هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
سه شنبه، 6 فروردين 1398
ساعت 13:46
به روز شده در :

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‎های اجتماعی دنبال کنید

 

سه شنبه 30 بهمن 1397 ساعت 17:22 2019-2-19 17:22:18
شناسه خبر : 306691
رفتار شما در اتهام زدن به دوستانتان و در بررسی های عجولانه زندگی مسوولین و در اتهام های مکرری که به قانون و نظام میزنید خروجی اش نفرت از همه دستگاه و نظام الهی و انقلابی است. نظام انقلابی که اساسی ترین عامل حفظ روحیه انقلابی است. روحیه انقلابی که همین امروز در جوانان ما هست و اساسی ترین دستاورد چهل ساله ما است.
رفتار شما در اتهام زدن به دوستانتان و در بررسی های عجولانه زندگی مسوولین و در اتهام های مکرری که به قانون و نظام میزنید خروجی اش نفرت از همه دستگاه و نظام الهی و انقلابی است. نظام انقلابی که اساسی ترین عامل حفظ روحیه انقلابی است. روحیه انقلابی که همین امروز در جوانان ما هست و اساسی ترین دستاورد چهل ساله ما است.
گروه معارف - رجانیوز: عدالت طلبی یکی از مهم ترین ارکان انقلابی گری و تحقق عدالت یکی از اصلی ترین اهداف تشکیل حکومت اسلامی به حساب می آید. عدالت طلبی اصل مشترکی است که امروز جریان های مختلفی بر سر روش های پیگیری آن مناقشه جدی دارند. این مسئله تاجایی اهمیت دارد که در بعضی موارد کمترین خطا در روش عدالت طلبی می تواند به کلی مفهوم این اصل مقدس را دگرگون کرده و نتایج آن را تغییر دهد.
 
یکی از روش هایی که امروزه جنجال فراوانی به پا کرده است روش محمد مهدی صدرالساداتی روحانی فعال در فضای مجازی است. عده ای به جد معتقدند که روش عدالت طلبی او روش باطلی بوده و منتج به نتایج غلط و مفاسدی مختلف خواهد شد اما او همچنان بر روش خود پافشاری دارد. مطالب زیر متن سه مناظره مکتوبی است که در موضوع روش های صحیح عدالت طلبی بین  حجج الاسلام محمد مهدی صدرالساداتی و علی مهدیان صورت گرفته است. بعد از نقد محترمانه علی مهدیان ، صدرالساداتی طی یادداشتی با برچسب زنی و مظلوم نمایی پاسخ مهدیان را داد؛ با این حال حجت الاسلام علی مهدیان طی یادداشتی مجدد نقدی بر اظهارات او نگاشت. 
 
 
نقد اول حجت الاسلام علی مهدیان بر عدالت طلبی صدرالساداتی 
 
وحید جلیلی میگوید به این جمع بندی رسیده ام که بیشتر به بیان نقاط قوت و دارایی های کشور بپردازم. او راهبرد شکر را با تولید آثار مکتوب و مستند و غیره و غیره از انقلابیون ناشناخته و انقلابی گری مغفول هدف گرفته است. در برنامه جهان آرا به یامین پور عزیز اشکال میکند که تو چرا اسم چند قاضی پاک دست در فلان پرونده و فلان ماجرا را در ذهن نداری؟ و یامین پور این اشکال را می‌پذیرد. جلیلی این را نشانه ضعف نیروهای حزب اللهی میداند. 
 
در مقابل، جریانی که صدرالساداتی نماد بارزی از آن میباشد معتقدند باید فسادهای ریز و درشت در کشور را به چشم آورد. این جریان با استفاده از شبکه های مختلف پیام رسان رفتارهای تبخترآمیز مسوولین و اطرافیان و منسوبین آنها را درشت میکند. خانه های کاخ وار و پست هایی که بین فک و فامیل تقسیم میشود و....
 
روش صدر الساداتی جذابتر است. جگر خیلی ها خنک میشود و نفرتشان را از مسوولین ظالم و فاسد بیشتر میکند. روش جلیلی اما حال خوش و امید بیشتری ایجاد میکند و نیروهای جوان و عرصه های خدمت بیشتری را معرفی میکند. 
 
بیانیه گام دوم رهبری تاکیدش بر روی کار آمدن جوانان در منصبهای دولتی و حاکمیتی است. و راه اصلاح فساد را این نکته معرفی میکند. خوب است بند4 از توصیه های رهبری در بیانیه رجوع کنیم.
 
