هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
چهارشنبه، 29 خرداد 1398
ساعت 14:47
به روز شده در :

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‎های اجتماعی دنبال کنید

 

يكشنبه 12 خرداد 1398 ساعت 14:41 2019-6-2 14:41:42
شناسه خبر : 319687
 امروز رسالت روشنفكر مطهر تلاش براي ساخت نظامات اجتماعي برپايه تعاليم اسلامي است. اين نظامات اجتماعي در عرصه‌هاي اقتصاد، سياست، فرهنگ و... بايد مستقر شوند.
امروز رسالت روشنفكر مطهر تلاش براي ساخت نظامات اجتماعي برپايه تعاليم اسلامي است. اين نظامات اجتماعي در عرصه‌هاي اقتصاد، سياست، فرهنگ و... بايد مستقر شوند.

گروه معارف و اندیشه - رجانیوز: همایش کشوری روشنفکر مطهر توسط بسیج دانشجویی دانشکده الهیات دانشگاه تهران و مرکز پژوهش های علوم انسانی اسلامی صدرا با همکاری بنیاد فرهنگی خاتم الاوصیاء (عج) به دبیری آروین فرشی نعیم در دانشکده الهیات دانشگاه تهران برگزار شد.

 

به گزارش روابط عمومی دبیرخانه همایش روشنفکر مطهر؛ این همایش به مناسبت چهلمین سالگرد شهادت شهید آیت الله مرتضی مطهری برگزار شد و  بنا داشت تا به تبیین مولفه ها و شاخصه های روشنفکری اصیل انقلاب و وجوه تمایز آن با تحجر و روشنفکری های التقاطی بپردازد. در همین راستا متن سخنرانی اساتید و نظریه پردازان این همایش که همگی از اساتید مطرح کشوری بوده اندبه مرور منتشر خواهد شد. مطلب زیر گزارشی از سخنرانی استاد حجت الاسلام و المسلمین دکتر محمد حاج ابوالقاسم ، استاد دروس خارج حوزه علمیه، رئیس پژوهشگاه فقه نظام و عضو مجلس خبرگان رهبری در این همایش است. 

 

حجت الاسلام محمد حاج ابوالقاسم گفت: مسئله روشنفكري در كشور ما از نگاه بسياري از بزرگان، از جمله مقام معظم رهبري از اول بيمار متولد شد. ايشان در يكي از بياناتشان ويژگي‌هاي روشنفكري بيمار را سه چيز مي‌دانند. اول ضديت با دين. تعريف روشنفكري در نگاه بعضي‌ها اين است كه حتماً طرف بايد يك موضع‌گيري جدي عليه دين داشته باشد و نكته دوم شيفتگي و مجذوب تمدن غرب شدن است. و سومين ويژگي روشنفكري از نظر ايشان تحصيلات عاليه و درس خواندن به معناي امروزي است. بعد مثال‌هائي مي‌زنند و مي‌گويند اگر كسي متدين بود، ولو در اوج علم و انديشه مثل علامه طباطبائي كه كساني مثل پروفسور پروفسور هانري كوربن(Henry Corbin) مي‌آيند و زانوي شاگردي در محضر ايشان مي‌زنند، ايشان روشنفكر نيست. اما اگر كسي نسبت به دين و گزاره‌هاي ديني موضع منفي داشت، ولو آن سطح از فهم و فقاهت و عمق و معرفت كلامي، فلسفي و فقهي را هم نداشت، از نگاه بعضي‌ها روشنفكر است. يكي از اقتضائات اين سه ويژگي اين است كه روشنفكري بيمار به سنت‌ها و فرهنگ برخاسته از آداب و عادات اسلامي ما پشت پا مي‌زند. يعني هر چيزي را كه از سنت ما به ارث رسيده است يكي امر منفي و ناپسند مي‌داند و همواره به دنبال تغيير و تحول به سمت تمدن غرب است. اين ويژگي روشنفكري بيمار است.

 
ابوالقاسم در تشریح چیستی روشنفکری مطهر گفت: حالا روشنفكر مطّهِر چه كسي است؟ روشنفكري در ذاتش چيز بدي نيست. روشنفكري اگر به معناي حركت رو به جلو و مقابله با ارتجاع باشد، بسيار هم امر پسنديده‌اي است. يك وقت هست كه انسان در تفكر خود هر پيشرفت و هر امر نوئي را محكوم مي‌كند. چنين شخصي در نقطه مقابل روشنفكري قرار دارد كه قطعاً ناپسند است. روشنفكري به معناي حركت رو به جلو ذاتاً چيز خوبي است، اما يك نكته را نبايد از ياد ببريم و آن هم اينكه اين حركت رو به جلو نبايد به قيمت از دست دادن ارزش‌ها و سنت‌هاي مفيد و مؤثر براي جامعه ما تمام بشود.
 
به دو آيه از قرآن اشاره مي‌كنم. خدا به پيامبر(ص) فرمود، « قُلْ مَا كُنتُ بِدْعًا مِّنَ الرُّسُل»(احقاف/9) بگو من پيغمبر جديدي نيستم و حرف نوئي نياورده‌ام. حرف من حرف‌هاي گذشتگان است. در بعضي از آيات ديگر مي‌خوانيم كه باز پيغمبر(ص) مي‌گويند، « إِنَّ هَذَا لَفِي الصُّحُفِ الأولَى»(الاعلی/18) اين چيزهائي كه من مي‌گويم در كتب گذشتگان هم هست، « صُحُفِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى»(الاعلی/19) من امتداددهنده راه آنها هستم. اما همين پيغمبر(ص) در چند جاي قرآن مي‌گويد، « فَلْيَأْتُوا بِحَدِيثٍ مِّثْلِه»(طور/34) قرآن نو هست. نوآوري در آن هست. قرآن يك حركت رو به جلوست. چگونه مي‌شود بين اين دو گزاره جمع كرد كه رو به جلو حركت كنيم و در عين حال بگوئيم كه ما حرف نوئي نياورده‌ايم. 
 
در اينجا بايد اشاره‌اي به تاريخ انبيا داشته باشيم و اين كه بدانيم انبياي الهي اساساً با چه هدفي آمدند و اين مأموريت انبياي الهي به چه سمتي در حال حركت است و غايت اين مأموريت كجاست. اگر ما به سمت اين مأموريت حركت كرديم، حركت ما در عين حال كه رو به جلوست، دچار انحراف و به بيراهه رفتن هم نشده. اما اگر ديديم كه داريم برخلاف جريان انبياي الهي حركت مي‌كنيم، ولو اسم خودمان را روشنفكر بگذاريم و تصور كنيم كه داريم حركت رو به جلو مي‌كنيم، اما حركتي رو به قهقرا و به تعبير قرآن رو به جاهليت داشته باشيم.
 
خداوند متعال در قرآن آيات متعددي را بيان كرده كه از آنها معلوم مي‌شود كه حركت انبيا با چه هدفي آغاز شده و با چه هدفي استمرار پيدا كرده و به چه سمتي در حال استمرار و ادامه راه است. خداوند مي‌فرمايد، « لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَان» ما پيامبرانمان را فرستاديم و با آنها كتاب و ميزان فرستاديم. ميزان به معناي قانون و وسيله‌اي براي سنجش حق، « لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْط»(حدید/25) هدف گسترش عدالت بود. هدف اين بود كه در جهان عدالت حاكم شود. پس حركت پيامبران الهي يك حركت عدالت‌محور به سمت عدالت جهاني بوده است.
 
