هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
دوشنبه، 31 ارديبهشت 1397
ساعت 05:23
به روز شده در :

 

 

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‎های اجتماعی دنبال کنید

 

سه شنبه 17 مرداد 1396 ساعت 13:55 2017-8-8 13:55:44
شناسه خبر : 274589
پرسش این است که تبعیت یعنی چه و حدود و ثغور آن کدام است؟ بازی با الفاظ که مشکلی را حل نمی‎کند. مثلا اگر آقای احمدی‎نژاد به آقای مشایی بگویند در انتخابات کاندیدا نشو و به صلاح تو نیست اما برود کاندیدا شود، تبعیت کرده است؟! اگر کاندیدا نشود، عقلش را تعطیل کرده و ولایت‎بسنده است؟...
پرسش این است که تبعیت یعنی چه و حدود و ثغور آن کدام است؟ بازی با الفاظ که مشکلی را حل نمی‎کند. مثلا اگر آقای احمدی‎نژاد به آقای مشایی بگویند در انتخابات کاندیدا نشو و به صلاح تو نیست اما برود کاندیدا شود، تبعیت کرده است؟! اگر کاندیدا نشود، عقلش را تعطیل کرده و ولایت‎بسنده است؟...
رجانیوز - گروه سیاسی:"قبله" خواندن احمدی‎نژاد، "گناهکار" خواندن کسانی که از او عقب‎تر باشند و نیز "فاقد موضوعیت" خواندن کسانی که از او جلوتر باشند، این روزها برای مشایی حسابی دردسرساز شده و حتی انتقاد برخی حامیان احمدی‎نژاد را نیز برانگیخته. مسئله اساساً در این نوشتار بیش از اینکه نقد و رد تفکر آقای مشایی و همراهانش باشد، پرسشی تئوریک از چیستی ولایتمداری در لسان کسانی است که مدتهاست جریان مقابل خود را به ولایت‎معاشی، ولایت‎بسندگی و... متهم می‎کنند و بدنه‎شان گاه تا تمسخر رهبری و نفی لزوم تبعیت از دستورات او پیش رفته.
 
به گزارش رجانیوز مشایی در توضیح اظهارات قبلی خود ضمن اینکه ترجیح داد این بار از واژه‎هایی چون "گناهکار" استفاده نکند، تصریح کرد:«مفهوم حرف بنده، تبعیت آحاد یک جریان یا جنبش از فرمانده خود است، که بدیهی و غیر قابل اجتناب است. این به معنای ممنوعیت نقد قول و فعل فرمانده نیست. این معنا را معصومین(ع) نیز نفی نفرمودند، چه برسد به افراد غیر معصوم! نقد در جای خود و تبعیت در جای خود. سوال و شبهه و انتقاد با منع منتفی نمی‌شود، بلکه در این صورت به دلیل عدم طرح و روشنگری لازم، باقی می ماند و از درون فرد و سیستم را خواهد خورد و از طرف دیگر امکان اصلاح خطای محتمل را منتفی می‌سازد. این باور بنده است.»
 
ضمن پابرجا و قابل رجوع بودنِ اشکالات قبلی، در خصوص این اظهارات جدید نیز نکات متعددی در خور طرح است:
 
1- اینکه این جریان از جایگاه نقد نسبت به فرمانده‎اش سخن می‎گوید، چه نسبتی با سایر اظهارات متعارض دارد؟ به عنوان نمونه آقای بقایی تصریح می‎کند:«ایشان(احمدی‎نژاد) بگوید بمیر، ما فقط می‎پرسیم چطوری؟ نمی‎گویم چرا؟ همین! آقای احمدی‎نژاد بگوید بقایی! بمیر! می‎گویم چطوری؟ والله، والله، والله! آقای احمدی‎نژاد مرد امام زمان است؛ نیروی امام زمان است. یک عده كورند، نمی‎توانند ببینند.» آیا اینها ولایت‎بسندگی و تعطیل کردن عقل و خرد نیست؟
 
پیشتر یکی از حامیان همین جریان نوشته بود:«ولایت‌بسندگی یعنی عقلانیت جمعی -که رکن اساسی حرکت سلیم جامعه‌ی ایمانی در عصر غیبت است- را کنار بگذار و همه‌ی امور را به عقل یک نفر احاله بده! یعنی برای عقول تمامی انسان‌ها در بهترین حالت، شأن تذییل تحت عقل فقیه قائل شو! و چه بد کفران نعمتی‎ست این کار.»
 
اگر یک جوان انقلابی از رهبری با عنوان قبله یاد می‎کرد یا می‎گفت کسی از رهبری جلوتر بیافتد گناهکار است یا جملات آقای بقایی را بر زبان جاری می‎کرد که اگر "ایشان بگوید بمیر، ما فقط می‎پرسیم چطوری؟ نمی‎گویم چرا؟ همین!"، طرفداران این جریان چه برخوردی با او می‎کردند و چه قضاوتی داشتند؟ آیا این جریان که مدتهاست بر جوانان پاکی که از ولایتمداری سخن می‎گویند می‎تازد، فکر نمی‎کند خود در تبیین ولایتمداریِ بهاری‎اش مرزها را فرسنگ‎ها جابه‎جا کرده؟!
 
