هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
دوشنبه، 8 مهر 1398
ساعت 16:10
به روز شده در :

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‎های اجتماعی دنبال کنید

 

دوشنبه 27 خرداد 1398 ساعت 16:03 2019-6-17 16:03:29
شناسه خبر : 321189
تجربه نشان می دهد که ملت های سازشکار، بیش از هر ملت دیگری، قربانی جنگ ها بوده اند. اگر اعراب، سازش و خیانت نمی کردند، شاید موضوع فلسطین، تا کنون به نتیجه رسیده بود؛ اما معلوم نیست آنان تا کی و تا کجا باید کشته و هزینه بدهند؟ مصر، لبنان، سوریه و... با وجود اسرائیل، رنگ صلح و آرامش را به چشم نخواهند دید.
تجربه نشان می دهد که ملت های سازشکار، بیش از هر ملت دیگری، قربانی جنگ ها بوده اند. اگر اعراب، سازش و خیانت نمی کردند، شاید موضوع فلسطین، تا کنون به نتیجه رسیده بود؛ اما معلوم نیست آنان تا کی و تا کجا باید کشته و هزینه بدهند؟ مصر، لبنان، سوریه و... با وجود اسرائیل، رنگ صلح و آرامش را به چشم نخواهند دید.
کاریزماتیک ترین رهبر دنیا نشان داد که محاسبات ذهنی اش با فشار عناصر سست عنصر داخلی و فشارهای حداکثری عربده کشهای بین المللی تحت تاثیر قرار نمیگیرد.
 
خامنه ای امروز در دنیا نماد مقاومت همراه با اقتدار است که با یک تدبیر تمام نقشه های نظام سلطه را نقش بر اب میکند.
 
برخورد رهبر انقلاب با تحقیر و تخفیف ترامپ و تأکید صریح به طرف ژاپنی مبنی بر اینکه پیامی برای ترامپ ندارد چون شایسته پیام نیست و از طرف دیگر تمجید از حسن نیت نخست وزیر ژاپن، یک مواجهه بسیار هوشمندانه بود تا جایی که نامه ترامپ را در کنار نشیمنگاه نخست وزیر ژاپن قرار داد و شد سوژه رسانه ها.
 
فرمایشات ایشان از جنبه قدرت و غرورآفرینی در اوج ! از حیث بهم زدن محاسبات طرف مقابل عالی ! از لحاظ ریل گذاری برای عناصر مذبذب داخلی تعیین کننده! و از منظر بینش راهبردی یک کلاس درس سطح بالا بود.
 
او نه استدلال شیفتگان غرب در داخل که در پوششی به ظاهر دلسوزانه و کارشناسانه به منظور تامین منافع ملی و پرهیز از تبعات ناشی از فشار تحریمها گپ و گعده با مقامات کاخ سفید را باطل السحر همه مشکلات می دانستند و مذاکره را برای امروز شرایط کشور تجویز می کردند پذیرفت! و نه تسلیم سیاستهای تگزاسی و کابویی کاخ سفید شد که با راهبرد به اصطلاح فشار حداکثری، سیاست تهاجمی و تروریسم اقتصادی بر این اراده بود تا با مذاکره مجدد دیگر مولفه های قدرت کشورمان را به محاق ببرد! نه محاسبات ذهنی اش را میانجی های مصلوب الاراده بین المللی بر هم زدند و نه کارشکنی های اقتصادی منافقین داخلی.
 
او با شناخت عمیقی که از کودتای ۲۸ مرداد تا به همین امروز از دشمن خود دارد و تجربه ۳۰ ساله رهبری اش و خصومتهای نظام سلطه نسبت به انقلاب اسلامی نیک می داند که مذاکره در شرایط امروز سم مضاعف است لذا باب مذاکره را با هوشمندی بسته و برای تقویت بنیه اقتصادی کشور اقتصاد مقاوم و درون زا را پیشنهاد میدهد تا اگر مذاکره ای هم درگرفت دشمن با گروگان گیری اقتصاد امتیازهای سیاسی نگیرد.
 