قرآن هم كتاب تاريخ است، اما متن را تاريخ انبيا قرار داده است و لذا قرآن، تاريخ انبيا به عنوان برترين انسان‌هاي هستي را و رسالت آنها را اين‌گونه بيان مي‌كند. رسالت انبيا گسترش عدالت در جهان بوده و هست. براي رسيدن به عدالت بايد ابزار مناسب خودش را به كار بست. با هر ابزاري نمي‌شود به عدالت دست پيدا كرد. ابزار مناسب عدالت كه مي‌تواند عدالت را به معناي واقعي كلمه در جهان حاكم كند كدام ابزار است؟ آن ابزار چيزي است كه ما امروز از آن به عنوان سبك زندگي اسلامي ياد مي‌كنيم. اگر سبك زندگي اسلامي حاكم نباشد، نمي‌توانيم عدالت را حاكم كنيم. سبك زندگي اسلامي جلوي اسراف و تبذير را مي‌گيرد و روحيه مصرف‌گرائي و مادي‌گرائي را از بين مي‌برد. اين چپاول‌ها، ثروت‌هاي نجومي و حقوق‌هاي آن‌چناني به خاطر اين است كه اشخاص روحيات اسلامي را از دست داده‌اند. ما بدون حاكميت نوع زندگي اسلامي نمي‌توانيم به سمت عدالت جهاني حركت كنيم. اين نوع زندگي اسلامي از كلمه دين اين معنا فهميده مي‌شود. بعضي‌ها فكر مي‌كنند كلمه دين يعني يك سلسله اعتقادات. دين را حداقلي حداقلي معنا مي‌كنند. وحي و نبوت و امامت. از بچگي هم به ما ياد داده‌اند كه دين سه يا پنج تا گزاره است و چند تا واجب و حرام و نماز و روزه و همين! خير، دين يعني آنچه كه انسان در عمل بدان پايبند است. آنچه كه انسان در رفتارهاي فردي و رفتارهاي اجتماعي بدان پايبند است. رفتارهاي فردي و اجتماعي انسان، سازنده دين اوست.
 
آيه قرآن در سوره مباركه توبه را ملاحظه كنيد، « هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَىٰ وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ»(توبه/33) خداوند متعال پيامبرش را با دين حق و هدايت فرستاد تا اين دين را بر همه اديان غالب كند. اين دو گزاره را فراموش نكنيد: 1. هدف اصلي از ارسال پيامبران اقامه قسط، يعني عدالت جهاني و گستردن عدالت بود. در سوره توبه هم مي‌فرمايد هدف اصلي ارسال پيامبران اين بود كه دين اسلام را بر ساير اديان غالب كند. دين اسلام به معناي يك سلسله عقايد نيست، بلكه به معناي مجموعه اعتقادات و رفتارهاي فردي و اجتماعي است. خداوند متعال دين اسلام و پيامبران را فرستاده است براي اينكه اين شيوه زيست را كه مهم‌ترين ابزار براي رسيدن به عدالت است در جهان حاكم كند، غلبه بدهد، غالب كند. 
 
تا اينجا اين نكته را مطرح كردم كه تاريخ با محوريت انبياي الهي كه در قرآن مطرح شده، سيري را از آدم تا خاتم و قيام حضرت مهدي(عج) بيان كرده كه اين سير درنهايت، حاكميت عدالت است و ابزارهاي حاكميت عدالت، حاكميت سبك زندگي اسلامي است. 
 
 
عضو مجلس خبرگان رهبری در تکمیل چیستی روشنفکری مطهر افزود:  روشنفكر مطهِر كيست؟ كسي است كه در اين مسير حركت كند. روشنفكري حركت رو به جلوست. در اين ترديدي نيست. روشنفكري يعني پرهيز از ارتجاع، اما گاهي اوقات ارتجاع را به اسم روشنفكري به ما قالب مي‌كنند. 
 
شهيد مطهري در دوره‌اي زندگي مي‌كرد كه جنگ بين روشنفكري بيمار و روشنفكري مطهر در يك عرصه بود. امروزه دوره ما دوره‌اي است كه جنگ بين روشنفكري مطهر و روشنفكري بيمار در عرصه ديگري است. اگر كسي عرصه را درست تشخيص ندهد ممكن است متوجه نشود كه در اين ميدان كارزار، كجا را بايد هدف بگيرد. در زمان شهيد مطهري و در دوره قبل از انقلاب، تمام بحث‌ها، بحث‌هاي نظري و فكري و مبنائي بود. البته بحث‌هاي مبنائي‌اي كه مي‌توانست به تشكيل حكومت اسلامي كمك كند يا مي‌توانست تشكيل حكومت اسلامي را به تأخير بيندازد. دو دسته اشخاص در مقابل شهيد مطهري صف‌آرائي كرده بودند. يك دسته مرتجعين غربي، دسته دوم مرتجعين اسلامي. مرتجعين اسلامي كساني بودند كه به نام انجمن حجتيه يا تفكر مهدويت معتقد بودند كه ما نبايد حاكميت ديني داشته باشيم. شهيد مطهري در مقام مواجهه با اين تفكر به عنوان روشنفكر مطهِر توانست اين فضا را كنار بزند و گفتمان نظري منتج حكومت ديني را حاكم كند. نتيجه تلاش‌هاي ايشان شكست گفتماني بود كه معتقد بود ما نبايد به سمت حكومت برويم. از يك طرف از سوي انجمن حجتيه و تفكر اين چنيني تقابل صورت مي‌گرفت. از سوي ديگر از ناحيه روشنفكري بيمار. كساني كه مجذوب غرب بودند و تصور مي‌كردند براي پيشرفت بايد با دين مبارزه كرد و حاكميت ديني مانع پيشرفت است. اين دو جبهه كه در واقع دو لبه يك قيچي بودند در مقابل انقلابيوني كه داشتند در مسير انبيا حركت مي‌كردند، مي‌ايستادند. ايشان تمام تلاشش را معطوف به اين جبهه كرد و لذا بحث‌هاي شهيد مطهري عمدتاً بحث‌هاي نظري و مبنائي هستند. از كتاب «اصول فلسفه و روش رئاليسم» گرفته تا ساير كتاب‌هائي كه در حوزه مباحث نظري و فلسفي تدوين شده‌اند. امروز روشنفكري بيمار و در نقطه مقابل روشنفكري مطهِر كاملاً در فضاي ديگري قرار دارد. فضاي پساانقلاب.
 
فضائي كه به قول رهبر معظم انقلاب در مسير تمدن اسلامي است. ديگر انقلاب انجام گرفت و اين حركت رو به جلو و به هم زدن معادله قدرت عليه مستكبران اتفاق افتاد. مستكبران به زير كشيده شدند. امروز جمهوري اسلامي در جهان به عنوان يك قدرت برتر شناخته مي‌شود.
 
امروز انقلاب اسلامي اتفاق افتاده و روشنفكري مطهر در آن زمان كار خودش را كرد، يعني حركت رو به جلوي انبيا را كه بايد توسط امام زمان(عج) كامل بشود، يعني حاكميت دين در سرتاسر عالم و در نتيجه حاكميت سبك زندگي اسلامي و در نتيجه حاكميت عدالت، انقلاب اسلامي راه را تسهيل كرده است. 
 
رئیس پژوهشگاه فقه نظام در تبیین وظایف روشنفکران اصیل انقلاب اسلامی گفت: امروز ما در دوران پسا انقلاب بايد دنبال مطلب ديگري بگرديم. آن مطلبي كه اتفاقاً خلاء اصلي امروز جامعه دانشگاهي ماست و آن ساخت نظامات اجتماعي مبتني بر دين است. ساختارهاي اجتماعي در ديندار شدن و بي‌دين شدن مردم بسيار مؤثرند. در يك ساختار برخاسته از تمدن غربي نمي‌توان توقع ديندار شدن مردم را داشت. اصلاً مدل شهرسازي در ديندار شدن و بي‌دين شدن مردم تأثير مستقيم دارد. مدل اقتصاد در ديندار شدن و بي‌دين شدن تأثير دارد. نظام سياسي تأثير دارد. نظام فرهنگ و رسانه و ارتباطات در ديندار شدن و بي‌دين شدن مردم تأثير دارد.
 
