هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
سه شنبه، 4 تير 1398
ساعت 03:22
به روز شده در :

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‎های اجتماعی دنبال کنید

 

شنبه 8 ارديبهشت 1397 ساعت 12:54 2018-4-28 12:54:09
شناسه خبر : 286537
 درباره ی ویدیوی منتشره اخیر، برای اکثر افراد آگاه - غیر از افراد صرفا دارای تعصب و نه واقع بین - دو بعد قضیه مورد اذعان بود. اینکه هم  آن سطح درگیری فیزیکی ماموران پلیس با آن خانمها حداقل در وجدان عمومی نامناسب بود و هم تیتر کینه ورزانۀ کانالهای منتشر کننده بشدت غیر واقعی و با فیلمبرداری مخفیانۀ جماعتی مقاوم مقابل قانون روبرو بودیم. 
 
 اما از این ویدیو و سوژه های قاب بندی شدۀ مجازی عبور کنیم.  #واقعیت_کلان صحنه کشور چیست؟ بی تعارف و کم و زیاد. بی تعصب.   اگر واقعیت جز اینی است که اینجا می گویم، بگذاریم کنار آن را.
 
 واقعیت این است که سالهاست هر روزه به عدد #میلیونها نفر زن و دختر در خیابانها و اماکن عمومی گوناگون شهرهای این کشور دارند با تابلوترین پوششهای خلاف حجاب اسلامی راه می روند.  و با وجود نادر برخوردها و حضورهای بشدت پراکندۀ نیروهای انتظامی، در نود و نه درصد این مکان- زمانها پلیسی برای نظارت و برخورد اساساً وجود ندارد و دیده نمی شود. این درصد را حاضران در صحنه جامعه به خوبی تصدیق می کنند. 
 
 حال مسئلۀ از یک جهت مهمتر در اینجا چیست؟  مسئله، عدم #بازنمایی واقعی این واقعیت هرروزۀ آشکار در رسانه های کشور است. رسانه های خارجی ، داخلی، نزد منتقدین نظام، و حتی تا حد زیادی رسانه های مدافعین نظام.  
 
 در واقع شما با جامعه ای مواجه هستی که مردم و جوانانش، اعصاب و ذهن و جسمشان مدام با یک ناهنجاری آشکار انبوه در محیط اجتماعی خود درگیر است و خود این را خوب می دانند (و البته سالها شاهراه عمیقتر اینترنت هم به روی آنان باز شده با همان آزادی نسبی فضای خیابان)،  اما در #تیتر رسانه ها، مطبوعات و سایتهای این کشور، مدام از برخورد با ناهنجاری ها، گشت ارشاد، محدودیت، نظارت و چه و چه سخن گفته می شود و جروبحثها در پی آن می آید.   این خود یک #پدیده_ای است عجیب در عمق #شکاف میان فضای واقعی یک کشور و فضای رسانه ای آن. کمتر رسانه عام موثری است که از میزان #آزادی وضعیت حجاب در کشور سخن بگوید. و از تفاوت واقعی ابعاد آن با ابعاد بحث برخورد و نظارت.  
 
جالب است که حتی خود مسئولین انتظامی و نظارتی نظام هم در این بازنمایی تحریف گرانه و فرافکنانه واقعیت سهیم هستند. با شاخ و شانه های مدامشان سر اجرای قانون
 
  این از واقعیت.  بحث دیگر، #حقیقت قضیه حجاب است. متاسفانه باز اینجا کشور و غالب رسانه های آن سالها به دامن نوعی بی توازنی شدید و مارپیچ سکوت افتاده اند.  از پس تأکیدات فراوان بعد از انقلاب اسلامی بر ارزشهای حوزه حجاب و عفاف، طیف وسیع و چندجانبه ای از نیروهای سیاسی فرهنگی کشور در دهه های بعد به اینجا رسیدند که آن تأکیدات زیاده بوده و دیگر نباید چندان از این مقولات گفت. 
 
 از صداوسیما - تنها رسانه مستقیم نظام با مردمش - بگیر که سالهای سال در انبوه برنامه های پرمخاطب و سرگرمی و تالکو شو و مناسبتی و سریالها و غالب اخبار روزانه اش، مطلقا جمله ای و کلمه ای از بحث حجاب و بدحجابی آشکار گسترده کشور و آثارش بر جامعه نمی شنوی. و در عوض  از سیر تا پیاز مسائل و بداخلاقی های گوناگون دیگر کشور برای مردم می گویند و گله و نقد و فرهنگسازی و چه و چه
 
 تا بسیاری طیفهای موثر و جریان ساز مذهبی انقلابی صاحب رسانه در کشور، که گفتن از این قضیه به اولویتهای درجه چندم آنها تبدیل شد و مسائل گوناگون اقتصادی و سیاسی، سوژه بمباران شدۀ تیترهای هر روزه بود. برای مثال مطالبات جنبشهای #دانشجویی که سهم پرنفوذی در گفتمان عمومی کشور دارند، نمونه واضح این امر است.
 
