هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
پنجشنبه، 14 فروردين 1399
ساعت 01:02
به روز شده در :

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

 

چهارشنبه 23 آبان 1397 ساعت 14:57
چهارشنبه 23 آبان 1397 14:46 ساعت
2018-11-14 14:57:46
شناسه خبر : 298747
مبادا در خانه اي محكم و مستحكم زندگي كنيد و در گوشه اي ديگر از شهر خانه هاي خشتي دست در مقابل تندبادهاي زندگي وجود داشته باشد و مبادا كم كاري شما دچار زجر و سختي شود كه در اين صورت واي بر شما باد و پيام آخر به كارگزاران و مديران و مديران نظام، نكند لحظه اي در ولايت شك كنيد و حضرت امام خامنه اي را تنها بگذاريد كه هر چه داريم از ولايت است.
مبادا در خانه اي محكم و مستحكم زندگي كنيد و در گوشه اي ديگر از شهر خانه هاي خشتي دست در مقابل تندبادهاي زندگي وجود داشته باشد و مبادا كم كاري شما دچار زجر و سختي شود كه در اين صورت واي بر شما باد و پيام آخر به كارگزاران و مديران و مديران نظام، نكند لحظه اي در ولايت شك كنيد و حضرت امام خامنه اي را تنها بگذاريد كه هر چه داريم از ولايت است.
گروه اجتماعی- رجانیوز: به مديران و خدمتگزاران نظام مي گويم نگاه خميني و خامنه اي به راه شماست مبادا لحظه اي از ياد خدا و ملت غافل شويم. مبادا خود را از فرهنگ جهاد و شهادت جدا كنيد. مبادا بين شما و خانواده شهداء فاصله اي بيفتد مبادا از آنهائي باشيد كه بخاطر عملتان در زمان ظهور جزء دشمنان حضرت حجت(عجل الله تعالي فرجه الشريف) باشيد...
 
 
به گزارش رجانیوزبه نقل از حيات شهيد،  بابايي زاده از شهداي اخير سپاه پاسداران انقلاب اسلامي است كه در درگيري با گروهك تروريستي پژاك به شهادت رسيد. متن وصيت نامه اين شهيد بزرگوار به اين شرح است:
 
بسم الله الرحمن الرحيم
شهادت مي دهم به خداي واحد، پيامبر من محمد(ص)، امام علي(ع) ولي و وصي خدا. خدايا اين نوشته ها قبل از اينكه براي بازماندگان من باشد براي توست و درددلي با توست چون اين ناله ها متعلق به لحظه جدايي از دنيا است و مربوط به لحظه اي است كه دارم آزاد مي شوم پس چون از شرايط آن لحظه مطلع نيستم و نمي دانم در چه حالي هستم پيش دستي نموده و سعي بر آن دارم طلب استغفار كنم. و چه خوب است كه انسان از لحظه مرگش مطلع نيست و موت بي خبر به سراغ آدمي مي آيد اگر اين چنين نبود چه بسا آدمي به واسطه آگاهي از لحظه مرگش تا دقايقي قبل از مرگ به خدا فكر نمي كرد و چه گناهاني كه مرتكب نمي شد و در لحظه مرگ استغفار مي نمود و چنين دنيايي چه مي شد ولي الحق كه جاي حق نشسته و اينجاست كه عدالت تو در آزمون خودنمايي مي كند.
 
خدايا وصيتم را در چند قسمت و براي هر مخاطب مي نويسم ابتدا به خالق عزيز خودم اين يگانه باور صادق. خدايا من به جايي رسيده ام كه انسان روزي بايد بميرد پس تلاش براي بقاء را نمي پسندم. خدا عيبي ندارد كه باور خودم را در مورد شهادت و آزادگي اعلام كنم چرا كه مي دانم خداي من سخت گير نيست. خدايا براي من شهادت لحظه اي است كه در اوج آمادگي جان مي دهم چون در عصر ما اين باور است كه شهيد بايد در راه جهاد و در معركه نبرد با كفار شهيد شود ولي سؤال من از آن اين است كه كافر براي پيروزي كفرش به معركه جنگ و با سلاح تفنگ و شمشير مي آيد. پس اگر اين چنين بود تاكنون با اولين جنگ بايد تكليف حق و باطل مشخص مي شد. پس من اين را آموختم كه اسم شهيد آن هم از نظر زمينيان مهم نيست بلكه مهم آن است كه تا دقايق آخرين عمرم در صف حق جويان و در تقابل با ظالمان باشم.
 