2- آقای مشایی تبعیت آحاد یک جریان یا جنبش را از فرمانده خود بدیهی و غیر قابل اجتناب دانسته است. پرسش این است که تبعیت یعنی چه و حدود و ثغور آن کدام است؟ بازی با الفاظ که مشکلی را حل نمی‎کند.
 
مثلا اگر آقای احمدی‎نژاد به آقای مشایی بگویند در انتخابات کاندیدا نشو و به صلاح تو نیست اما برود کاندیدا شود، تبعیت کرده است؟! 
 
اگر کاندیدا نشود، عقلش را تعطیل کرده و ولایت‎بسنده است؟
 
اگر آقای احمدی‎نژاد بنا به مصالحی فرمان صبر، آتش‎بس یا حمله دهد، لازم است بدنه ولو آنکه این فرمان را مخالف آرمانخواهی و عدالتخواهی می‎داند، از آن تبعیت کند؟ آیا بدنه حق دارد برخلاف نظر احمدی‎نژاد تمام تلاش خود را برای حذف یکی از حامیان او به بهانه‎ی اینکه به اندازه کافی آرمانخواه و انقلابی نیست به کار بندد؟
 
3- این تبعیت فقط در هدف و مقصد معنا دارد یا در مسیر، روش و شیوه هم قابل طرح است؟ یعنی مثلا در مسیر عدالتخواهی می‎توان با توجه به یکی بودن مقصد، روشی مخالف نظر فرمانده را اختیار کرد یا در روش هم باید نظر او را اخذ کنیم؟ بالاخره تکلیف حامیان آقای احمدی‎نژاد را مشخص کنید که چه باید بکنند و چقدر اختیار دارند!
 
اگر آقای احمدی‎نژاد افشاگری با آن شیوه در صحن مجلس را درست نداند و اساساً این روش را ذبح عدالتخواهی قلمداد کند و آن را خلاف شرع، عرف و اخلاق بداند، آقای مشایی و سایر دوستان ایشان باید این نظر را بپذیرند و تبعیت کنند؟ اگر آقای احمدی‎نژاد یک شیوه عدالتخواهی را تندروی و رادیکالیسم بداند یا شیوه‎ای دیگر را کندروی و تسامح قلمداد کند، باید بدنه‎ی احمدی‎نژادی نظر ایشان را ملاک قرار دهند یا چون مسئله، آرمانخواهی است، نباید در راه آرمانخواهی کوتاه آمد و هر کس با هر روش و شیوه و منشی که می‎خواهد باید برود آرمان‎ها را در کشور دنبال نماید و مخالف آرمان‎ها را ترور یا رسوا کند؟
 
اگر آقای احمدی‎نژاد از حیث روشی تبیین گفتمان امام راحل را بر مجادله سیاسی ارجح ببیند و بگوید به جای مجادله سیاسی الان لازم است به گفتمان‎سازی بپردازیم، بدنه باید این روش را قبول کند و اگر قبول نکند گناهکار است؟
 
4- آقای مشایی ضمن تأکید بر لزوم تبعیت تصریح کرده است:«این به معنای ممنوعیت نقد قول و فعل فرمانده نیست.» این هم اولِ بحث است. نقد یعنی چه و اصول و چارچوب آن کدام است؟ "اصولِ نقد" را از کجا می‎آید؟ آیا هر کس بر اساس سلیقه‎ی خود در در این جریان می‎تواند اصولی برای نقدش داشته باشد؟ مثلا اگر خود آقای مشایی برخلاف نظر آقای احمدی‎نژاد راهش را عملاً جدا کند، جریانی جداگانه راه بیاندازد و جمعی از حامیان احمدی‎نژاد را نیز به بهانه نقد پشت سر خودش راه بیاندازد، در چارچوب نقد فرمانده عمل کرده؟ آیا نقد، تاب جریان‎سازی علیه یا موازی فرمانده را دارد یا این هم مصداق گنهکار بودن قلمداد می‎شود؟ اگر جمعی ذیل پرچم آقای مشایی و به واسطه نوع نقش‎آفرینی او بی‎اعتقاد به تبعیت از فرمانده شدند و از نقد پا را فراتر گذاشتند و به نفی رسیدند، مشکلی پیش نمی‎آید؟ در چنین شرایطی آقای مشایی در این زمینه مسئول نیست؟
 
5- اینکه این جریان از لزوم تبعیت سخن می‎گوید و غیرتابعان را گناهکار می‎خواند، احیاناً موجب تقسیم‎بندی حامیان به "طرفداران ولایت" و "مخالفان ولایت" نمی‎شود؟ اساساً این تبعیت با انقلاب اسلامی نسبتی دارد یا مفهومی خودساخته و برای حفظ جایگاه خود است؟ عبدالرضا داوری:«بررسی سابقه واژه ولایتمداری نشان می دهد که این واژه هرگز در ادبیات انقلاب اسلامی از سال ۱۳۴۲ تا ۱۳۷۷، ظهور و بروزی نداشته و در شعارهای ملت ایران چه در دوران مبارزه با رژیم پهلوی و چه پس از آن در دوران پساپیروزی و حتی در دوران جنگ مطرح نشده است‌ به طوری که در وصایای شهدای دوران دفاع مقدس نیز از واژه ولایتمداری اثری مشاهده نمی‎شود.... صاحب این قلم معتقد است که بسط و گسترش واژه "ولایتمداران" و تاکید بر "ولایتمداری" در عرصه سیاسی، منجر به ورود عنصر "حمایت از ولایت فقیه و رهبری" به جناح‎بندی‎های موجود و تقسیم‎بندی جامعه به "طرفداران ولایت" و "مخالفان ولایت" می‎شود، لذا از اساس طرح چنین مفهومی در سپهر سیاست، موجب وارد کردن نهاد رهبری به عنوان نماد وحدت ملی در مناقشات سیاسی شده و جز آسیب‎رسانی به این نهاد فرادستی، نتیجه‎ای دیگر به بار نخواهد آورد.» 
 
