هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
چهارشنبه، 9 مهر 1399
ساعت 07:34
به روز شده در :

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

 

يكشنبه 4 شهريور 1397 ساعت 18:29
يكشنبه 4 شهريور 1397 14:26 ساعت
2018-8-26 18:29:55
شناسه خبر : 291549
بسیاری از مشکلات مقطعی موجود در کشورجدای از صف بندی متحدانه دشمنان در برابر نظام اسلامی مربوط به کمکاری نخبگان حوزوی و دانشگاهی در ارائه الگوهای مدیریتی اسلامی و یا عدم اجرای مسئولانی است که بنا به اصل جمهوریت غالبا از طرف خود مردم انتخاب می شود و اساسا مسئله اشکالات مقطعی موجود در جامعه هیچ ارتباطی به ناتوانی دین در اداره امور جامعه ندارد و صاحبان اندیشه و رسانه به جای عقب نشینی، انفعال و فریاد «نمی توانیم» به مطالبه گری از نخبگان، مسئولان و کار تبیینی میان مردم بپردازند، رشد های بی نظیر و دستاوردهای نظام اسلامی را هم دیده و برای اعتلای آن تلاش نمایند.
بسیاری از مشکلات مقطعی موجود در کشورجدای از صف بندی متحدانه دشمنان در برابر نظام اسلامی مربوط به کمکاری نخبگان حوزوی و دانشگاهی در ارائه الگوهای مدیریتی اسلامی و یا عدم اجرای مسئولانی است که بنا به اصل جمهوریت غالبا از طرف خود مردم انتخاب می شود و اساسا مسئله اشکالات مقطعی موجود در جامعه هیچ ارتباطی به ناتوانی دین در اداره امور جامعه ندارد و صاحبان اندیشه و رسانه به جای عقب نشینی، انفعال و فریاد «نمی توانیم» به مطالبه گری از نخبگان، مسئولان و کار تبیینی میان مردم بپردازند، رشد های بی نظیر و دستاوردهای نظام اسلامی را هم دیده و برای اعتلای آن تلاش نمایند.

گروه معارف - رجانیوز: پدیده های اجتماعیِ در حال وقوع در جامعه می توانند مستقیم یا غیر مستقیم بر آراء و تفکرات افراد، صاحبان اندیشه و تریبون داران رسانه ای تاثیر گذارند و صاحبان اندیشه را دچار تطورات اندیشه ای و اعتقادی نمایند. این پدیده گاه می تواند رشد و تکامل تلقی شده  و وجه مثبتی داشته باشد و گاه می تواند، نداشتن مبنا، عدم درک صحیح مبانی و تطبیق آن با مسائل روز، عقب نشینی از اصول و امثال اینها تلقی شده و بار منفی پیدا کند.

 

 

به گزارش رجانیوز؛ چندی است که در فضای اندیشه ای و رسانه ای کشور، با تئوری های نوظهوری در باب حکومت اسلامی و اداره ی جامعه اسلامی مواجه می شویم که البته نو ظهور بودن آن ها به واسطه نو بودن آن اندیشه و اظهارات نیست بلکه به خاطر این است که سالها این گونه اندیشه ها در متن اندیشه های صاحبان اندیشه و رسانه دیده نمی شد یا حداقل بروز و ظهور کمتری داشت. 

 

این تفکر می گوید ما در زمان غیبت نمی توانیم آنچنان که گفته ایم سعادت دنیا و آخرت جامعه و مردم را در گرو حکومت دینی تامین کنیم و اگر می توانستیم پس چه تفاوت ماهوی بین زمان ظهور و زمان غیبت برقرار است. این اندیشه گاها قرابت هایی با تفکرات انجمن حجتیه پیدا می کند و در برخی مواردِ غیر آن هم به شدت تفکر انفعالی محسوب می شود. 

 

حجت الاسلام زائری به عنوان یکی از مطرح کنندگان این نظریه در کانال تلگرامی خود نوشته است: 

 

مي گويند در قرآن همه چيز هست كه فرموده "و لارطب و لايابس إلا في كتاب مبين" و درست مي گويند، اما فراموش مي كنند كه فقط امام معصوم مي تواند آن رطب و يابس را از كتاب خدا دريابد. مي گويند دين مي تواند انسان را به سعادت برساند و دنيا و آخرتش را با هم آباد كند و راست مي گويند، اما از ياد مي برند كه دين وقتي مي تواند چنين كند كه امامش آمده باشد. حواسشان نيست كه اگر قرار بود اين كار را ما انجام بدهيم پس ديگر چرا در انتظار ظهور به سر مي بريم؟(...)مشكل همين است كه بي خود و بي جهت ادعاهاي بزرگ كرديم و لافهاي گنده زديم و توقع مردم را بالا برديم!(...)دوران غيبت دوران اضطرار و تحير و سرگرداني و بلاتكليفي بشر است و براي همين گفته اند كه "فارجعوا الى رواة حديثنا" يعني در اين دوران سخت و طاقت فرساي بي كسي و تنهايي و ندبه خواني و گريه و زاري انتظار براي اين كه بلاتكليف نمانيد و بالاخره بتوانيد راه به جايي ببريد و كارتان را يك جوري راه بياندازيد دور و بر فقيهان باشيد تا سؤالتان بي جواب نماند! نه اين كه ديگر احساس بي نيازي به معصوم بكنيد و انتظار برايتان بشود نوعي تعارف و شعار و مراسم تشريفاتي براي سرودخواندن و ذكر گفتن!دوران غيبت اصلا دوره كار استقلالي با استناد به دين نيست كه نتيجه اي جز بدنامي دين به خاطر ناكامي هاي ما نخواهد داشت، مديريت دين در جامعه فقط مال دوران ظهور است. در دوران غيبت ما مديريت متدينان و مؤمنان بر جامعه داريم و طبيعتا از تجربه هاي بشري هم استفاده مي كنيم و هيچ كدام از كارهايمان را هم به حساب دين نمي گذاريم! ما انسان هستيم مثل همه انسان ها كه كشورها و جامعه هايشان را اداره مي كنند، ولي ايراني هستيم و مسلمان هستيم و به اقتضاي دين و فرهنگ ديني مان از آموزه هاي ديني متأثر هستيم و به اندازه توان و فهم مان سعي مي كنيم از دريافت هاي ديني در كارهايمان بهره بگيريم، اما اين كه همه شيوه ها و روش هايمان را به اسم دين تمام كنيم صحيح نيست! (...) .