اما این راهبرد لوازمی دارد:
اولا مردم امید اصلاح با نظام و ساختارهای قانونی آن را داشته باشند.
ثانیا مردم جوانان پاک دستی که بنا است جایگزین شوند را بشناسند. 
ثالثا بنای تغییر مدیران فاسد را داشته باشند. 
 
با توجه به راهبرد رهبری به نظر میرسد روش جلیلی در دوران امروز موثر تر از صدرالساداتی است. چون قابلیت دارد با تغییر نگرش مردم و  گفتمان سازی امید و معرفی جوانان زمینه را برای تغییر فراهم تر کند. 
 
خیلی ها این اشکال را به روش  صدرالساداتی میکنند که احتمال بالای خطا در آن به دلیل عدم روشن بودن همه جوانب باعث بی حرمتی و ریختن آبروی این و آن میشود. آبرو ریزی و بی احترامی به بزرگانی مثل  آیت الله جزائری یکی از آن موارد بود. این اشکال البته قابل رفع است.
 
خیلی ها این اشکال را به روش صدرالساداتی دارند که این روش در این دوران تکمیل کننده پازل دشمن است. راهبرد دشمن فاصله انداختن بین مردم انقلابی و نظام انقلابی است. چون گرفتن انقلاب و شعارهای آن از مردم ایران تقریبا نشدنی است اما با بی اعتمادی مردم به نظام انقلابی که اصلی ترین عامل حفظ انقلاب در مردم است میتوان گام به گام جلو آمد.  
 
فضای عمومی رسانه ای که در دست طاغوت است و مسلط است بنایش بر بی اعتمادی به نظام است. این را اضافه کنید به این نکته که بسیاری از عوام تحلیلشان نه بر اساس نگاه کلان و عمیق به نظام بلکه بر اساس تجمیع شواهد موردی است، با این حساب روش صدرالساداتی ها کمک به رسانه های طاغوت است. ولو البته دلسوزی خودشان ستودنی باشد. اما خروجی این رفتار تکمیل خواست دشمن است. به نظر میرسد این روش فاقد هماهنگی های لازم با رویکرد راهبردی انقلابی است. 
 
 
پاسخ حجت الاسلام صدرالساداتی به علی مهدیان - با عنوان «بازتولید تزویر»
 
اگر بخواهیم به هر یک از ضلع های زر و زور و تزویر وزن بدهیم سنگین ترین سد مبارزه با فساد و اشرافیت تزویر است . تزویر از قرائت خاصی از دین و تقدس می آید که توجیه گر ظلم و فساد و اشرافیت است . یادمان نمیرود که در دهه هفتاد که اوج فامیل بازی ، رانت و بازسازی اشرافیت و طاغوت بود ، افرادی عمامه به سر توجیه می آوردند که آقای هاشمی خودش یار امام و رهبری و مجتهد سیاسی است و خوب می داند که چه میکند!  آقای هاشمی شاهرودی نیز نگران فرار سرمایه داران بود و حاضر نبود لیست مفسدین اقتصادی را منتشر کند .
 
نخبگان و بزرگان حوزه میدانستند که کشور دارد دچار انحراف بزرگی میشود. می دانستند که توزیع منابع عادلانه نیست . میدانستند که ما داریم طاغوت و کاخ نشینی را با اسم اسلام بازسازی میکنیم . میدانستند که طبقه مدیریتی مترفین تولید کردیم و خداوند وعده داده اگر بخواهم امتی را هلاک کنم از فسق و فجور مترفین هلاکشان میکنم. میدانستند که باید نهی از منکر کنند و خداوند از علما میثاق گرفته است که در مقابل گرسنگی فقیر و شکمبارگی غنی (تبعیض) سکوت نکنند . میدانستند که اگر نهی از منکر نکنند بدترین امت بر آنها حاکم خواهد شد که با آنها رحم نخواهد کرد. 
 
مع ذلک تزویر کار خود را کرد و استدلالهای آبکی خواص که مخالف جهت گیری های اساسی امام و رهبری بود و همچنین دنیازدگی بعضی از خود آنها به همراه ترس از آبرو و تضعیف نظام و سو استفاده کردن دشمنان کار نظام را به اینجا کشاند که فقط گوشه ای از اشرافیت مسئولین جمهوری اسلامی ویلاهای ده ها میلیاردی در شهرکهای خصوصی و ابر شرکتهای در هم تنیده ، خوی درشت گویی با مردم و کرنش در مقابل قدرتهای مادی دنیا و پدیده شوم "ژنهای خوب" است.
 