بهتر نیست این جریان از تبعیت یا ولایت یا گناهکار بودن و نبودن سخنی نگوید تا وحدت در میان حامیانش حفظ شود و مثلِ این روزها بحث و حرف و حدیث در میان حامیانش بالا نگیرد؟!
 
آیا آقای مشایی با این اوصاف پرچم احمدی‎نژادی‎ها را دست خودش نگرفته و گوشه‎ای در یک حلقه تنگ نبرده؟ مشایی:«شما پرچم ولایت را برداشتید و گوشه‎ای بردید دست کسی هم نمی‎دهید این غلط است. ولایت فقیه آن چیزی نیست که شما با آن خط کشی بسازید و جامعه را تقسیم‎بندی کنید.»
 
6- آقای مشایی در سخنان پیشینش اینکه کسانی بگویند ما فقط مشایی را قبول داریم را صحیح ندانسته و بر فرمانده بودن آقای احمدی‎نژاد تأکید کرده. از نگاه سردمداران این جریان اگر کسی بگوید احمدی‎نژاد را قبول داریم اما رهبری را نه و این عبارات در گروه‎های تلگرامی حامی ایشان منتشر شود، چطور است؟ مثلا تصریح کند:«بنده یک مسلمان و شیعه اثنی عشری، احمدی‎نژادی‎ام و عاشق مهندس مظلوم مشایی. این یک اعتقاد قلبی است که از ذره ذره وجودم و اعماق قلبم نشات گرفته است و با هیچ چیز دیگری معاوضه نمی‎کنم... اعتقاد و التزامی به ولایت فقیه تحت نام علی خامنه‎ای نداشته و ندارم و نخواهم داشت.» آیا وصل کردن حامیان مشایی به احمدی‎نژاد اهمیت دارد و نیازمند موضع‎گیری است اما وصل کردن حامیان احمدی‎نژاد به رهبری مهم نیست؟
 
7- اگر تمسخر یا طعنه به آقای احمدی‎نژاد در میان حامیان مشایی باب شود، آیا او نگران می‎شود یا این چیزها در نسبت با فرمانده اهمیتی ندارد. مثلا(با توجه به محدودیت این نوشتار در انعکاس برخی اظهارنظرها) بنویسند:«#حضرت_آقا #پشت_بلندگو #خنده_حضار #الفاتحه.»، یا تصریح کنند:«حسن روحانی:"ارادتم به مقام معظم رهبری مربوط به 50 سال گذشته است و اینک هفتگی محضرشان می‌رسم؛‌ ایشان همواره بویژه در دو سه سال گذشته تاکید داشتند جامعه نباید دوقطبی شود." ارادت که یکطرفه نمی‎شه؛ یقیناً معظم له هم به #فرزندان_انقلاب  ارادت دارند، بخصوص از #پشت_بلندگو.» یا بگویند:«اردوکشی سبزها در سال 88 هر چند در کوتاه مدت باعث نشد آیت الله خامنه‎ای زیر بار بدعت تعیین اراده مردم در کف خیابان برود اما بوضوح نشان داد می‎شود با لشگر کشی در کف خیابان به خواسته‎های خود در بلند مدت رسید! حذف احمدی‎نژاد از #پشت_بلندگو  به بهانه #دو_قطبی شدن جامعه ثمره همان اردوکشی‎ها بود و لاغیر...» یا تصریح کنند:«کارویژه ولایت فقیه از نظر قانون اساسی، "ضمانت عدم انحراف سازمان‎های مختلف حکومت از وظایف اصیل اسلامی" آنهاست. این فقره یک معیار و شاخص برای سنجش به دست می‎دهد و می‎گوید که اگر در سازمان یا سازمان‎های مختلف حکومت انحرافی رخ داد، باید مسئولیت را متوجه کجا دانست.»
 
8- آیا اساساً آنچه در بدنه می‎گذرد اهمیتی دارد یا می‎توان راه خود را رفت ولو هر انحرافی در بدنه ایجاد شود و هر کس هر چه دلش خواست بگوید؟!
 
9- اساساً چه اتفاقی افتاده که این جریان نگران جلو افتادن یا عقب افتادن از احمدی‎نژاد شده است؟ آیا مشکلی را در بدنه حس کرده است؟ آن مشکل دقیقاً چیست و از کجا نشأن گرفته و آیا با توصیه اخلاقی قابل درمان است؟!
 
