هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
يكشنبه، 3 شهريور 1398
ساعت 17:26
به روز شده در :

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‎های اجتماعی دنبال کنید

 

پنجشنبه 26 ارديبهشت 1398 ساعت 08:49 2019-5-16 08:49:50
شناسه خبر : 318025
ممکن است، هدف از افزایش قیمت بنزین، افزایش درآمد دولت و یا کاهش مصرف بنزین باشد، در شرایطی که حمل و نقل عمومی توسعه نیافته است و امکان جایگزینی سوخت دیگری بجای بنزین وجود ندارد، حتی افزایش چند صد درصدی قیمت، کمکی به کاهش مصرف بنزین نمی‌کند و صرفا درآمد دولت از این محل را افزایش می‌دهد.
ممکن است، هدف از افزایش قیمت بنزین، افزایش درآمد دولت و یا کاهش مصرف بنزین باشد، در شرایطی که حمل و نقل عمومی توسعه نیافته است و امکان جایگزینی سوخت دیگری بجای بنزین وجود ندارد، حتی افزایش چند صد درصدی قیمت، کمکی به کاهش مصرف بنزین نمی‌کند و صرفا درآمد دولت از این محل را افزایش می‌دهد.
 
به گزارش رجانیوز به نقل از فارس، محمد برجی مسؤول سیاسی بسیج دانشجویی دانشگاه پیام نور  با ارسال یادداشتی برای خبرگزاری فارس آورده است، در شرایط فعلی افزایش قیمت بنزین تبعات سنگینی برای کشور دارد، از جمله تورم افزایش قیمت‌ها که فشاری بر مردم می‌آید برای کمک به تصمیم‌گیری بهتر مسؤولین پیشنهاد جدیدی را به عنوان جایگزین مطرح می‌کنم.
 
ممکن است هدف از افزایش قیمت بنزین، افزایش درآمد دولت و یا کاهش مصرف بنزین باشد، در شرایطی که حمل و نقل عمومی توسعه نیافته است و امکان جایگزینی سوخت دیگری بجای بنزین وجود ندارد، حتی افزایش چند صد درصدی قیمت، کمکی به کاهش مصرف بنزین نمی‌کند و صرفا درآمد دولت از این محل را افزایش می‌دهد.
 
اشکال اتکاء به افزایش درآمد دولت از طریق افزایش قیمت بنزین به دلیل وابستگی قیمت بیشتر کالاها به هزینه حمل و نقل، این است که منجر به افزایش شدید قیمت‌ها و نرخ تورم می‌شود.
 
در این شرایط بهتر است دولت روشی را در پیش بگیرد که هم درآمد مورد نظر را تامین و هم آثار و پیامد تورمی را به همراه نداشته باشد.
 
یکی از این روش‌ها تامین درآمد مورد انتظار از طریق وضع مالیات سالیانه، بصورت درصدی از ارزش روز خودروها بجای افزایش قیمت بنزین است.
 
در این روش اگر دولت درصدی از ارزش روز خودروها (مثلا یک درصد) را به عنوان مالیات در هر سال از مالکین دریافت و از افزایش قیمت بنزین صرفنظر کند، اثرات توزیعی، تخصیصی و تثبیتی بهتری نسبت به افزایش قیمت بنزین دارد.
 
اگر تعداد خودروهای سواری کشور حدود ۱۷ میلیون باشد و دولت بطور متوسط از هر خودرو ۲ میلیون تومان ( خودروهای زیر ۵۰ میلیون تومان کمتر از ۵۰۰ هزار تومان و خودروهای بالای ۵۰۰ میلیون تومان بالای ۵ میلیون تومان) دریافت کند در سال حدود ۳۴ هزار میلیارد تومان از این نوع مالیات درآمد نصیب دولت می‌شود، برای اینکه به اثرات دیگر این سیاست اشراف بهتری پیدا کنیم به برخی از این اثرات اشاره می‌شود:
۱- از این نظر که افراد کم درآمد خودروهای ارزانتری دارند، لذا مالیات کمتری می‌پردازند، عادلانه است.
 
۲- این روش کارا است، برخلاف روش سهمیه بندی که مستلزم افزایش قیمت برای مصارف بیشتر از سهمیه است و افراد را تشویق به خرید و احتکار خودرو بیشتر برای استفاده از سهمیه بنزین این خودروها می‌کند این روش افراد را تشویق به داشتن خودروی کمتر و در نتیجه کاهش تقاضا برای خودرو می‌کند.
 
۳- در این روش از تبدیل شدن خودرو به یک کالای سرمایه‌ای جلوگیری می‌کند، متاسفانه در شرایط تورمی افراد برای حفظ قدرت خرید خود بخشی از نقدینگی‌های خود را برای خرید خودرو اضافی اختصاص می‌دهند که با اختصاص سهمیه بنزین برای هر خودرو در شرایط سهمیه بندی، این انگیزه بیشتر و در نتیجه تقاضای اضافی برای خودرو، قیمت این دارایی شدیدا افزایش می‌یابد. این روش باعث می‌شود تا تقاضا برای خودرو اضافی کاهش و قیمت خودرو افزایش نیابد.
 
۴- چون قیمت خودروهای وارداتی بالاست افراد برای پرداخت مالیات کمتر تقاضای خود را برای خودروهای ارزانتر که امکان تولید آن در داخل بیشتر است را افزایش و تقاضا برای خودروهای وارداتی کاهش می‌یابد.
 
۵- امکان وصول این مالیات از طریق کارتهای بانکی متصل به کارت بنزین هم بصورت ماهیانه وجود دارد و لذا دریافت تدریجی آن فشار کمتری به قشرهای کم درآمد وارد می‌کند.
 
۶- چون امکان معافیت خودروهای عمومی و تاکسی‌ها هم از این مالیات وجود دارد و قیمت بنزین هم افزایش نیافته است هزینه حمل و نقل بار و مسافر افزایش نمی‌یابد و لذا شاهد افزایش نرخ تورم نخواهیم بود.