گروهی از عدالتخواهان درصدد کشف فسادها و مبارزه با اشرافیگری و بازتولید گفتمان شفافیت و عدالت هستند و تا به حال توانسته اند گوشه ای از دردهای اساسی و اژدهای هزار سر فساد را پیدا کنند و اقامه نهی از منکر مسئولین که مهمترین عامل نزدیک شدن به عدالت است را احیا کنند.
 
تن مفسدین را بلرزانند و مایه تشفی قلوب مومنین و دوستداران اسلام ناب ( نه اسلام آمریکایی) شوند.
 
   دوباره تزویر مقدسین جاهل سر برآورده و ناخواسته و بدون هیچ چشمداشتی به نفع اشرافیت ، تبعیض و اسلام آمریکایی استدلال میچینند! 
 همان اسلامی که نهی از منکر علنی و مبارزه در میدان را خلاف اخلاق و غیبت مومن میداند و به بهانه حفظ نظام اسلامی، صدای اسلام ناب را خفه ، جوانان را از دین بیزار و عدالتخواهی در این شکاف عمیق طبقاتی را به عهده کمونیستها ، ضد انقلاب و آتئیستها میسپارد. 
 
 بدانید این نوشته هایی که در نقد عدالتخواهی مسئله محور و افشاگر نوشته میشود ، روز به روز بیشتر خواهد شد و خون دلی که دلسوزان واقعی اسلام و نظام از این مطالب میخورند روزافزون خواهد شد، چراکه ضلعهای زر و زور و تزویر هم اندازه اند و به عظمت زراندوزی های بعد از انقلاب تزویر مقدس مأبان ادامه دارد.
 
 
پاسخ حجت الاسلام علی مهدیان به یادداشت صدرالساداتی 
 
برادر بزرگوارم سید صدرالساداتی 
 سلام علیکم 
 
متن شما را در پاسخ به یادداشت کوتاه خود دیدم. خیلی از اینکه بنده پر خطا را با عنوان  مقدس مآب جاهل نام بردید یا ضلع سوم برای زر و زور یعنی تزویر بازتولید شده که به نفع  اسلام آمریکایی استدلال میچیند معرفی کردید ناراحت نیستم. 
 
چون آنچه در پشت همه این جملات از یادداشتهای شما درک میکنم یک قلب دلسوز برای مردم و محرومین است که آن را دوست دارم. قلبی که محصول اندیشه و قوت ایمان حضرت امام و خون دلهای رهبری عزیز است. 
 
شما را دوست دارم و برایتان احترام قائلم. هر چند به روش شما نقد هایی دارم. 
 
اما بعد ..... 
 
 اسلام تزویر اسلامی است که سوگیری اش برای پشتیبانی یا جاده صاف کنی ظالمین و طواغیت شکل میگیرد. راه کشف این اسلام، کشف جهت گیری آن است. و برای کشف این جهت گیری باید اراده راهبردی طاغوت از یک سوی و جبهه حق و ولایت را از سوی دیگر ملاحظه کنیم. و الا چه بسا به نام اسلام مبارز و انقلابی، اسلام طاغوت را به خورد دیگران بدهیم. 
 
خدا رحمت کند حضرت امام را میگفت حرکت شیخ عبدالکریم، به اندازه اصل انقلاب ارزشمند بود. وقتی رضا شاه با زنهای سربرهنه وارد حرم حضرت معصومه شد مرحوم بافقی که مجتهد بود به او اعتراض کرد رضا شاه او را فلک کرد و بعد به شهر ری تبعید کرد. اما مرحوم شیخ عبدالکریم بیانیه ای داد که این کار ربطی به حوزه علمیه قم ندارد. بعدها امام در توضیح این کار شیخ عبدالکریم به مرحوم بافقی گفت تقیه دینی و دین آبائی. برای اینکه رضا شاه دنبال بهانه بود که حوزه علمیه تعطیل شود و همه این مصلحت سنجی ها برای این بود که حفظ حوزه علمیه واجبترین کار در زمان رضا شاه بود. حفظی که باعث شد سالها بعد بساط کل سلطنت رضاشاهی جمع شود. 
 
