هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
چهارشنبه، 23 بهمن 1398
ساعت 03:57
به روز شده در :

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

 

سه شنبه 3 مهر 1397 ساعت 23:14
سه شنبه 3 مهر 1397 22:09 ساعت
2018-9-25 23:14:00
شناسه خبر : 292907
غرب‌گرایان امروز به گونه ای از لزوم رفع تنش و شاخه زیتون سخن می گویند که گویی نه تاریخ روابط ایران و امریکا را خوانده اند و نه می خواهند که منطبق بر تجربه های تاریخی تصمیم بگیرند و تئوری پردازی کنند. آن چه از ظاهر قضیه بر می آید این است که اصلاحات و شخصیت های مروج گفتمان غربگرایی به دنبال رسیدن به نتیجه مطلوب نبوده و نیستند و تنها و تنها به چگونگی انحلال در فرهنگ جهانی فکر می کنند.
غرب‌گرایان امروز به گونه ای از لزوم رفع تنش و شاخه زیتون سخن می گویند که گویی نه تاریخ روابط ایران و امریکا را خوانده اند و نه می خواهند که منطبق بر تجربه های تاریخی تصمیم بگیرند و تئوری پردازی کنند. آن چه از ظاهر قضیه بر می آید این است که اصلاحات و شخصیت های مروج گفتمان غربگرایی به دنبال رسیدن به نتیجه مطلوب نبوده و نیستند و تنها و تنها به چگونگی انحلال در فرهنگ جهانی فکر می کنند.
گروه سیاسی - رجانیوز: طبق روال هر سال حسن روحانی امسال نیز به نشست سالانه سازمان ملل رفت. اتفاقی که به گفته برخی کارشناسان تاثیر مستقیم و قابل توجهی در سیاست کشورهای دیگر نسبت به ایران دارد و به اعتقاد تعداد دیگری از کارشناسان اهمیت چندانی در مناسبات بین ایران و آمریکا نخواهد گذاشت و اصولا دعوای این دو کشور بزرگ تر و پیچیده تر از آن است که به نطق بیست دقیقه ای یک رییس جمهور ختم شود. در این بین اتفاق جالب توجه آن است که کارشناسان اصلاح طلب طبق عادت 40 ساله بعد انقلاب همیشه به دنبال بیان اعتقادات سیاسی خود در غالب بهترین نوع مواجهه ایران و غرب در نشست سازمان ملل بوده اند. اعتقادات و تئوری هایی که جز وابستگی و نفی استقلال موید چیز دیگری نیست.
 
به گزارش رجانیوز نام برخی از کارشناسان سیاسی با موضع گیری ها و پیشنهادهای محیرالعقول و مضحک پیوند وثیقی دارد. احتمالا برای شما هم صادق زیبا کلام در راس این اسامی جا خوش کرده است و با اختلاف اول است. 
او در یکی از صحبت های اخیرش مدعی شده که اگر روحانی با شاخه زیتون به سازمان ملل برود پیروز خواهد شد! او در مصاحبه ای که با روزنامه خانوادگی مرحوم هاشمی، آرمان داشته دراین باره گفته است:
«کاش آقای روحانی به 24‌میلیون نفری که به ایشان رأی داده‌اند فکر کند که این افراد چرا در انتخابات ریاست‌جمهوری به وی رأی داده‌اند و برای وی هزینه کرده‌اند. آقای روحانی با پشتوانه 24‌میلیون رأی اعلام کرد که با دنیا تعامل خواهیم داشت و به سمت تنش‌زدایی از روابط ایران با کشورهای جهان حرکت می‌کند. به همین دلیل نیز آقای روحانی با شاخه زیتون به صحن علنی سازمان ملل برود و حسن نیت مردم را به همگان نشان بدهد. بدون شک اگر چنین اتفاقی رخ بدهد کار را برای بن‌سلمان، نتانیاهو، ترامپ، تندروها و براندازان سخت خواهد کرد.»
 
بیان این جمله ها از شخصی مثل زیباکلام و در زمان حضور روحانی در نشست سازمان ملل امری کاملا قابل پیش بینی بود. همانطور که گفته شد اصلاح طلبان در طول تاریخ انقلاب اسلامی همیشه به دنبال رفع تنش و مذاکره با دنیا بوده اند و با اینکه بارها به در بسته خورده اند اما هنوز دست از بیان تئوری های قدیمی و شکست خورده خود بر نمی دارند. نکته جالب توجه این است که زیباکلام در ادامه صحبت هایش گفته است:
«روحانی سخنان ۴۰ سال گذشته را در سازمان ملل تکرار نکند» 
 
حمیدرضا جلایی پور از فعالین اصلاح طلب نیز در سرمقاله روزنامه اعتماد با عنوان «پیامدهای اقدام تروریستی» مدعی شده است که با دیپلماسی نرمال می‌توانیم از تکرار حوادث تروریستی جلوگیری کنیم. دیپلماسی نرمال که این فعال اصلاح طلب به آن اشاره کرده است را می توان در حقیقت همان «برجام منطقه‌ای» و «برجام موشکی» دانست.
 
اصلاح طلبان مدعی هستند که اگر توان موشکی خود را کنار بگذاریم و حمایت از محور مقاومت و تار و مار کردن تروریست‌های تکفیری در منطقه را متوقف کنیم، امنیت در کشور برقرار خواهد شد.
 
