هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
پنجشنبه، 3 خرداد 1397
ساعت 12:37
به روز شده در :

 

 

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‎های اجتماعی دنبال کنید

 

سه شنبه 25 ارديبهشت 1397 ساعت 20:59 2018-5-15 20:59:46
شناسه خبر : 287380
پس از آن که شکست ابوموسی در مذاکرات قطعی شد همان خواص فاسدی که حکمیت را به علی (ع) تحمیل کرده بودند و جنگ پیروز شده را به شکست تبدیل کرده بودند و اهمیتی به تذکرات و فرمان امیرالمومنین(ع) به عنوان امام جامعه و دلسوزان جامعه اسلامی قائل نبودند؛ صحنه بازی را تغییر دادند و همه تقصیرات را به گردن امام جامعه یعنی امیرالمومنین(ع) انداختند، او را متهم کرده و از ایشان درخواست توبه کردند.
پس از آن که شکست ابوموسی در مذاکرات قطعی شد همان خواص فاسدی که حکمیت را به علی (ع) تحمیل کرده بودند و جنگ پیروز شده را به شکست تبدیل کرده بودند و اهمیتی به تذکرات و فرمان امیرالمومنین(ع) به عنوان امام جامعه و دلسوزان جامعه اسلامی قائل نبودند؛ صحنه بازی را تغییر دادند و همه تقصیرات را به گردن امام جامعه یعنی امیرالمومنین(ع) انداختند، او را متهم کرده و از ایشان درخواست توبه کردند.

گروه معارف - رجانیوز: بعد از آن که برخی از خواص سپاه امیرالمومنین(ع)، مذاکره و حکمیت را به امیرالمومنین(ع) تحمیل کردند و بدینوسیله جنگ صفین را در مقابل سپاه معاویه از پیروزی به شکست تبدیل کردند، انگشت اتهام را به سوی امیرالمومنین(ع) بردند و از او درخواست توبه نمودند. 

 

در بحبوحه جنگ صفین که سپاه امیرالمومنین(ع) در دوقدمی پیروزی بر سپاه معاویه قرار داشت و دیگر چیزی تا برچیده شدن خلافت باطل معاویه نمانده بود با تدبیر و نیرنگ عمر و عاص و ماجرای قرآن به نیزه زدن به کلی نتیجه تغییر کرد. 

 

برخی از سپاهیان امیرالمومنین(ع) با دیدن نیرنگ عمر و عاص یعنی قرآن های بالای نیزه جنگ را ادامه ندادند و گفتند ما با جماعتی که حکمیت قرآن را پذیرفته است نمی جنگیم . حتی تا جایی این تحمیل باطل را ادامه دادند که خطاب به امیرالمومنین(ع) گفتند :  اگر ایشان هم ماجرای حکمیت را نپذیرد او را به قتل خواهند رساند. 

 

امیرالمومنین(ع) از اساس با ماجرای حکمیت مخالف بودند چرا که قبول حکمیت قرآن و قرآن های بالای نیزه را تنها فریب و نیرنگ سپاه معاویه می دانستند و این موضوع را مستمرا به عوام و خواص سپاه خود به عنوان امام جامعه اسلامی متذکر می شدند. 

 

اما برخی از خواص سپاه امیرالمومنین(ع) نه تنها این حقائق را از امیرالمومنین(ع) نپذیرفتند و اصل مذاکره، توافق و حکمیت را به امیرالمومنین(ع) و جامعه اسلامی تحمیل نمودند بلکه در روند مذاکرات هم فرمان امام جامعه را نادیده گرفتند و خواسته های خود را بر امیرالمومنین(ع) تحمیل نمودند. 

 

پس از تحمیل اصل ماجرای حکمیت به امیرالمومنین(ع)، آنجا که حضرت می خواستند حکم انتخاب کنند و با انتخاب صحیح ضرر را به جامعه اسلامی به حداقل برسانند بازهم برخی خواص از جمله اشعث بن قیس و هم قبیله ای های او وارد شدند تا خواسته های خود را بر فرمان حکیمانه امام (ع) تحمیل نمایند. 

 

علی (ع)، ابن عباس و مالک اشتر را برای حکمیت پیشنهاد کردند اما خواص سپاه به هر کدام از آن ها برچسبی زدند تا گزینه ی ضعیف خود یعنی ابوموسی اشعری را به حکمیت بگمارند. 

 

مالک اشتر را جنگ طلب خواند و برای ابن عباس دلائل قومی قبیله ای تراشیدند تا گزینه های امام (ع) انتخاب نشود و همین نفوذ خواص و بی بصیرتی عوام باعث شد تا ابوموسی اشعری به عنوان شخص مذاکره کننده و حکم معرفی شده و به امیرالمومنین(ع) و جامعه اسلامی تحمیل شود. 