تقیه را در اندیشه فقهی حضرت امام و همینطور در کلمات حضرت آقا باید به دقت فهمید، این دو بزرگوار تقیه را معادل مصلحت قرار میدهند. واژه ای که در طول مدت انقلاب بیشترین توهین ها به او از جانب آرمان جویان انقلابی شده.  یعنی چی؟ یعنی ببینیم که کاری که میکنیم پازل چه کسی را تکمیل میکند. آیا مردم را رشد میدهد یا به مسیر طاغوت مدد میدهد. اگر دقت به جهت و راهبرد حرکت خود نکنیم در عمل همان میشویم که از آن میترسیم. 
 
رفتار شما در اتهام زدن به دوستانتان و در بررسی های عجولانه زندگی مسوولین و در اتهام های مکرری که به قانون و نظام میزنید خروجی اش نفرت از همه دستگاه و نظام الهی و انقلابی است. نظام انقلابی که اساسی ترین عامل حفظ روحیه انقلابی است. روحیه انقلابی که همین امروز در جوانان ما هست و اساسی ترین دستاورد چهل ساله ما است. 
 
 ما از نداشتن عقلانیت در سبک مبارزه خود کم ضربه نخورده ایم. چه  آن روز که برخی به نام انقلاب دستور امام بر عدم مبارزه مسلحانه با شاه را نمیفهمیدند و این سبک را غیر انقلابی میدانستند. چه آن روز که عده ای چماق دست میگرفتند و جوانکهای مزلف را تهدید میکردند یا به خوابگاه دانشجوییشان حمله میکردند. چه آن روز که از دیوار این سفارت و آن سفارت بالا میرفتند. چه آن روز که در مجلس به رئیس دو قوه توهین میکردند. چه آن روز که مفهوم اصل و فرع را در اندیشه رهبری درک نمیکردند و باعث هزار اختلاف بین نیروهای جبهه انقلاب میشدند چه آن روز که رهبر را در اطلاعیه های کذاییشان عامل عقب ماندگی ما معرفی میکردند. و چه امروز که به سهولت به راحتی به این و ان برچسب میزنند و در فضای مجازی پخش میکنند. مثل آب خوردن قانون را و نظام را هو میکنند به نام انقلاب. و اینها همه شاید قلب انقلابی و احساسات و شور انقلابی داشتند لکن عقلانیت لازم برای حرکت انقلابی را نداشتند و همه چیز را به عقب میبردند. 
 
 امروز از خودتان بپرسید که چرا مخاطبین شما حالشان نسبت به کشور با حال رهبری فرق میکند. چرا امیدی که او به حرکت دارد را اینها نمیفهمند؟ چرا رهبر باید توضیح دهد که من به نظام امید دارم. و امیدم واقعی است نه تخیلی. حال آنکه خروجی شما نا امیدی از نظام و مسوولین است . چرا با او زاویه داریم؟ چرا با او فاصله داریم؟ 
 
من هم میخواهم اشرافیت نباشد سیدعزیز. اما این راهش نیست. اگر گفتمان بسازیم اگر تهمت نزنیم اگر کاری کنیم اراده عمومی مردم تغییر کند اراده ای که از دل آرامش و امید صادق سر بر میاورد. اگر به قانون که محصول  اراده عمومی است احترام بگذاریم. آن وقت خواهید دید که این دملهای چرکین چطور مداوا خواهد شد. من هم معتقدم اتفاقا زمانه مداوا شدن این بیماری ها است. بیماری اشرافیت و تبختر برخی مسوولین و پنهانکاری هایشان و هزار و یک خطا اما به همه این خطا ها بیماری های بدنه رفقای حزب اللهیم را هم باید اضافه کنیم.
 
اسلام تزویر اسلام تکمیل کننده پازل طاغوت است و خدا من و شما را از این مهلکه احتمالی نجات دهد. یاعلی

 



دیدگاه کاربران

از رجانیوز انقلابی توقع حمایت از محافظه کاری رو نداشتم!

هیچ یک از نهاد های نظام نمره قبولی در مورد عدالت نمی گیرند. بس است این همه ساده لوحی. حق با صدرالساداتی است و همه ما این را می بینیم.