يك نماز كه مي‌خواهيد بخوانيد، گاهي مي‌بينيد كه حضور قلب به سختي پيدا مي‌شود و ذهن آدم در حين نماز هزار جا مي‌رود. اما در سالن سينما كه مي‌رويد نسبت به فيلمي كه دارد پخش مي‌شود، يك حضور و تمركز فوق‌العاده داريد. چه مي‌شود كه در سالن سينما نسبت به آن فيلم اين قدر تمركز وجود دارد، اما در محراب عبادت براي نماز اين‌قدر تمركز نيست؟ چون ساختاري كه ايجاد شده به تمركز حواس شما كمك مي‌كند. ساختار، ساختاري است كه با آن ويژگي‌اي خاص خودش، با آن پرده بزرگ، آن سكوتي كه نهادينه شده و با آن نظم خاصش، آن صداي دالبي، آن تصاوير شفاف و بالاخره مجموعه اتفاقاتي كه مي‌افتد، باعث مي‌شود كسي كه به سينما مي‌رود، وقتي بيرون مي‌آيد، كمتر پيش مي‌آيد كه از او سئوال كنيد دو ساعت فيلم ديدي چه بود، بگويد حواسم نبود. آيا به نظر شما چنين چيزي مي‌شود؟ نمي‌شود. اما بارها مي‌بينيم كه من و شما نماز مي‌خوانيم، شك مي‌كنيم كه چند ركعت خوانده‌ايم، چرا؟ چون يك سينما به گونه‌اي ساخته شده كه تمركز حواس مي‌آورد، توجه مي‌آورد. بنابراين ما بايد ساختارهاي ديني مناسب را براي توجه به امر آخرت بسازيم. 
 
در حوزه شهرسازي چند مثال مي‌زنم تا موضوع بيشتر روشن بشود. امروز رسالت ما در عرصه تربيت روشنفكر مطهر چيست؟ و اگر شهيد مطهري امروز در ميان ما بود براي فرار از ارتجاع و حركت صحيح رو به جلو چه مي‌كرد؟ مدل شهرسازي‌ها را ببينيد. امروز چه اتفاقي دارد مي‌افتد؟ ما يك مدل شهرسازي اسلامي داريم كه در اصفهان اتفاق افتاده. ميدان امام خميني كه شيخ‌بهائي ساخته، مركزيت و پيشاني ميدان يك مسجد باعظمت است. دور تا دور اين مسجد بازارها و مراكز علمي ساخته شده‌اند. مراكز علمي زمان، حوزه‌هاي علميه، فضاي تفريحي هم در همان جا تعبيه شده و كساني كه براي عبادت مي‌آيند، نيازهاي اقتصادي و نيازهاي اجتماعي‌شان را برآورده مي‌كنند و مي‌روند. امروز در گوشه و كنار شهر و كشورمان مي‌بينيم Centreها و Mallهاي بزرگي قارچ‌گونه ساخته مي‌شوند كه وقتي وارد آنها مي‌شويد، تنها چيزي كه به ذهن شما خطور نمي‌كند دين و معنويت است. اگر هم بخواهيد نماز بخوانيد، اگر سازنده آن Mall خيلي هم متدين باشد، شما را به اتاقكي در زير زمين و در كنار سرويس بهداشتي ارجاع مي‌دهد. آن مسجدي كه در پيشاني ميدان امام خميني قرار دارد و توجه هر رهگذري را به خود جلب مي‌كند و بازار را در پيرامون خود و در سيطره فرهنگي و فكري خودش شكل داده، امروز تبديل به يك اتاقك در طبقه 3 منفي يك Mall تبديل شده، در كنار يك خيابان پر رفت و آمد با آدم‌هاي مرفه و پولدار. معنايش اين است كه ساختار شهري ما به سمتي رفته كه ديندار بودن در اين ساختار به طور طبيعي سخت است.
 
ما با جرياني كه من نام آن را روشنفكري بيمار در عرصه ساخت نظام اجتماعي مي‌گذارم مواجه هستيم. در نقطه مقابل جاي شهيد مطهري‌ها خالي است. ما امروز در عرصه‌هاي نظامي اجتماعي به صدها شهيد مطهري نياز داريم كه اينها بيايند و با يك حركت رو به جلو، يعني حركتي به سمت حاكميت دستورات اسلام در ايران و در جهان اقدام كنند.
 
استاد دروس خارج حوزه علمیه در تبیین بخشی از بیانیه گام دوم رهبر انقلاب اسلامی گفت: بيانيه گام دوم حضرت آقا بسيار بيانيه مهمي است. ايشان مي‌فرمايند ما بايد زمينه را براي طلوع ولايت عظمي آماده كنيم. چگونه؟ با نشان دادن نمونه‌اي از تمدن اسلامي. چگونه مي‌توانيم اين كار را بكنيم؟ با تربيت نيروهائي كه فكر و ذكرشان طراحي مدل‌ها و ساختارهاي اجتماعي متناسب با گزاره‌هاي ديني است. مدل و ساختارهاي اجتماعي اي كه به نشر و به تحقق و عينيت يافتن دين در عالم عين كمك مي‌كند. 
بنابراين امروز رسالت روشنفكر مطهر تلاش براي ساخت نظامات اجتماعي برپايه تعاليم اسلامي است. اين نظامات اجتماعي در عرصه‌هاي اقتصاد، سياست، فرهنگ و... بايد مستقر شوند.
 
ما الان در نظام بانكداري واقعاً دچار چالش هستيم. ببينيد بانك‌هاي ما چه بلائي دارند سر مردم مي‌آورند. اين بانك‌ها مدلي است كه از غرب آمده و جالب اينجاست كه به همان بايسته‌هاي غرب هم پايند نيست و لذا ما يك موجود وحشي را كه غرب با ابزار خودش آن را كنترل مي‌كند آورده‌ايم و ابزارهاي كنترلش را هم نداريم و در نتيجه بانك‌ها به قله‌هاي ثروت تبديل شده‌اند و انواع و اقسام فسادها در آنها اتفاق مي‌افتند. اختلاس‌ها، وام‌هاي نجومي و بدون پشتوانه و ضمانت لازم و در نقطه مقابل فشارهاي اقتصادي و اجتماعي‌اي كه دارد روي طبقه مستضعف و محروم مي‌آورد. خانه‌هائي را كه به اجرا مي‌گذارند، وام‌هائي كه به خاطر تأخير در تاديه، پشت سر هم روي آنها سود مي‌آيد و افزايش فاصله بين فقير و غني. 
 
اين ساختار اقتصادي ساختار غلطي است. چه كسي بايد آن را درست كند. روشنفكر مطهري كه تلاش او نظام‌سازي اسلامي در چهارچوب تعاليم ديني است.
 