 

گرچه اصل حکمیت و شخص آن را بر امیرالمومنین (ع) تحمیل کرده بودند اما با این حال علی (ع) و دلسوزان جامعه اسلامی از جلمه مالک اشتر، ابن عباس، احنف بن قیس و دیگران برای این که ضرر رسیدن به جامعه اسلامی را به حداقل برسانند دائما وارد می شدند و نکات لازم را به ابوموسی اشعری تذکر می دادند و دائما ناتوانی و سادگی او را به خواص تحمیل کننده یادآور شده و عاقبت را پیش بینی می کردند.

 

سرانجام، تحمیل همین خواص کار را به جایی رساند که عمر و عاص از سادگی ابوموسی اشعری استفاده کرد و با مقدم کردن ابوموسی بر خود در اجرای مفاد مذاکرات، جنگ صفین با شکست سپاه امیرالمومنین(ع) و پیروزی معاویه به اتمام رسید. 

 

اما این همه ماجرا نبود بلکه نکته جالبتر آن جاست که پس از آن که شکست ابوموسی در مذاکرات قطعی شد همان خواص فاسدی که حکمیت را به علی (ع) تحمیل کرده بودند و جنگ پیروز شده را به شکست تبدیل کرده بودند و اهمیتی به تذکرات و فرمان امیرالمومنین(ع) به عنوان امام جامعه و دلسوزان جامعه اسلامی قائل نبودند؛ صحنه بازی را تغییر دادند و همه تقصیرات را به گردن امام جامعه یعنی امیرالمومنین(ع) انداختند، او را متهم کرده و از ایشان درخواست توبه کردند. همین خواص غالبا کسانی بودند که بعدها خوارج نام گرفتند. 

 

خوارج که به ظاهر پس از خیانت داوران از اقدامات خود پشیمان شده بودند، از امیرمؤمنان(ع) خواستند تا او هم از کار خود اظهار پشیمانی کند.

 

حضرت به آنها فرمود:

 

چه چیز باعث شورش شما شده است؟ گفتند: از خطایی که در صفین مرتکب شده ای، توبه کن و پس از آن آماده باش تا با هم به جنگ با معاویه برویم. امیرمؤمنان در پاسخ فرمود: من شما را در جنگ صفین از موضوع حکمیت نهی کردم، اما شما پافشاری کردید و انجام آن را خواستار شدید و اکنون که به اشتباه خود پی برده اید، آن را گناه می شمرید و خواستار توبه هستید؟(خوارج، ص 99)

 

ظاهرا این مسئله تنها در زمان امیرالمومنین(ع) اتفاق نیفتاده است بلکه همین ماجرا در زمان ماهم در حال تحقق است. 

 

عده ای پس از آنکه راه درمان مشکلات کشور را مذاکره و توافق با قدرت های غربی معرفی کرده بودند و در طی این مدت توجه لازم به تذکرات و شروط لازم برای مذاکره و توافق که توسط امام جامعه ، دلسوزان نظام و کارشناسان و متخصصین مستمرا بیان می شد نداشتند؛ حال که مفاد توافق توسط طرف غربی اجرا نشده است و آمریکا هم از آن خارج شده است سعی بر آن دارند تا  دایره ی مشتاقان به مذاکره را افزایش دهند و آن را به نظام و رهبری نسبت دهند درحالیکه تاریخ تمام نظرات، تذکرات و پیش بینی های رهبری جامعه و دلسوزان آن را به خود ثبت کرده است. 

 

این پروژه که برجام تصمیم نظام و رهبری بود، از قبل توسط برخی افراد بارها تکرار شده است اما به بیان یکی از آنها اکتفا می کنیم: 

 

رسول منتجب نیا فعال سیاسی اصلاح طلب در واکنش به بیانیه اخیر مجلس خبرگان که از روحانی خواسته بود تا عذرخواهی کند اظهار داشت: 

 

مگر این تصمیم را رئیس جمهوربه تنهایی گرفته؟» ؛  به فرض که تصمیم بدی باشد، این تصمیم نظام بوده و همه تا به حال مدعی بوده و هستند که برجام تصمیم نظام بوده است. آقایان می‌دانند که نظام ترکیبی از مقام معظم رهبری، رؤسای سه قوه، وزیران، کارشناسان و امثال آن است. بنابر این بحث رئیس جمهور نیست. اگر قرار به عذرخواهی است کل نظام باید عذرخواهی کند؛ نه رئیس جمهور. چون این مسائل کلان را رئیس جمهور تصمیم گیری نمی‌کند. 

 

به نظر می رسد تاریخ صدر اسلام در حال تکرار است و عده ای پس از عینی تر شدن شکست برجام تلاش دارند تا نقش خواص را در تحمیل این توافق به جامعه کمرنگ کرده، و در عین حال امام جامعه و  کارشناسان و دلسوزان آن رابه عنوان مقصر معرفی نمایند. 

 

 



x