صحبت هاي اقاي مهديان بسيار عاقلانه تر، دلسوزانه تر و انقلابي تر است. انقلابي بودن با هويچي بازي و هاي و هوي كردن فرق دارد

رهبری بارها گفته اند که خوبیهای این نظام به عیوبش بسیار برتری دارد اما این به معنای این نیست که فقط خوبیها را گفت و به چشم به عیوب بست.بایدقبول کنیم که بین مسئولین مسابقه اشرافیت به راه افتاده است. که همراه با نمایش های سخیفی است که در جلوی چشم مردم است. و مردم می بینند و اگر روحانیت نسبت به این نمایش های سخیف واکنش نشان ندهند قطعا اصل انقلاب که شروعش با روحانیت بوده زیر سوال خواهد رفت و مردم از انقلاب رویگردان خواهند شد.

قطعا صدرالساداتی هم دلسوز هست و هم پای کار و هم ملا و هم اهل مناظره و هم اهل انقلاب و هم محب رهبر.
قطعا این انقلاب نیاز به مطالبه عدالت خواهانه داره.
به نظرم بجای تخریب صدرالساداتی اگر هنری دارید بی عدالتی های مستند که اولویت شماست رو پخش کنید.

بگذارید جریان عدالتخواه از بدنه باشد نه از رفورمیست ها

من حق را به آقای مهدیان میدهم هر چند سید نیتش خدایی دارد و از ته دل داره این کار را انجام میده.به نظر من رجا نیوز انقلابی همه اینهایی که این مسیر را دنبال میکنند یه جا جمع کنه و در آخر به یه جمع بندی برسن هم فکر و متحد ادامه بدن یا علی

صحبتهاي هر دو عزيز قابل تجه هست و بايد روشي با مدنظر قرار دادن هر دو مورد در پيش گرفت. براي جلوگيري از خوي اشراقي گري و روشهاي ضد عدالت برخي مسئولين توجه شما را به اين بيان آقاي روح‌الاميني که فرزندش در فتنه سال 88 توسط برخي کشته شدنند جلب مي‌کنن. ايشون در مصاحبه خود ميگويند: "روح‌الامینی در نشست فصلی خانه احزاب اظهار کرد: هشت سال است من به‌دنبال یک کار حقوقی طاقت‌فرسا بودم و در آن به یک تجربه رسیدم که حتی کسانی که از خدا و پیغمبر نمی‌ترسند از رسانه‌ها می‌ترسند. در واقع رسانه‌ها سر بزنگاه‌ها یاور ما بودند و نقش اول را داشتند." پس استفاده از فضاي رسانه که مستقيما با مخاطب عام سر و کار دارند و تجربيات اين چهل دهه انقلاب نشان داده مسئولين فاسد از اين موضوع تر و دلهره دارند کمااينکه در مجوز رهبر نيز بنا شده است تا اسامي، چهره ... مفسدين، قضات و علني اعلام شود. با توجه به جميع جهات حرکت آقاي صدرالسادتي نياز به تکميل و پوشش دارد و نه سرکوب. بيان دستاوردهاي انقلاب بصورت يکطرفه و از طرفي مواجه مردم با فساد و بايکئت آن توسط نظام، اتفاقا باعث دلسردي و سوءظن مردم ميشود.

انقلابی بودن به معنای بی کله گری ، تخته گاز رفتن وبه زمین و زمان فحش دادن نیست آتش به اختیار بودن به معنای انجام عملیات انتحاری یا به رگبار بستن نیست آتش به اختیار بودن یعنی تشخیص درست با بصیرت کامل واقدام سریع وبه موقع است این کارها جز ایجاد نفرت نه تنها ثمره ایی ندارد بلکه هیزم آتش دشمن را فراهم می کند این از مظلومیت حضرت آقاست که یه عده که خودشون روحزب اللهی می دونند که انشالله هم باشند ارکان موثر نظام مثل حوزه های علمیه، قوه قضاییه و... را هدف قرار می دهند بعد از رهبری هم مایه می گذارند وبرای ایشان دلسوزی می کننداحساس یاس وناامیدی ونفرت در تمام گفتارهای آقای صدر الساداتی موج میزندآقا فرمودند کسانی که ناامیدند از نظام ،خودشان مشکل دارند خودشان گیر دارند آقای صدرالساداتی برادر مشکل مردم کم نیست که شما نمک به زخم مردم می پاشی ودایم مصیبت می خوانی! این نشان دهنده خودرا باختن تسلیم شدن وضعف وانفعال شماست نه نشان شجاعت شما ...برادر، گردان کمیل از گردان های دیگر جاماندو محاصره شد وهمه عقب نشینی کردندهمه هم می دانستند بنی صدر خائن است آیا شهدای گردان کمیل که تشنه شهید شدند غر زدند؟! صدای گفتگوی فرمانده این گردان با شهید همت ضبط شده که گفت سلام ما را به امام برسان ...اگر شما آنجا بودی به زمین وزمان وبنی صدر وبی برنامگی و فرمانده و... فحش می دادی وکاری می کردی که تشویش واضطراب به جان همه بیندازی ودل همه را خالی کنی !! آیا این کار انقلابی بودن وآتش به اختیار بودن است!!! ماهم نقد داریم اما خانواده ایی هستیم که نقد را درون خانواده می گوییم ونقاط بسیار زیاد قوت را هم می گوییم اما به دشمن اجازه فضولی ودخالت نمی دهیم جلوی دشمن تابلو بلند نمی کنیم نقد برادر مهدیان بسیار مودبانه ومنصفانه است و هرگز محافظه کاری نیست من یه سوال دارم اگربالای پست های آقای صدرالساداتی بجای اسم ایشان اسم bbc یا cnn باشد کسی متوجه می شود ؟!!... آقای صدر الساداتی عزیز برادراول روش انقلابی بودن را یاد بگیر بعد وارد گود شو... فعلا ما را به خیر تو امید نیست شر نرسان