 
رئیس پژوهشگاه فقه نظام در تبیین ویژگی های فقیه فقه نظام گفت: براي اين منظور چه الزاماتي لازم هستند؟ اولاً يك فعال در اين عرصه بايد متناسب با عرصه مورد نظر با تعاليم ديني آشنا باشد. يك فعال اجتماعي كه مي‌خواهد نظام اقتصادي را اصلاح كند، بايد با نظام مالياتي اسلام آشنا باشد. يك فعال نظام‌ساز بايد اولاً اطلاعات مكفي و خوبي از گزاره‌هاي ديني و مدل‌هاي موجود ديني داشته باشد. نكته دوم اين است كه بايد اطلاعات دقيقي از ساختارهاي اجتماعي موجود در جهان داشته باشد. بعضي از اين ساختارها در جهان امروز با ساختارهاي اسلامي بسيار سازگار هستند. ما در همين پژوهشگاه فقه نظام يك گروه بانكداري اسلامي راه انداخته‌ايم و دوستان دارند با همكاري يكي از بانك‌هاي معروف كشور مدل بانكداري اسلامي را طراحي مي‌كنند. مدل‌هاي بانكداري‌اي را كه امروز در دنيا هست استخراج كرده‌اند. نزديك به 20 مدل بانكداري داريم. مي‌گويند بعضي از اين مدل‌ها بسيار به مدل اسلامي بانكداري‌اي كه ما دنبالش هستيم نزديكند. اين خيلي كار را آسان مي‌كند. چرا يك عده بدون اطلاع تصور مي‌كنند بانك همين چيزي است كه امروز دارد در كشور ما اجرا مي‌شود. بعد هم آن را به اسلام منسوب مي‌كنند و آبروي اسلام و مسلماني را مي‌برند.
 
رسالت روشنفكر مطهر در دوره كنوني در مسيري كه خداوند متعال در قرآن براي انبيا و براي طول تاريخ ترسيم كرده، ساخت نظامات اجتماعي در چهارچوب تعاليم ديني است. براي اين منظور اولاً بايد تعاليم ديني را در هر حوزه مرتبط كاملاً فرابگيرد. ثانياً بايد ساختارهاي اجتماعي مرتبط را بشناسد و در گام سوم اقدام به توليد و پيشنهاد ساختارهاي اجتماعي متناسبي بكند كه بتوانند بستر مناسبي براي تحقق اهداف ديني باشند. اين تفاوت دوره ما با دوره شهيد مطهري است.
 
دکتر حاج ابوالقاسم در انتقاد از حوزه و دانشگاه افزود: امروز سئوال اين است كه زندگي متناسب با حرف پيامبران كه شما مي‌گوئيد چيست؟ الگو بدهيد. چرا به ما الگو نمي‌دهيد؟ البته بايد اعتراف كنم كه حوزه‌هاي علميه در اين زمينه كم‌كاري داشته‌اند و بخشي از تقصير متوجه آنهاست، ولي من فكر مي‌كنم دانشگاه‌هاي ما هم در اين زمينه كم تقصير ندارند. اگرچه من خود ساختار دانشگاهي را متأثر از نگاه روشنفكري بيمار مي‌دانم. خود اين ساختاري كه دانشگاهيان دارند در آن رشد مي‌كنند، ساختاري است كه از آن خيلي مشكل آدمي كه دغدغه دين دارد بيرون مي‌آيد. دانشكده الهيات و خودتان را نگاه نكنيد. چگونه است كه جوانان ما وقتي از دانشگاه بيرون مي‌آيند، اعتقاد و باورشان را از دست مي‌دهند؟ ساختار، ساختاري است كه براي تحقق احكام دين ساخته نشده كه خودش بحث عميقي دارد كه ساختار آموزشي مطلوب دين كدام مدل است؟ مدل آموزشي برخاسته از روشنفكري بيمار كدام مدل است؟ مدلي كه امروز در دانشگاه‌هايمان داريم تلفيقي از اين دو مدل است و مدل آموزشي اسلامي ناب نيست. دليلش چيست؟ دليلش اين است كه، « إِنَّمَا يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ» (فاطر/28) اگر دانشگاه‌هاي ما عالم پرورش مي‌داد، نتيجه‌اش بايد طيف وسيعي از آدم‌هاي خاضع و خاشع در برابر خدا مي‌بود. يعني دانشگاه‌هاي ما بايد به محراب عبادت تبديل مي‌شدند و خروجي اين دانشگاه‌ها بايد آدم‌هاي خاضع و خاشع مي‌بودند. اگر نيست ببينيم چرا اين‌گونه است. من فكر مي‌كنم يكي از ساختارهائي كه بايد اصلاح بكنيم، در كنار ساختارهاي اقتصادي و فرهنگي، ساختارهاي آموزشي ما هستند. 
 
برای مشاهده فیلم کامل کلیک کنید. 
 
 
پرسش و پاسخ 
 
سوال؛ آیا با توجه به غیبت امام زمان (عج) و موانعی که در کشف احکام الهی در این زمان داریم امکان تدوین فقه نظام‌مند وجود دارد یا این مسئله امتناع دارد؟ حوزه علمیه چقدر در این زمینه کار می‌کند؟ آیا کارهائی که می‌شود مطلوب است؟ فقه نظام در این زمان به کجا رسیده و در چه مرحله‌ای قرار دارد؟
 
سئوال اول اين بود كه بحث غيبت را مطرح كرديد و اينكه در عصر غيبت آيا ما توانائي ساخت نظامات اجتماعي برپايه دين را داريم يا نداريم و آيا گزاره‌هائي كه داريم براي اين مقدار كافي هست يا نيست؟ امام زمان(عج) وقتي تشريف مي‌آورند، مي‌خواهيم ببينيم كه آيا دين جديدي مي‌آورند و گزاره‌هاي جديدي علاوه بر قرآن و حديث ارائه مي‌كنند يا در مسير تحقق آن اقدام جديدي را انجام مي‌دهند. در مسير جهاني‌سازي آن اقدام جديدي را انجام مي‌دهند. قرآن ادعايش اين است كه دين، دين كاملي است، « الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا»(مائده/3) پس اين كتاب پاسخگو هست و مي‌تواند با ابزارهاي خودش و با ابزار اجتهادي، اين روايات اگر با ابزار اجتهادي به سراغشان برويم مي‌توانند پاسخگوي نيازها ما براي ساختن يك تمدن باشد. اما مشكل ما كجاست؟ چرا محقق نمي‌شود؟ مشكل ما سيل بنيان‌كني است كه از طرف غرب به سمت ما در حال جريان است و ما داريم برخلاف جريان آب حركت مي‌كنيم. مشكل ما اين نيست كه به لحاظ نظري نمي‌توانيم اين مدل‌ها را بسازيم. مشكل ما اين است كه نمي‌توانيم اين مدل‌ها را در عالم عينيت محقق كنيم و در واقع ما نسبت به تحقق اين مدل‌ها مشكل اصلي و اساسي داريم. البته تا قبل از انقلاب اسلامي چون اصلاً زمينه براي تحقق نبوده، دغدغه‌اي هم براي طراحي اين مدل‌ها نبوده. بعد از انقلاب كه فرصت براي تحقق اين مدل‌ها و عينيت يافتن اين مدل‌ها ايجاد شده، امروز ديگر ما اين دغدغه را در دانشگاه‌ها و حوزه‌ها پيدا كرده‌ايم و گرايش به اين سمت بسيار زياد است. 
 
امام زمان(عج) نمي‌خواهند دين را فربه‌تر كنند. دين همين است كه هست. زمينه تحقق را فراهم مي‌كنند كه البته ما هم بايد تلاش كنيم. امام زمان(عج) هم بدون زمينه‌چيني نمي‌توانند یكمرتبه اوضاع را عوض كنند. در روايت از امام كاظم(ع) هست كه، «يَخْرُجُ قَوْمٌ مِنْ قِبَلِ الْمَشْرِقِ ، فَيُوَطِّئُونَ لِلْمَهْدِيِّ سُلْطَانَهُ» كساني در مشرق زمين قيام مي‌كنند و زمينه را براي ظهور حضرت مهدي(عج) آماده مي‌كنند. پس اين اتفاق بايد بيفتد و اين زمينه‌سازي بايد بشود و تا حدي شدني است. 
 