10- چه چیز برداشت شخصی یک نفر یعنی آقای احمدی‎نژاد را از مقصد و روش به برداشت معیار تبدیل می‎کند؟ چرا این جریان از رهبری با این اوصاف به عنوان فرمانده یاد نمی‎کند و برداشت او را معیار نمی‎داند؟
 
اینها پرسش است و پرسش مطابق مبنای خودِ این جریان که از نقد سخن می‎گوید رواست و پاسخش طبعاً ناسزا نیست!
 
نکته دیگر اینکه پاسخِ این پرسش‎ها نیز پاک کردن صورت مسئله نیست. نمی‎توان در پاسخ گفت اینها قوانین ماست؛ هرکس نمی‎خواهد برود در حزب و گروه انقلابی یا ضدانقلابی دیگر فعالیت کند یا اصلا از کشور برود بیرون یا برود بمیرد! پرسش دقیقا از اینجا آغاز می‎شود که اصول ولایتمداری شما برای کسانی که هم‎آرمان شما هستند و می‎خواهند همراه شما بمانند چیست؟ این ولایت فقیه جدید و ولایتمداریِ بهاری را از کجا آورده‎اید و چه ضوابطی دارد؟ آیا در تبیین این ضوابط از آن ولایتمداری که پیشتر نفی می‎کردید پا را فراتر نگذاشته‎اید و برای ولی‎فقیه خود جایگاهی رفیع‎تر در نظر نگرفته‎اید؟!


دیدگاه کاربران

درود بر یاران بهاری!
پیش بسوی بهار...

بالاغیرتا آیا جز این است که همین رفتاری که بهاریها با احمدی نژاد دارند شما با مصباح دارید و همان توجیهاتی که آنها برای قبله نامیدن احمدی نژاد می آورند شما هم در مورد مصباح می آورید؟ جالب اینکه اصلاح طلبان هم به روش مشابهی خاتمی را قبله خود می دانند.
همه شما شخص پرست هستید و حریت فکری خود را از دست داده اید. فقط توجیه برای این بت پرستی جدید می تراشید که آره فلانی بحث دیگری دارد و استثنا است و کوه بصیرت است و این قبیل اراجیف.

مگر همین جریان روزی از احمدی نژاد دفاع نکرد، اگر شخص پرست بود الان همراه با چرخش های احمدی نژاد و حامی آن بود؛ در حالی که همین جریان که تمام قد برای احمدی نژاد فقط و فقط به خاطر آرمان انقلاب اسلامی دفاع کرد و هزینه داد، اگر امروز خدایی نکرده آقای مصباح هم از این آرمان ها و بلکه بالاتر از او هم از خط کش ارزش های اسلامی منحرف شوند، قطعا از ایشان برخواهد گشت. این شما هستید که با عدم فهم دقیق از آرمان و ارزش انقلابی و اسلامی در شخص پرستی محض غوطه ورید و بقیه را به کیش خود پندارید!!

بحث شخص پرستی نیست اگر این روزها گرفتار و گوشه نشین و حاکمیت افراد ضد نظام و ترسو و نا انقلابی شدیم حاصل بی بصیرتی و افتادن در همین نقدهای من درآوردی است... درست می گه : با مقام معظم رهبری گفتن دارن ولایت فقیه و رهبری رو له می کنن .. ما می گیم آقا بی بصیرتی رو کنار بگذارید و یه ذره تحلیل و هوشمندی سیاسی داشته باشید..خواهشا

"بالاغیرتا آیا جز این است که همین رفتاری که بهاریها با احمدی نژاد دارند شما با مصباح دارید و همان توجیهاتی که آنها برای قبله نامیدن احمدی نژاد می آورند شما هم در مورد مصباح می آورید؟ " جوابت نه هست، و اینکه که بالاغیرتا چرت گفتی!

جالبه واقعا! آقای مصباح که رفتار و سکناتش فقط در چارچوب یک عالم دینی دلسوز و روشنگر بوده، اینجور شماها رو به صرافت انداخته بکوبیدش. لااقل دو نفری رو با هم مقایسه کن که اخلاق و معرفت و سوادشون اینقدر با هم فاصله نداشته باشه.

خیلی دقیق و زیبا بود. این اعجوبه ها رو ما بالا فرستادیم. خدا از سر تقصیرات ما بگذزد.

کسی که به تکلیف عمل کرده تقصیری ندارد. کسی هم که خود را تقصیر کار می داند یعنی اینکه در تکلیفش کوتاهی کرده است. براستی چه کسی اصلح از احمدی نژاد بود؟

آن روز تحت تاثیر رسانه ها بودید و امروز هم تحت تاثیر رسانه ها...
آن روز اشتباه کردید که از روی جو حمایت کردید و امروز هم اشتباه می کنید چون از روی جو دست از حمایت برداشتید

شما؟ کی باشی؟ چرا نتونستی تا حالا یه نماینده تو شورای شهر بفرستی بالا که حالا مدعی شدی؟
اولا" عنایت خداوند و اراده مردم ایشان را بالا فرستاد وگرنه شما همان سال 84 دنبال انصراف دکتر بنفع عالیجناب زرد رو بودید.
سال 88 هم که با تمام دشمنی با جریان بهار از ترس روی کار آمدن فتنه گران؛ سکوت کردید تا سال 90 که مستقیم خ.دتان مقابل ایشان و رهبری ایستادید!
از سال 92 ببعد هم که در حال همراهی با شیمون پرز جونتان هستید.
دیگر "ما بالا فرستادیم" تان چیست؟
شما مواظب باشید ارزش های اسلامی و انقلابی را که شهدای زیادی خونشان را برای اعتلای آن نثار کرده اند؛ تا قهقرای ماده پرستی؛ اشرافیت و فامیل بازی پایین نیاورید ؛ الباقی پیشکش!!!

