هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
يكشنبه، 5 خرداد 1398
ساعت 06:00
به روز شده در :

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‎های اجتماعی دنبال کنید

 

چهارشنبه 25 ارديبهشت 1398 ساعت 14:09 2019-5-15 14:09:50
شناسه خبر : 317955
پریروز جمعی از فعالان محیط‌زیست در‌حمایت از حقوق شکارچیان در دانشگاه تهران تجمع کردند. هم‌زمان در دانشگاه شهیدبهشتی، جمعی از کارآفرینان در اعتراض به محاکمه دلالان و رانت‌خواران راهپیمایی کردند. این اخبار کمی عجیب است؛ چون به‌طور طبیعی و سنتی، فعالان محیط‌زیست باید مخالف شکارچی‌‌ها و کارآفرینان باید با کار غیرمولد و ویژه‌خواری مخالف باشند. خبرهای ذکرشده بی‌اساس و کذب بود؛ اما به این خبر کاملا واقعی و راست توجه کنید: دیروز جمعی از دانشجویان در اعتراض به «طرح‌های حجاب و عفاف» درمقابل پردیس دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران تجمع کردند. در این تجمع که با فراخوان و استقبال برخی گروه‌های چپ و مارکسیست انجام شد، حضور گرایش‌های و تیپ‌های چپ کاملا محسوس بود، تا جایی‌که یکی از شعارهای تجمع با الهام از شعار انقلاب‌های سوسیالیستی این بود: «نان، کار، آزادی / پوشش اختیاری». درعین‌حال، در بخشی از بیانیه این تجمع آمده است: حضور و استقرار نیروهای حفاظت فیزیکی زن در همراهی با مأموران پیشین، تعرض آشکار به «حریم خصوصی» دانشجویان، نقض مستقیم حقوق انسانی آنان و ستم عریان علیه زنان محصل است».
 
چرا این خبر به‌اندازه خبر تجمع فعالان محیط‌زیست در حمایت از شکارچیان عجیب است؟ چون تناقضی آشکار در میان است. ما سنّت چپ را دربرابر راست با شاخص‌هایی ذاتی می‌شناسیم که در هر شکلی آن را حفظ می‌کند. چه چپ کمونیستی باشد، چه چپ آنارشیستی، چه چپ سوسیال‌دموکرات، چه چپ مائوییست و چه حتی چپ نومارکسیستی. چپ‌ها دربرابر راست‌ها معمولا طرفدار دخالت دولت در اقتصاد و سایر عرصه‌های زندگی درجهت منافع عمومی هستند. به‌عنوان مثال، رسالت و مأموریت چپ هیچ‌گاه صیانت از حریم بازار یا طرفداری از سرمایه‌داران یا دیده‌بانی حفظ منافع شخصی افراد جامعه نبوده است. علاوه‌براین، چپ‌ها عمدتا اقتصاد را پایه اصلی تحولات می‌دانند و به مسائل فرهنگی توجه کمتری می‌کنند. حتی نومارکسیست‌ها و مکتب فرانکفورتی‌ها که رویکرد فرهنگی دارند، سویه‌های اقتصادی و سرمایه‌دارانه فرهنگ را نقد می‌کنند؛ همان سویه‌هایی که موجب تسلط ایدئولوژی سرمایه‌داری بر ذهن و زندگی انسان می‌شود.با این تصور از جریان چپ، به اتفاقات پریروز دانشگاه تهران نگاه کنیم. اولا بسیار تعجب‌آمیز است که چپ‌های وطنی در اعتراض به «تعرض آشکار به حریم خصوصی» تجمع می‌کنند! «حریم خصوصی» و منافع شخصی دال مرکزی گفتمان لیبرال است، نه جریان چپ و سوسیالیست. چطور ممکن است که چپ‌ها صیانت از حریم خصوصی را به‌عنوان رسالت خود و دال مرکزی گفتمان و جنبش تعریف کنند؟ درست مثل این است که محیط‌زیستی‌ها اولویت خود را صیانت از حقوق شکارچیان قرار دهند. ثانیا تجمع به بهانه موضوعی کاملا فرهنگی مانند «حجاب» است؛ آن‌هم در شرایطی که هزینه‌های زندگی به‌صورت سرسام‌آوری افزایش یافته و به‌اذعان اغلب تحلیلگران، نئولیبرال‌ترین دولت نیم‌قرن گذشته در ایران روی کار آمده است. بگذریم از اینکه حجاب و به‌طورمشخص «چادر»، اگر قرار باشد دلالتی اقتصادی داشته باشد، قطعا ضدسرمایه‌داری و به سود گرایش چپ است؛ چون چادر و حجاب در معنای اصیل کلمه و نه شکل فانتزی و لاکچری‌اش، ضدمصرف‌گرایی و نمایش سبک زندگی سرمایه‌دارانه است و درمقابل بی‌حجابی و نمایش جلوه‌های جنسی، «بازارِ» رقابت را گرم می‌کند که مهم‌ترین بازنده این رقابت هم زنان هستند و این قطعا با ذائقه چپ، به‌ویژه تجمع‌کنندگان دانشگاه تهران سازگار نیست.
 
