هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‎های اجتماعی دنبال کنید

 

شنبه 14 ارديبهشت 1398 ساعت 19:01 2019-5-4 19:01:54
شناسه خبر : 316531
دولت موقت به ریاست مرحوم بازرگان چه سهواً و چه از روی عمد، با ضعیف جلوه دادن دولت مرکزی در مقابله با این گروه ها و عدم برخوردش با معاندین، دموکرات ها و کومله ها را در رسیدن به هدف خود که همان جدایی کردستان از ایران بود را دنبال می‌کرد.
دولت موقت به ریاست مرحوم بازرگان چه سهواً و چه از روی عمد، با ضعیف جلوه دادن دولت مرکزی در مقابله با این گروه ها و عدم برخوردش با معاندین، دموکرات ها و کومله ها را در رسیدن به هدف خود که همان جدایی کردستان از ایران بود را دنبال می‌کرد.

گروه تاریخ-رجانیوز: درست از فردای پیروزی انقلاب اسلامی، کلید شروع نا آرامی های کردستان، به رهبری حزب دموکرات و همکاری چریک های فدایی خلق زده شد.

 

مستند 43 روز به کارگردانی داوود مرادیان و تهیه کنندگی عباس مرادیان، محصول گروه مستند بسیج صداوسیما و سازمان عقیدتی سیاسی ارتش روایت همین روزهای پر التهاب است. 43 روز اما از آشوب های روزهای آغازین اردیبهشت 1358 شروع می شود. از نقده. درست در روزی که پیکر شهید سپهبد قرنی بزرگترین مخالف مهندس مهدی بازرگان روی دوش ارتشی ها تشییع می شود. دموکرات ها نقده را به آتش می کشند و از آنجا به سراسر دیواره غربی کشور سرایت می کند.

 

آشوب ها ابتدا از نقده شروع شده و سپس به سایر مناطق کردستان، از جمله مهاباد، سنندج و پاوه کشیده شد که شیرینی پیروزی انقلاب اسلامی را برای همه تلخ کرد. اما این همه ماجرا نبود. اقدامات ساده لوحانه و احتمالاً مغرضانه دولت موقت به ریاست مرحوم بازرگان در این برهه و بی عملگی و بی تدبیری دولت موقت در مقابله با این آشوب ها، به بحرانی تر شدن اوضاع کردستان دامن زد.

 

 

به گزارش رجانیوز، مستند «چهل و سه روز» که قرار است طی روزهای آینده برای اولین بار از صدا و سیما پخش شود، در طول هشتاد دقیقه و در دوقسمت، به روایت چگونگی شروع غائله کردستان و رویارویی تفکر مذاکرات خوش‌بینانه و مذاکرات قدرتمندانه می‌پردازد.

 

از همین رو رجانیوز به بهانه آماده شدن این مستند برای پخش در سیمای ملی، مختصراً به بازخوانی مذاکرات صلح دولت موقت به ریاست بازرگان با گروه‌های معاند منطقه کردستان پرداخته و در بخش هایی از گزارش نیز برای اولین بار فیلم هایی را منتشر می‌کند که تاکنون در جایی پخش نشده است.

 

نقش حزب دموکرات در پیروزی انقلاب اسلامی

روز چهارم بهمن 1357 حزب دموكرات كردستان ايران مجدداً با شعار خودمختاری كردستان اعلام موجوديت كرد و به دنبال آن شورای همبستگی کردستان در سقز و بانه با هدف کسب خودمختاری کردستان ایران تشکیل شد. اعلام موجودیت حزب دموکرات درحالی بود که این حزب در تحولات و رخداد هایی که به پیروزی انقلاب اسلامی منجر شد، کاملاً غایب بود.

 

عبدالله حسن زاده از اعضای قدیمی این حزب در این باره چنین تعبیری را به کار برده است: «کمیته مرکزی حزب دموکرات که می‌بایستی در جرگه قیام و مبارزه می‌بود، در گوش گاو خفته بود.»

 

بی ثباتی های ناشی از وقوع انقلاب فرصت را برای برخی از گروه های سیاسی معاند از جمله حزب دموکرات کردستان فراهم آورد تا با توجه با فضای ایجاد شده، خواسته ها و فعالیت های خود را علنی کنند. در این میان یک نفر دیدگاه بسیار منفی به امکان و چرایی مذاکره دارد. سرلشگر قرنی رئیس ستاد ارتش. بعد از قرنی دکتر مصطفی چمران معاون مهدی بازرگان به منطقه غرب رفته و بازمی‌گردد. چمران هم بعد از این سفر مخالف مذاکرات است. آنچه چمران دیده مساله مهمی است. شماره روی تسلیحات دموکرات و کومله، سریالشان مسلسل است. اما متاسفانه مهدی بازرگان و نهضت آزادی علاقه ای به شنیدن هشدارهای نظامیان ندارند. خصوصاً قرنی که روزی فرمانده بزرگترین و مهمترین نهاد اطلاعاتی کشور بوده و تسلط بی نظیری بر مسایل اطلاعاتی داشته. ترجیح بازرگان به آغاز مذاکره با جدایی طلبهاست.

 

 

حمله عجیب به پادگان ارتش

با پیروزی انقلاب اسلامی، جدایی منطقه کردستان از کشور که هدف دیرینه حزب دموکرات بود، استارت خورد. درست از فردای پیروزی انقلاب و با حمله این گروه ها به پادگان ارتش در مهاباد.

 

حزب دموکرات به همراهی گروهی دیگر از معاندین که بعداً به «کومله» مشهور شدند و رهبری آنرا عزالدین حسینی امام جمعه مهاباد بر عهده داشت، به پادگان مهاباد حمله کردند که البته این حمله در مرحله اول ناکام ماند.

 

حمله دوباره به پادگان مهاباد همزمان با حضور نمایندگان دولت موقت

با بحرانی شدن اوضاع کردستان و با توجه به حمله ای که به پادگان ارتش در مهاباد صورت گرفته بود، نمایندگان دولت موقت برای آرام کردن وضعیت، در روز 30 بهمن 57 وارد مهاباد شده و به گفتگو با معارضین پرداختند. حضور نمایندگان دولت موقت که عبارت بودند از: محمد مکری، اسماعیل اردلان و ابراهیم یونسی به سرپرستی داریوش فروهر، در مهاباد به قدری برای رهبران گروه های سیاسی منطقه از جمله قاسملو(رهبر حزب دموکرات) و عزالدین حسینی(رهبر کومله) بی ارزش بود که نیرو های تحت امرشان درست در همان روز دوباره به پادگان مهاباد حمله کرده و این بار توانستند پادگان را به تصرف خود درآورند.

 

داستان تصرف پادگان مهاباد نشان از عمق توطئه دارد. معاندین "پزشک پور" فرمانده پادگان را به بهانه مذاکرات به نشست می کشانند. پزشک پور زیر بار تسلیم پادگان نمی رود و فرمانده خود را قرنی اعلام می کند نه بازرگان. این جواب منفی باعث می شود بعد از خروج از نشست پزشک پور توسط سرباز امربرش که معتمدترین سرباز برای فرمانده است ترور شود. معاندین حتی اجازه نمی دهند هلی کوپتر ارتش بنشیند و فرمانده مجروح را نجات دهد. بعد از این خدعه اعلام می کنند پادگان تسلیم شود. درون پادگان دو دستگی شکل می گیرد و سقوط می کند. سقوط پادگان مهاباد باعث می شود تا انبوهی سلاح سب و سنگین در اختیار گروه های جدایی طلب قرار گیرد.

 

 

سقوط پادگان ارتش در مهاباد به دست حزب دموکرات، آنهم همزمان با حضور نمایندگان ویژه دولت موقت در مهاباد، گویای این امر بود که مذاکره برای رسیدن به صلح، چیزی نیست که گروه‌های آشوب طلب دنبال می‌کنند و حکایت از آن داشت که گروه‌های ضد انقلاب کردستان تمام سعی‌شان را گذاشته اند تا با مبارزه مسلحانه به اهداف خود[که جدایی کردستان از ایران و در گام بعدی تجزیه ایران و سقوط انقلاب] برسند.

 

حمله به پادگان راهبردی سنندج و ورود هیئت مذاکره کننده

پس از سقوط پادگان مهاباد و غارت مهمات این پادگان از قبیل توپخانه، تانک و سلاح های سبک، از اواخر اسفند ماه سال 57، این بار نوبت سنندج بود که آماج حملات مسلحانه دموکرات ها و کومله ها قرار گیرد.

 

استارت این حمله با یورش نیروهای احمد مفتی زاده به کمیته شیعیان است. واکنش دولت بازرگان به این زد و خوردها هم شنیدی است. آنهم از قول یکی از فرماندهان لشگر سنندج در همان زمان. سرگرد کتیبه می گوید:«ما به بازرگان گفتیم اینها دارند یکدیگر را می کشند.. این حرف وزیر کشور بازرگان است: گفت شما دخالت نکنید فشنگ یکی شان بالاخره تمام می شود! این حرف است؟ این منطق است؟ قرنی زیربار این حرف نمی رفت.» اما نهایتاً زور قرنی به نخست وزیر نرسید که ارتش دخالت کند. بلافاصله هم ارتش تاوان عدم دخالتش را پس داد.

 

 

این حمله منجر به حمله بزرگ گروهک کومله به ستاد لشگر سنندج، ژاندارمری، تلویزیون، استانداری و نهایتاً پادگان لشگر می شود. اشتباه مفتی زاده در این ماجرا در عدم توان جمع کردن واقعه به علت آن است که او دوست داشت رهبری باشد برابر با آیت الله خمینی. همین زیاده طلبی عجیب فرصت سازی بی نظیری برای کومله می کند.

 

پس از اشغال ژاندارمری سنندج، تصرف پادگان سنندج در اولویت ضد انقلاب قرار گرفت. به طوری که مقارن با ایام نوروز 58، این شهر درگیری های خونینی را به خود دید.

 

فرمانده حمله به پادگان سنندج، صدیق کمانگر است. یکی از افراد خشن و غیرقابل کنترل کومله. او به وضوح بیان می کند که از آغاز قصد تصرف پادگان سنندج و ساقط کردن انقلاب را داشته اند. علت تاخیر یکی کم بودن سلاح بود که با تصرف مهاباد تامین شد و دیگری ترس از واکنش مذهبیونی مثل مفتی زاده.

 

صدیق کمانگر فرمانده کرد لشگر را از ستاد لشگر که در شهر قرار داشته می دزد و به تلویزیون سنندج می برد. او را وا میدارد تا به لشگر اعلام کند تسلیم شوند. پادگان لشگر چند ده برابر مهاباد تسلیحات دارد. قرنی فرمانده را عزل و یک سرگرد حزب اللهی را به جای او منصوب می کند. لشگر آنقدر مقاومت می کند تا نیروی کمکی در میان انواع گلوله باران به پادگان برسد. تنها خط کمک رسانی به پادگان از راه هوا آنهم زیر تامین کبراهاست! این اولین نتیجه مذاکرات صلح بازرگان است. با اینهمه بازرگان به جای مقاومت و شکستن هیمنه جدایی طلب ها گروه دوم حسن نیت را به سوی کردستان راهی می کند. متشکل از آیت‌الله طالقانی، شهید بهشتی، مرحوم هاشمی و احمد صدر حاج سید جوادی و بنی صدر را برای گفتگو به آشوب‌گران به سنندج بفرستد.

 

این هیئت اعزامی دولت موقت، متاثر از تفکر حاکم در دولت موقت، تصمیم به مماشات با گروه های مسلح گرفت و در بیانیه‌ای که در روز پنجم فروردین 58 پیش از بازگشت به تهران صادر کرد، حوادث رخ داده در کردستان را متوجه عوامل رژیم سابق کرد.

 

مذاکره پر قدرت یا ضعف معنا دار؟

پادگان سنندج به قدری حائز اهمیت بود که در صورت سقوط پادگان به دست کومله ها و دموکرات ها، بخش از اعظمی از منطقه غرب کشور، از کنترل دولت مرکزی خارج می‌شد. گرچه با ورود هیئت اعزامی دولت موقت به منطقه کمی از حجم درگیری ها کاسته شد، اما این حضور چندان کارساز نبود که از حمله دوباره کومله و دموکرات ها به پادگان سنندج جلوگیری کند. از همین رو بود که سرلشگر شهید قرنی، به نیوری هوایی دستور داد که دیوار صوتی اطراف پادگان را بشکند تا از حجم حملات آشوب‌طلبان به پادگان کاسته شود. در همین زمان کومله مهمانسرای نظامی بیرون شهر را محاصره و آب را روی افسران می بندد. دور مهمانسرا را زن و بچه می نشاند تا از هجوم ارتش جلوگیری کند و افسران تشنه بمیرند! شیرودی با مانور هوایی بالاخره این محاصره را می شکند.(بخش حذف شده از مستند)

 

استدلالی که شهید قرنی برای انجام این کار داشت، این بود که گروه های مسلح باید می‌فهمیدند که ارتش زنده است و با آشوب‌طلبی مقابله می‌کند. اما این تصمیم رییس ستاد ارتش به مذاق مرحوم بازرگان خوش نیامد. چرا که طبق گفته هاشم صباغیان، «این استراتژی در دولت اتخاذ شده بود که برخورد با کردها(گروه های مسلح)، نباید مسلحانه باشد!»

 

به عبارتی دیگر، درحالی که شهید قرنی در پی برخورد مقتدرانه با گروه های معاند کردستان بود، اما دولت موقت به ریاست مرحوم بازرگان چه سهواً و چه از روی عمد، با ضعیف جلوه دادن دولت مرکزی در مقابله با این گروه ها و عدم برخوردش با معاندین، دموکرات ها و کومله ها را در رسیدن به هدف خود که همان جدایی کردستان از ایران بود را دنبال می‌کرد.

 

دموکرات ها برای پایان دادن به درگیری ها، 19 درخواست مطرح کرده بودند که مهم ترین آنها عبارت بودند از «خروج تمامی نیروهای نظامی از کردستان، داشتن رییس جمهور و پرچم مستقل از دولت مرکزی و مهم تر از اینها، کوچ دادن تمامی کردهای ایران به این منطقه!».

 

درخواست اخیر دموکرات ها بیش از اینکه در راستای خود مختاری کردستان باشد، حاکی از آن بود که این گروه های در پی ایجاد یک اسرائیل جدید در ایران هستند ورود دولت مرکزی از در مصالحه و مذاکره برای ختم غائله، تاثیر خاصی نمی‌توانست داشته باشد.

 

از این زاویه، مستند چهل و سه روز کاری بدیع و دیدنی است مملو از تصاویر دیده نشده و روایت های دست اول از اتفاق آن روزهای ملتهب.

 

حوادثی که در روزهای آغازین پس از انقلاب در کردستان روی داد و پرداختن به دیدگاه ها و اختلافات شهید قرنی و مرحوم بازرگان از موضوعات مهمی است که مستند «چهل و سه روز» به آنها پرداخته است.