 

به نظر می رسد منشا طرح این گونه دیدگاه ها و نظریات آن هم پس از گذشت 40 سال از انقلاب اسلامی و وجود کتب و مطالب مبسوط علمی در نقد این تفکر یا مشابه آن، چیزی جز نداشتن مبنا و عدم توانایی در تطبیق مسائل روز با مبانی و همچنین قرار گرفتن تحت تاثیر برخی مشکلات مقطعی جاری در کشور، نباشد. 

 

این گونه اظهارات به وضوح نشان می دهد، مطرح کنندگان این نظریات؛ مبانی، اهداف و برنامه پیمایش انقلاب اسلامی را به خوبی فهم نکرده اند و با دیدن اشکالات مقطعی در جامعه تحت تاثیر قرار گرفته و دچار انفعال شده اند حال آنکه برخی از آنها طبیعت حرکت به سمت قله محسوب می شود و برخی دیگر از آنها به علت کمکاری نخبگان در ارائه الگوهای اسلامی و ایضا کم کاری مدیران و مسئولان اجرایی در اجرای سیاست های صحیح به وجود آمده است.

 

اساسا هیچ گاه تئوری انقلاب اسلامی ادعای تحقق صد درصدی اسلام را در همه وجوه نکرده است و این مسلم است که چنین جامعه ای در معارف اسلامی ما منحصر به دوران ظهور حضرت مهدی علیه السلام است و اینکه بیان شود انقلاب اسلامی چنین ادعایی داشته است، نه تنها مغلطه است بلکه با معارف اسلامی مغایرت داشته و این برداشت قطعا فهم صحیحی از مبانی انقلاب اسلامی نبوده و نیست. اما مسئله اینجاست که انقلاب اسلامی ضمن علم بر آن که دوران غیبت امام معصوم (ع) دوران حیرت و اضطرار است و تمدن اسلامی که در همه وجوه  به طور کامل و صد درصدی محقق شود، منحصر در دوران ظهور امام زمان (ع) است؛ مفهوم انتظار را از انفعال و سکون به حرکت و رشد تغییر داد. 

 

انقلاب اسلامی قائل است که، درست است زمان غیبت امام زمان علیه السلام زمان اضطرار و حیرت است اما به هیچ وجه منتظرین ظهور حضرت(ع) جوازی بر بی تکلیفی و انفعال ندارند بلکه تا جایی که می توانند باید به سمت حکومت، جامعه و در نهایت تمدن اسلامی حرکت نمایند و هر روز نسبت به روز قبل موانع تحقق تمدن اسلامی را از پیش رو بردارند و این مسئله نه تنها بی نیازی از معصوم نیست بلکه حرکت در راستای رضایت امام معصوم (ع) و آمادگی برای دوران ظهور آن حضرت می باشد. 

 

عده ای هم بیان کرده اند که معرفی حکومتی با نام دین موجب بدبینی مردم در مواجهه با اشکالات مدیریتی و امثال آن نسبت به اصل دین می شود که این هم انتقاد واردی نیست چرا که اگر نخبگان، صاحبان اندیشه و اصحاب رسانه به جای پرداخت به این حواشی به تبیین نظریات انقلاب اسلامی و رابطه آن با اتفاقات روز و از طرفی تبیین مراحل انقلاب اسلامی و رسیدن به جامعه و حکومت اسلامی بپردازند، جایگاه دین و حکومت دینی در عصر غیبت برای مردم روشن شده و کسی دچار بدبینی نمی شود. 

 

بسیاری از مشکلات مقطعی موجود در کشورجدای از صف بندی متحدانه دشمنان در برابر نظام اسلامی مربوط به کمکاری نخبگان حوزوی و دانشگاهی در ارائه الگوهای مدیریتی اسلامی و یا عدم اجرای مسئولانی است که بنا به اصل جمهوریت غالبا از طرف خود مردم انتخاب می شود و اساسا مسئله اشکالات مقطعی موجود در جامعه هیچ ارتباطی به ناتوانی دین در اداره امور جامعه ندارد و صاحبان اندیشه و رسانه به جای عقب نشینی، انفعال و فریاد «نمی توانیم» به مطالبه گری از نخبگان، مسئولان و کار تبیینی میان مردم بپردازند، رشد های بی نظیر و دستاوردهای نظام اسلامی را هم دیده و برای اعتلای آن تلاش نمایند.