هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
يكشنبه، 26 خرداد 1398
ساعت 02:13
به روز شده در :

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‎های اجتماعی دنبال کنید

 

يكشنبه 2 دى 1397 ساعت 12:43 2018-12-23 12:43:32
شناسه خبر : 302232
پرده اول: سال 2013 سازمان ملل اولین اجلاس مرتبط با سوریه را برگزار کرد. 60 کشور به اسم دوستان سوریه در این کنفرانس حضور داشتند و ایران با فشارآمریکا و متحدانش حتی جز این 60 کشور که قرار بود آینده سوریه را تعیین کنند، نبود. سال 2013 برداشت عمومی چه در جهان و چه بین بسیاری از سیاستمداران داخلی ایران این بود که دولت سوریه به زودی سقوط خواهد کرد.
 
پرده دوم : معادلات صحنه نبرد در طول چند سال به کلی تغییر کرده است. ترامپ اعلام می کند تمامی 2000 نیروی نظامی  آمریکا در سوریه از این کشور خارج می شوند. نمایندگان کنگره آمریکا شدیدا به این تصمیم ترامپ حمله کرده اند. جمهوری خواهانی مانند لیندسی گراهام این تصمیم را یک فاجعه که سوریه را تقدیم ایران خواهد کرد خوانده اند.  وزیر دفاع آمریکا استعفا می کند.
 
پرده سوم : سه کشور اجلاسی را برای تعیین آینده سوریه و شکل گیری شورای قانون اساسی تشکیل می دهند. ایران امروز یکی از این سه کشور است و یکی دیگر از این کشورها هم متحدی است که با هدایت ایران وارد صحنه سوریه شد. نه آمریکا و کشورهای غربی و نه سعودی و متحدان عربش که شکل دهنده گروه دوستان سوریه بودند امروز در بین کشورهای موثر در شکل دهی آینده سوریه نقشی ندارند.
 
حدود یک دهه درگیری در سوریه را می توان تبلور وعده الهی الذین قالو ربناالله ثم استقامو تتنزل علیهم الملائکه دانست. سوریه صحنه ای بود که اغلب ابرقدرت های مادی دنیا اراده ای خاص در مورد سرنوشت آن داشتند ولی آن چه در نهایت بر آن حاکم شد اراده جبهه مقاومت با ابزارهای مادی بسیار کمتر بود. 
 
سید حسن  نصرالله در سال های ابتدایی شدت یافتن درگیری ها در سوریه و در شرایطی که برخی از جمله در دستگاه  سیاست خارجه جمهوری اسلامی حل مساله را از کانال تعامل با غربی ها در دستور کار قرار داده بودند گفت «سرنوشت سوریه در میدان جنگ مشخص خواهد شد و نه پشت میز مذاکره». این گزاره ای است که امروز درستی آن بر تمام تحلیلگران مشخص شده است. البته مذاکره و گفتگو نیز در تعیین آینده سوریه نقش خواهد داشت، اما معادلات پشت میزمذاکره را نیز واقعیت های میدانی صحنه نبرد از قبل تعیین کرده است.
 
جنگ های امروز بیش از آن که جنگ تجهیزات و امکانات و تکنولوژی باشد، جنگ اراده ها است و مغلوب آن نیز طرفی است که اراده اش با سرعت بالاتری در هم بشکند. چه در ماجرای سوربه و چه در جنگ 33 روزه . چه در نبرد چند ساله یمن حفظ اراده در سخت ترین شرایط توانست جبهه مقاومت را پیروز صحنه نبرد کند. پرونده هسته ای هم مصداقی از شکست این جبهه بر اثر در هم شکسته شدن اراده در میانه نبرد است. تجربه نبرد بلند مدت سوریه چه برای بنیانگذاران غربگرای برجام و چه جریانات و شخصیت ها و رسانه های اصولگرایی که در شکل گیری و تحمیل آن به کشور نقش داشتند و حتی در بحرانی ترین شرایط این توافق شعار پاسداری از آن را سر دادند، می تواند درس بزرگی برای اصلاح نوع نگاه به معادلات جهانی داشته باشد.