هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
سه شنبه، 29 آبان 1397
ساعت 04:33
به روز شده در :

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‎های اجتماعی دنبال کنید

 

يكشنبه 14 مرداد 1397 ساعت 15:54 2018-8-5 15:54:02
شناسه خبر : 290764
قسمت اول
در هفته گذشته با انتشار متنی در صفحه توییترم به این موضوع اشاره کردم که «نمی توان باور کرد که این بی تحرکی دولت در مواجه با آشفتگی بازار در حوزه اقتصاد که آرامش مردم را هدف گرفته، از بی تدبیری دولت است. اتفاقا این تدبیر کلید روحانی است. او به دنبال این است تا هزینه های سازش را به عنوان هزینه های مقاومت به افکار عمومی قالب کند تا زمینه را برای تحمیل گفتگوی جدید با آمریکا فراهم کند.» اکنون در این یادداشت به برخی شواهد آن اشاره می کنم:
 
بدیهی است که روحانی، همان روحانی است
آقای روحانی همان کسی است که آمریکا را کدخدا معرفی می کرد. مهمترین دستمایه دولتش را توافق با دولت آمریکا می دانست. او برای اولین بار در حرکتی نابجا در سفر به نیویورک با رئیس جمهور سابق آمریکا به گفتگوی تلفنی پرداخت و این جرثومه فساد و جنایت را فردی مؤدب و باهوش توصیف کرد. وزیر امور خارجه اش با اوباما دست داد و از قدم زدن با وزیر خارجه آمریکا احساس شعف می کرد و... 
روحانی و همراهانش در این سال ها چه کاری برای «نزدیکی به آمریکا» باید می کردند که نکردند؟!
 
 روحانی از گذشته انقلابی اش پشيمان است
با نگاهی به مواضع آقای روحانی در طول سال های گذشته بویژه در طول پنج سالی که وی ردای ریاست جمهوری را به تن داشته، همواره شاهد بوده ایم که وی خود را شخصیت معتدل و به دور از هیجانات انقلابی معرفی کرده است. بر همین راستا با انتقادهای مکرر از رقبای انتخاباتی، آنها را کوبندگان بر طبل جنگ و خود را برطرف کننده سایه جنگ معرفی کرد. او همان کسی است که در سخنرانی های خود، مواضع انقلابی را رفتاری احساسی و متناسب با سال های نخست انقلاب می دانست و امروز را پایان احساسات و زمان عقلانیت می خواند، او در تحریفی آشکار حتی از قیام عاشورا درس مذاکره گرفت، هاشمی رفسنجانی در کنار او بارها با خاطره سازی به تحریف مواضع ضد آمریکایی امام راحل پرداخت و... 
روحانی و همراهانش در این سال ها چه کاری برای «ایدئولوژی سازی سازش» باید می کردند که نکردند؟!
 
 برجام بر پایه اعتماد به آمریکا شکل گرفت ولی
روحانی با کمک رییس مجلس و نمايندگان همراهش، با کمک عناصر واداده یا بی تحلیل موجود در دو جناح اصلاح طلب و اصولگرا و با کمک سربازان رسانه ای مطبوعاتی اش، بالاخره موفق شد برجام را بزک کند و توافقنامه ای مبهم، با ساختار ضعیف در لغو تحریمها و بدتر از ترکمنچای را به نظام جمهوری اسلامی تحمیل کند. 
 
برجامی که با شعار لغو کلیه تحریم ها تحمیل شده بود، بعد از اینکه ایران به تمام تعهدات خسران بار خود عمل کرد، عاملی شد برای تشدید تحریم ها. تحریم ها از همان دوره اوباما و سپس در دوره ترامپ، یکی یکی بازگشت و بعد از پنج سال به یکباره ساختمانی که بر پایه توهم اعتماد به آمریکا بنا نهاده شده بود، با خروج یک طرف آمریکا از برجام فرو ریخت. مهمترین دستآورد برجام برای اقتصاد و معیشت مردم «هیچ» بود و از آن تنها یک «تجربه وعبرت» در کنار تجربه های تلخ قبلی باقی ماند.
 