و اما نكته دوم راجع به حوزه‌ها كه فرموديد حوزه در اين زمينه‌ها چقدر كار كرده؟ بايد عرض كنم كه اصلاً مطلوب نيست. چرا؟ عوامل مختلفي دارد. يك بخشي به اين برمي‌گردد كه حوزه با يك سنت و روش هزار ساله كه پشتوانه كارش بوده، امروز كار را به جائي رسانده كه بالاخره يك تراث عظيم علمي در فضاي عدم امكان تحقق ساختارهاي اجتماعي ايجاد شده. چون امكان تحقق ساختار اجتماعي و مدل‌سازي نبوده، اصلاً در اين زمينه‌ها فكر نشده و بيشتر در حوزه‌هاي نظري فكر شده. احكام نماز، احكام روزه و نه احكام تحقق آنها. ما يك احكام نماز داريم، يك احكام تحقق نماز. احكام نماز اين است كه اگر شك كردي چه بكني، اذان چگونه است، اقامه چگونه است. احكام تحقق آن همان مدل شهرسازي است كه عرض كردم. ميدان امام اصفهان نشان مي‌دهد كه بايد شهرتان را به گونه‌اي بسازيد كه همه مردم دسترسي به نماز داشته باشند. اين موضوع اصلاً در بحث‌هاي فقهي ما نبوده. چرا؟ چون زمينه نبوده. بعد از انقلاب كه زمينه ايجاد شده، باز حوزه‌ها درگير مسائل مختلف شدند. هشت سال كه جنگ بوده. بيشترين شهيد را حوزه‌ها دادند. در هيچ قشري به اندازه روحانيت شهيد نداشته‌ايم. درصد شهداي روحانيت به نسبت بقيه اقشار بالاتر است. اين بحث‌ها شايد ده پانزده سالي باشد كه در حوزه‌ها آغاز شده‌اند و تا به سرانجام برسند زمان مي‌برد. حركت آغاز شد، و اميدواريم با ياري خدا اين حركت به سرعت رو به جلو برود.
 
در مورد فقه نظام، ما اولين مركزي هستيم كه به شكلي رسمي اين پرچم را بلند و ذهن‌ها را به اين سمت معطوف كرديم. بحث‌هاي زيادي هم مطرح شدند كه فقه اصلاً مي‌تواند در اين عرصه ورود كند؟ نمي‌تواند؟ ما با همايش‌ها و نشست‌ها دنبال همين مطلب هستيم. تا حد زيادي اين مطلب فراگير و ذهن‌ها بيدار شده‌اند. ما در آغاز راه هستيم. يعني فقه نظام در آغاز راه است. اگر بگويم كه مثلاً 40، 50 سال بايد كار بشود تا مدل‌هائي دربيايند اغراق نكرده‌ام. اولين كار ما كار بانكداري است كه گروه اقتصاد اسلامي ما مشغول فعاليت هستند. ما در حوزه بانك دو جور كار داريم، يك كار، كاري است كه من اسمش را مي‌گذارم اسلام مالي. يعني همان چيزي را كه از غرب مي‌آيد، با گاهي جزءنگر امضا مي‌كنيم و مي‌شويم ماشين امضاي فرهنگ ليبرال دموكراسي. همين مسابقه «برنده باش» و امثالهم را از بعضي از مراجع استفتا كردند و آنها گفتند اگر اين‌طور و آن‌طور بشود اشكال ندارد. اين نگاه جزءنگر است. مقام معظم رهبري با نگاه فقه نظامي‌شان فرمودند، «فرهنگ كار را از بين نبريد. اين فرهنگ كه يك نفر يك جا بنشيند و پول بادآورده‌اي به دست بياورد خلاف تعاليم اسلام است.» با نگاه فقه اسلامي، شما اين پديده را محكوم مي‌كنيد، ولي با نگاه فقه جزءنگر ممكن است همين پديده را تأئيد كنيد. 
 
تا به حال به سئوالات بانكداري با نگاه فقه جزءنگر پاسخ داده شده است و لذا تك‌تك اتفاقاتي كه در يك بانك چپاولگر مي‌تواند اتفاق بيفتد، با قيد و بندها و شرايطي يك امضاي شرعي پاي آن زده شده است و لذا فقه ما متأسفانه به خاطر اينكه جزءنگر بوده تبديل به ماشين امضاي نظام اقتصادي سرمايه‌داري شده است. اما نگاه فقه نظامي خيلي متفاوت با نگاه‌هاي قبل است و تغيير رويكرد به سادگي امكان‌پذير نيست. اصلاً ممكن است ما به اين نتيجه برسيم كه پديده‌اي به نام بانك به اين شكل نبايد داشته باشيم. بايد به سه بخش تقسيم بشود كه حالا دوستان ما اين ايده را مطرح كرده‌اند: 1. سازمان قرض‌الحسنه 2. سازمان فعاليت‌هاي اقتصادي 3. سازمان خدماتي. يعني اصلاً اينكه يك پديده پول‌هاي مردم را به اسم قرض‌الحسنه بگيرد و بعد با آن فعاليت‌هاي اقتصادي بكند و بنگاه اقتصادي بشود، ممكن است به اين برسيم كه اصلاً نبايد چنين چيزي وجود داشته باشد. در هر صورت ما در آغاز راه هستيم، ولي دوستان ما در قم، كساني كه هم آگاه به علوم انساني و هم فعاليت اجتهادي هستند دارند تلاش مي‌كنند. حوزه علميه مشكات هم با همين هدف بنيان نهاده شده است و ان‌شاءالله در اين مسير حركت خواهد كرد. 
آیا در حوزه فقه حکومتی الگوی اقتصاد اسلامی حاصل شده است یا خیر؟ اگر پاسخ مثبت هست، در وضعیت جاری کشور چقدر امکان اجرا دارد؟
 
