازانی که جز کاسبی هدف دیگری از ساخت فیلم ندارند، همین بوده است؛ استفاده از زنان بازیگر خارجی. مسئله‌ای که به نوعی دور زدن حجاب در سینمای ایران است و از طرفی توهین بزرگی است به شعور مخاطب ایرانی. آیا این‌که فیلمی در کشورهای خارجی و با حضور عوامل ایرانی و خارجی ساخته شود، توجیه مناسبی است برای آن‌که در این فیلم‌ها شاهد همان استفاده‌ی ابزاری و جنسیتی از زن باشیم که در غرب مرسوم است؟ در حالی که این فیلم‌ها در ایران اکران می‌گیرند و معمولا از بهترین شرایط توزیع  هم بهره‌مند می‌شوند.
 
سوال این‌جاست که آیا نباید فیلمسازی در خارج از کشور توجیه درون متنی داشته باشد؟ اغلب ایده‌ها و احیانا مفاهیم این‌گونه فیلم‌ها، در داخل کشور هم امکان تولید دارند و هیچ توجیه روایتی‌ای برای حضور شخصیت‌ها در کشوری خارجی وجود ندارد. برای مثال آیا نمی‌شد ایده‌ی همین چیزی را که نامش «دختر شیطان» است، در ایران کار کرد؟ به نظر می‌رسد هدف از ساختن این فیلم ها در خارج از کشور، تنها نشان دادن زنان بی‌حجاب، رقص‌های گروهی و قمارخانه‌ها و مشروب‌فروشی‌هایی است که به وفور در «دختر شیطان» هم به چشم می‌آید و بسیار مبتذل و آزار دهنده است. جلوه‌های ویژه‌ی فاجعه و خنده‌دار فیلم  که حتی کودکان را می‌خنداند، توجیه استفاده از امکانات سینمایی خارج از کشور را هم منتفی می‌کند؛ این سطح نازل از جلوه‌های ویژه حتی در سینمای پنجاه سال پیش هند هم در دسترس بود.
 
نکته‌ی جالب دیگر "فیلم"، حضور حمید فرخ‌نژاد در آن است؛ سابقا لبازیگری که در این سال ها با اختلاف بسیار از نفر دوم، در صدر بازیگرانی است که با بازی در ژانر کمدی مبتذل این سال های سینمای ایران، چوب حراج به اندک اعتبار بازیگری و کارنامه‌ی هنری خود زده‌اند. فرخ‌نژاد که با هر اتفاق کوچک و بزرگی نسبت به مسائل اجتماعی و سیاسی واکنش نشان می‌دهد، باید بداند که پیش از هر چیزموظف است به جای وقت صرف کردن در فضای مجازی، روی کارش تمرکز کند و در زمینه‌ی احیانا تخصصی خودش برای بهبود وضعیت مردم ایران گام بردارد؛ آیا بازی در چیزی به نام «دختر شیطان»، هیچ ارتباطی به ژست های مردمی فرخ‌نژاد دارد؟ مردمی که خوراک فرهنگی‌شان امثال «دختر شیطان» است، چطور می‌توانند از پس وظایف اجتماعی‌شان بربیایند و در جامعه تاثیرگذار باشند؟  آیا توجیه این است که هر بازیگری حق دارد به فکر بازی در پروژه‌های با دستمزد بالا باشد؟ بعید نیست؛ فرخ‌نژاد در مصاحبه ای گفته بود ماهی 10هزار دلار (مبلغی بیش از درآمد بسیاری از اقشار پر درآمد آمریکایی) برای خانواده اش در آمریکا می‌فرستد و جان همه‌ی 80 میلیون هموطنش را فدای پسرش میکند؛ اما آیا این درآمد باید به هر قیمتی باشد؟ فرخ‌نژاد تا چه زمانی می‌تواند خود را به پول بفروشد؟ البته زنگ خطر از «دختر شیطان» برای فرخ‌نژاد به صدا درآمده است؛ این  "فیلم"، با وجود داشتن اکران عید فطر و همین‌طور جنجال‌های فراوانش، در قعر جدول فروش سینمای ایران قرار گرفته است.
 
البته قربان محمدپور، تهیه‌کننده و کارگردان «دختر شیطان» در مصاحبه‌ای عدم موفقیت فیلمش در گیشه را شرایط اکران نامناسب عنوان کرده است؛ اتفاقا بحث ما هم سر اکران است؛ اصلا چرا باید فیلمی در این سطح نازل که اکرانش توهین به شعور مخاطب ایرانی است اجازه‌ی اکران بگیرد؟ چرا هیچ متر و معیاری برای استاندارد سنجی فیلم‌های ایرانی وجود ندارد؟ توقع زیادی نداریم؛ کافی است «فیلم» ساخته شود، فیلمنامه داشته باشد، کارگردانش حداقل به اندازه‌ی یک دانشجوی سینما کارگردانی بداند، بازیگرانش به چیزی غیر از پول فکر کرده باشند و ...؛ حالا این فیلم می‌تواند ضعیف و یا حتی خیلی ضعیف باشد. ولی حداقل فیلم باشد!