حالا اين صف ممكن است در جبهه باشد يا در خيابان شهرم و يا در هر جايي ديگر كه ظلم شود خدايا در اين مدت زمان عمرم كه نمي دانم كه كم بود يا زياد قصد خدايي بودن داشتم ولي در مواردي دشمن تو شيطان مرا اغفال نمود خدا طلب عفو و مغفرت مي كنم خدايا باز هم به من فرصتي بده تا در لحظه جان كندن بتوانم اين كلمات را بر زبان بياورم.
 
خداوندا عمر من همزمان شد با شروع حكومت الهي و اسلامي از وقتي كه خوب و بد را هم تشخيص دادم تمام عشقم به اين انقلاب بود در زمان حيات خميني كبير كودكي بيش نبودم. البته حسرت نمي خورم چون بعد از آن پير بزرگ سايه ولي و امامي ديگر بر سر اين ملت ماند خدايا خودت خوب مي داني كه از همان نوجواني عشق به ولايت در من زنده شد كه البته شيعه اثني عشري غير از اين مقبول نيست كه البته خانواده ام بخصوص برادران بزرگترم در انتخاب اين واقعيت بي تأثير نبودند كه انشاءالله هم من و هم آنان تا آخر عهد نشكنيم و ثابت قدم باشيم.
 
خدايا دعا مي كنم كه مرگ من فايده اي براي خلق خودت و دين خودت داشته باشد كه خود آن را شهادت ناميده اي و شهادت من رو به دشمن و قاتلان من از شقي ترين و ظالم ترين دشمنان تو باشد، مليت و دين ظاهر آنها برايم فرقي ندارد، مهم اين است كه در مقابل دشمنان تو شهيد بشوم. خدايا مرگ مرا حادثه اي طبيعي قرار نده، خدايا مرگ مرا شرافتمندانه و جوانمردانه قرار بده. خدايا كمكم كن كه قبل از شهادت سهمي در انتقام ظلمي كه در حق محمد و آل او شد داشته باشم و خدايا تمام دغدغه هاي من را خودت مي داني، رحمت و عنايت را از اين ملت و اين حكومت و اين رهبر كم نكن.
 
و اما ملت عزيزم:
ملتي كه شهادت دارد، اسارت ندارد. ملت عزيزم اي آزاده ترين ملت مبادا لحظه اي شك و ترديد كنيد كه شك و ترديد براي شما مصائب و مشكلاتي ايجاد مي كند. اگر امروز نزد خدا و اولياي خدا آبروئي داريد، از يقين و ايمانتان است.
 
ملت عزيز ولايت و شهداء را فراموش نكنيد كه فراموشي اين ثروت ها براي شما اسارت و ذلت مي آورد. ولايت گوهري است كه با داشتن آن تمام گوهرها را در پيش خود داريد و خودتان خوب مي شناسيد، كه در ادعا خدا و پيامبر دارند ولي در ذلت هستند مي دانيد چرا؟ چون ولايت ندارند واقعا كه مكمل بعثت جهاد بود و مكمل جهاد غدير بود و اگر غدير نبود بعثت هم نمي ماند.
 
اي ملت آزاده به گوشه كنار خود نگاهي بيندازيد ببينيد چه خبر است. از آمريكا گرفته تا اروپا و آسيا و آفريقا جايگاه خود را ببنيد كه هر چه داريد از اين انقلاب است. اهداف انقلاب را فراموش نكنيد ولايت را تنها نگذاريد كه اگر نبود مبارزه شهدا با هواي نفس آزادي بدست نمي آمد.
 
به مديران و خدمتگزاران نظام مي گويم نگاه خميني و خامنه اي به راه شماست مبادا لحظه اي از ياد خدا و ملت غافل شويم. مبادا خود را از فرهنگ جهاد و شهادت جدا كنيد. مبادا بين شما و خانواده شهداء فاصله اي بيفتد مبادا از آنهائي باشيد كه بخاطر عملتان در زمان ظهور جزء دشمنان حضرت حجت(عج) باشيد.
 
مبادا در خانه اي محكم و مستحكم زندگي كنيد و در گوشه اي ديگر از شهر خانه هاي خشتي دست در مقابل تندبادهاي زندگي وجود داشته باشد و مبادا كم كاري شما دچار زجر و سختي شود كه در اين صورت واي بر شما باد و پيام آخر به كارگزاران و مديران و مديران نظام، نكند لحظه اي در ولايت شك كنيد و حضرت امام خامنه اي را تنها بگذاريد كه هر چه داريم از ولايت است.
 
و اما خانواده عزيزم:
پدر و مادرم لحظه اي بعد از شهادت من به خود سختي راه ندهيد كه با آشنايي كه از شما دارم انشاءالله هيچ سختي نداريد، پدر و مادرم در اين مدت ۲۰ و چند ساله كه در كنار شما بوده ام براي شما بسيار زحمت و سختي داشتم مرا حلال كنيد.
 
اگر كوتاهي كردم اگر بي احترامي كردم از خدا طلب عفو و بخشش دارم با تمام وجود شما را دوست داشتم ولي شايد به روي خود نمي توانستم بياورم. مبادا بخاطر شهادت من ادعاي سهم و سهم خواهي كنيد كه شما حقيقتاً حق الله را بجا آورده ايد و اجر شما ابدي و جاوداني است و مبارك باد بر شما اي كاش مي شد در لحظه جان كندن بوسه اي بر زير پاي شما مي زدم ولي نمي دانم در كجا و چطور به شهادت خواهم رسيد كه اميدوارم در دل خاك دشمن به شهادت برسم چون اگر در خانه خود شهيد بشوم احتمالاً نشانه آن است كه از ضعف ما دشمن به ما احاطه داشته است كه انشاءالله اين چنين نيست.
 
پدر و مادر و خانواده عزيزم انقلاب و ولايت را از ياد مبريد كه انتظار خدا از شما بيشتراست چون شما خودتان صاحب اين انقلاب هستيد، شما بخصوص برادرانم از اين به بعد بايد بيشتر مراقب خود باشيد به واسطه خانواده شهيد بودن. نظراتتان، اعمال شما، رأي شما زير ذره بين دوست و دشمن است مبادا با رأي خود شيطان را خوشحال كنيد. شما را مي شناسم برادراني هستيد پيرو ولايت و مطيع رهبر و اين روحيه را هر چه بيشتر تقويت كنيد تو را به خدا از انقلاب و ملت سهم خواهي نكنيد.
 
مواظب فرزندان و اولاد خود باشيد كه خدايي ناكرده با آبروي شما بازي نكنند. فرزنداني مؤمن و باتقوا براي انقلاب مهدي(عج) تربيت كنيد و دين خود را به انقلاب و اسلام ادا كنيد.
 
خواهران عزيزم، اي ارزش هاي عزيز خانوادگي، اي وارثان حضرت فاطمه(س) از باب عزيز بودنتان جملاتي كوتاه براي شما مي نويسم. از شما خواهش مي كنم نماينده اي براي من باشيد توجه بيشتري از جانب دوست و دشمن به شماست. پس مواظب باشيد بازي روزگار شما را پيش خدا شرمگين نكند.
 
دوباره مي گويم اسلام، انقلاب و ولايت را فراموش نكنيد كه آبروي همه ما در گروي همين هاست و چه زيباست سياهي چادر شما. نمي دانم اين چه حسي بوده چادر شما به من مي داد اما مي دانم كه با ديدن آن اميد، قوت قلب و آبرو مي گرفتم باور كنيد چادر شما نعمت است، قدر اين نعمت را بدانيد كه به بركت مجاهدت حضرت زهرا(س) بدست آمده است.
 
اميدوارم كه هرگز رنگ سياه چادر شما كم رنگ و پريده نشود و خدا نكند كه روزي حجاب شما كم رنگ و كم اهميت شود كه اگر خدائي ناخواسته اينچنين شود اصلا دوست نمي دارم به ملاقات من سر مزار بيائيد. و شما را قسم به خدا و امام كه با عفت خود مايه سربلندي خانواده مان شويد و يادتان نرود كه يكي از بزرگترين وظايف يك زن مسلمان تربيت فرزنداني خوب و مؤمن است براي مملكت پس از وظيفه اصلي خودتان باز نمانيد كه جامعه ما نياز به تربيت صحيح دارد و به شما خانواده عزيزم مي گويم كه بعد از شهادت من دارائي كه از من بجا ماند مقداري از آن را بياد لب تشنه حضرت ابا عبدالله و لب تشنه خودم هنگام شهادت آبسردكن تهيه كنيد و در نقاط شلوغ نصب كنيد تا خيل رهگذران بنوشند.