هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
دوشنبه، 20 آذر 1396
ساعت 05:49
به روز شده در :

 

 

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‎های اجتماعی دنبال کنید

 

شنبه 20 آبان 1396 ساعت 14:53 2017-11-11 14:53:53
شناسه خبر : 279533
«وقت بودن» عنوان رمان «جلیل سامان» است. فیلمسازی که با «ارمغان تاریکی» به شهرت رسید و در «پروانه» و «نفس» توان خود در این عرصه را ثابت کرد. این رمان در واقع قصه ای است که سامان بنای ساختن سریال آن را داشته  اما به دلایلی تولید آن به تعویق افتاده است. با این وجود کیفیت این کتاب باعث شده که نویسنده مخاطب خود را نه در برابر یک اثر که ناگزیر مسیر انتشارش تغییر کرده بلکه در مواجهه با یک قصه ی خوب و روان قرار دهد.
«وقت بودن» عنوان رمان «جلیل سامان» است. فیلمسازی که با «ارمغان تاریکی» به شهرت رسید و در «پروانه» و «نفس» توان خود در این عرصه را ثابت کرد. این رمان در واقع قصه ای است که سامان بنای ساختن سریال آن را داشته اما به دلایلی تولید آن به تعویق افتاده است. با این وجود کیفیت این کتاب باعث شده که نویسنده مخاطب خود را نه در برابر یک اثر که ناگزیر مسیر انتشارش تغییر کرده بلکه در مواجهه با یک قصه ی خوب و روان قرار دهد.
گروه فرهنگی - رجانیوز: وقتی قصه گویی بلد باشی و البته قصه گفتن و داشتن روایت برای مسئله اصلی در نوشتن باشد تفاوتی نمی کند که متن یک سریال را مینویسی یا قرار است خالق رمانی برای مخاطبین کتاب باشی در هر دو حالت موفق  به تولید یک اثر قابل قبول خواهی شد. 
 
این اتفاق برای «جلیل سامان» پس از انتشار رمان «وقت بودن» افتاده است. رمانی که سامان در مقدمه اش اشاره می کند که قرار بر این بوده که متن یک سریال باشد اما به دلایلی ساخت آن به تعویق افتاده است. 
 
با این حال اگر مخاطب این کتاب شدید خود را در برابر یک فیلمنامه ای که به زور قالبش را تغییر داده نمی یابید و اتفاقا اگر از پیش ندانید که نویسنده ی این کتاب کارگردانی خوش دست در تلویزیون است گمان می کنید که مشغول خواندن کتاب یکی از نویسندگان خوش قلم حوزه ادبیات هستید. 
 
 
سامان به دلیل شناختش از قصه و روایت به خوبی توانسته دست مخاطبش را بگیرد و او را به یکی از رمزآلودترین مناظق این کشور ببرد و در میان فرهنگی اعجاب برانگیز قصه ای پر تب و تاب را برایش تعریف کند. قصه ای که در جای جای آن به خوبی آداب و احوال مردمان آن دیار بیان می شود و خواننده خود را مسافر این مسیر می یابد. 
 
تقابل میان خیر و شر و مردمانی که گاهی جبر اقلیم عجیبشان آن ها را وادار به برخی رفتار ها می کند به خوبی در این قصه بیان شده است. اینکه چگونه برخی تعصبات اشتباه تیشه به بنیان خانواده ای می زنند و مرد این خانواده را مجبور به گرفتن تصمیمی جاهلانه می کنند. 
 
از طرفی شاید بتوان گفت قصه هایی همچون ماجرای این کتاب بیش از چندید اثر مکتوب پژوهشی ما را با شرایط و مسائل اقلیم چالش برانگیز سیستان و بلوچستان آشنا کند. قصه هایی که اگر چه از دل پژوهش هایی دقیق و شناخت آداب و فرهنگ آن دیار به دست می آید اما برای درک عمومی از مناطق مختلف کشور برای مخاطب اتفاق مناسب تری محسوب می شود .
 
بیان عفیفانه ی عشقی آتشین اسیر در بازی های تلخ روزگار شیرینی خاصی به قصه ی این رمان داده و مخاطب را همراه با شخصیت اصلی قصه در بزنگاه هایی درگیر گرفتن تصمیم هایی می کند که نتیجه ی هر کدام نسبتی با این عشق و سرنوشت فرزندی که حاصل این عشق است دارد. 
 
 
با این وجود در کنار همه ی این محاسن شاید اگر جلیل سامان از همان ابتدا این رمان را به قصد تولید سریال ننوشته بود و با در نظر گرفتن محدودیات های تولید سریال در آن منطقه قصه را طراحی نمی کرد این امکان را می داشت تا خیالش را بیش از این مقدار به پرواز در آورد و ما را با بخش های دیگری از این روایت نیز آشنا کند. 
 
اگر چه آن چه در بخش آخر گفته شد را نمی توان  برای «وقت بودن» به عنوان یک ضعف جدی قلمداد کرد چرا که ما در مجموع با اثری منسجم و روان با قصه ای که قواعد روایت به خوبی در آن رعایت شده است مواجهیم. اتفاقی که نه تنها مخاطب را به اتفاقی نبودن موفقیت سریال های «جلیل سامان» مطمئن میکند بلکه نسبت به ورود وی به حوزه ادبیات نیز امیدوار می کند. 
 


 

 

 

دروپال طراحی سایت آموزش مجازی lms

 

 

 

 

 


 

 

x