سلام
چرا شما عی دارید جریانی که در حاشیه وانزواست را به صفحه اول بکشانید جریان احمدی نژاد در حاشیه است وانزوا شما با این جور تیتر زدن آنها را به متن اصلی تبدیل می کنید

همین که برای رجانیوز انقدر اهمیت دارد که علیه او و به اسم انتقاد از او بنویسد...
همین که دولت از سر ترسش به تحلیف دعوتش نکند...
همین که جماعت اصولگرا و اصلاح طلب دورادور ایستاده و سنگ می زنند فحش می دهند تخریب می کنند توهین می کنند و جرات جلوامدن ندارند...
همین که از مناظره با او فرار می کنند...
همین که به او حق دفاع نمی دهند...

حکایت از ان دارد که او در متن است نه در حاشیه و از وجودش در اضطراب و هراس اند نه از حضورش

زهی خیال باطل اتفاقا همین الان هم در کف جامعه رای اکثریت را دارد و اگر جای رئیسی بود روحانی رایی نداشت..مردم از دوران ریاست او تا حدودی رفاه و دلسوزی برای ملت را دیدند.. اونایی که الان دارن از حق مردم می خورن به احمدی نژاد تاختند تا کاسبی خودشون پابرجا باشه ...به متخصصین اقتصاد و صحبتهای غربی ها در مورد دولت احمدی نژاد مراجعه کن

حرف مشایی در محدوده طرفداران احمدی نژاد کاملا طبیعی است کما اینکه همین در محدوده طرفداران هر کسی طبیعی است و هیچ تداخلی با موضوع رهبری ندارد چون موضوع رهبری و ولایت فقیه و ولایت در حالت کلی در یک لایه بالاتر مطرح است نه در محدوده طرفداران یک شخص. برداشت شما از حرف مشایی اشتباه و چه بسا هم دانسته است که از آن بر علیه مشایی چماق درست کنید. و این نکته بعدی مهمی را می رساند و ان این که چرا شما هنوز هم که هنوز است از احمدی نژاد این قدر وحشت دارید؟ غیر از این است که درست تشخیص داده بود؟

پرسش هایتان که بی پاسخ نیست ولی ما هر چه مینویسیم منتشر نمیکنید (واقعا هم نوشته قبلی من که پاسخ مستدلی بود فاقد هر گونه توهینی بود). موضوع این است که خط مشی تان انسان را یاد حکوکت های کمونیستی بگیر و ببندی می اندازد. این کارها را میکنید حتی با احمدی نژادی که شما را از پستوها به متن برد و به شماها جرئت انتقاد از پدرخوانده داد، از آن طرف در انتخابات ها میگویید چرا مردم از ما میترسند. با یک عکس گرفتن با تتلو مردم شما را باور نمیکنند بلکه عملکرد بلندمدتتان را نگاه میکنند. اول به این پرسش به طور مستدل پاسخ دهید چه مسایلی باعث شد خط احمدی نژاد را انحرافی بنامید؟ رهبری تا به حال از جریان انحرافی صحبت کرده اند؟ یا مدام خطر فتنه را گوشزد میکردند؟ در میدان طراحی شده توسط پدرخوانده بازی کردید و دوباره خائنانه فتنه گران را بر مملکت حاکم نمودید. خوارج دقیقا چه کاری با علی (ع) کردند؟ به نظرم نوشته های اخیرتان هم فرار از عذاب وجدان است.

هر جریانی باید به اندازه ی اهمیت خود نقد شود و عیوب آن گفته شود و اهمیت بیشتر یک جریان مانع نقد جریانی که در اندازه خود اهمیت دارد نمی شود هرچند اهمیتش از جریان دیگر کمتر است بنابراین نقد و هوشیاری در برابر فتنه گران 88 مانع نقد جریان آقای مشایی نمی شود. همچنین نقد جریان آقای مشایی مانع نقد سایر جریانات به اصطلاح اصولگرا نیست و آنها هم باید نقد شوند
اما سابقه ی درخشان فردی دلیل نمی شود که وی همیشه به آن خط و مشی پایبند باشد و ملاک پایبندی هم گفتارها و رفتارهای آن فرد است که مشخص میکند چقدر پایبندی وجود دارد.
در این گزارش و گزارش قبلی رجا، حرفها و رفتارهای یک جریان نقد شده است که این نقد هم میتواند خودش اشکالاتی داشته باشد که میطلبد دوستان گزارش را با دقت از ابتدا تا انتها بخوانند و هرجا از گزارش که به نظرشان اشتباه است دقیقا به آن قسمت اشاره کنند و اشتباه آنرا با بیان محکم و شفاف بدون توهین و فرافکنی و با دلیل محکم جواب بدهند