سلام چه خوب بود مناظره رو در رو با جزئیات باشد وخلاصه نشود تا مردم بتوانند اظهار نظر کنن، هر چند من هم میدانم مردم بدون گفتن صدرالساداتی با گوشت و پوستشان پی به اشرافی گری و خیانت مسئولین برده اند بد نیست شما هم سری به نظر مردم بزنید و ببینید که خیلی از مردم مشکلات را میدانند و حتی راه رفع مشکل را ، ولی حیف که کسی نه به حرف مردم گوش میکند و نه توجه، نتیجه اش همین جنگ های زرگری بین مخالفین و موافقین میباشد که در قالب مناظره میز گرد و همایش برگزار میشود و نتیجه ای ندارد . خدا به دادمان برسد از دست این مسئولین خائن و بی دین

اگر خود مسئولین و قوه قضائیه اقدام می کردند و مبارزه واقعی با رانتخواران را به راه می انداختند کار به اینجا نمی کشید که هر کس یک دوربین بردارد و از این و آن فیلم بگیرد. اگر چهار تا مرجع تقلید بلند می شدند و با حفظ مصالح و جوانب به این موارد اعتزاض می کردند کار به اینجا نمی رسید. کار افرادی چون صدر السادانی هز روی بیچارگی و بی علاجی است. وقتی که میبینی افرادی که منسوبین رهبری عزیز هم هستند گاهی خبرش می رسد که فلان خانه را سالها اشغال کرده و حالا اینکه بعد از سالها با بی آبرویی های فضای مجازی مجبور به تحویل خانه می شود دیگر توقع دارید جوانان دلسوز بدون زور چه کنند؟!

رجانيوز از طرفي مخالف كار صدرالساداتي است ولي همون كار صدرالساداتي را با دولت انجام ميدهد ، نقدهاي شما به دولت چه فرقي با حرفهاي صدرالساداتي دارد ، صدرالساداتي فقط در دعواهاي سياسي گير نكرده است و عدالت را از همه ارگانها ميخواهد ، آقاي مهديان هم استدلالهايش ضعيف است مثلا اون مثال آقاي بافقي و حفظ حوزه اصلا موضوعيت ندارد چون امام خميني و شاگردانش در حوزه تنها بودند و فيلمهاي آن تازه از آرشيو صدا وسيما داره بيرون ميياد كه مثلا سال ٥٦ هزاران نفر از روحانيون در حمايت از شاه در فيضيه تجمع كردند ، امام خميني مثل صدرالسادتي ها تنها بود و اگر ميخواست به روش مهديانها عمل كند كه اصلا انقلابي شكل نمي گرفت ، همين حوزه علميه نواب صفوي را تندرو ميدانست و در برابر آن سكوت كرد ، حتي آيت الله بروجردي سكوت كرد و اين امام خميني بود كه به اعدام نواب اعتراض كرد و حتي عمامه اش را به خاطر سكوت آيت الله بروجردي به زمين زد ، آقايان امثال مهديان شما مدل تعريف شده و تشكيلاتي براي مبارزه با اشرافيگري و فساد مسئولان نداريد