رهبر انقلاب از ابتدا به «تجربه شدن برجام» اشاره کرده بود. به این که «مقاومت هزینه دارد اما سازش هم هزینه دارد و هزینه های سازش بیش از مقاومت است» اشاره کرده بود.
 
چرخش ناگهانی به سمت انقلابی گری!
 اما درست زمانی که باید میوه سخنان هشدارآمیز رهبری در باره نتایج خسارت بار اعتماد به آمریکا چیده می شد، حسن روحانی تبدیل شد به یک عنصر انقلابی!
 
شعارهای مقاومت را سر دست گرفت و تندتر از همه در صف اول کسانی قرار گرفت که آنها را به رفتارهای احساسی و انقلابی متهم می کرد! چرخش به یکباره روحانی از منتهی الیه جریان سازش به منتهی الیه جریان مقاومت، تعجب همگان را برانگیخت! 
 
ادبیات روحانی به یکباره تغییر کرد، او که روزگاری از عاشورا درس مذاکره می گرفت، از مبارزه تا آخرین قطره خون سخن می گفت! تهدید کرد که اگر آمریکا جلوی صادرات نفت ایران را بگیرد، تنگه هرمز را خواهد بست! او جنگ با ایران را مادر جنگ ها توصیف کرد! تغییر مواضع روحانی آنقدر عجیب بود که یکی از فرماندهان خوشنام نظامی که بارها طعنه های روحانی به دلیل مقاومتش در منطقه را شنیده بود، به استقبال مواضع روحانی رفت و حمایت اغراق آمیزی از آن کرد.
 
 آیا تهدید نظامی در کار بود؟
 اما یک سئوال بی پاسخ ماند؟ مگر ترامپ ما را تهدید نظامی کرده بود که روحانی با اتخاذ مواضعی این چنین، بازخوردهای نظامی ایران را به رئیس جمهور آمریکا یادآوری می کرد؟! رئیس جمهور آمریکا از تحریم نفت و برنامه تشدید کننده اقتصادی اش علیه ملت ایران سخن می گفت ولی  رئیس جمهور ما از ریختن قطرات خون، بستن تنگه هرمز و اعلان جنگ از طرف آمریکایی سخن می گفت! آیا نباید در برابر تهدیدات اقتصادی آمریکا، حسن روحانی هم از تغییر برنامه های اقتصادی متکی به نفت سخن می گفت؟ آیا نباید او از تلاشش برای احیای نسخه رهبر انقلاب یعنی اقتصاد مقاومتی سخن می گفت؟ پس چرا به یکباره روحانی فراموش کرد که قرار بود او سایه جنگ را از سر ملت بردارد نه اینکه بر طبل جنگ بکوبد! چرا بعد از هر سخنرانی او قیمت دلار و سکه بالاتر رفت!
 
کمی به عقب برگردیم، به 14 خرداد امسال در حرم امام خمینی(ره) و سخنرانی هشدارآمیز مقام معظم رهبری: «بیگانگان و عده ای در داخل در تبلیغات خود اینگونه وانمود می کنند که اگر ایران، شکل معیوبی از برجام را که درصدد تحمیل آن هستند، نپذیرد، جنگ خواهد شد، خیر این حرف دروغ اس، این تبلیغ به نفع دشمن است. این دولت ها توقع دارند ملت ایران هم تحریم ها را تحمل کند، هم از فعالیت های هسته ای که نیاز قطعی آینده ایران است دست بردارد و هم محدودیت های تحمیل شده بر ایران را ادامه دهد اما آنها بدانند که این خواب آشفته تعبیر نخواهد شد.»
 