اینکه رهبری عنوان "جریان انحرافی" را بکار نبرده اند دلیل این نیست که افراد جریان آقای مشایی اشتباهی در رفتار و گفتار خود ندارند مثلا در بحث های آقای مشایی در مورد ایران باستان رهبری موضع داشتند و آنرا نقد کردند و بنابر فرمایش خود رهبری معظم دانشجویان و اصحاب نظر نباید منتظر بنشینند که رهبری در مورد چیزی اظهار نظر کنند تا آنها هم نظر دهند بلکه هرجا که احساس کردند اشتباه و خطایی است باید آنرا تذکر دهند گرچه ممکن است در تشخیص خود خطا کرده باشند و این را امام علی علیه السلام در مقایسه اصحاب خود در وصف جناب مالک اشتر بیان میکنند که منتظر امر امام نمی ماند بلکه خود تشخیص میداد که این با نظر و خواست امام هماهنگ نیست و خود به اصلاح آن میپرداخت درحالیکه سایر اصحاب با نظر و فرمان امام اقدام میکردند

حرف های ایشان کاملا درست و منطقی بود.

مشکل شما اینه که ایشان ردا بر تن ندارند و الا همان چیزهایی میگویند که میدانید درست است!

یکی از ادعاهایی که در مورد آقای مشایی و احمدی نژاد مطرح می شود این است که ایشان اهل دل و اهل عرفان است؛ آقایان اگر ذره ای برایشان عرفان و عرفای حقه مهم است، می توانند به عنوان نمونه نگاهی به نظرات عارف عارف کامل معاصر علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی(ره) و به عنوان نمونه کتاب ولی فقیه ایشان بیاندازند. علامه طهرانی عارف واصلی بودند که تمام مراتب باطنی و سیر عرفانی خود را به اذعان بزرگان اهل علم و معرفت طی کرده بودند. ایشان با اشراف علمی و باطنی و معرفتی بی نظیر، مهمترین حامی وضع «ولایت مطلقه فقیه» در قانون اساسی بودند و حتی زمانی که شورای بررسی قانون اساسی صرفا به ولایت فقیه بسنده کرده بود، ایشان مستقیم با امام و هم از طریق شهید مطهری به طور واسطه با تمام وجود از گنجاندن واژه مطلقه در کنار ولایت فقیه دفاع کرده و در نهایت این اتفاق در قانون اساسی افتاد. امثال آقای داوری هم که ظاهرا هر از گاهی چرخش مواضع مختلف بنا به وضعیت مربوطه دارند! اگر اهل تحلیل باشد باید بداند که شاخص ولایتمداری زمانی مورد توجه ویژه قرار گرفت که فضای سیاسی جامعه توسط برخی زنجیره ای ها به شدت به سمت زدن جایگاه و اصل ولایت فقیه پیش می رفت و پرواضح است که باید برای حفظ این جایگاه الهی و قانونی و دینی باید مرزبندی روشنی انجام می گرفت.
به هرحال در کل تناقضات فکری این آقایان انگشت شمار اطراف احمدی نژاد را باید ناشی از التقاط فکری و برزخ اعتقادی دانست که به علت فقدان شاخص درست دینی انقلابی، منجر به بروز و ظهورات عجیب مواضع آنها می شود.

کاملا واضح است که این مطلب را یکی از عزیزانی نوشته که قلبا و عملا ارادات تام به احمدی نژاد داشته و دارد و خوشبینانه هنوز به دنبال راه حل برای حامیان دوآتشه فاقد منطق احمدی نژادیسم هایی است که نه عدالتخواهی برای شان اهمیت دارد و نه آرمان و اصول که اگر داشتند باید می فهمدیدند که رهبر معظم انقلاب به عنوان ولی فقیه شاخص اخص همه این آرمان ها و ارزش هاست. اساسا برای کسی که دستش به شاخص ولایت بند است، چه نیازی به این همه تقلا برای افرادی است که هیچ التزامی به آرمان های انقلابی و اسلامی جز آنچه مورد تفسیر و تایید مشایی و بقایی و احمدی نژاد است، ندارند. پرداختن بیش از حد رجانیوز آن هم با این ادبیات یکی از حامیان فرقه احمدی نژاد جز ایجاد یاس و ناامیدی از این رسانه در بین حامیان واقعی ولایت و انقلاب که تمام قد برای شخص احمدی نژاد و آرمان های فراموش شده اش هزینه کردند و امروز بار سنگین تبعات ندانم کاری های او و اطرافیان بسیار تنگش را می خورند، نخواهد داشت.

لیاقت شما همان لاریجانی ها و قالیباف ها و رییسی ها و جلیلی ها و روحانی هاست، اگر محمود نبود شما فرصت ظهور نداشتید، اگر امروز جرئت انتشار چهار مطلب هم دارید به دلیل فضای بازی است که محمود ایجاد کرد. در جهل مرکب خویش بمانید تا بپوسید.
با آن همه تخریب با آن همه بایکوت رسانه ای، با آن همه ادعا نتوانستید بر رگده محمد سوار شوید و به قدرت برسید؛ آب را همان جایی بریزید که می سوزد.
از فردای انتخابات روزی نبوده که به خاطر رای دادن به رییسی احساس پشیمانی نکنم.
دیوارکشی در خونتان است، آن قدر دیوارهای ذهنی کشیده اید که دیوارهای فیزیکی در مقابلش گم است.

خیلی کنجکاوم بدونم نوچه های مشائی در ایران و جهان، روی هم چند نفرن(((: خوش باشید با عسلتون...