این در صورتی است که گویا آقایان زیبا کلام و جلایی پور فراموش کرده اند در دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی بر اساس همین تئوری های رفع تنش و اثبات صلح طلب بودن ایران، ایده گفتگوی تمدن ها شکل گرفت و خاتمی در پنجاه و سومین نشست سازمان ملل در سال 2001 پیشنهاد داد که نام سال را گفتگوی تمدن ها بگذارند. اتفاقی که باعث شد رسانه ها و جراید اصلاح طلب از آن به عنوان اتفاقی تاریخی یاد کنند اما برخلاف آنچه فکر می کردند مدت زیادی نگذشت تا آمریکا سیاست های خصمانه خود را علیه ایران به کاربگیرد و جمهوری اسلامی را به عنوان محور شرارت ها معرفی کند.
 
 
 
خاتمی در پنجاه و سومین نشست سازمان ملل
 
علاوه بر گفتگوی تمدن ها از «برجام» به عنوان نمونه تاریخی دهه نود و شکست ایده تنش زدایی و صلح طلب بودن در چارچوب عدم نشان دادن اقتدار، تعطیلی صنعت هسته ای و بالابردن توان نظامی می توان نام برد. صادق زیبا کلام را می توان از شخصیت های سینه چاک برجام دانست؛ کسی که تا می توانست از برجام  به عنوان مهم‌ترین عامل تنش زدایی و ایجاد ارتباط با آمریکا حمایت می کرد. او در یکی از مصاحبه های تصویری خود مدعی شده بود: 
« مهمترین جنبه توافق هسته ای با غرب و اهمیت روز تاریخی ۲۳ تیرماه ۱۳۹۴ در پاسخ به همین سوال جنابعالی است. من فکر می کنم که آیندگان از این روز بعنوان یک نقطه عطفی در تاریخ انقلاب یاد خواهند کرد، نقطه ای که باعث شد ایران با جهان آشتی بکند، ایران با اروپا اشتی بکند، ایران با آمریکا آشتی بکند و از آن فرهنگ رادیکال انقلابی و آرزوی مرگ برای کشورهای دیگر و ملت های دیگر و تمدن های دیگر کردن تا حدود زیادی فاصله بگیرد.»
 
 


zibakalam.mp4 | دانلود فیلم  قسمتی از ذوق زدگی بیش از حد زیباکلام بعد از توافق برجام

 
 
 
در نهایت و طبق عادت همیشگی آمریکا این توافق تاریخی که به قول زیباکلام قرار بود نقطه ای باشد که از آن به بعد ایران هم با دنیا در آشتی باشد و هم به واسطه آن به پیشرفت اقتصادی قابل توجهی برسد نیز دوام زیادی نیاورد. دوسال بیشتر طول نکشید تا امریکا بدون اعتنا به انجام تمامی تعهدات ایران که بعضا غیرقابل بازگشت است، بدون هیچ هزینه‌ای از برجام خارج شود. بنابراین بیان دوباره تئوری تنش زدایی از طرف کارشناسان اصلاح طلب چه معنایی می تواند داشته باشد؟
 
غرب‌گرایان امروز به گونه ای از لزوم رفع تنش و شاخه زیتون سخن می گویند که گویی نه تاریخ روابط ایران و امریکا را خوانده اند و نه می خواهند که منطبق بر تجربه های تاریخی تصمیم بگیرند و تئوری پردازی کنند. آن چه از ظاهر قضیه بر می آید این است که اصلاحات و شخصیت های مروج گفتمان غربگرایی به دنبال رسیدن به نتیجه مطلوب نبوده و نیستند و تنها و تنها به چگونگی انحلال در فرهنگ جهانی فکر می کنند. در راستای همین روند است که محمود سریع القلم مغز متفکر دولت روحانی تنها راه پیشرفت را عبور از فرهنگ و هویت سنتی و اسلامی می داند.  سریع القلم در مصاحبه ای که با مجله اندیشه پویا داشته مدعی شده بود:
«کشورهایی که از سه عنصر عبور نکنند، نمی‌توانند به قرارداد اجتماعی نوسازی و رشد اقتصادیِ مصطلح در جهان برسند. اول، عبور از تاریخ است. یعنی اتفاقاتی که در تاریخ یک کشور رخ داده نباید مبنایی برای سیاستگذاری در کشور باشد. اگر ژاپنی‌ها بخواهند تاریخ را مبنا قرار دهند، نباید با چینی‌ها ارتباط برقرار کنند. دوم، عبور از موضوع هویت است. کشورها باید درباره هویت خود اعتماد بنفس داشته باشند و ارتباطات جهانی را مضر برای هویت خود ندانند. سوم، حل مساله امنیت است، یعنی نباید امنیت خود را در تضاد با ارتباطات جهانی تعریف کرد»
 
همانگونه که مطرح شد، بیان تئوری قدیمی و شکست خورده رفع تنش در چارچوب امتیاز دادن حداکثری به طرف غربی توسط کارشناسان اصلاح طلب را نمی توان خارج از پارادایم تحقیر و غرب زدگی معنا کرد. غربگرایان به دلیل وابستگی فکری به منظومه دنیای مدرن حتی وابستگی را از استقلال مفیدتر می دانند و اصولا پیشرفت را جز در مستعمره غربی ها شدن نمی بینند.