عنصر درونی مقاومت چه شد آقای روحانی؟
از یاد نبریم که عنصر مقاومت تک بعدی نیست. مقاومت دارای دو بعد درونی و بیرونی است و فقط با اتخاذ مواضع انقلابی در برابر تهدیدات دشمنان شکل نمی گیرد. آقای روحانی اگر در اتخاذ این مواضع انقلابی صادق بود باید در کنار آن به ترمیم کابینه می پرداخت تا بدنه عمومی جامعه از انفعال دولت گلایه نکند، برنامه های خود مبتنی بر تقویت اقتصاد مقاومتی را اعلام می کرد، باید با مفسدانی که به صورت سازماندهی شده در حال دزدیدن اعتماد مردم هستند برخورد می کرد. 
 
اگر به مواضع رهبر معظم انقلاب دقت کنید در کنار تایید مواضع انقلابی دولت، آنها را فرا می خواند و از دولت می خواهد تا تحرک بیشتری از خود نشان دهد. به صورت علنی و طی مکاتبه ای از دولت می خواهد تا گزارش خود در خصوص وضعیت سئوال برانگیز ارز و سکه را ارئه دهد.
 
 انداختن هزینه های سازش بر گردن مقاومت
سوگمندانه می نویسم که عده ای به جای اینکه از تجربه تلخ خوشبینی به آمریکا در توافقنامه برجام درس بگیرند و هزینه هایی که از رفتار سازشکارانه آنها به ملت و کشور تحمیل شده را جبران کنند، به دنبال آن هستند تا این هزینه ها را به نام مقاومت ثبت کنند، دنبال این هستند که به افکار عمومی بقبولانند که وضعیت آشفته اقتصادی، گرانی های سرسام آور، تغییر قیمت های ساعتی و بویژه جهش یکباره قیمت سکه و ارز، محصول تنش و درگیری با آمریکاست!
 
 
 آشفتگی اقتصادی،  تدبیر برای مذاکره
 کافی است به مواضع چند روز اخیر ظریف دقت کنید. او می گوید وضعیت موجود محصول کفران نعمت عده ای نسبت به برجام است. برجام یک نعمت بود که چون اجرا نشد، وضعیت بهم ریخت. این خط در طول هفته گذشته به صورت هماهنگ در رسانه های این جریان و از زبان شخصیت های مختلف آنها از جمله علی مطهری و آخوندی در برنامه نگاه یک سیما و ... عنوان شد. 
 
حالا چند سال به عقب برگردیم به ماه های ابتدایی روی کار آمدن دولت اول حسن روحانی. در آستانه صد روزگی دولت وی بودیم که به یکباره شیپور پیروزی این جماعت نواخته شد. امضای توافقنامه ژنو که مقدمه تحمیل توافقنامه ذلت بار برجام در سال های بعد بود، آغاز عقب نشینی ها و پذیرش از بین بردن صنعت و دانش هسته ای به دست خودمان بود. برای این که این مسیر با سرعت بیشتری طی شود، باید القا می شد که مردم گرفتارند، گرسنه اند، وضعیت اقتصادی خوبی ندارند و... برای اینکه این تصویر به جامعه و مسئولینی که در برابر پذیرش شرایط یک سویه مذاکرات هسته ای مقاومت می کردند، تحمیل شود «سبد کالا» توزیع شد اما به شکلی اسفناک! صف های طولانی ای از مردم در برابر انظار عمومی و دوربین های رسانه ای داخلی و خارجی درست شد تا القا شود که وضع اقتصادی مردم خراب است و ما چاره ای جز پذیرفتن شرایط یک سویه 5+1 (یا همان کدخدا) در مذاکرات نداریم. 
 