نخير، الگوي اقتصاد اسلامي حاصل نشده است. چرا؟ چون تا بخواهد نگاه‌ها عوض شود و اشخاص بفهمند كه اين نوع نگاه فقهي امضاي جريان مادي‌گرائي است، طول مي‌كشد. فقهاي ما گاهي با سئوالات جزئي مواجه مي‌شوند كه اين سئوال را در يك مجموعه و ساختار كلان بررسي نمي‌كنند كه چه تبعاتي در مجموعه ساختار ايجاد مي‌كند. لذا بايد عرض كنم كه هنوز ايجاد نشده. كارهائي هم كه تا به حال شده بسيار ناقص و محدود بوده. گاهي يك چيزهائي مي‌شنوم كه اگر به شما بگويم شايد تعجب كنيد. قانون تجارت قانون زمان شاه است. ما هنوز وقت نكرده‌ا يم. ما كه مي‌گويم يعني مجتهدين، حقوق‌دان‌ها، متفكرين ما هنوز وقت نكرده‌اند قانون تجارت اسلامي را بنويسند. كجا اقتصاد ما اسلامي است؟ من به جرئت عرض مي‌كنم كه اقتصاد ما حتي ده درصدش هم اسلامي نيست. بخش‌هائي از آن اسلامي به معناي نگاه جزءنگر هست كه براي تك‌تك پديده‌ها راهكاري انديشيده. مثلاً بانك مي‌خواسته پول بدهد و سود بگيرد. كار بانك همين است كه از شما سود مي‌گيرد و به ديگري مي‌دهد و بالعكس و با خلق پول، ثروتش افزايش پيدا مي‌كند و يك پول را گاهي پنج برابر مي‌كند، چون وقتي كه به شما وام مي‌دهد، شما كه پولتان را برنمي‌داريد ببريد. يك حساب باز مي‌كنيد و آن پول را در همان بانك يا بانك مشابه مي‌گذاريد. بانك مي‌بيند كه بخشي از پول در آنجا هست. دوباره آن را به كس ديگري وام مي‌دهد و اين دور تسلسل ادامه پيدا مي‌كند و لذا گاهي مي‌بينيد كه با 500 هزار تومان دارد معادل دو ميليون تومان وام مي‌دهد. به اين ترتيب ثروتش افزايش پيدا مي‌كند. كجاي اين بانك‌ها اقتصاد اسلامي است. اين افزوده‌اي كه دارد اتفاق مي‌افتد مال بانك است يا مال صاحبان سرمايه است. اينها مسائل جدي‌اي هستند كه بايد در اقتصاد اسلامي به آنها پرداخت و متأسفانه به آنها نپرداخته‌ايم. قانون بانكداري بدون ربا را مرحوم آقاي شاهرودي در سال 60 با جمعي از فقها نوشتند كه ربا را حذف كنند. يك عده گفتند اسمش را بگذاريم بانكداري اسلامي، ايشان گفتند خير، اين اسلامي نيست. قرار بود پنج سال به طور موقت اجرا شود و بعد بازنگري بشود. پنج سال شد سي سال و اين وضعيتي است كه داريد مشاهده مي‌كنيد و لذا من به جرئت عرض مي‌كنم اقتصاد ما اسلامي نيست. حالا چه كسي مقصر است؟ بايد بگرديم مقصر را پيدا كنيم. 
 
 سوال؛ این نظام بانکداری که فرمودید دارید تدوین می‌کنید چقدر امکان اجرا دارد؟ آیا ساختاری برای اجرای آن وجود دارد؟
 
يك مشكل هم مشكل اجراست. مثلاً يكي از حرف‌هائي كه به اين آقايان زده شد اين بود كه جريمه تأخير نگيريد. گفتند اين قانون است و نمي‌توانيم نگيريم. بانك مركزي تكليف كرده كه در قراردادها جريمه تأخير درج بشود. ابزار اسلام براي بازپرداخت وام، جريمه تأخير نيست. رهن است. رهن ابزار اسلامي است براي بازپرداخت وام. شما گروئي مي‌گذاريد. طرف نداد، از همان معادلش را برمي‌داريد. اين هم راه دارد و در بعضي از كشورها اين اتفاق دارد مي‌افتد. در دنيا بانكداري‌هاي مختلفي داريم و بعضي‌ها اين كار را انجام مي‌دهند. مي‌گويند قانون بانك مركزي است و ما نمي‌توانيم جريمه تأخير نگذاريم. 
 
دوستان ما به اين تصميم رسيده‌اند كه بعد از اينكه مدل طراحي شد، در كشور ديگري به عنوان Pilot بانكي را تأسيس بكنند، با دو سه كشور هم صحبت شده. يكي عراق است، يك مالزي. مدتي اين بانك در آنجا كار بكند bugهايش گرفته بشوند و بالاخره در ايران مجوزهاي خاص گرفته بشود. البته اين هم حق است. قرار نيست طرحي كه مي‌آيد، ناگهان كل كشور زير پوشش آن طرح بشود. در يك قسمتي اجرا بشود، بعد اگر ديدند مشكلي ندارد آرام آرام توسعه پيدا كند. آن وقت بايد سازوكارهاي قانوني آن را هم ديد. به يك معنا شدني است. بالاخره كشور ما كشوري است كه قانون‌گذاري از يك مجراي خاصي دارد انجام مي‌شود و متخصصين و متفكرين مي‌توانند به آنجا مراجعه كنند. اگر ما در دو جا توانستيم قانون بانكداري را بدون جريمه تأخير و با موفقيت اجرا كنيم، مي‌توانيم با آقايان بانك مركزي بنشينيم و قانعشان كنيم. بعد برود در مجلس شوراي اسلامي تصويب شود. كشور ما كشور اسلامي است. حداقل اين شعار و اين دغدغه هست. در بسياري از عرصه‌ها زمينه براي تحقق وجود دارد. منتهي اولاً كار نكرده‌ايم و ثانياً دنبال نكرده‌ايم كه فعاليت‌هاي موجودمان محقق بشوند. 
 
سوال؛ مقدمات و ضروریات بهبود فضای حوزه و تحول در حوزه چیست؟
 
بخشي از بهبود فضاي حوزه مربوط به خود حوزه است كه خود حوزوي‌ها بايد تلاش كنند. يك بخشي هم اين مطالبه بايد از بيرون شكل بگيرد. ما مركزي به نام مركز پژوهش‌هاي اسلامي صدا و سيما داريم. اينها سئوالات متعددي را درآورده‌اند كه سئوالات بسيار خوبي هستند و آنها را محضر بعضي از مراجع داده‌اند. بعضي‌هايشان گفتند ما نمي‌توانيم به اينها جواب بدهيم. عده‌اي با همين شيوه متعارف فقاهت شروع كردند به جواب دادن كه فقاهت فردي و جزءنگر است. بعد از پايان ديدند كه جوابگو نيست و سر تا پاي پاسخشان پر است از، «اگر اين است»، «اگر آن است». جواب داده نشد. اين آقايان به آن اشخاص مراجعه كردند و گفتند اينها مشكل ما را حل نمي‌كند. اين باعث مي‌شود كه توجه آقايان بيشتر جلب بشود كه اصلاً منظر، منظر متفاوتي است و از اين منظر نمي‌شود به مسائل پيچيده امروز پاسخ داد. موضوعات، موضوعات ديگري هستند و اصلاً بانك، خودش يك موضوع است. شما نبايد بانك را به صدها پديده‌اي كه دارد در آن اتفاق مي‌افتد تجزيه و تك‌تك آنها را سئوال كنيد. آن ضرب‌المثل هست كه مي‌گويد تجزيه‌ات خوب بود، مرده‌شور تركيبت را ببرند. ما اين را مكرر در جمهوري اسلامي داريم مشاهده مي‌كنيم. يعني مي‌بيني كه جزءجزء مجوز شرعي مي‌گيرد. سر هم كه مي‌شود چيز بسيار عجيب و غريبي از كار درمي‌آيد. 
 
فقه نظام همين است؟
 
بله، در فقه نظام اولاً به موضوعات به صورت جزئي نگاه نمي‌شود. ثانياً مدل استنباط اين نيست كه بخواهي از يك گزاره استنباط كني و تفاوت‌هاي ديگري كه حداقل در 4، 5 حوزه قابل تبیین است. 
 
