هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

 

دوشنبه 27 اسفند 1397 ساعت 17:32 2019-3-18 17:32:20
شناسه خبر : 311644
حضرت آيت الله رييسي رياست محترم قوه قضاييه 
با سلام و تحيات 
 
اين روزها همه مقامات از بزرگ تا كوچك صف كشيده اند براي عرض مباركباد به جنابعالي. مبارك باد و تهنيت آدمي چون من شايد در بين اين همه نام هاي ريز و درشت اصلا ديده نشود و نه به درد دنيا وآاخرت من بخورد نه شما و نه هيچ كس ديگر. اما تصميم گرفتم با نامه اي كوتاه هم خسته نباشيد بگويم به شما و هم آرزويي نيك براي آن عزيز داشته باشم و هم به شيوه ي خودمان دو كلمه حرف حساب بزنم كه شايد اگر به درد دين و دنياي من نخورد به درد دين و دنياي اين مرددم بخورد.
 
جناب آقای رييسي عزیز! 
هيچ وقت از رايي كه به شما دادم پشيمان نيستم و مي دانم كه شما انقلابي مانده ايد و مي مانيد و علیرغم میل خیلی ها  اتفاق های روشن را در مسئوليتي كه بر دوش داريد رقم مي زنيد. من فقط مي خواهم سه پيشنهاد را خدمت تان عرض كنم و آن هم از جايگاه يك اديب و شاعر ، اگر چه از جايگاه يك قاضي هم مي توانم دوستانه حرف بزنم چرا كه این حقیر هم پنج سال در  همان سال های قطعنامه درگير خواندن درس قضاوت بودم و اگر علاقه و ارادتم به ادبيات نبود شايد امروز قاضي يي بودم كه بر اثر سكته ي كامل در گوشه اي از قبرستان با نگراني خوابيده بودم و نگاه نگرانم به امروز بود.
 
اما پيشنهاد اول:
حكايت شما حكايت آن معلمي است كه وقتي وارد كلاس بچه هاي لات و شلوغ فلان محله شبيه ليان شانپو شد و در بدو ورود هر كدام از گوشه كلاس صدايي در آوردند و به قول ظرفا شيشكي يي بستند و عربده اي کشیدند و خواستند همان اول كار به معلم جديدشان بگويند كه ما هر وقت خواستيم مي آييم و هر وقت خواستيم بي اجازه مي رويم و هر وقت خواستيم آروغ مان را مي زنيم و ناسزايمان را مي گوييم و در جيب مان هم از چاقو تا پنجه بكس تا تلفن فلان وزير و وكيل يافت مي شود پس شما هم لطفا سرتان را پايين بيندازيد و درس تان را بدهيد و برويد پي كارتان. اما از آن جا كه آن معلم خودش سرد و گرم روزگار چشيده بود  همان اول كار دو تا از اشرار كلاس را آورد پاي تخته و دو تا كشيده ي محكم زد زير گوش شان تا همه حساب كار خود را بكنند. خودتان كه مي دانيد دو تا از شرترين اشرار اقتصادي كه با استمداد از قدرت اطرافيان شان تا به حال هر غلطي خواسته اند كرده اند چه كساني هستند پس لطفا در همين اول كاري دو تا كشيده محكم را جوري بزنيد كه هم اين دو تا برادر انقلابي!! از درد به خودشان بپيچند و ديگر بلند نشوند و هم آن ها كه از اين دو حمايت كرده اند حساب كار قاضي را بدانند و بنشينند سر جاي شان و ديگر برای کسی خط و نشان نكشند. 
 