ظاهرا توهم خود مطلق انگاری احمدی نژاد در سلول های بدنه اقلیت حامی اش هم چنان نفوذ کرده که فراموش کردند این احمدی نژاد بود که با استفاده از ادبیات انقلاب و ارزش های اسلامی و مبتنی بر آرمان ها و منویات ولایت فقیه توانست یک موج بزرگ در جامعه ایجاد کند به نحوی که نیروهای انقلابی (همچون همین رجا) با بودجه شخصی و خون دل های همدلانه توانستند در وسط امپراطوری زنجیره ای هایی که به بودجه های کلان نفتی و کارتلی وصل بودند، راهی برای حمایت از گفتمان سوم تیر باز کنند و شرایط را برای حمایت و همدلی آحاد جریان انقلابی برای دفاع از پرچم سوم تیر فراهم کنند. امثال شما که بالاترین هزینتون کف زدن تو مراسم های بهاری و بهار بهار گفتن بوده حالا حالاها خیلی مونده تا بتوانید عمق هزینه ای که در وهله اول شخص رهبر معظم انقلاب و بعد جریان انقلابی برای تنفس جریان سوم تیر و شخص احمدی نژاد آنهم به نیت قوت گرفتن و احیاء ارزش های دینی و اسلامی و انقلابی رقم زدند متوجه بشید. اگر ندانم کاری های این حلقه تنگ کذایی به ویژه در دور دوم بود رقم نمی زد، امروز جریان انقلابی بار سخت ارتجاع به گفتمان لیبرال مقابل آرمان های انقلابی را تحمل نمی کرد. دیوار را کسانی دور خود می کشند که در اثر توهم و خودبزرگ بینی و خودمطلق انگاری، خود را بی نیاز از آرمان های انقلاب و حمایت مردم انقلابی و اسلامی می بینند و مثل سران فتنه ای که امروز در حصر خودکرده اسیرند، نمکدان نظامی را که با قوت و قواعدش بزرگ شدند و رشد پیدا کردند را ناجوانمردانه می شکانند و جالب است که خود را هم طلبکار و نظام و انقلاب و مردم انقلابی و ولایتی که ولی نعمتشان را بدهکار به خود می دانند!

زنده باد بهار
زنده باد احمدی نژاد
بهار می آید حتی اگر همه گل ها را بچینید

سلام،
کینه ادکتر حمدی نژاد شمارا کور و کر کرده و فقط دنباله بهانه می گردید.

و با کمال تاسف این این کینه و کری و کوری دوطرفه است.

*دقیقا این جریان شده مانند جریان سازمان منافقین خلق مگر مسعود رجوی چی به افرادش می گفت دقیقا همین سخنان امثال مشایی*

محض اطلاع شما حرف می زنم
چشم و گوشت رو بستی فقط داری بلند بلند شعار میدی
من که دارم بهت پیام میدم هم حامی احمدی نژادم هم عاشق امام خامنه ایم مداح مورد علاقه من میثم مطیعیه و همیشه تو مجلسش هستم و تو انتخابات به رئیسی رای دادم
تازه خیلی افراد رو میشناسم که به کاندیدا های موجود رای دادند وتازه جزو اون 1 میلیونی که به احمدی نژاد رای دادن نیستن
به نظرم شما اصول گرا های تنگ نظر عمارنما منافقین ...
خیلی جالبه که به این راحتی به مردم انگ منافق بودن می زنین و این سایت به ظاهر ولایت مدار هم با وجود نوشتن این که نباید توهین بشه ، حرف کسی که به این راحتی به دیگران تهمت می زنه رو منتشر میکنه
وای بر شما ریا کاران ....


احمدی نژاد مردانه ایستاد ولی یک عده که دنبال گندم ری بودند عرصه مقاومت را تنها گذاشتند و مردم نگذاشتند که آنها به گندم ری برسند.

مشایی بد است، حرف شما قبول. در رابطه با ولایتپذیری رییس جمهور مستقر و معاون اول پاکدستش آیا حساسیت دارید؟؟
شکست در انتخابات از روحانی، با حمله به احمدی نژادی ها تسکین نمی یابد

تنها راه حركت در مسير جريان بهار است زنده باد مصدق زنده باد احمدي نژاد زنده باد فاطمي زنده باد مشايي زنده باد حلبي

البته غافل نشویم مردم به واسطه خواص مومن که به امام امت اعتقاد دارند وصل میشوند.
مردم ابتدا به خواص و سپس به امام وصل میشوند.