از آن طرف تکلیف جریانات اصلاح طلب و غربگرا و سلبریتی و انبوه رسانه ها و شبکه های اجتماعی ریخته سر ملت در سالهای اخیر هم که مشخص بود. گفتمان اینها رسما رفت به سمت تأکید بر کم اهمیتی یا بی اهمیتی مقولات حجاب و عفاف. و فراتر انواع تقابلات با گفتمان نظام در این حوزه. و فراتر، هجو و تخریب هرروزۀ ارزشهای فوق ، از جمله مثلا در کانالهای سرگرمی تلگرامی. در واقع این شبکۀ همگون، از قضا به #اولویت این گونه مسائل در دستورکار رسانه ایش رسید. اما در جهت تضعیف آن
 
 خلاصه اش که در این #گفتمان_عمومی کشور، سالها دیگر حرف زدن از خوبیهای حجاب و بدیهای بی حجابی، فقط حرف اقلیت محضی از صاحبین رسانه و فرهنگسازان اجتماعی شد.  همانانی که از قضا بخاطر همین مسئله، بشدت در معرض تخریب رسانه های متعدد این گروه اخیر قرار گرفتند. 
اکنون دیگر محیط زیست و فرهنگ رانندگی و کیفیت خودرو و بیمه بازنشستگان و آتش سوزی فلان ساختمان و روغن پالم و قیمت مسکن و پیشگیری از زلزله و چه و چه، هر کدام از این اقلام متفرقه، از ظاهر #زنان آن جامعه مسئله ای بسی مهمتر و پرپژواک تر شده است. در فضای ذهنی کشور
 
 در واقع، اکثر زنان ایرانی - زنانی که حفظ پوشش و حیا، خصلت تاریخی محکم آنها در طول قرون بوده است - دیگر  امروزه در #فضای جمهوری اسلامی از آثار پوششهای کنونی شان بر جامعه و بر مصالح کلان زندگی خودشان خبر خاصی نمی شنوند.   حقیقتا ، حقیقت مسئله حجاب و بدحجابی هم در کشور ما بدجور سانسور شده است.  این حقیقت که وضع پوشش کنونی - فارغ از اساسا هر عقیده دینی - بطور محسوس و واضحی اصل وفاداری مردان جامعه به خود همین زنان تشنۀ پیوند با مردان را نشانه گرفته است.  آنچه باقی مانده است در این فضا، یک قاعدۀ عرفی و رسمی الزامی، و  تنشها و دوقطبی سازی مدام سر این قاعده است. 
 
 حال در چنین فضایی، یک ویدیو بیرون می آید از درگیری خشن خانم چادری مامور پلیس با دختر بدحجاب.   نتیجه مشخص است در فضای ذهنی عمومی چه می باشد!  چه در بازنمایی واژگونۀ واقعیت،  چه در ایجاد مظلومیت برای دختر بدحجاب. 
 
راه چیست؟ راه این است که به آن واقعیت فوق الذکرِ روشن و فراگیر هرروزه در صحن جامعه، تهاجم برد و از پرده برون انداخت و اجرای واقعی و فراگیر قانون حجاب و پوششی متعارف را مطالبه نمود. و از پاسخگویی منفعلانۀ مدام سر درستی و نادرستی این قاعدۀ عمدتاً روی کاغذ با جبهه مخالف دست برداشت. 
دیگر اینکه بموازات این، بحث حجاب و عفاف و ارزشهای حوزه جنسیت را هم به نقطه تعیین کنندۀ آن در فرهنگ عمومی و به کانون گفتمان عمومی بازگرداند، با بیان توامان تهاجمی و اقناعی و سرراست و سلیس، برای مخاطب عام و خاکستری و زنان و مردان جامعه. که البته باید مجاری ارتباط و پیامرسانی با اینها را هم بازسازی کرد.
 
فقط در این دو صورت است (اجرای فراگیر و منظم قانون، و گفتمان سازی موثر منطقی)، که جمهوری اسلامی و جبهه انقلاب و دین، از انفعال و آسیب پذیریِ سالیان در این مقولات خارج می شود و ضربه های کاری سنگین به هویت زنان و دخترانش را به عقب می راند.