سوال؛ برای مراجعه بیشتر و کار بر روی فقه نوین چه باید کرد؟ 
 
يك نكته تسلط بر قرآن است. فقه نوين بدون تسلط بر چهارچوب‌هاي کلان شريعت امكان‌پذير نيست. يعني بايد احاطه ما به قرآن بيشتر بشود. بسياري از ارزش‌هاي بنيادين قرآني كه مي‌توانند در مدل‌هاي اجتماعي اثرگذار باشند. مثلاً فرض كنيد، « إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتِين»(الذاریات/58) رزاقيت خدا بايد در مدل‌هاي اقتصادي، خودش را نشان بدهد. بازار اسلامي چه جور بازاري است؟ بازاري است كه اعتقاد به رزاقيت خدا در آن موج بزند. در سيره پيغمبر(ص) هست كه وقتي بازار مي‌ساختند، بازارشان ويژگي‌هائي داشت. اولاً اين‌طور نبود كه شخص جائي را مال خود كرده باشد. بازار مال كسي نبود و يك جائي مثل مسجد بود. البته طبيعتاً در خرده‌فروشي، نه در كلان‌فروشي. در اقتصاد كلان نمي‌شود بگوئيد آقا! تراكتورهايت را بردار ببر، صبح بردار بياور. بازار مكان عامي بود، « مَن سَبَقَ اِلى مَكانٍ فَهُوَ اَحَق» اين قاعده هم مال مسجد بود، هم مال بازار. هر كسي مي‌آمد و جائي مي‌گرفت. كارش هم كه تمام مي‌شد بايد مي‌رفت. در اين ساعت هم اخلاقياتي بر بازار حاكم بود. كسي حق نداشت در معامله ديگري وارد بشود. در مكاسب ما آداب تجارت آمده. بسياري از اين آداب تجارت بايد تبديل به مدل بشوند. چگونه؟ بايد خيلي روي اين آداب فكر كرد كه ما چگونه بستر را به گونه‌اي بسازيم كه اين تعاليم ديني در آن بستر محقق بشوند. اول بايد تسلط به مقاصد شريعت ـ البته اين كلمه در فقه اهل سنت هم خيلي معروف است و به آن فقه مقاصدي مي‌گويند. منظور من اين فقه نيست ـ تسلط به مقاصدي كه بالاخره جامعه بايد به چه سمت و سوئي برود، به چه شكلي بايد اين آداب تحقق پيدا كنند. بايد روي همه اينها مسلط باشد و طرف بايد ارزش‌هاي حاكم را بداند. بعد آرام آرام به سمت مسائل اجتماعي برود. مسائل اجتماعي و مشكلات را خوب لمس كند و در رفت و برگشت بين قرآن و حديث، در مسائل اجتماعي به مدل‌هائي دست پيدا كند.
 
مثال مي‌زنم. در اسلام داريم ديه قتل خطا بر عاقله است. اين حكم چه خاصيتي دارد. چرا اين حكم را گذاشته‌اند. عاقله يعني خويشاوندان. طرفي كه قتل كرده خودش بايد خسارتش را بدهد. براي اينكه اولاً قتل خطاست و پيش آمده و شخص توانائي ندارد. از طرفي وقتي فاميل آمدند وسط يك همبستگي اجتماعي ايجاد مي‌شود. نكته سوم اين است كه شخص مي‌داند ولو به خطا قتلي انجام بدهد با يك فاميل طرف است و از شرمندگي جلوي روي فاميل نمي‌تواند سر بلند كند، خيلي بايد مراقبت كند. امروز ما آمده‌ايم و در ساختارهاي اجتماعي، ديه را به گردن بيمه گذاشته‌ايم. ديه قتل خطا در جمهوري اسلامي به عهده عاقله نيست. اصلاً كسي حكم را نمي‌داند. ديه را به عهده بيمه گذاشته‌اند، لذا شخص قتل خطا كه چه عرض كنم، گاهي قتل شبه عمد هم مي‌كند و مي‌گويد كسي كه نمي‌فهمد. بيمه هم كه هست. حفظ جان مردم در اينجا بي‌ارزش مي‌شود و ديگر كسي چندان انگيزه‌اي ندارد كه جان مردم را حفظ كند. اصلاً خيالم راحت است. آقايان در تعريف بيمه مي‌گويند خاصيت بيمه اين است كه امنيت خاطر مي‌آورد، در حالي كه اين امنيت خاطر در يك جاهائي نبايد باشد. اين را از كجا مي‌فهميم؟ از مطالعه در مقاصد شريعت، قرآن، رويات و فلسفه احكام. من در زمينه خمس مطالعات زيادي داشته‌ام. اگر كسي نظام اقتصادي اسلام را از دل خمس دربياورد، چيز عجيب و غريبي ا ست كه اگر حاكم بشود بسياري از معضلاتي كه در حال حاضر با آنها درگير هستيم، اساساً به وجود نخواهند آمد. از دل خمس مدل مالياتي درمي‌آ‌يد كه توضيح دادم. مدل اصل توزيع ثروت‌ها چگونه بايد باشد؟ اين از خمس كاملاً درمي‌آيد. در زكات همين‌طور. بايد قرآن و حديث را با رويكرد دغدغه‌هاي اجتماعي مطالعه كرد. البته انسان بايد روش فقاهت را هم بداند كه دچار تفسير به رأي و انحراف در فكر و انديشه نشود. اين مسيري است كه ما را به سمت فقه نظام‌ساز سوق خواهد داد. 
 
سوال؛ آیا جوامع حوزوی و دانشگاهی برای فهم مسائلی که مطرح کردید تلاشی کرده‌اند که جامعه را آموزش بدهند؟ چه اندازه در این زمینه کار شده است؟
 
بايد عرض كنم متأسفانه خيلي كم، ولكن تلاش‌هائي دارند انجام مي‌شوند. ما ده سال پيش با جمعي از دوستان از جمله آقاي قاسميان حوزه مشكات را راه‌اندازي كرديم كه هفت مدرسه و مركز تخصصي دارد و بعد از ده سال بسياري از طلاب ما به سطح خيلي خوبي رسيده‌اند. در اساسنامه آن سه هدف مشخص شده. 1. تربيت نظريه‌پرداز در عرصه علوم انساني براي تحقق جامعه ديني 2. تربيت مبلّغ براي ترويج نظريات نظام‌ساز اين جزو اهداف مجموعه‌ ما هست و 4، 5 سال پيش كه اساسنامه نوشته شده، اين موارد در ذهن ما بود كه ما نياز به مبلغيني داريم كه اين حرف‌ها را هم در مجامع علمي بگويند، هم بين مردم مطرح كنند كه زمينه براي اقبال و توجه به اين حرف‌ها فراهم بشود. بايد عرض كنم كه اين حرف‌ها كم گفته شده‌اند، ولي هر جا گفته شده‌اند به شدت مورد استقبال واقع شده‌اند. 
 
بنده نكاتي را در مورد شهرسازي اسلامي در زنجان كه نماينده آنجا هستم، در جمع پرسنل شهرداري گفتم. تعدادي از اعضاي شوراي شهر بودند. گفتند ما هم پرسنل را مي‌آوريم اينها را برايشان بگوئيد. ما چرا از اينها اطلاع نداريم. خدا حفظ كند حاج آقاي قرائتي را. در اين زمينه خوب فعاليت دارند. گفتند يك موقعي يك استاد تمام شهرسازي از من پرسيد كه آيا شما در اسلام آيه‌اي، روايتي در مورد شهرسازي داريد؟ ايشان مي‌گفت من دو سه ماه نشستم و در اين باره كتابي نوشتم و كتاب را به ايشان دادم. مطالعه كرد و گفت بسيار عالي است و مقدمه‌اي هم برايش نوشت و گفت اين را به دانشگاه مي‌برم و به عنوان يك متن درسي از آن استفاده خواهم كرد. 
 
مي‌خواهم عرض كنم ما مطلب زياد داريم، ولي متأسفانه بنا بر دلايل تاريخي در طول هزار سالي كه حكومت دست ما نبوده، اين دغدغه وجود نداشته و در نتيجه هندسه معارف فقهي و ديني ما روي رابطه فرد با خالق، يعني عمدتاً عبادات متمركز شده. تراث فقهي ما در موضوع حج بسيار غني است. كارهاي واقعاً عميقي شده، اما در عرصه نظام‌هاي اجتماعي خيلي عقب هستيم، چون فرصت و زمينه نبوده. 
 
