هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
دوشنبه، 2 بهمن 1396
ساعت 17:27
به روز شده در :

 

 

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‎های اجتماعی دنبال کنید

 

چهارشنبه 6 دى 1396 ساعت 19:56 2017-12-27 19:56:58
شناسه خبر : 281653

بیش از 90 درصد بنزین کشور در بخش حمل و نقل مصرف می شود و با تعلل دولت در تکمیل پالایشگاه ستاره خلیج فارس، میزان تولید بنزین را به حد تقاضای فعلی نرسانده است و بر این اساس بخشی از نیاز کشور به بنزین از طریق واردات تامین می گردد.

هم اکنون قیمت تمام شده بنزین از کانال واردات حدود 1500 تا 1600 تومان و تولید آن در داخل در حدود 1400 تومان برای دولت آب می خورد. با این حال با توجه به اینکه قیمت فعلی بنزین 1000 تومان است، سوالی که مطرح می شود این است که آیا دولت باید قیمت بنزین مصرفی را با قیمت تمام شده آن تطبیق دهد؟

دو نکته وابسته به هم در تعیین سیاست درست در تعیین قیمت بنزین وجود دارد.

نکته اول: در 28 آذر 89 با آغاز فاز اول طرح هدفمندی یارانه ها بنزین به دو نرخ قیمتی آزاد و سهمیه ای عرضه شد. نکته ای که در این تعیین قیمت وجود داشت این بود که این قیمت ها همچنان با قیمت بنزین فوب خلیج فارس فاصله داشت و در مرحله دوم هدفمندی یارانه ها در سال 93، با نزدیک تر کردن قیمت بنزین به فوب خلیج فارس، بنزین سهمیه ای از 400 به 700 تومان و بنزین آزاد از 700 به 1000 تومان افزایش یافت و در سال 94 نیز دولت یازدهم بر خلاف سیاست های قانون هدفمندی یارانه ها، بنزین سهمیه ای را حذف کرد تا هم فشار اقتصادی به مردم تحمیل شود و هم مصرف سوخت و به طبع میزان واردات آن افزایش یابد.

مسئله مهم در این نکته این است که قرار بود حرکت قیمت بنزین به سمت آزاد سازی، مدیریت شده و گام به گام صورت گیرد و در هر گام بخشی از درآمد حاصله از افزایش به صورت مستقیم به حساب مردم واریز گردد و مابقی در قالب یارانه تولید، بهداشت و ... از سوی دولت پرداخت گردد ولی آنچه به صورت خیز آرام از سوی دولت تدبیر و امید از سال 1393 تا کنون به عمل آمده، همگام سازی قیمت بنزین با قیمت فوب خلیج فارس و تغییر نکردن سهم مردم از درآمد حاصل از آزاد سازی قیمت بنزین است. در مقابل دولت این هزینه ای را که می بایست به مردم و صنعت پرداخت می کرد را به حساب خود ریخته  خرج هزینه های سرسام جاری خود نمود.

از سوی سوم برنامه پنجم توسعه بنا شد نظام پرداخت یارانه با کمیت مشخص در راستای تحقق اهداف زیر متحول شده و تغییر یابد:

1. منطقی کردن مصرف کالاهای یارانه ای و جلوگیری از قاچاق این نوع کالاها
2. تشویق و توسعه سرمایه گذاری و حمایت از تولید داخلی کالاهای یارانه ای
3. کاهش سهم طبقات با درآمدهای بالا و افزایش سهم طبقات با درامد پایین از یارانه ها
4. جایگزین کردن تدریجی طرح های رفاه اجتماعی به جای پرداخت یارانه
5. تامین منابع برای سرمایه گذاری زیر بنایی و محرومیت زدایی کشور و توسعه اشتغال
6. توسعه اشتغال مولد با اعطای وام از محل درآمدهای حاصل ( به صورت وجوه اداره شده)

حال اگر دولت خواهان افزایش قیمت بنزین و تطبیق آن با فوب خلیج فارس در بودجه 97 است:

1. چرا برای افزایش سهم مردم در این آزاد سازی قیمت تدبیری اندیشیده نشده است؟

2. چرا با وجود گذشت 4 سال از زمان تعیین شده برای بهره برداری کامل از پالایشگاه ستاره خلیج فارس در تخصیص اعتبار به آن کوتاهی به عمل می آورد و مانع خودکفایی در تولید بنزین می گردد؟ اگر صرف جلب آرای عمومی برای کسب رای در انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم نبود، هیچ اراده ای برای بهره برداری فاز اول این پالایشگاه وجود نمی داشت.