تقسيم کار آمریکا و اروپا
امروز با اینکه تجربه تلخ برجام در مقابل ماست اما فشار آمریکا و اروپا برای گرفتن امتیازهای بیشتر ادامه دارد. آنها صنعت هسته ای را از بین برده اند و اکنون به دنبال صنعت موشکی و حضور ایران در منطقه هستند یعنی امنیت کشور هدف گرفته شده. آمریکا از برجام خارج می شود چون از نگاه او برجام باید تکلیف صنعت موشکی و حضور ایران در منطقه را هم یکسره می کرد. اروپا در برجام می ماند اما از ایران می خواهد که در باره این موارد تضمین جدیدی بدهد یعنی پذیرش برجام های دیگر و... ناگهان ترامپ که همه او را دیوانه تر و جنایتکارتر از روسای قبلی آمریکا می دانند، پیشنهاد می دهد که برای دیدار و مذاکره با روحانی آن هم بدون پیش شرط آمادگی دارد!
 
خب چه کنیم؟ مقاومت کنیم یا چاره ای نداریم و مجبوریم شرایط آنها را بپذیریم! طبق این طراحی دولتمردی که تا دیروز، سازش را تئوریزه می کرد اهل مقاومت شده! او با مقاومت مشکلی ندارد اما خب وضعیت بغرنج اقتصادی مردم را چه کند؟ آشفتگی بازار ارز و سکه را چه کند؟ اگر شرایط جدید آمریکا را نپذیرد که جنگ می شود! از یاد نبرید که مطابق خط تبلیغاتی جدید، این وضعیت محصول اجرا نشدن برجام است! 
 
چرا حسن روحانی بعد از آن مواضع انقلابی ساکت شد؟ چرا در باره برنامه هایش در خصوص ایجاد آرامش در بازار ارز و سکه چیزی نمی گوید؟ چرا نسبت به گرانی های ساعتی اقلام روزمره مردم موضعی نمی گیرد؟ چرا برای تغییر کابینه پیر و خسته و ناامید قدمی بر نمی دارد؟ 
 
 سکوت روحانی و سخنگویی ناطق
در سایه سکوت روحانی به یکباره شیخ دیگری پا به میدان می گذارد و ناطق منویات حسن روحانی می شود. ناطق نوری که روزگاری نمایندگان مجلس ششم را به دلیل پیشنهاد ذلت بار سرکشیدن جام زهر توسط رهبری و قبول شرایط آمریکا مورد ملامت و مذمت قرار می داد، اعلام می کند که نباید به راحتی از پیشنهاد ترامپ عبور کنیم. او پیشنهاد می دهد تا مذاکره با ترامپ در شورای عالی امنیت ملی بررسی شود. فضای مجازی و رسانه هایی که تا قبل از این با بزک کردن برجام آن را به کشور تحمیل کرده بودند، فعال می شوند. به دنبال تیتر شدن پیشنهاد ناطق نوری، یادآوری فرزند ارشد هاشمی رفسنجانی از تلاش پدرش در تحمل جام زهر به امام خمینی (ره)  هم تیتر یک رسانه ها می شود، ظاهرا قرار است جام زهری که هاشمی رفسنجانی با افتخار از تحمیل آن به امام راحل یاد می کرد، تکرار شود.
 
 تکلیف ما چیست؟ 
مشخص است که ما تکلیفی نداریم جز روشنگری. باید به مردم یادآوری کنیم که مقاومت هزینه دارد اما سازش در برابر دشمنان هم هزینه دارد و هزینه های سازی قطعا بیش از هزینه های مقاومت است. باید به مردم یاد آوری کنیم که برام و وعده های برجامی پبش چشم آنهاست. یادآوری کرد که نصرت الهی در سایه مقاومت بر اصول و آرمان ها به دست خواهد آمد و در سایه سازش، تنها چیزی که نصیبمان می شود، ذلت است. باید از دولتمردان بخواهیم تا به جای برنامه ریزی برای سازش به نسخه های درونی رو بیاورند. باید از نمایندگان خود و خواص سیاسی و فرهنگی جامعه بخواهیم که در برابر این روند غلط سکوت نکنند. همین.
 


x