پيشنهاد دوم:
آورده اند كه بعد از جنگ جهاني دوم به چرچيل گفتند فساد اداري دارد بيداد مي كند و عنقريب است كه همه چيز از دست برود و تا دير نشده كاري بكنيد. چرچيل چيزي به اين مضمون گفت: آيا قوه ي قضاييه ما سالم است يا ناسالم؟ گفتند سالم است. گفت پس مطمئن باشيد اگر قوه قضاييه سالم باشد سلامت به جامعه برمي گردد. امروز ما با قوه ي مجريه ي نصفه و نيمه و با مجلس  به شدت شكسته بسته اي روبروييم كه متاسفانه بسياري شان محصول همفكري قدرت و رسانه هاي غربي و سلبريتي هاي بی سواد اين جايي هستند اگرچه برخي از دولتمردان دردمند و نمايندگان پاكدست و شيفته ي خدمت نيز در مجلس هستند كه دارند خون دل مي خورند و يا حسين مي گويند و ساده زيست هم هستند كه به قول معروف قل الديانون اند و مثل يك دست بي صدايند. خون دل مي خورند و مجازات مي شوند و يا به شكلي محترمانه كنار گذاشته مي شوند و امروز چشم همه ما به همين قوه ي قضاييه كمي تا قسمتي سالم است. مي دانم كه با درايت و كارداني و صراحت و جنمي كه در شما سراغ داريم یار با کفایت و با صداقت رهبری خواهید بود و جامعه را از اين همه مشكلات عبور خواهيد داد و بت هاي بزرگ را تنها ابراهيم هايي مي توانند بشكنند كه خود را شكسته باشند و شما به اعتقاد من يكي از آن ابراهيم ها هستيد. 
 
پيشنهاد سوم:
اين روزها كانادا پر شده است از فرارياني كه پول مملكت را با خود برده اند و در آن جا برادرانه با اصحاب قدرت تقسيم مي كنند. لابد از اين پول هاي بادآورده چيزي هم به سفره ي امريكا و كانادا مي ماسد كه شده است پناهگاه دزدان بيت المال! و لابد می دانید که همان قدر  و گاه بیشتر هم در سفره فلان مقام داخلی ماسیده است! از آن مردك ناجوانمرد كه سال ها قبل به كانادا متوسل شد تا اين زنكي كه اخيرا با كمك برخي از تمساح ها و مارمولك هاي داخلي به آن سرزمين پرتاب شده است . اين ها به اعتقاد من بي كس و كار نيستند.
 
برادر و خواهر و پدر و مادر و فاميل هايي دارند با اموال و مناصب فراوان! و شرکای سیاسی و اقتصادی فراوان تر! خلاصه به اعتقاد من كه خودم هم قاضي بوده ام و با حكم و احكام بيگانه نيستم  و هم حکایت ابن زیاد را شنیده ام و هم حکایت مامون را، مي توان با فشار واقعي به شرکای سیاسی و اقتصادی و حتی طايفه ي اين آدم هاي ناپاك بخشي يا تمام آن اموال به تاراج برده شده را خیلی زود به بيت المال برگرداند. آن وقت يك طايفه مي ماند و يك دزد كه ابروي آن طايفه و قبيله و حزب را برده است. بگذار کمی از  جورش را شرکای اقتصادی و برادر و خواهر و پسر خاله و پسرعمو و داماد و عروس آن خانواده بكشد. آن ها از پس يك دزد خانگي برمي آيند و محض خاطراموال و  منصب شان هم که شده ظرف چند هفته گوش مختلس را می کشند و همه چیز ختم به خیر می شود . اين طوري بشود همه حساب كارشان را مي كنند و محض نگه داشتن منصب ها و اموال شان هم كه شده مواظب برادران و خواهران و هم حزبی های دزدشان خواهند بود.
 
اما بعد به اعتقاد من اين انقلاب گذشته بسيار بسيار مباركي دارد و آينده ي بسيار بسيار تابناكي. پس در گذشته و آينده ي اين انقلاب جاي هيچ نگراني يي نيست. تنها مي ماند همين حال و همين اكنون و همين يكي دو روزي كه ما هستيم كه بايد حال مان از جنس نو شدن و نوروز و يا محول الحول و الاحوال باشد كه مطمئنم با آمدن شما حال انقلاب هم بسیار تا بسیار خوب و خوب تر خواهد شد و ما از اين پيچ تاريخي هم انشاء الله به سلامت عبور مي كنيم. از صميم قلب برايتان آرزوي سعادت و توفيق در خدمت را دارم. شما نيز اين برادر كوچك تان را از دعا فراموش نكنيد