بروز چنین پدیده شگفتی چه زمینه‌ها و دلایلی می‌تواند داشته باشد؟ نخستین دلیل محتمل، برخوردنکردن تین‌ایجرهای چپ با دیوار سفت واقعیت است که آن‌ها را از «مسأله» تهی می‌کند و به ورطه سانتی‌مانتالیسم می‌کشاند؛ جوانانی که دنیای موازی و حتی اصلی‌شان «اینستاگرام» است، هیچ جنگی را به چشم ندیده‌اند، در امنیت دهه هفتاد به‌بعد دیده به جهان گشوده‌اند و در امنیت پایان دهه نود به‌سر می‌برند. بسیاری‌شان طعم تلخ فقر را نچشیده‌اند و نابرابری را با گوشت و پوست‌شان لمس نکرده‌اند. از جبهه‌بندی‌های جهانی اطلاع کمی دارند و از بصیرت انترناسیونالیستی چپ هم بی‌بهره‌اند و نمی‌دانند در شرایط فعلی جهان، جمهوری اسلامی ایران مهم‌ترین حکومتی است که دربرابر امپریالیسم سرمایه‌داری آمریکا ایستاده است. نگاهی ساده به تیپ تجمع‌کنندگان، رفاه‌زدگی آنان را برملا می‌کند. با کفش چندمیلیون‌تومانی پا در تجمعی می‌گذارند که قرار است نماینده چپ ایرانی باشد! چنین اشخاصی باید هم در میان همه مسائل خرد و کلان، روی میزان پوشش خود حساس باشند و برایش تجمع راه بیندازند.
 
چپ‌های تین‌ایجر وطنی حتی پیرو نمادهای ارجینال چپ جهانی هم نیستند. وقتی دیوید هاروی در کنفرانسی در تهران سخنرانی کرد، چپ‌های ایرانی به حضور او در کنفرانس اعتراض کردند؛ در‌حالی‌که اسلاوی ژیژک با تلویزیون جمهوری اسلامی مصاحبه می‌کند و از بحران سرمایه‌داری و راه‌های برون‌رفت از آن سخن می‌گوید و هنگامی‌که نوام چامسکی ایران را به‌دلیل استقلالش از امپریالیسم آمریکا می‌ستاید، چپ‌های ایرانی در دنیای فانتزی خودشان مشغول برگزاری تجمع درباره میزان پوشش خود هستند.
 
البته، دومین دلیلی که باعث رخ‌دادن چنین اتفاق شگفت‌آوری می‌شود، بحران جهانی چپ است. چنانکه ژیژک در مصاحبه‌اش با میلاد دخانچی گفته بود: «تراژدی این است که ما ایده‌ای دقیق از چگونگی بیرون‌آمدن از نظام سرمایه‌داری نداریم و نمی‌دانیم با پیامدهای مخرب آن چگونه روبه‌رو شویم. چپ امروز هم هیچ پاسخی ندارد. چپ درباره ماهیت تغییر و چگونگی آن هیچ حرفی برای گفتن ندارد. شرایط کنونی آن‌گونه است که همه ما می‌دانیم به تغییر نیاز داریم؛ اما برای چگونگی انجام این تغییرات هیچ ایده‌ای نداریم و این لحظه خطرناکی است».
 
تجمع پریروز دانشگاه تهران در حد‌و‌اندازه‌ای نیست که آن را به بحران جهانی چپ و نداشتن ایده برای عبور از نظام سرمایه‌داری برگردانیم؛ اما وقتی چپ در معنای اصلی خودش متحیر و تهی از معنا شده باشد، زمانی‌که به ایران که مهد چپ هم نیست ورود می‌کند، به شعارهای خنده‌آوری مانند «نان، کار، آزادی / پوشش اختیاری» تبدیل می‌شود که نخستین مشتری و مبلّغ شعارش، مسیح علی‌نژاد می‌شود که با دلار پنتاگون در حال طرح‌ریزی رژیم‌چینج است.