هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
سه شنبه، 4 مهر 1396
ساعت 23:33
به روز شده در :

 

 

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‎های اجتماعی دنبال کنید

 

پنجشنبه 18 خرداد 1396 ساعت 14:39 2017-6-8 14:39:35
شناسه خبر : 271851
اصلاح‌طلبان پس از پیروزی در انتخابات شورای شهر تهران و برخی شهرهای دیگر پیشاپیش از نتیجه عملکرد خود و وعده‌های داده شده، ترسیدند و با استفاده از تاکتیک چهار سال گذشته‌ خود و روحانی  در دفاع از دولت یازدهم که مبتنی بر سیاه‌نمایی از دوران گذشته بود، سعی دارند از زیر بار پاسخگویی به مردم در آینده فرار کنند.
 
انتقاداتی که از سوی روحانی و جهانگیری از یک سوی در مناظرات انتخاباتی و اصلاح‌طلبان از سوی دیگر در تبلیغات انتخابات شورای شهر به عملکرد قالیباف وارد شد، سبب افزایش انتظارات مردم تهران از شهردار اصلاحطلب آینده تهران خواهد شد؛ شهرداری که باید بدون فروش تراکم عملکردی همچون قالیباف داشته باشد. در این یادداشت قصد میزان کارآمدی شورای شهر جدید و گزینه‌های احتمالی شهرداری تهران را ندارم و هدف نمایش رویکرد لمپنیسم جریان اصلاح‌طلبی به مسائل و موضوعات اجتماعی و سیاسی کشور می‌باشد. 
 
یکی از چهره‌های اصلاح‌طلبی که در ادامه سیاست همیشگی جریان اصلاح‌طلبی در استفاده از تحویل گرفتن مسئولیت در شرایط بحرانی و خرابه در این روزها یادداشت‌ها و مصاحبه‌های گوناگونی انجام می‌دهد صادق زیباکلام است. وی بیان کرده است "قالیباف کوله‌باری از بدبختی برای اصلاحطلبان به جای گذاشته است و از اصولگرایان همان برنامه‌ای که برای دولت روحانی پیاده کردند، روی آنها نیز پیاده می‌کنند و دائما خواهند پرسید که شما چه کرده اید؟ اگر نگاهی به تهران بیایندازید، متوجه می شوید که این شهر در نتیجه بیش از یک دهه مدیریت قالیباف به جنگلی از بتن و برج های بلند تبدیل شده است. شهری که به بهای از بین رفتن فضای سبز و باغ ها، ساخت و سازهای زیادی در آن صورت گرفته است. بعلاوه، در ساخت مترو که قرار بود سالی 30 کیومتر به مترو افزوده شود، در عمل هفت الی هشت کیلومتر ظرف 12 سال گذشته اضافه شده است."
 
سؤالی پیش می‌آید که قالیباف 12 سال شهردار تهران بوده است و در شورای شهر سوم با کمک اصلاح‌طلبان شهردار تهران باقی ماند؛ چرا همان زمان بخشی از اصولگرایان انتقاداتی شبیه انتقادات امروز اصلاحطلبان مانند تراکم فروشی و ... به شهردار تهران داشتند، مورد حمایت اصلاحطلبان و امثال صادق زیباکلام قرار نگرفتند؟ یا دادن مجوز فروشگاه‌های بزرگ تجاری و مال‌های عظیم هر چند برای شهر تهران درآمدزایی داشته است ولی بر ضد سیاست کلی نظام در حمایت از تولید بوده است، این مال‌ها به مکانی برای فروش کالای وارداتی و به ویژه قاچاق تبدیل می‌شوند، زیرا اجاره واحدهای آن برای فروش کالای داخلی عموماً صرفه ندارد. ولی چرا همین اصلاح‌طلبان از اقدام آقای رئیسی در فروش مال‌های تجاری آستان قدس و عدم ورود آستان به این حوزه تمجید و تقدیر نکردند؟ 
 