در سایه بینش راهبردی او و صبری که برای بالا بردن ظرفیتهای فکری مردم و مسئولین به خرج داد امروز حتی غرب پرستان هم مذاکره با امریکا را دیوانگی میدانند ضمن انکه در شرایط امروز حتی اگر تجربه مذاکرات هسته‌ای و عهدشکنی مکرر و بی‌شرمانه آمریکا را هم نداشتیم،با نگاهی به پیامدهای سازش در شرایطی که دشمن با همه توان خود به میدان جنگ اقتصادی و روانی آمده و ائتلافی از کوتوله‌های منطقه‌ای و پادوهای داخلی را هم تشکیل داده است، هر انسان عاقل و وطن‌پرستی را فارغ از انگیزه‌های انقلابی به مقاومت و ایستادگی تشویق می‌کند و از ارسال آدرس‌های غلط به حریف که حاوی پیام #ضعف است و او را به تنگ‌تر کردن حلقه فشار ترغیب می‌کند، بر حذر می‌دارد ...
 
ایشان حتی زمانی که صحبتی از نرمش قهرمانانه در سیستم سیاست خارجی کشورمان به میان آوردند‌، بر این مسئله تأکید کردند که نباید فراموش کنیم که چه‌ کسی روبروی ما قرار گرفته و هدف اصلی او از مذاکره با کشور و یا برخی انعطاف‌ها و تخفیف های مقطعی برای چیست. رویکرد سیاست خارجی ایالات متحده در دولتهای مختلف با کشورهایی که پای میز مذاکره با ان نشستند مهر تاییدی بود بر سخنان ایشان که نمونه های متعدد ان برای مطالعه سازشکاران بسیار است.
 
به عنوان مثال زمانی که گورباچف سیاست تنش زدایی با غرب و تعامل گسترده با آن را به امید حل مشکلات اقتصادی برگزید و محور سیاست خارجی خود را بر پایه تعامل با امریکا قرار داد هرگز فکر نمیکرد که در بزرگترین قمار سیاسی خود و شوروی مجبور به عقب نشینی های دومینووار شود تا جایی که در مقابل امتیازات داده شده به غرب به افتتاح شعبه ای از رستوران های مگ دونالد قناعت کند و شوروی بزرگ را تقسیم کند به کشورهای کوچک.
 
یا معمر قذافی رهبر لیبی که در توهم رفع تحریم‌ها و کنار زدن سایه تهدیدات نظامی، با وعده‌های اروپا و آمریکا خام شد، برنامه هسته‌ای خود را بار کشتی و سایتهای موشکی خود را نابود کرد و این کشور اسلامی را به سرنوشتی شوم و غم‌انگیز دچار کرد؛ به‌گونه‌ای که لیبی امروز نه‌تنها دچار جنگ و ویرانی، بلکه به دو بخش، تجزیه‌شده و آمریکا و متحدانش در حال تاراج منابع نفتی این کشور هستند و خود نیز به طرز مشکوک و دلخراشی در ابان 90 در بین مخالفین خود زجرکش شد.
 
سرگذشت یاسر عرفات رییس تشکیلات خودگردان فلسطین نیز در زمره عبرت اموزترین مواردی هست که در دو دهه اخیر رخ داده. این سازمان در سال ۱۹۶۴ با آرمان آزادسازی فلسطین از رهگذر تشکیل هسته‌های مسلحانه تشکیل شد و مهم‌ترین هدف خود را نابودی رژیم صهیونیستی عنوان کرد اما پس از چند دهه مقاومت، با وسوسه خناسان و نشان دادن در باغ سبز پای میز مذاکره با رژیم صهیونیستی رفت و بدون آنکه به دستاوردی برسد، رژیم صهیونیستی را به یکی از بزرگ‌ترین آرزوهای خود، یعنی به رسمیت شناخته شدن رساند!
 
