هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
يكشنبه، 30 شهريور 1399
ساعت 23:03
به روز شده در :

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

 

يكشنبه 15 مهر 1397 ساعت 10:11
يكشنبه 15 مهر 1397 09:52 ساعت
2018-10-7 10:11:45
شناسه خبر : 294077
سال تحصیلی جدید در حالی چند روزی است با سامان یافتن فعالیت‌های آموزشی دانشگاه‌ها آغاز شده است که فعالیت‌های فرهنگی و دانشجویی در دانشگاه‌ها نیز به تبع بازگشایی دانشگاه‌ها حال و هوای دیگری پیدا کرده و تشکل‌های دانشجویی این روزها بیشتر درگیر معرفی فعالیت‌های خود به دانشجویان جدیدالورود و تلاش برای جذب بدنه تازه‌وارد در تشکل‌های دانشجویی هستند. این مناسبت ‌انگیزه‌ای شد تا نگارنده به‌عنوان یک فعال سابق دانشجویی برخی مطالب و دغدغه‌هایی را که عموما در مجموعه‌های دانشجویی نادیده انگاشته می‌شوند با فعالان دانشجویی در میان بگذارد.
سال تحصیلی جدید در حالی چند روزی است با سامان یافتن فعالیت‌های آموزشی دانشگاه‌ها آغاز شده است که فعالیت‌های فرهنگی و دانشجویی در دانشگاه‌ها نیز به تبع بازگشایی دانشگاه‌ها حال و هوای دیگری پیدا کرده و تشکل‌های دانشجویی این روزها بیشتر درگیر معرفی فعالیت‌های خود به دانشجویان جدیدالورود و تلاش برای جذب بدنه تازه‌وارد در تشکل‌های دانشجویی هستند. این مناسبت ‌انگیزه‌ای شد تا نگارنده به‌عنوان یک فعال سابق دانشجویی برخی مطالب و دغدغه‌هایی را که عموما در مجموعه‌های دانشجویی نادیده انگاشته می‌شوند با فعالان دانشجویی در میان بگذارد.
 
به گزارش رجانیوز به نقل از فرهیختگان؛واقعیت آنکه وقتی شور و حرارت مجموعه‌های دانشجویی برای تشکیل ستاد استقبال از دانشجویان جدیدالورود یا تکاپوی تشکل‌های دانشجویی در اردوهای مخصوص این دانشجویان که عموما در مهرماه بخش عمده‌ای از وقت فعالان دانشجویی را به خود معطوف می‌کند، می‌بینید دو موضوع بیشتر در ذهن پررنگ می‌شود که پیرامون کمیت و کیفیت نیروی انسانی در مجموعه‌ تشکل‌های دانشجویی است.
 
مساله‌ای که معمولا از سوی فعالان دانشجویی به‌عنوان یکی از معضلات محیط دانشجویی تلقی می‌شود، نیروی انسانی فعال در تشکل‌های دانشجویی است؛ این مساله آن‌قدر برای فعالان دانشجویی اهمیت دارد که برای کسب توفیق در جذب نیروی انسانی، کارگاه‌های مختلفی نیز در طول سال برگزار می‌کنند. اما خوب است فعالان دانشجویی جدا از فرضیات گذشته و آنچه تاکنون آموخته‌اند، روی این سوال تامل بیشتری کنند و به جمع‌بندی برسند که آیا میزان نیاز یک تشکل برای جذب نیروی انسانی پیش از آغاز سال تحصیلی مشخص شده؟ یا هر تعداد دانشجویی که خواهان فعالیت در یک مجموعه دانشجویی باشند، امکان فعالیت‌شان وجود دارد؟ و اگر بر فرض همه دانشجویان یک دانشگاه مقابل دفتر یک تشکل دانشجویی صف بکشند و خواهان عضویت و فعالیت در تشکل دانشجویی شوند، چه اتفاقی خواهد افتاد؟ آیا احتمال می‌دهند تعداد بالای نیروی انسانی باعث بروز بحران در آن مجموعه دانشجویی می‌شود؟این فرضیه که برای ایجاد یک فهم مشترک با بزرگ‌نمایی همراه بود در ابعاد کوچک‌تر نیز به‌نوعی صدق می‌کند و مجموعه‌های دانشجویی عموما با بحران مدیریت نیروی انسانی عضو و فعال روبه‌رو هستند و توانایی فعال‌کردن اعضای اسمی خود را به‌دلایل گوناگون ازجمله خلأ ایده و راهبرد صحیح ندارند که بعضا منجر به بحرانی‌شدن این مجموعه‌ها نیز شده است، به‌طوری که این مجموعه‌های دانشجویی به‌دلیل عدم توانمندی فعال‌کردن همان ظرفیت موجود، زمینه سرخوردگی و بعضا جدایی یا پشیمانی از حضور و اتلاف عمر را در نیروی انسانی خود فراهم می‌کنند.
 
شاید یکی از دلایل اصلی چنین رخدادی در مجموعه‌های دانشجویی، عدم تعیین مشخص و شفاف خدماتی است که تشکل‌های دانشجویی می‌توانند به دانشجویان ارائه کنند و بعضا دانشجویان به‌دلیل عدم اطلاع از آنچه قرار است با حضورشان در این مجموعه‌های دانشجویی کسب کنند، دچار برداشت ناصحیح از فعالیت‌های دانشجویی می‌شوند که احتمال سرخوردگی‌ها را نیز در آینده بالا می‌برد.
 
