هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
يكشنبه، 30 تير 1398
ساعت 12:33
به روز شده در :

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‎های اجتماعی دنبال کنید

 

يكشنبه 20 آبان 1397 ساعت 16:11 2018-11-11 16:11:49
شناسه خبر : 298574

روز شهید در لبنان یادآور عملیاتی است که شجره طیبه‌ای را در روند مبارزه با اشغالگری صهیونیستی ایجاد کرد که هزاران صهیونیست را به هلاکت رساند.
روز شهید در لبنان یادآور عملیاتی است که شجره طیبه‌ای را در روند مبارزه با اشغالگری صهیونیستی ایجاد کرد که هزاران صهیونیست را به هلاکت رساند.
 
روز شهید در لبنان یادآور عملیاتی است که شجره طیبه‌ای را در روند مبارزه با اشغالگری صهیونیستی ایجاد کرد که هزاران صهیونیست را به هلاکت رساند.
 
به گزارش تسنیم، عملیات شهید احمد قصیر در مرکز نظامی رژیم صهیونیستی در جنوب لبنان در سال 1982علاوه بر تلفات بسیار بالایی که از نظامیان اسرائیلی برجای گذاشت و باعث هلاکت 141 نظامی صهیونیست و مفقود شدن 10 تن دیگر شد، باب مقدسی را در روند مبارزه با دشمن صهیونیستی ایجاد کرد که همان آغاز عملیات شهادت طلبانه بود که پس از آن جان هزاران صهیونیست دیگر را گرفت. این روز در لبنان روز شهید نامگذاری شده است. تاکنون مطالب زیادی در رابطه با این عملیات گفته شده، اما برخی مطالب آن  از دید رسانه‌های مختلف مغفول مانده است که در این مقاله سعی شده به برخی از این موارد اشاره شود:
 
نکته اول: تئوریسین عملیات شهادت طلبانه حزب الله که بود؟
 
« این ساختمان با گلوله های مسلسل و خمپاره فرو نمی ریزد، بلکه باید چیزی باشد که آن را به صورت کامل منهدم کند.»
 
این کلماتی بود که احمد قصیر یک بار در زمان عبور از ساختمان 8 طبقه مقر حاکمیت نظامی رژیم صهیونیستی در لبنان آن را مطرح کرد. او در واقع از مدت‌ها پیش به فکر وارد کردن یک ضربه اساسی به دشمن صهیونیستی در جنوب لبنان بود و ایده فرو ریختن این ساختمان از طریق عملیات شهادت طلبانه را نیز خودش به مسئولان مقاومت اسلامی لبنان پیشنهاد کرد که در نهایت بعد از انجام رایزنی‌های فقهی و سیاسی در داخل کادر فرماندهی حزب‌الله پذیرفته شد.
 
به این ترتیب احمد قصیر در عملیاتی که « عملیات خیبر» نام گرفت، قلعه یهودیان صهیونیست در لبنان را منهدم کرد و ضربه جبران ناپذیری را با هلاکت بالغ بر 141 نظامی صهیونیست به آنها وارد کرد.
 
نکته دوم: راز شرط احمد قصیر برای عملیات شهادت طلبانه:احمد قصیر در مذاکراتی که با رهبران حزب‌الله از جمله سید حسن نصرالله، دبیر کل کنونی حزب در رابطه با نحوه اجرای عملیات مذکور انجام داد، اعلام کرد که تنها شرط او برای انجام این عملیات بزرگ تعیین زمان (روز و ساعت) اجرای عملیات توسط خودش است. این شرط پذیرفته می‌شود تا خودروی بمب گذاری شده که پژوی سفید رنگ وی است، آماده شود.
 