نقش علامه مصباح و سایر عماران پس از فتنه ۸۸ را به یاد آرید

اولویت همه ی احمدی نژادی ها و خود آقای احمدی نژاد فقط و فقط رهبری است!
شما با منطق و تحلیل عمل نگاه کنید و اگر یک مخالفت با رهبری و دفاع نکردن از ایشان پیدا کردید، من هم با شما هم پیمان میشم! ولایتمداری اصل است که اصل است! ما اگر بیشتر از امثال شما به ولایتمداری معتقد نباشیم، مطمئنا کمتر از شما هم نیستیم!
کافیست یکجا مخالفت با ولایت و ولایتمداری و یا رهبری معظم از احمدی نژاد ببینیم؛ به والله قسم او را کنار می گذاریم! اما تا به حال هیچ چیزی ندیدیم بجز اتهام های بی سند و تبرئه شدن احمدی نژاد از اتهاماتتان توسط رهبری معظم!
خواهشا با منطق و اصول صحبت کنید!
ما احمدی نژاد را راه خود نمی دانیم، بلکه تفکر او که همان تفکر مالک اشتر ها است را ره خود میدانیم و بر آن خواهیم بود!
مشایی و امثالهم نیز اگر از این راه خارج شوند، باید بروند و بمیرند!
فقط یکبار ملاک های ولایتمداری را از زبان ائمه بخوانید و یا حداقل از زبان رهبری بخوانید و در کارنامه ی احمدی نژاد و تفکر او و یارانش جست و جو کنید! آنوقت خواهید فهمید که احمدی نژاد خیلی بیشتر از خودعمار پندار ها ولایتمدار تر است....

رئیس جمهور فعلی ثابت کرده که ولایتمدار نیست. این به جای خود محفوظ ولی آیا عدم ولایت پذیری وی، دلیلی بر ولایت پذیری گروه بهاریها میشود!!! بزرگترین اشکال مشئولین این کشور این است که در مقابل نقد به جای پاسخگوئی شفاف، یا فحاشی میکنند به منتقد یا میگویند چون جناح رقیب ما هم این کار را میکند پس کار ما هم صحیح است و از این دست توجیهات. لطفا اگر به نظر هواداران جریان بهاری این انتقتد وارد نیست بصورت منطقی دلایل خود را بیان کنند، نه اینکه به رفتار جناح رقیب استناد کنند!

آقایان رجانیوز؛ احمدی نژاد را همین شماها و امثال آقای مصباح یزدی و مهرداد بذرپاش ها و برخی دیگر از بزرگان حوزه بزرگش کردند و به جایگاه ریاست جمهوری رساندند و امروز که او جریان سازی می کند شماها مثل کسی می مانید که بگوید: کی بود کی بود من نبودم!!

چه کسی گفته که آقای احمدی نژاد را مصباح یزدی و مهرداد بذرپاش ها بزرگ کردند؟؟؟

اصلا چه کسی مهرداد بذرپاش و امثال آن را تا قبل 84 میشناخت؟ آقا ی احمدی نژاد اولین بار به ایشان و امثال لنکرانی ها را پست داد. اشتباه داستان را تفسیر نکنید. اما این دوستان خنجر از پشت زدند برخی ها البته.

در ضمن آقای احمدی نژاد از روز اول ارتباطی با جناب مصباح نداشتند.

اگر اینان توانایی رییس جمهور کردن دکتر احمدی نژاد را داشتند در سال 92 جلیلی را رییس جمهور می کردند! کما اینکه به هر دری هم زدند اما 4 میلیون هم نشد!

نامزد اصولگرایی نه سال 84 و نه سال 88 احمدی نژاد نبود. هیچ حمایت رسمی هم نکردندآ اگر هم حمایتی بود مجبور بودند !

من به شخصه فکر میکنم که احمدی نژاد جای خود و حضرت علامه به جای خود. مگر میشود این دو را مقایسه کرد؟ حضرت علامه فقیه و احمدی نژاد به عنوان مامور اجرایی خدمت میکرد. احمدی نژاد از دل مردم برخاست و در خدمت مردم بود. ولی آقا زاده ها عرصه را تنگ یافتند و با فشار از حضور احمدی نژاد برای خدمت به مردم ممانعت کردند.

نه احمدی نژاد قدر حمایت اصولگرایان را دانست و نه اصولگرایان قدر احمدی نژاد را و این چنین هردو زانوی غم گرفته و مغموم در گوشه ای هستند

فعلا که اصولگرایان و اصلاحطلب ها و اعتدالیها همه مایه ضرر نظام و ارزشهای انقلابی هستند

اطاعت از آن خداست و از آن نبی او و از آن اولی به امری از خود مردم . رابطه طولی است و نه عرضی . لذا اعتبار در طول بودن است و نه در عرض بودن . از معصوم نقل شده که اولی به امر , فقیه عادل عالم ..... است و حد اطاعت , ماندن در این محدوده . مولا علی محدوده ولایت را اینطور فرموده : حکومت (اولی به امر ) بر مرمان حقی دارد و مردم بر او حقی برابر . حق حکونت(ولی) اطاعت مردمان است و حق مردم پاسخگویی (در محدوده ماندن) حکومت . تشخیص اولی به امر بر آگاهان (علمای دین) است که به علم و عدل و تقوای مدعیان واقفند . نه مردمی که سر در کار روزمره دارند . که نبی مکرم فرمود جماعت علما امت من به خطا نمی روند (اهل سنت به زعم من کلمه "علما" را در این بیان ندیده اند ). لذا احمدی نژادها و خاتمی ها و ..... در این سکوی والا چه جایی توانند داشت . آنان خود مریدند و نه مراد . حال کمی بالاتراز دیگران . کمی پایین تر از دیگران.

والا من حرف زیادی ندارم الا اینکه کاش همه مثل احمدی نژاد مردمی باشن. لااقل مردمی بودنش برا کسی پوشیده نیست. این انحرافی و اصولگرا و اصلاح طلبی هم بازی سیاسته.
x