 آیا این رفتار آنها از ویژگی بارز جریان اصلاحطلبی که یک جریان هوچی‌گر می‌باشد نشأت نگرفته است؟ برای نمونه تنها به اظهارات صادق زیباکلام در سال 91 در تمجید قالیباف اشاره می‌کنم؛ زیباکلام قالبیاف را بهترین گزینه برای انتخابات ریاست‌جمهوری سال 92 برای اصلاح‌طلبان معرفی می‌نماید: "اجماع اصلاح‌طلبان باید بیاید و پشت قالیباف قرار بگیرد. دلیلش هم خیلی ساده و روشن است. خدمتی که قالیباف می‌تواند برای امیال و آرزوهای اصلاح‌طلبان انجام بدهد، در چهار سال ریاست جمهوری‌اش از تیر ماه 92 به بعد، یک‌دهم و یک‌صدمش را یک رئیس‌جمهور اصلاح‌طلب نمی‌تواند انجام بدهد؛ یعنی آقای عارف بسیار رئیس‌جمهور ایده‌آلی برای اصلاح‌طلبان خواهد بود، ولی سئوال اساسی این است که رئیس‌جمهوری به نام محمدرضا عارف چقدر می‌تواند در جهت اصلاحات گام بردارد و رئیس‌جمهوری به نام محمدباقر قالیباف چقدر می‌تواند برای اصلاحات و اصلاح‌طلبی گام بردارد؟ نباید تردیدی به خودمان بدهیم که آقای قالیباف از قدرت بسیار بیشتری از آقای عارف برخوردار خواهد شد!" پس از آن به دلایل خود برای معرفی قالیباف برای انتخابات ریاست‌جمهوری به مدیریت قابل دفاعش در شهرداری و نیروی انتظامی اشاره می‌کند و بیان می‌نماید: "قالیباف شخصیت مستقلی است و کارنامه ایشان در شهرداری، کارنامه بسیار موفقی بوده است.  دست‌کم من تا الان از او نظرات تنگ‌نظرانه و نظراتی که مغایر با دموکراسی‌خواهی باشد، ندیده‌ام. در زمانی که ایشان رئیس پلیس بود، پلیس را به صورت یک عامل سرکوب درنیاورده بود و به نظر من ما باید واقعیات را در نظر بگیریم. همین چند نکته ساده کافی است که در بین نامزدهای دیگری که هستند، بیاییم و از آقای قالیباف حمایت کنیم."
 
تمجیداتی شبیه اظهارات زیباکلام از قالیباف در طیف اصلاح‌طلبان در دوره دولت احمدی‌نژاد بسیار دیده می‌شد زیرا تیم رسانه‌ای شهرداری و قالیباف در صف نخست تخریب دولت قبل بودند. کسانی که امروز قالیباف را متهم به حملات گازانبری می‌کردند چرا در سال 91 و قبل از آن نظرات دیگری از مدیریت وی در نیروی انتظامی داشتند؟ 
 
متأسفانه فضای رسانه‌ای به ویژه در حوزه شبکه‌های اجتماعی به سمتی رفته است که طیفی که صرفاً به هوچی‌گری سیاسی و تبدیل عرصه سیاسی حتی در بخش نخبگانی و دانشگاهی به سطح لمپنی دارد می‌تواند بخش مهمی از آن را در اختیار خود داشته باشد و لیست‌هایی در این فضاها بیشتر تبلیغ می‌شوند که از کمترین تخصص لازم و کمترین سنخیت با مشکلات مردم برخوردارند. همانگونه در انتخابات مجلس شاهد بودیم لیست امید در حالی در تهران پیروز شد که حتی یک اقتصاددان در آن نبود یا اعضای لیست امید در بسیاری از کلانشهرها با افراد غیرمتخصص پیروز انتخابات شد. وجود شخصیت و طیف‌هایی با روحیه لمپنی و در اختیار داشتن رسانه‌های زرد، عرصه سیاسی کشور را غیرشفاف کرده است.
 