3. دولت در حالی در سالیان اخیر قیمت بنزین را به سمت آزاد سازی سوق داده، در برابر ایجاد اشتغال از درآمد حاصل از آن سکوت کرده بود و تنها در بودجه سال 97، مبلغ 17 هزار میلیارد تومان از محل اصلاح قیمت های حامل انرژی در نظر گرفته است. حال برای بررسی اینکه این تدبیر به این صورت مثمر ثمر خواهد بود یا خیر، به نکته دوم اشاره می گردد.

نکته دوم: مبنای هدفمند سازی یارانه ها، اجرای عدالت اقتصادی و کاهش میانگین درآمد قشر ثروتمندان به درآمد فقرا بوده است. برای همین منظور وقتی سهمیه بندی بنزین صورت گرفت، بنزین سهمیه ای به ماشین های خارجی با حجم موتور بالای 1300 سی سی و خودروهای تولید داخل با حجم موتور بالای 2000 سی سی تعلق نمی گرفت و مبنای این تصمیم این بود که این خودروها عمدتا از آن ثروتمندان است.

حذف سهمیه بندی و آزاد سازی قیمت بنزین برای همگان و تخصیص منابع آن برای ایجاد اشتغال شاید به ظاهر تصمیم درستی به نظر برسد ولی عدالت اقتصادی را منجر نخواهد شد، چرا که از یک سو به قشر ضعیف جامعه فشار اقتصادی وارد می کند و از سوی دیگر تنها برای عده ای با ایجاد اشتغال، افزایش درآمد به وجود خواهد آورد. قشر فقیر و نیازمند جامعه تنها افراد بیکار نیستند، بلکه بخش بزرگی از آن مردمی هستند که با کمبود درآمد ( نه بیکاری) مواجه اند.

با این وجود راه حل چیست؟

به نظر می رسد راه حل در افزایش قیمت بنزین برای قشر ثروتمند باشد، البته نه با مبنای میزان مصرف، چرا که درآمد بخش بزرگی از قشر نیازمند به کسب و کار در مشاغل حمل و نقل چه به صورت رسمی (تاکسی) و چه غیر رسمی است و میزان مصرف آنها عمدتا بالا است. با این وجود راه حل در افزایش دو برابری قیمت بنزین برای خودروهای خارجی و یک و نیم برابری خودروهای گرانقیمت داخلی (خودروهای بالای 50 میلیون تومان) است. هم اکنون قریب به یک میلیون خودروی خارجی در داخل کشور در حال تردد است که بخش بزرگی از مصرف بنزین کشور (مخصوصا خودروهای شاسی بلند) را به خود اختصاص داده اند.

همین مدل را می توان با افزایش قیمت در برق و گاز برای ثروتمندان تعمیم داد. با توجه به دسترسی به اطلاعات حساب بانکی، بورس و مالیاتی تمامی افراد جامعه از سوی دولت، امکان تشخیص میزان سطح رفاه برای تمام آحاد جامعه وجود دارد.

مطمئنا با هدفمند کردن اختصاص یارانه میان قشر ضعیف و ثروتمند جامعه و تخصیص درآمد کسب شده به امر تولید و اشتغال می توان به کاهش فقر و افزایش میانگین رفاه جامعه دست پیدا کرد و گام های جدی در اجرای عدالت اقتصادی برداشت.



 

 

 

دروپال طراحی سایت آموزش مجازی lms

 

 

 

 

 


 

 

x