ضمن اینکه توجه به محتوا و عمق‌بخشی به نیروی انسانی فعال به‌عنوان یکی از اصلی‌ترین خدمات مجموعه‌های دانشجویی برای اعضای خود باید در نظر گرفته شود. محتوای درست و هدایتگر در تشکل‌های دانشجویی آنقدر مهم است که درصورت عدم توجه به آن بی‌تعارف باید گفت سایر فعالیت‌های دانشجویی، حتی آن اقداماتی که در برداشتی مجزا فعالیت‌های خوبی هستند، خود زمینه دوری از حرکت در مسیر درست را فراهم می‌کنند؛ نه اینکه این فعالیت‌ها اعم از برگزاری مراسم فرهنگی، سیاسی همسو با گفتمان انقلاب اسلامی در دانشگاه‌ها اعمال بدی باشند، اتفاقا همه‌شان اقدامات خوبی هستند اما همچون حجاب نورانی عمل می‌کنند. حجاب نورانی جنسش از نور است؛ یعنی وقتی به خود عمل نگاه می‌شود عیب و ایرادی در آن نیست، اما حجاب‏هاى نور همان‌طور که هرکدام به‌اندازه سعه وجودى و قابلیت‌شان جلوه‏گاه وجه حق بوده و آن را نشان مى‏دهند، در همان حال حجاب‏هاى وجه او نیز هستند و یحتمل در ادامه مسیر مشکل‌ساز می‌شوند و ضریب ریزش درون مجموعه تشکل‌های دانشجویی را بیشتر می‌کنند. 
 
یکی دیگر از مسائلی که در تشکل‌های دانشجویی اسلامگرا حتما باید بیشتر مورد توجه قرار گیرد و بعضا نیازمند یک انقلاب ذهنی در این مجموعه‌هاست، تعیین چشم‌انداز برای تربیت نیروی انسانی است. این چشم‌انداز نیازمند این است تا یک مجموعه دانشجویی به این مهم توجه داشته باشد که قرار است جوان دانشجوی فعال در آن مجموعه چه وظایف و نقش‌هایی را در آینده و پس از دوران تحصیل برعهده گیرد؟ و قرار است یک تشکل دانشجویی کدام خلأها را در زندگی این جوان در آموزش عالی برطرف کند؟ کدام‌یک از این مسئولیت‌ها قطعی و کدام محتمل است؟ و آیا تفاوتی میان سیر تربیتی دختران و پسران دانشجو در جریان اسلامگرا وجود دارد؟ به‌نظر می‌رسد پاسخ به این جنس سوالات می‌تواند ظرفیت‌های جدیدی را پیش روی دانشجویان باز کند. اینکه بپذیریم کمک برای تربیت یک نیروی انسانی مطلوب در چارچوب گفتمان انقلاب اسلامی که هم نسبت به سبک زندگی مطلوب دینی آگاهی داشته باشد و هم به آن عمل کند، یکی از آن مباحث نادیده انگاشته شده است.  برای هر جوان دانشجویی که در مجموعه‌های دانشجویی فعالیت می‌کند برخی نقش‌ها و مسئولیت‌ها همچون همسر بودن، پدر و مادر بودن و خصوصا برای پسران اشتغال و فعالیت به‌منظور  کسب درآمد حلال در آینده قطعی است؛ اما کجای مجموعه دانشجویی برای این بخش از نقش‌های قطعی و حتمی اعضا طراحی و برنامه‌ای دارد؟ تشکل‌های دانشجویی برای اینکه اعضایشان در آینده بدون اینکه نیازمند استخدام و به‌کارگیری باشند و به جمعیت پشت میزنشین افزوده شوند، باید در حوزه کارآفرینی و بخش‌های دانش‌بنیان یا تولید مطالعات، نشست‌هایی را سامان دهند. روش کسب درآمد از آن مسائلی است که در سیستم آموزشی کشور کمتر سخنی از آن گفته می‌شود و نیازمند یک اقدام جدی در مجموعه‌های دانشجویی است که معمولا نه‌تنها مورد توجه قرار نمی‌گیرد، بلکه اقدامات و انتظاراتی خلاف این برای تسهیل در روند جذب و استخدام نیز در بخشی از بدنه جریان دانشجویی حاصل می‌شود.
 
یکی دیگر از بخش‌هایی که در جریان دانشجویی عموما کمرنگ یا نادیده انگاشته می‌شود، توجه به ظرفیت مهم دختران دانشجو است. واقعیت آنکه جریان دانشجویی اسلامگرا بعضا در چارچوب آنچه جریان فمینیستی عمل می‌کند با عدم توجه به تفاوت‌ها و نیازهای دختران، همان برنامه‌های مردانه جریان دانشجویی را برای این دسته از اعضای خود نیز دنبال می‌کند و از آنجاکه عموما این برنامه‌ها با خواسته‌ها و انتظارات دختران نیز همراه نیست، منجر به انفعال اساسی بدنه مهمی از دانشجویان و در ادامه سرخوردگی آنها می‌شود.  کمتر شنیده می‌شود که تشکل‌های دانشجویی برای آموزش همسرداری یا تربیت فرزند براساس الگوی درست اسلامی کارگاه‌ها و جلساتی را در محیط دانشگاه و برای دختران دانشجو برگزار کنند؛ سوال مهم اینکه آیا برای عموم دانشجویان دختر نقشی قطعی‌تر و مهم‌تر از این نقش‌ها را سراغ داریم؟ و آیا همچون فمینیست‌ها به‌دنبال از هم پاشیدگی بنیان خانواده هستیم؟ پس چگونه برای این نقش مهم و اساسی زنان در تشکل دانشجویی برنامه‌ریزی نمی‌شود؟
 
واقعیت اینکه عموم جریان دانشجویی نیازمند یک بازتعریف از نحوه فعالیت‌شان در محیط دانشگاه و نحوه تربیت نیروی انسانی هستند و چه بهتر که این اقدام در آغاز سال تحصیلی صورت گیرد.