به هر حال كارهائي شروع شده كه ان‌شاءالله با كمك دوستان پيش برود. ما هم اين پژوهشگاه فقه نظم كه زيرنظر آيت‌الله اراكي تأسيس شده، با همين هدف تأسيس كرديم. يك فضلاي تحصيلكرده در علوم انساني را كه از لحاظ فقهي هم تسلط خوبي دارند جمع كرده‌ايم و گروه‌هائي تشكيل شده‌اند و دارند فعاليت‌هائي مي‌كنند. در آغاز راه هستيم، ولي فكر مي‌كنم با توجه به عطشي كه در جامعه هست، اين جريان به سرعت جاي خودش را در فضاي فكري باز خواهد كرد. 
 
سوال؛ آیا شورای‌عالی فرهنگی که مسئول کل آموزش کشور هست در این زمینه مصوبه‌ای دارد؟
 
نه متأسفانه. در آن زمينه ورودي نبوده و ما چيزي از شوراي انقلاب فرهنگي نديده‌ايم. 
 
 چهل سال وقت کمی نبوده.
 
درست مي‌فرمائيد. چهل سال زمان كمي نيست، ولي موانع هم زياد بوده‌اند. در عين حال كه هيچ‌كدام از اينها توجيه ندارد و بايد تقصير را پذيرفت. يكي از مقصرين اصلي اين قصه حوزه‌هاي علميه هستند و كاري كه بايد مي‌شده نشده. دغدغه نبوده يا بعضاً عافيت‌طلبي يا اشتباه در ديدگاه بوده. همين حالا در حوزه كساني هستند كه مي‌گويند فقه نمي‌تواند نظام اجتماعي بسازد. از فقه چنين توقعي نداشته باشيد. فقه جز همين چيزهائي كه الان متكفل آنهاست، در حوزه ديگري نمي‌تواند پاسخگو باشد. همین الان کسانی هستند که چنین دیدگاهی دارند. خود تغییر فکری که یک عقبه هزار ساله دارد کار آسانی نیست. درست است که چهل سال گذشته، ولی قبل از آن هزار سال با دست فرمان دیگری رفته‌اند. حالا می‌خواهیم در ظرف چهل سال، آن دست فرمان هزار ساله را عوض کنیم. 
 
گاهی با دوستان در حوزه درددل می‌کنم و می‌گویم ما می‌خواهیم درس خارج اصول بگوئیم. بیست دقیقه وقت می‌گذاریم. بهترین مطالب آماده است، چون هزار سال پخته شده. اما می‌خواهیم یک ساعت راجع به اخلاق کارگزاران در نظام اسلامی بگوئیم. حرف درست و شسته رُفته نظریه نوین می‌خواهیم بگوئیم. من دو سال خارج خمس گفته‌ام و الان به اندازه سه چهار ساعت حرف در عرصه نظام اقتصادی دارم. یعنی برای سه چهار ساعت حرف نو، دو سال کار کرده‌ام. آن دو سال کاری که برای هر جلسه‌اش بیشتر از یک ساعت وقت نمی‌گذاشتم. سخت است دیگر. یک تراث هزار ساله آماده هست و اساتید دارند با همین‌ها مدیریت علمی خودشان را جلو می‌برند. حالا ما می‌خواهیم آنها را به کاری وادار کنیم که طرف باید دو ماه مطالعه کند تا دو ساعت کار ارائه کند. تغییر این جریان خیلی سخت است، ولی ان‌شاءالله می‌شود. باید با نسل‌های آینده ارتباط برقرار کرد، « فَمَا آمَنَ لِمُوسَىٰ إِلَّا ذُرِّيَّةٌ مِّن قَوْمِه»(یونس/83) این جوانان هستند که نسل‌های بعد را می‌سازند و به این سمت حرکت می‌کنند. 
 
سوال؛ نقش دانشگاه در تکمیل فقه نظام چیست و چرا از دانشگاهیان در پژوهشگاه فقه نظام استفاده نمی کنید؟ 
 
البته این که ما استفاده نمی‌کنیم غلط است. ما تفاهم‌نامه‌هائی با بسیاری از دانشگاه‌ها داریم. با دانشگاه امام حسین(ع) کارهای مشترکی کرده‌ایم. با دانشگاه امام صادق(ع) جلسات مشترکی داشته‌ایم و داریم. همایش‌های مشترکی داریم. با بسیاری از پژوهشکده‌ها ارتباط داریم. اما اینکه جایگاه دانشگاه چیست، بسیار جایگاه مهمی دارد. بالاخره دانشگاه است که می‌تواند بخشی از این نظام‌سازی را در آن چهار شاخص اصلی که عرض کردم تأمین کند. اول باید مذاق شریعت را در حوزه‌های مختلف دربیاوریم و بعد مدل‌های موجود جهان معاصر را با مذاق شریعت بسنجیم. این دو تا کار را یک آدم باید انجام بدهد. آدم اولی که مذاق را به دست آورده، اگر بیاید و کنار آدمی بنشیند که مدل‌ها را بلد است، خیلی نمی‌توانند تبادل نظر کنند، بلکه این دو باید به همدیگر نزدیک شوند. حوزوی باید یک مقدار بحث‌های علوم انسانی یاد بگیرد و آنکه در اقتصاد متبحر است باید بیاید و یک مقدار تعالیم اسلامی در عرصه اقتصاد را فرابگیرد. آن وقت اینها می‌توانند تیم‌هائی را با هم تشکیل بدهند و جلو بروند. درنهایت ما یک دانشگاه حکمت‌بنیان می‌خواهیم که ایده مقام معظم رهبری بوده است. تلفیقی از این و آن. وحدت حوزه و دانشگاه که امام گفتند این بود. ما آدم‌هائی می‌خواهیم که در عین تسلط به مبانی و مقاصد شریعت، با مدل‌های ساختار اجتماعی هم آشنائی داشته باشند و آگاه باشند و تسلط داشته باشند. اینها را نداشته‌ایم. باید به هم نزدیک کنیم. فضلای حوزوی، علوم انسانی را در حد توان یاد بگیرند. عقبه این پژوهشگاه یک مراکز آموزشی است که ده سال پیش توسط آیت‌الله اراکی تأسیس شده. در آنجا فضلائی که ده سال درس خارج می‌خوانند، به اندازه کارشناسی ارشد رشته‌های علوم انسانی را هم در گروه‌های مختلف می‌خوانند. در گروه اقتصاد ما فضلائی هستند که در حد اجتهاد هستند و کارشناسی ارشد اقتصاد را مسلط هستند. تا این حد کاملاً درس‌ها را خوانده‌اند. ولی از آن طرف هم باید اساتید مبرز اقتصاد را بیاوریم و با این مبانی دینی آشنا کنیم. آن کاری که به عنوان یک مدل ابتدائی در پژوهشگاه انجام شده، ترکیبی است از فضلای حوزه که اقتصاد خوانده‌اند و اساتید اقتصاد و دانشگاه که با مبانی اسلامی تا حد خوبی آشنا هستند. یک تیم مشترک تشکیل شده و اینها دارند مدل بانکداری اسلامی را تأسیس می‌کنند و لذا رسالت دانشگاه این است که دانشگاهیان در رشته‌های مختلف علوم انسانی عمدتاً و حتی در آینده در علوم فنی، مبانی دینی و معرفتی قرآن و حدیثی متناسب با رشته خودشان را فرابگیرند. دانشکده الهیات می‌تواند زمینه‌ساز سوق دادن اشخاص در رشته‌های مختلف به این سمتی که عرض کردم باشد ان‌شاءالله. 
 
برای مشاهده فیلم کامل کلیک کنید. 
 
------------------------------------------------------------
مطالب مرتبط: