هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
دوشنبه، 28 مرداد 1398
ساعت 22:00
به روز شده در :

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‎های اجتماعی دنبال کنید

 

پنجشنبه 5 ارديبهشت 1398 ساعت 10:55 2019-4-25 10:55:08
شناسه خبر : 315492
 شخصیت‌های «متری شش و نیم» برای همیشه روی هم تاثیرگذار هستند و حداقل تا مدت‌ها در ذهن تماشاگر جا خوش خواهند کرد، «متری شش و نیم» حیاتش به اندازه دو ساعت و اندی زمان فیلم نیست. بود و نبود و قبل و بعدش فرق دارد؛ اخته و بی مصرف نیست.
نگاهی به فیلم «متری شیش و نیم»

فرار از تله جشنواره با دزد و پلیس جذاب

شخصیت‌های «متری شش و نیم» برای همیشه روی هم تاثیرگذار هستند و حداقل تا مدت‌ها در ذهن تماشاگر جا خوش خواهند کرد، «متری شش و نیم» حیاتش به اندازه دو ساعت و اندی زمان فیلم نیست. بود و نبود و قبل و بعدش فرق دارد؛ اخته و بی مصرف نیست.
گروه فرهنگی- رجانیوز: پس از آن‌ که سیاست‌های نداشته‌ی جشنواره فیلم فجر بر آن شد که تقریبا همه‌ی جوایز اصلی‌اش را به فیلم اول روستایی  بدهد، ترس آن بود که  این فیلمساز جوان، تحت تاثیر انتظارات ایجاد شده، نتواند موفقیت گذشته را تکرار کند و در گام بعدی، به دره‌ای سقوط کند که امروز بسیاری از فیلمسازان جوان ما  در قعر آن فیلم‌های مالیخولیایی می‌سازند. اما سعید روستایی با «متری شش و نیم» توانست خودش و جشنواره فیلم فجر را از این ورطه‌ی خطرناک نجات دهد. او توانسته در فیلم دومش ذوق‌زدگی‌هایش را کنترل کند و فیلمی قابل دفاع بسازد؛ دیگر خبری از سانتیمانتالیسم ناتورالیستی «ابد و یک روز» نیست و همچنین ذوق‌زدگی روستایی نسبت به بازی‌ اغراق آمیز نوید محمدزاده فروکش کرده و این فیلمساز توانسته با کنترل او، فیلمی قابل دفاع بسازد که گامی رو به جلو در کارنامه‌یاین فیلمساز است.  
 
به گزارش رجانیوز، فیلم روایتگر تلاش‌های یک پلیس دایره مواد مخدر برای دستگیری بزرگترین گانگستر و موادفروش شهر و پس از دستگیری او، راوی دوئل بین آن‌هاست.
 
این دو تکه بودن فیلم نقص فیلم است، اما روستایی با یک درس ساده‌ اما مغفول سینمایی، این نقص را می‌پوشاند: «فیلم خوب، فیلمی است با تعدادی صحنه‌ی درخشان و چندین صحنه‌ی معمولی دیگر». کم نیستند صحنه‌های درخشان «متری و شش و نیم» که مخاطب را میخکوب می‌کنند؛ صحنه‌هایی که با دوربین دقیق روستایی_ که آن هم ذوق‌زدگی سابق را ندارد_ و همچنین فیلمبرداری درخشان فیلم، از دلشان مسئله و شخصیت بیرون می‌آید.  
 
یک سوم ابتدایی فیلم با وجود چند صحنه‌ی شاخص از جمله سکانس تعقیب و گریز ابتدایی ، همان ایرادی را دارد که فیلم اول روستایی داشت؛ فیلم دیر شروع می‌شود. از پرداخت غیر دراماتیک و مطولِ خانواده‌ی موادفروش خرده‌پایی که باند گانگستر مخوف قصه  را لو می‌دهد که بگذریم، می‌رسیم به سکانس عظیم و پر دردسر یورش پلیس به کلونی معتادان برای دستگیری آن‌ها؛ سکانسی که خیلی سخت حاصل شده و انرژی زیادی از عوامل فیلم گرفته است. انگار روستایی می‌خواهد تحقیقاتش حول مسئله‌ی اعتیاد را به رخ بکشد و با مواجه کردن مخاطب با صحنه‌هایی دلخراش از زندگی این آدم‌ها، بار دیگر مخاطب را مسحور کند. کلیت این سکانس به عنوان طرح مسئله و نمایش آسیب‌های مواد مخدر قابل دفاع است، اما طول و دراز شدنش به فیلم لطمه وارد می‌کند و در ادامه این‌طور به نظر می‌رسد که فیلم تغییر لحن می‌دهد.
 
شخصیت پلیس به مرور در یک سوم ابتدایی شکل می‌گیرد و مخاطب نسبت به او کشش عاطفی پیدا می‌کند؛ او پلیسی وظیفه‌شناس و جدی است که در عین حال دچار مشکلات خانوادگی و حرفه‌ای است. زندگی او تحت تاثیر مشکلاتش، به قول خودش به یک مو بند است. او با خلافکارها رفتار خشن و سبعانه‌ای دارد اما در عین حال به فکر درس خواندن بچه‌ی موادفروش خرده‌پاست، دلسوزی‌ای که بسیار ظریف و حساب‌شده است و شعاری نمی‌شود.
 
پس از حدود یک ساعت از شروع فیلم، بالاخره بدمن فیلم وارد می‌شود. اما گانگستری که از هوش و قدرت او بسیار شنیده‌ایم، از همان اولین پلان در چنگ پلیس دیده می‌شود.
 
اگر فیلمساز یک سوم ابتدایی فیلم را تلف نمی‌کرد و این گانگستر را در نسبت و مواجهه با دیگر خلافکارها برای مخاطب می‌ساخت، قدرت و نفوذ این شخصیت منفی باورپذیرتر می‌شد؛ اما روستایی با یک صحنه‌ی درخشان دیگر، یکی دیگر از نقص‌های دراماتیکش را هم می‌پوشاند. جایی که اولین بار رضا خاکسار (گانگستر؛ با بازی نوید محمدزاده) در حالتی نامتعادل و در موضع ضعف، در حالی که دستش به پایین یک نرده در اداره آگاهی وصل شده است، با صمد (پلیس؛ با بازی پیمان معادی) مواجه می‌شود. صمد با خشونت با او رفتار می‌کند و در مقابل، رضا خاکسار در میزانسنی که به خوبی عجز و ناتوانی او و تسلط پلیس را می‌رساند، به صمد پیشنهاد رشوه‌ی چند میلیاردی می‌دهد. از این‌جاست که فیلم اوج می‌گیرد و بازی‌های کم نقص دو بازیگر اصلی‌اش بیش از پیش به چشم می‌آید. مخاطب با توجه به پرداخت صادقانه و جسورانه‌ی پلیس، باور می‌کند که صمد ممکن است وسوسه شود و رشوه را قبول کند؛ این تعلیق و امکان پذیرش رشوه، یعنی موفقیت روستایی در عبور از پلیس‌های تخت و کاغذی سینمای ایران. صمد قبل از این‌که پلیس باشد یک انسان است و با وجود آرمانگرایی و جدیتش می‌تواند به واسطه‌ی مشکلات خانوادگی و حرفه‌ای‌ وسوسه شود، هرچند اگر در نهایت تصمیم درست را بگیرد؛ همان‌طور که در کنار قاضی‌ فاسدی که رضا خاکسار و آدم‌هایش را بارها فراری داده است، قاضی‌ای هم وجود دارد که گانگسترها را بی تسامح به طناب دار می‌سپارد.
 
قطب دیگر فیلم هم درخشان است. ناصر خاکسار با تمام سیاهی‌هایش انسان است، اهل خانواده است، برای عشقش گریه می‌کند و کودک‌کش نیست. «متری شش و نیم» فیلم دو شخصیت متضاد است که نیازها، آرمان‌ها و اهدافشان مشخص است و مهم‌تر این‌که این پارامترها، با پرداخت دقیق شخصیت‌ها، باورپذیر و ملموس می‌شوند.
 
دوئل این دو شخصیت ها با تمام ضعف‌ها و نیازهایشان بسیار جذاب است و برنده‌ی دوئل هم از دل همین ضعف‌ها و نیازها بیرون می‌آید. صمد پس از خارج کردن ناصر خاکسار از بازداشتگاه _ که بسیار دقیق و تکان‌دهنده درآمده است_ او را برای پیدا کردن هم‌دستش تحت فشار قرار می‌دهد. در سکانس تماشایی انتقال متهم به دادگاه، صمد با دست گذاشتن روی نقطه‌ضعف ناصر که مظنون به قتل فرزند خردسال یک مامور پلیس است، محل اختفای هم‌دست او را پیدا می‌کند. صمد که در ارتباط با ناصر و با شناخت  او مطمئن است که کودک‌کشی کار ناصر نبوده ، با تهمت کودک‌کشی به او، ناصر را مجبور می‌کند که برای رهایی از عذاب وجدان، هم‌دستانش را لو بدهد.
  
اما خوشبختانه فیلم به دام تطهیر ناصر و نگاه نسبی به جرم و جنایت نمی‌افتد. در دادگاه و در مواجهه با قاضی، هرچند ناصر چیزهایی می‌گوید که حاصل شرایط بودنش را می‌رساند و حتی با ظرافت قانون را نقد می‌کند ، اما قاضی فیلم با بازی حساب‌شده‌ی فرهاد اصلانی، از افتادن فیلم به دامان سانتیمانتالیسم هندی رایج سینمای ایران جلوگیری می‌کند. او این کار را با دیالوگ‌هایی انجام می‌دهد که معرف جایگاه اجتماعی و نسبت او با قانون است. در کل همه‌ی دیالوگ‌های فیلم در کمال اختصار، گیرا و موثر هستند و در کمال ظرافت نوشته شده‌‌اند. 
 
پس از دادگاهی ناصر و شناخت دقیق‌تر از او و گذشته‌اش ، می‌رسیم به دقایق پایانی. پایان‌بندی فیلم خوب نیست. هرچند روستایی سعی می‌کند با رقصاندن خواهرزاده‌ی ناصر، لحظات پایانی زندگی او را قبل از اعدام تعدیل کند، اما نمی‌تواند از پایان‌های کلیشه‌ای شبه ژانر اعدام! سینمای ایران فراتر برود. گریه‌ و زاری طولانی خانواده و اشک‌های خود ناصر چیزی به فیلم اضافه نمی‌کند. 
 
با تمام افت و خیزها و نقص‌ها، «متری شش و نیم» فیلم محترم و قابل دفاعی است. شخصیت‌های «متری شش و نیم» بر خلاف اغلب شخصیت‌های فیلم‌های سینمای ایران، بی‌مصرف و ابتر نیستند. آن‌ها متاثر از  کنش‌ها و واکنش‌هایشان تغییر کرده و سیر و سلوک درونی و بیرونی دارند؛ ناصر که یک خلافکار تمام شده است، در حالی که خودکشی کرده بود دستگیر می‌شود و به قول خودش دوباره زنده می‌شود که این بار توسط قانون به دار مجازات آویخته شود؛ اما او در این سیر، پی به بی‌راهه بودن مسیر خود می‌برد و همه‌ی اندوخته‌ها و تلاش‌های خود را برای نجات خانواده‌اش نقش بر آب می‌بیند، بی آن‌که ذره‌ای فیلم به شعارزدگی و کلیشه نزدیک شود. پلیس جسور فیلم هم پس از این ماجرا مثل قبل نیست و به آسانی سراغ خلافکار بعدی نخواهد رفت؛ او در آخرین صحنه‌ی فیلم متاثر از تهدیدهای ناصر که دیگر زنده نیست، از ضربه زدن کارگر سر چهارراه به شیشه‌ی اتومبیلش هراسان می‌شود و از جا می‌پرد. شخصیت‌های «متری شش و نیم» برای همیشه روی هم تاثیرگذار بوده‌اند و حداقل تا مدت‌ها در ذهن تماشاگر جا خوش خواهند کرد، «متری شش و نیم» حیاتش به اندازه دو ساعت و اندی زمان فیلم نیست. بود و نبود و قبل و بعدش فرق دارد؛ اخته و بی مصرف نیست.