چرا باید فضای سیاسی کشور به سمتی رود که نامزدهای انتخاباتی چه در عرصه انتخابات ریاست‌جمهوری و چه در انتخابات مجلس و شورای اسلامی صرفاً باید در پشت عملکرد دیگران مخفی شوند و به صورت شفاف کارهایی که در طول مدیریت خود قصد دارند انجام دهند را بیان نمی‌کنند؟ برای مثال در انتخابات شورای شهر به صورت دقیق مشخص کنند چگونه قصد مدیریت شهر را دارند؟ رویکردشان به مدیریت شهری براساس کدام الگوی شهرسازی است؟ سابقه لیست‌ها و نامزدهای انتخاباتی و نگرش آنها به اداره شهر به صورت شفاف بیان شود.
 
چرا در انتخابات ریاست‌جمهوری باید شاهد دفاع برخی اقتصاددانان نهادگرا از عملکرد اقتصادی روحانی باشیم در حالیکه بیش از 30 سال است با دیدگاه اقتصاددانان حاکم بر دولت یازدهم مخالف هستند؛ نقاطی را برای رأی ندادن به رقبای روحانی برمی‌شمرند که در هفته‌های پایینی به صورت شدیدتری توسط خود روحانی بیان شد. چرا شفاف بیان نمی‌کنند که از یک سوی به دلیل اشتراکات سیاسی که با جریان اصلاحطلبی دارند و از سوی دیگر اعتقادی نیز به برنامه‌های اقتصادی هیچ یک از نامزدها ندارند از روحانی حمایت می‌کنند؟ البته به همین خاطر هست که در چند سال گذشته شاهد وحدت در جریان اصلاحطلبی و اختلاف در طیف‌های اصولگرا بوده‌ایم و وجود بخشی از این اختلاف در جریان اصولگرایی حاکی از بالندگی این جریان است. حداقل نشان می‌دهد در جریان اصولگرایی بیش از اصلاحطلبان، مشکلات کشور و برطرف کردن آن موضوعیت دارد و حاضر به هر وحدتی نیستند. نتیجه روحیه قدرت‌طلبی و سطحی‌نگری اصلاحطلبان ارائه لیست‌های ضعیفی در انتخابات‌های گوناگون شده است درحالیکه کسانی که خارج از لیست قرار گرفتند از کارایی و قدرت بیشتری برای مدیریت کشور برخوردار بودند؛ ولی ناکارآمدترین افراد مورد حمایت پدرخوانده‌های اصلاحات به ویژه خاتمی در نهایت قرار می‌گیرند. لیستی که پس از انتخابات موجب رسوایی سران اصلاحطلب شده است که هر کرسی آن تا دو میلیارد فروخته می‌شد؛ خبرهایی که در مورد لیست مجلس این طیف نیز شاهد بودیم. اگر در گذشته مراکز ثروت به سمت نامزدهای انتخاباتی و تطمیع آنها داشته‌اند ولی اصلاحطلبان بدعت تازه‌ای گذاشتند و  خود به سمت مراکز ثروت می‌روند و آنها را به عنوان نامزد انتخاب می‌کنند؛ به عبارتی عرصه سیاسی کشور را به سمت ترامپیزه شدن پیش می‌برند. 
 
البته خاطرنشان کنم نگارنده انتقاداتی نسبت به مدیریت قالیباف در مدیریت شهر تهران دارد ولی بر این باور هستم که عملکرد شورای شهر فعلی و شهردار آینده تهران نه تنها نقاط ضعف قالیباف را پوشش نخواهند داد بلکه نقاط قوت وی را نیز به همراه نخواهد داشت. 


 

 

 

 

دروپال طراحی سایت آموزش مجازی lms