این مذاکرات با اجلاس مادرید در سال 1991 آغاز و به توافق‌نامه اسلو منتهی شد و موجب گردید تا عرفات که در پی اهدافی همچون متوقف کردن شهرک‌سازی‌ها و آزادی اسرای فلسطینی بود، به هیچ‌یک از اهداف خود دست پیدا نکند. ضمن اینکه سازمان آزادی‌بخش فلسطین، یک سازمان تروریستی معرفی شد و باوجوداینکه رژیم صهیونیستی را به رسمیت شناخت، موفق به تشکیل یک کشور فلسطینی نشد و تنها توانست مجوز یک تشکیلات خودگردان فاقد ارتش را بگیرد. دومینوی کوتاه آمدن در برابر اشغالگر، امروز به نقطه‌ای رسیده که آمریکا بلندهای جولان را به اسرائیلی‌ها هبه کرده، سفارتش از تل‌آویو را به بیت‌المقدس منتقل کرده و حالا در فکر پیچیدن طومار مسئله فلسطین از رهگذر «معامله قرن» است.
 
بنابراین، تجربه نشان می دهد که ملت های سازشکار، بیش از هر ملت دیگری، قربانی جنگ ها بوده اند. اگر اعراب، سازش و خیانت نمی کردند، شاید موضوع فلسطین، تا کنون به نتیجه رسیده بود؛ اما معلوم نیست آنان تا کی و تا کجا باید کشته و هزینه بدهند؟ مصر، لبنان، سوریه و... با وجود اسرائیل، رنگ صلح و آرامش را به چشم نخواهند دید.
 
رویای چندین ساله مردم مصر برای رسیدن به ازادی و تشکیل دولت دموکراتیک غیر نظامی نیز با تلاش مرسی برای نزدیکی به امریکا در راستای کاسته نشدن از میزان کمکهای اقتصادی این کشور به مصر و ارتش ان به محاق رفت تا جاییکه امریکایی که از دولت برامده از حزب اخوان المسلمین به جهت در خطر افتادن منافع اسراییل  در هراس بود به مرسی پشت کرده و با کودتایی نظامی انرا به زندان انداخت و دوباره نظامیان اوضاع را در دست گرفتند.
 
در این میان نباید از تجربه های خودمان در ایران نیز بگذریم در جریان اشغال افغانستان و جنگ آمریکا علیه طالبان و بعد از آن روی کار آمدن دولت جدید افغانستان، دولت اصلاحات عالی‌ترین میزان همکاری را با مسئولان آمریکایی موجود در منطقه داشت و مذاکراتی در سطوح بالای وزارت خارجه نیز میان دو طرف صورت گرفت‌. با این حال در همان سال ایران در زمره "محور شرارت" قرار گرفت و در ادبیات امریکاییها همچنان تمام گزینه ها منجمله جنگ روی میز بود.
 
با وجود مواردی که ذکر آن گذشت، مذاکره فقط فتح بابی برای سازش و کرنش مضاعف است و حتی باعث وخیم‌تر شدن اوضاع معیشتی، درحالی‌که ثمره مقاومت در برابر سیاست‌های استکباری غرب، حفظ استقلال، عزت و غرور ملی، تقویت عمق راهبردی و حتی تقویت بنیه اقتصادی است و در یک کلام، حصول ارزش‌ها و آرمان‌هایی است که جمهوری اسلامی بر اساس آن پایه‌گذاری شده است بر همین اساس است که آیت الله خامنه ای بر مقاومت توام با اقتدار تکیه دارد و امروز اتفاقا نماد مقاومت و اقتدار است در منطقه ای که سرتاسر آنرا اشوب و بلوا فرا گرفته او اما با راهبرد "دکترین مقاومت امام خمینی حکام فاسد، متجاوز و عهدشکن کاخ سفید را سر جای خود خواهد نشاند..