هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
جمعه، 3 خرداد 1398
ساعت 06:36
به روز شده در :

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‎های اجتماعی دنبال کنید

 

شنبه 6 بهمن 1397 ساعت 12:59 2019-1-26 12:59:47
شناسه خبر : 304743

گروه تاریخ-رجانیوز: مهدی بهار از نویسندگان رژیم پهلوی به شمار میرفت. او سالها در موقعیت‌های مختلف از طریق ایفاء نقش‌های گوناگون درخدمت اجرای مقاصد شاه و همکارانش قرار داشت. بهار در سال 1344 با نوشتن و منتشرکردن کتابی تحت عنوان "میراث خوار استعمار" به شدت به آمریکا تاخت و موارد مهمی از عملکرد شرکت‌های آمریکایی در جهان را افشاء کرد. انتشار وسیع این کتاب که غیر مستقیم از سوی ساواک و دربار حمایت میشد، موجب شهرت بهار در محافل سیاسی و منتقدین آمریکا شد. با این حال در همان زمان بسیاری از افراد می‌گفتند این کتاب در واقع پاسخی به کتاب فراموشخانه یا "فراماسونری در ایران" نوشته اسماعیل رائین است. کتاب اسماعیل رائین افشاگر عمق نفوذ و عملکرد کارگزاران انگلیس و وابستگان به فراماسونری در ایران بود. کتاب میراث خوار استعمار در مقابل تلاش کرد نقش و نفوذ آمریکا را در ایران و جهان  افشاء کند.

 

به گزارش رجانیوز، نامه سرگشاده مهدی بهار به امیرعباس هویدا که نخستین‌بار توسط سایت مؤسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی منتشر می‌شود، در واقع افشاگر فساد حاکم بر دولت هویدا است. این نامه از آن جهت اهمیت دارد که نویسنده آن در درون نظام پهلوی سالها حضور داشته و همکاری کرده و به عبارت دیگر نوعی انتقاد از درون نظام پهلوی محسوب می‌شود. توجه به تاریخ نامه نیز اهمیت دارد، زیرا این نامه حدود شش‌ماه قبل از برکناری هویدا (15 مرداد 1356) از مقام نخست‌وزیری نوشته شده است.

 

او در نامه‌ی خود به هویدا، به نکات مهمی درباره عملکرد دولت اشاره دارد که به بعضی موارد آن در ذیل اشاره می شود:

-آنچه درباره‌ی کیفیّت اصلاح‌ناپذیر دولت شما درک کرده بودم به تجربه نیز دریافتم که آن دولت نه تنها خیالِ ((تغییر روحیّه دادن)) ندارد، نه تنها قادر به تغییر روحیّه دادن نیست، بلکه علاوه بر این، گذار از مرحله‌ی اختناق و تفتیش عقاید به مرحله‌ی سلب حیثیّت و شرافت مردم را نیز پیشه ساخته است.

 

-دولت شما در سال‌های متمادی زمامداری، موضوع مسکن و سرپناه جامعه را فدای سوء‌استفاده‌ی مُشتی شیّاد کرده است. و سپس مسأله‌ی شرکت‌های خصوصی پیمانکاری و مهندسی مشاور خصوصی را مورد بحث قرار داده و استدلال کرده بودیم که ویرانگریِ این شرکت‌ها، علاوه بر حیف و میل بودجه‌ها و پوک کردن کارها، نیروهای جوان فنّی را به نوعی دلّال خارجیان مبدّل و سازمان دولت شما را به دولت‌های غیررسمی چند تجزیه کرده است.

 

-ما از آغاز می‌دانستیم که تا فساد وجود دارد اختناق نیز وجود خواهد داشت، ولی این تجربه نیز به نوبه‌ی خود ثابت کرد که امیدی به اصلاح شما نیست.
 
- عارضه‌ای از بیماری مهلک اختناق و تفتیش عقاید است که شما برای سرپوش گذاشتن بر فساد و چپاول اموال عمومی، بر کلّ جامعه فرمانروا کرده‌اید. به عبارت دیگر اگر اختناق و انگیزیسیون برای حفظ تعادل دولت شما ضروری نمی‌نمود، نه چنین آدمیانی از زباله‌دان جامعه برکشیده می‌شدند و نه چنان روحیه‌ی تجاوزکاری در مسئولان امور دمیده می‌شد.
 
- اگر از خود بپرسیم که خفه کردنِ حتّی مردم ملّی و وطن‌پرست چه علّتی می‌تواند داشته باشد به عامل فساد دست می‌یابیم و می‌نگریم همان‌طور که تشدید فساد به تشدید اختناق انجامیده تشدید اختناق نیز به نوبه‌ی خود به شدّت یافتن بیش از پیش فساد منجر شده است.
 
- پی بردن به رابطه‌ی متقابل اختناق و فساد چیزی نیست که از عهده‌ی مردم ساده‌دل برنیاید. هر ایرانیِ اصیل فاسد ناشده‌ای کافی است از خود بپرسد که در این دوران سخت هجوم امپریالیسم‌ها، که ملّت ایران به ناچار باید پیرامون خود را بشناسد و فرهنگ سیاسی خود را با نیازهای زمان و مکان تطبیق دهد، خفه کردن بی‌امان جامعه چه علّتی می‌تواند داشته باشد، تا به آسانی پی ببرد که فساد محسوس و ملموس اساس و پایه‌ی اختناق است.
 
- توجّه یافتن به علّت این کیفیت که جریان‌های زیرِ پرده را کسی حق ندارد ببیند و اگر دید حق ندارد به زبان آورد یا بنویسد و اگر نوشت حق ندارد منتشر کند، و این که، هر یک از این مراحل با مجازات‌های ویژه‌ی خود سرکوب می‌شود، کارِ آن چنان مشکلی نیست چون دزدها و چپاولگرهای زیر حمایت دولت بین همین جامعه زندگی می‌کنند و زندگانی باشکوه و پرجبروت ایشان از دیده‌ی تیزبین انسان ایرانی نمی‌تواند پنهان بماند. انسان ایرانی از خود سؤال می‌کند که آیا بی‌خبر نگهداشتن جامعه از جریان‌های زیرِ پرده معلول این امر نیست که دولت در آن زیرها به انجام فعل و انفعال‌هایی اشتغال دارد که نمی‌خواهد برملا شود؟ و کنجکاو می‌شود ببیند علّت تشدید روز افزون اختناق چیست.
 
- دیدن دولت‌های غیررسمی در بطن دولت رسمی، و حاکم بر دولت رسمی، با یاری شما به وجود آمده‌اند. شمایید که مسئول این هرج و مرج نابودکننده می‌باشید. آیا برای پوشاندن همین اوضاع و احوال نیست که تمام روزنامه‌ها را تعطیل و تنها سه روزنامه‌ی باطناً دولتی را ناشر ((افکار عمومی)) نموده‌اید و این سه روزنامه را به عنوان سه منفذ و نفس‌کش مردم، بر حباب عظیم دربرگیرنده‌ی ملّت تعبیه کرده‌اید.