قصیر برای تعیین ساعت و روز عملیات سه روز متوالی استخاره می‌کند،‌ اما هر بار استخاره بد می‌آید، به گونه‌ای که مسئولان حزب‌الله گمان می‌کنند که وی در انجام عملیات مردد شده است، لذا تصمیم به تعویض او با فرد دیگری می‌گیرند. اما بالاخره برای بار چهارم و در یک روز بارانی و در حالی که باران به شدت می‌بارید، استخاره خوب می‌آید و بامداد یازدهم نوامبر (11/11) احمد قصیر به طرف مقر صهیونیست‌ها به راه می‌افتد. در لحظه اجرای عملیات بر شدت باران افزوده می‌شد و همین موضوع صهیونیست‌هایی را که خارج از ساختمان بودند، را نیز وادار می‌کند برای در امان ماندن از باران به داخل ساختمان هشت طبقه محل استقرار خود بروند که ساعتی بعد کشتارگاه آنها می‌شود.
 
نکته 3: راز عملیات شهادت طلبانه خیبر چه زمانی برملا شد؟تا 3 سال بعد از اجرای عملیات شهادت طلبانه، هیچ کس از ماهیت عامل این عملیات مهم و راهبردی اطلاعی نداشت تا اینکه سید حسن نصرالله دبیرکل حزب‌الله لبنان که در آن زمان یکی از سران این حزب بود، 3 سال بعد از آن حادثه یعنی در سال 1985 میلادی در مراسم گرامیداشت یاد شهدای مقاومت در منطقه دیر قانون النهر زادگاه احمد قصیر پرده از راز این عملیات برداشت و همه فهمیدند که چگونه این شهید 19 ساله سوار بر ماشین پژوی بمب گذاری شده خود مقر ساختمانی که دفاتر مربوط به اطلاعات رژیم صهیونیستی و مقر یگان وابسته به سران این رژیم در جنوب و همچنین استراحتگاه افسران و درجه داران نظامی این رژیم بود را منفجر کرد.
 
نکته 4: احمد قصیر که بود؟ شهید احمد جعفر قصیر، در 1346در خانواده­ای مذهبی در روستای دیر قانون­النهر شهر صور لبنان به دنیا آمد. او که در دامان پرمهر مادر و پدر بزرگ شده بود، عشق به اسلام و دشمنی با کفار، زورگویان و استعمارگران را در جامعه آشوب‌زده و اشغال شده لبنان به درستی آموخت و یاد گرفت که همواره با استعمارگران و صهیونیست‌های اشغالگر در ستیز باشد. احمد تا سه سالگی به همراه خانواده­اش در عربستان و لیبی بود. پدرش، مغازه کوچکى داشت که در آن میوه و تره‌بار می‏فروخت و از این راه، هزینه خانواده خود را به ‌دست می‌آورد. احمد نیز در کارهاى مغازه به پدر کمک می‌کرد، تا از این راه بر درآمد خانواده بیفزاید.
 
وی در آغاز دوران جوانى، چند ماهى برای کار به حجاز در عربستان سفر کرد و با دلگرمی دوستان و همکارى آنان، به کار خرید و فروش ابزار بهداشتى پرداخت، اما با تجاوز رژیم صهیونیستی به جنوب لبنان به کشور خود بازگشت. مغازه کوچک پدر در لبنان بیشترین ارزش را براى او داشت. وی با فرا گرفتن آموزش های نظامی در لبنان بعد از اشغال بخشی از خاک لبنان، با دوستانش گروه‏هاى پایداری محلى را پایه گذاری کردند. زد و خوردهاى کوچه به کوچه با نیروهاى اسرائیلى و حمله و شبیخون به پایگاه‌های نظامى صهیونیست‏ها در زمره فعالیت‏هاى روزانه احمد و دوستانش بود، اما آنها به زودی دریافتند که با چند شبیخون کوچک نمی‌توان دشمن اسرائیلی را از لبنان بیرون کرد، به این ترتیب بود که با راهنمایی‌های یکی از دوستان خود طرحی نو در انداخت.
 
ساعت 7 صبح روز پنجشنبه 11 نوامبر سال 1982میلادی صدای انفجار مهیبی در مقر فرماندهان نظامی ارتش رژیم صهیونیستی واقع در جنوب لبنان به گوش رسید که آتش و دود غلیظی منطقه را فرا گرفت. چند روز بعد روزنامه‌های رژیم صهیونیستی آمار این عملیات شهادت طلبانه را 141 کشته و 10 مفقود اعلام کردند. مقامات این رژیم در میان حیرت به تحلیل های مختلف نظامی در این خصوص پرداختند و در نهایت این روز به عنوان بزرگترین روز اندوه در سرزمین‌های اشغالی نامگذاری شد.
 
نکته 5: مقاومت و دینداری در قاموس احمد قصیر: احمد قصیر بسیار بشاش و خنده رو بود و هیچ کس از نزدیکان وی تصور نمی کرد که روحیه شهادت طلبی تا این اندازه در درون این جوان نفوذ کرده باشد. او در عین حال مراقبت شدیدی نسبت به عبادت ها و به ویژه قرائت قرآن و نماز شب داشت. او همواره از صبر و مقاومت سخن می‌گفت.
 
برخی از نزدیکان احمد قصیر روایت می‌کنند که او دو هفته قبل از اجرای عملیات در منزلی به تنهایی زندگی می‌کرد اما بنا به دلایل امنیتی نمی‌توانست بخاری یا حتی لامپ منزل را روشن کند. با این وجود تحمل سرمای شدید آن روزها و تاریکی مطلق ساختمان را می‌کرد، چرا که به پیروزی و شهادت امیدوار بود. او تا شب پایانی عمرش در آن ساختمان به عبادت مشغول بود و بامداد غسل شهادت کرد. او به علت ضرورت عملیاتی نتوانست نماز صبحش را در منزل بخواند، بلکه آن را در خودرو و در حال حرکت به سمت هدف خواند.
 
نکته 6: نجات جان بازداشتی‌های لبنانی در عملیات احمد قصیر: از نکات جالب این عملیات این بود که بنا به خواست خداوند منان صهیونیست‌ها چند روز قبل از انجام عملیات شهادت طلبانه قصیر، مکان بازداشت لبنانی‌ها را به طبقات فوقانی انتقال داده بودند و بازداشتگاه آنها را که در طبقات پایین بود، تخلیه کردند. در زمان انفجار ساختمان ویران شد و طبقات فوقانی به روی طبقات پایین فرود آمد و به این ترتیب بازداشتی‌های لبنانی هیچ آسیبی ندیدند و توانستند در شلوغی انفجار از زندان فرار کنند. تنها تعدادی از آنها که در اتاق‌های بازجویی بودند، شهید شدند.
 
نکته 7: لقبی که سید حسن نصرالله برای احمد قصیر انتخاب کرد. به این ترتیب اولین و بزرگترین عملیات استشهادی مقاومت اسلامی علیه رژیم صهیونیستی انجام شد، دبیرکل حزب‌الله او را "سردار شهادت طلبان " لقب داد، حزب‌الله همه ساله مراسم بزرگداشتی در سالروز این عملیات استشهادی برگزار می‌کند و سید حسن نصرالله دبیرکل حزب الله نیز در این مراسم سخنرانی می‌‌کند.
 
دبیرکل حزب الله در سخنرانی دیروز نیز با اشاره به قدرت و توان موشکی مقاومت گفت: نقطه قوت لبنان در توان موشکی مقاومت است و به خاطر این قدرت است که دشمن جرات تجاوزگری علیه لبنان نمی‌کند. وی افزود: امنیت و ایمنی که امروز در آن به سرمی‌ بریم، از این معادله حفاظت می‌کند لذا می بینیم که دشمن از طریق ارعاب و فشار دیپلماتیک و هراس افکنی تلاش می کند که روی قدرت موشکی مقاومت تمرکز کند.
 
نکته 8: شهادت در خاندان قصیر:شهید حسن قصیر، برادر احمد قصیر نیز پس از عملیات برادرش با خودروی دیگری خود را به ستون کاروان نظامیان زده و تعداد زیادی از آنها را به هلاکت می‌رساند و به واسطه قولی که دو شهید از هم‌رزمان خود می‌گیرند، تا دو سال و نیم بعد از شهادت، خبر شهادتشان به خانواده نمی‌رسد و مادر شهید فکر می‌کند فرزندانش در اسارت هستند.